باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 30 مرداد 1387 كاربران برخط 83 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
جنبش دانشجویی و جریان سوم روشنفکری
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: عماد - افروغ

منبع: هفته نامه - پگاه حوزه - 1382 - شماره 109

 
 

پس از جریان تنباکو و مشروطه، ما شاهد یک جریان مذهبی با تئوری ولایت فقیه هستیم؛ یعنی این جنبش صرفا یک جریان مذهبی (و نه ملی - مذهبی) بود. در واقعه 15 خرداد، روحانیت نقش اساسی در اجتماعی شدن این تئوری دارد و پس از آن ما شاهد تحول در جنبش دانشجویی هستیم که مبارزات استکبارستیزی دانشجویان با مبارزات دینی و مذهبی مردم پیوند می‏خورد.

با بیان تئوری ولایت فقیه (توسط امام)، ما شاهد ظهور یک ایدئولوژی جدید و زمینه پیدایش جریان دوم روشنفکری در ایران هستیم. (نقش کلیدی امام در شکل‏گیری جریان دوم روشنفکری). این جریان دوم بر خلاف جریان اول (غرب‏گرا)، اسلام‏گرایی، سنت‏گرایی، انتقادگرایی و بازگشت‏به خویشتن خویش را در دستور کار خود داشت. در اینجا می‏توان از جلال آل احمد و مرحوم دکتر شریعتی در این جریان نام برد.

جریان دوم روشنفکری البته شاخه شاخه شد و 2 جریان عمده آن یکی اسلام‏خواهی ناب بود و یک جریان دیگرش التقاطی بود که سازمان مجاهدین خلق را به ایدئولوژی مارکسیسم رساند؛ در این زمان است که شکل‏گیری انقلاب اسلامی، دقیقا مرهون جریان دوم روشنفکری است.

اما پس از انقلاب یک اتفاق ناگوار رخ می‏دهد و آن انتخاب مهندس بازرگان به نخست وزیری است که این قابل تامل و تحقیق است.

پس از جنبش دوم روشنفکری، جریان خودجوش 13 آبان و تسخیر لانه جاسوسی است که معتقد است، نظام‏سازی پس از انقلاب متناسب با آن آرمان‏خواهی و شور و حیات و ایدئولوژی شکل دهنده انقلاب نیست؛ در این جا یک سؤال مطرح است و آن اینکه مگر بازرگان چه کرده بود؟

جریان دوم روشنفکری معتقد بود که بازرگان، آن‏طور که باید با امریکا سرخصم نداشت و دارای روح انقلابی نبود و حتی با امریکا مذاکرات پنهانی هم داشت.

آیا فکر نمی‏کنید جریان فعلی ما تا اندازه‏ای شبیه به جریان 1358 و بازرگان باشد؟

آیا بوی مماشات و بوی تساهل و تسامح به مشام نمی‏رسد؟

حتی می‏خواهم بگویم: بعضا گفتمانی در عرصه رسمی کشور جریان دارد که به مراتب از گفتمانی که بازرگان مطرح می‏کرد، عقب‏تر است، بلکه به دوره اول مشروطه باز می‏گردد؛ یعنی یکبار دیگر ما عقب گرد کرده‏ایم.

به هر حال با وقوع 13 آبان ما شاهد یک تحول و یک شور و حیات در جنبش دانشجویی، پس از ماجرای 16 آذر بودیم. پس از این دوران، ما شاهد تشکیل انقلاب فرهنگی و جنگ تحمیلی و دیگر جریاناتی، همچون رحلت امام (ره) هستیم که در جنبش دانشجویی بی‏تاثیر نیست. من در اینجا باید بگویم، از اشتباهاتی که گریبانگیر جریان دانشجویی می‏شود، اتکای به قدرت دولتی است؛ دفتر تحکیم وحدت چون در انقلاب و تسخیر لانه جاسوسی دست داشته است، مطالبات خود را می‏طلبد و همین مطالبه‏طلبی، عامل پیدایش تشکل‏های جدید دانشجویی مثل جامعه اسلامی دانشجویان و... شد.

پس از این و در دوره دوم ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی، این جنبش ادامه می‏یابد که تکاپوی زیادی در این دوران ندارد و پیچیدگی‏های این دوران باید در جای خود بحث‏شود. در این زمان شاهد قرائت‏های مختلف از اسلام هستیم؛ قرائت‏هایی همچون اسلام مبارز به رهبری امام، اسلام رادیکال و تفکراتی شبیه تفکر شریعتی و اسلام لیبرال که به تفکرات بازرگان باز می‏گردد. اسلام سنت‏گرا و نیز پس از جنگ، شاهد شیوه حکومتی جدیدی به نام عمل‏گرایی هستیم که متاسفانه هنوز هم وجود دارد. به هر حال، این داستان تا جریان دوم خرداد ادامه می‏یابد.

اما پیش از پیدایش دوم خرداد، ما شاهد ایجاد تدریجی جریان سوم روشنفکری هستیم که نوعی بازگشت‏به جریان اول است و هنوز هم از آن می‏توان به سنت گریزی جدید، غرب گرایی جدید و اسلام ستیزی جدید نام برد. فرق جریان سوم با جریان اول روشنفکری این است که بانیان این جریان، عمدتا به جریان دوم روشنفکری تعلق دارند و به گونه‏ای در تسخیر لانه جاسوسی هم موثر بودند.

این جریان سوم روشنفکری که بعضا در قالب روشنفکری دینی مطرح می‏شود، در دسته‏بندی‏های خود، از روشنفکری دینی که آن را به سه دسته اصلاح گرا، انتقادی و گزینش‏گرا تقسیم کرده‏اند، یادآور همان دسته بندی جریان اول روشنفکری مشروطه است که از آن به جریان اصلاح طلب و اصلاح گرا یاد می‏شد.

اصلاح‏طلبی یک مفهوم مقدس است، ولی وقتی در یک بستر معرفتی لیبرالیستی قرار می‏گیرد. باید به منتقدین آن در رد این جریان حق داد؛ به هر حال، این جریان سوم روشنفکری در افرادی که زمانی جزو نیروهای انقلابی محسوب می‏شدند و در تسخیر لانه جاسوسی و در جنبش‏های دانشجویی نقش‏آفرین بودند و جزء تحکیم وحدت نیز بودند، پدید می‏آید و ما بار دیگر شاهد فاصله‏گیری از جنبش دانشجویی شدیم؛ یعنی برای اولین بار است که جنبش دانشجویی پس از سال‏های 63 به اینطرف، از ویت‏خود فاصله می‏گیرد و نه تنها دیگر جنبش دانشجویی نیست، بلکه دیگر آن خصایص خوب و مشترک استقلال‏طلبی، آزادیخواهی جمعی، استکبار ستیزی و عدالتخواهی که در 16 آذر، 13 آبان و نهضت ملی شدن نفت و جریانات انقلاب وجود داشت، وجود ندارد و این جریان سوم روشنفکری به سمت‏یک جریان سکولاریستی و لیبرالیستی رفته است و از روح حرکات و خیزش‏های دانشجویی کاملا فاصله گرفته است.

نکته‏ای که در اینجا باید یادآور شد این است که تمام این اشتباهات جنبش دانشجویی به علت وابستگی این جنبش به قدرت دولتی و به این علت است که این جنبش نمی‏تواند مستقل باشد تا بتواند به عدالت‏بپردازد.

 

    70 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   روشنفكري ديني (70)
●   روشنفکری (158)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:14/05/1387

تاريخ شمسی نشر:00/00/1382
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب