سوال این است که با توجه به تحولات زودگذر فرهنگی و دینی در جهان شیعه ایرانی در سنه های آینده چه نوع شیعه ای خواهد بود؟ آیا همین گونه باقی خواهیم ماند یا ماهیت شیعگی ما نیز همراه با زمانه عوض خواهد شد؟
پاسخ به این سوال را می توان از برآیند روندهای فعلی در میان شیعیان ایران جستجو کرد:
بطور کلی دو رویکرد اصلی در مورد آینده شیعگی ما وجود دارد: رویکرد اول رویکرد درون دینی است و ریشه در متون و نصوص شیعه درمورد آینده شیعیان دارد که بر این اساس شیعیان آخرالزمان را شیعیان عالم و دانا توصیف می کند. از امام صادق در اصول کافی روایت شده است که در آخرالزمان خداوند دست رحمت اش را بر سرمردم و شیعیان ما کشیده بگونه ای که می توانند ابواب مختلف از فهم و معرفت و علم را دریابند. بدیهی است که علم در مقابل جهل و خرافه قرار میگیرد.
رویکرد دومی برون دینی است و با توجه به روندهای فرهنگی سیاسی کنونی در جهان و دنیای شیعه و مخصوصا ایران این گونه تحلیل می کند که اعتقادات شیعیان ایرانی درحال دگردیسی است و همانگونه که عقاید شیعیان در ٢٠ سال گذشته با عقاید فعلی یکسان نیست عقاید ٢٠ یا ۵٠ سال آینده شیعیان نیز با اکنون متفاوت است. اما چه روندهائی در محیط پیرامونی وجود دارد که برخی را وامی دارد تا به این آینده بینی سوق پیدا کنند:
روند اول رشد و انفجار آگاهی های دینی از طریق رسانه های عمومی است . انقلاب اسلامی تاثیر زیادی در آگاهی دینی وعمیقتر شدن آن در میان شیعیان ایران داشته است. بمباران اطلاعات مذهبی چه از طریق مساجد و چه از طریق تلویزیون و رادیو و ورود منبر از تلویزیون به درون خانه های مردم و همچنین اکران برخی از فیلمها درخصوص مهمترین شخصیتهای شیعی باعث شده است تا آگاهی های دینی به نحو بارزی رشد و تغییر پیدا کند. این آگاهی دینی خواه ناخواه مقایسه ای بین ایده آل شیعه و آنچه که هست بوجود می آورد.
روند بعدی مقبول افتادن تکثر بردداشتهای دینی در جامعه ایران است. اینکه به عدد انفاس خلائق راههای رسیدن به خدا وجود دارد و یا صراط ها و راههای مستقیم وجود دارد باعث مقبولیت این نوع برداشت شده است. تکثربردداشتهای دینی حتی در حوزه های تقلیدی ما نیز مشاهده شده است بگونه ای که هم اکنون هر شهر و استانی برای خود یک مرجع تقلید بومی دارد در حالیکه در دوره بعد از شیخ انصاری تا کنون تمرکزگرائی در مرجعیت دینی حرف اول را می زد.
روند بعدی مربوط به جایگاه اخلاق دینی و غیر دینی است. ذائقه و برداشت مردم بر اساس تجربیات سالهای اخیر از نوع سلوک برخی از داعیه داران دینی نسبت به اخلاق دینی و یا اخلاق بماهواخلاق تغییر کرده است و بر این اساس معیار شیعه بودن و دین دار بودن نه توجه به ظاهر بلکه رجوع به اخلاق عملی و آنچه که ماهیتا خوب است سوق پیدا کرده است. هرچند ممکن است این اخلاق عملی ریشه دینی نداشته باشد. شیعه ایرانی هم اکنون سختگیری سابق خود را برای انطباق خود با موازین اخلاق دینی از دست داده است.
روند مهم بعدی که با رشد جمعیت کتابخوان و دانشگاهی همگون شده است افزایش عقلانیت و رویکرد عقلانی بدون نیاز به عقل شرعی به دین و شیعه است. بر این اساس بسیاری از نمادهای شیعه مانند امام حسین و امام علی نه بواسطه فوق بشری بودن و فراانسانی بودن بلکه بواسطه عقلانی بودن اعمال و رفتار آنها سنجیده و تحلیل و تبیین می شود.حتی پروژه عقلانی سازی حرکت امام حسین از نگاه سنتی (امام حسین شهید شد تا شفیع گنهکاران شیعه باشد) و نگاه انقلابی (شهادت امام حسین برای مبارزه باظلم و ستم بوده است)مقبولیت بیشتری یافته است که این نگاه در کتاب حماسه حسینی مطهری و شهید جاوید صالحی بارز است.قطعا روند تحولات به سمتی است که بسیاری از خرافات از چهره شیعه و فرهنگ حماسی آن پیراسته خواهد شد.
روند دیگر موج روزافزون رویکرد انتقادی و نقد معارف و اِلِمانهای شیعه از سوی طیف وسیعی از روشنفکران درس خوانده و حتی درس ناخوانده هست. بر این اساس بسیاری از امور و حقایق و نصوص شیعه به محک نقد( بعضا نقدهای ناروا) سنجیده می شوند ولی اخلاق پرسشگری و انتقادی بر روحیه جوان شیعه ایرانی حاکم شده است.
روند فکری دیگر در حوزه دینی مربوط به رشد اندیشه صوفی گرایانه در دین و یا به اصطلاح دین شخصی است که مروج اصلی آن برخی از روشنفکران سکولار می باشند. بر این اساس بعنوان نمونه القاء می شود نماز یا حجاب موضوعی شخصی است که انسان می تواند در عین نداشتن حجاب معتقد به انگاشته های و انگاره های شیعه نیز باشد. این رویکرد باعث رشد اجتهادات شخصی از متون دینی نیز شده است. اینکه باید به جوهر دین و نه پوسته دین توجه کرد و جوهر دین عشق به خداوند است و امثالهم از تبعات ترویج این گونه تفکر است.
روند دیگر در میان شیعیان ایران و جامعه استانی ما همسخنی شیعیان با معاییر و موازین حقوق بشری است. بر این اساس نگاه شیعیان بالذات به حقوق سنیان همسان با نگاه خودی است.همین گونه است نوع نگاه آنان به حقوق زن و.. این امر مخصوصا در سالهای اخیر وبعد از روی کارآمدن اصلاح طلبان رواج بیشتری داشته و بتدریج از مقبولیت بیشتری برخوردار می گردد. مهمترین پرچمدار این نوع نگاه در حوزه سنتی شیعه آیت الله شیخ یوسف صانعی است.
و آخرالامر این که ماهیت شیعگی و چگونه شیعه ماندن بتدریج راه خود را از قرائت رسمی و حکومتی جدا می کند بدین معنا که برخی از شیعیان نسبت به بهم پیوسته بودن نهاد دین و شیعه از سیاست بی تفاوت شده اند و اندیشه های شریعتی کم کم درحال رنگ باختن است.
بطور خلاصه شیعه آینده یک شیعه متفاوت از شیعه فعلی است. اعتقادات شیعه در آینده در هنگامه و نزاع فکری روشنفکران دینی- روشنفکران ملی و روحانیت سنتی - حکومتی و روحانیت نواندیش یاروحانیت سنتی غیرحکومتی تعیین خواهد شد. در میان نزاع آنان آینده شیعه را اینگونه تصور نمود که حقوق بشر را در اعتقادات خود می آورد و در عین نقاد بودن خود راهکار شیعه ماندن در دهه های آینده را در عقلانیت و بدور از خرافات و تعامل با دیگر ادیان و از جمله رجوع به سنت شیعی قبل از صفویه یعنی شیعه شیخ مفیدی جستجو می کند البته این عقیده آرمانی و خیالی نیست بلکه روندها حکایت از وقوع آن در آینده نزدیک ١٠ یا ٢٠ ساله دارد.
بیراه نیست اگر تصور کنیم درصورت تقسیم بندی مفهوم غالب شیعگی به سه دسته کلی شیعه ایرانی (آمیخته باسنتهای ایرانی)- شیعه عراقی( تمایزآشکار بین سنی و شیعه و ترویج تنفر از دیگر فرق) و شیعه لبنانی(عقلانی و علمی و حماسی و فرهنگی بودن شیعگی)- مفهوم شیعه لبنانی در آینده در جامعه ایران مقبولیت بیشتری می یابد زیرا هم با ادیان و فرق دیگر مدارای بیشتری دارد و درعین داشتن روحیه حماسی شیعه برتعامل با دیگر فرهنگها اصرار دارد و از خرافات سنتی ایرانیان و عراقیان نیز بدور است.