مريم(س) به طرف شرق بيت المقدس عازم شد؛ آن جا كه آرام تر بود و آفتاب پاك تر بر زمينش مي تابيد. مي خواست مدتي از مردم فاصله بگيرد و در خلوت به سر برد تا در مكاني خالي و فارغ از روزمره گي ها، با خدا راز و نياز كند؛ مي خواست جايي برود كه هيچ گوشه اش او را از ياد محبوبش غافل نكند. به آن جا هجرت كرد تا آنكه روحش آرام شد و توانست فرشته خدا را ببيند.
حضرت سليمان(ع) در مسجد بيت المقدس به مدت يك سال، دو سال و يا ماه ها اعتكاف مي كرد. آب و غذا برايش فراهم مي شد. مدتي از مردم دوري مي گزيد و فقط خدا را عبادت مي كرد تا روحش آرام شود.
ابراهيم و اسماعيل(ع) كعبه را بنا كردند و پيروان دين حنيف گرداگردش معتكف مي شدند.
رسول خدا(ص) در دهه آخر ماه رمضان، در مسجد معتكف مي شد. سالي به خاطر وقوع جنگ بدر، در ماه رمضان، رسول خدا نتوانست معتكف شود. آن حضرت در ماه رمضان سال آينده يك دهه را به عنوان همان سال اعتكاف نمودند و يك دهه به عنوان قضاي سال قبل.
فرصت تنها شدن
همه ما در لحظه هايي از زندگي به دنبال فرصتهايي براي تنها شدن هستيم؛ لحظه هايي كه فقط من باشم و خدا. يكي از اين فرصتها «اعتكاف»است. فرصتي كه به ما امكان مي دهد از روزمره گي ها فاصله بگيريم، همانطور كه مريم(س) فاصله گرفت، همان طور كه ابراهيم(ع)، اسماعيل(ع)، سليمان(ع) و محمد(ص) فاصله گرفتند.
از آنچه احاديث به ما مي گويد، مشخص است اعتكاف فقط مختص دين اسلام نيست، بلكه نزد همه پيامبران و در همه زمانها وجود داشته است.
از آنجا كه لازمه اعتكاف روزه گرفتن است، هر زماني كه شخص بتواند شرعاً روزه بگيرد، مي تواند معتكف شود. اعتكاف در دهه آخر ماه رمضان با آماده سازي انسان براي درك ليلة القدر و بهره برداري از فيض اين شبها بي ارتباط نيست. اما در حال حاضر، در كشور ما اعتكاف در سه روز ماه رجب(ايام البيض) بيش از اعتكاف در دهه آخر ماه رمضان رواج دارد. اين سه روز از دو منظر، حايز اهميت است: اول آن كه رجب ماه حرام است و اعتكاف در ماه هاي حرام فضيلت بيشتري دارد و دوم آنكه ماه رجب داراي فضيلت خاصي است و ماه بزرگي است. مردم حتي در جاهليت حرمت آن را پاس مي داشتند و اسلام بر احترام و منزلت آن افزود.
ديدنيهاي دو معتكف
امروز دومين روز از مراسم اعتكاف است. اگر بخواهم براي فريضه اي كه قرار است آدمها را زلال كند، صحبت كنم بايد بسيار بنويسم. مطمئناً پس از نوشتن باز هم نانوشته هايي باقي مي ماند.
پس بخوانيد، ديده هاي دو معتكف را در اين سه روز:
نفر اول: اولين باري كه به اعتكاف رفتم، 14 ساله بودم. اين مراسم آن قدر برايم لذت بخش بود كه چندين بار ديگر هم در مراسم اعتكاف شركت كردم. به نظرم، راست مي گويند اعتكاف نوعي حج كوچك است.
از او كه در حال حاضر دانشجوي رشته رايانه است، مي پرسم: براي چه در مراسم اعتكاف شركت كردي؟
مي گويد: اعتكاف بهترين فرصت است كه بتوانيم «ايده آل زندگي كردن»را تمرين كنيم. چون در اين سه روز همه شرايط عبادي زندگي روزمره تغيير مي كند. فاصله از همه چيز به ما امكان بهتر شدن را مي دهد، اما...
مي پرسم: اما چي؟ اين اتفاق خوب براي آدمهايي كه معتكف مي شوند، رخ مي دهد؟ مي گويد «نه، بعضاً اتفاقهايي آن جا رخ مي دهد كه مانع مي شود آدمها به طراوت لازم برسند. »
قبل از اينكه بپرسم مثلاً چه اتفاقهايي؟
مي گويد: «به نظر من آدمها بايد با آگاهي و معرفت دست به انجام كاري بزنند، بخصوص مسايلي مثل اعتكاف كه هدفهاي متعالي دارد. اما متأسفانه در مكانهايي كه اعتكاف برگزار مي شود، گاهي بي نظمي ديده مي شود كه حتي بعضي را از معتكف شدن پشيمان مي كند.
ادامه داد: بايد غير از انجام اعمال فردي، حلقه هاي معرفت در مساجد و مكانهاي محل اعتكاف ايجاد شود تا همه نتيجه بهتري بگيرند، اگر چه در اعتكاف دانشجويي اين اتفاق مي افتد، اما بايد در همه جا روح و ذهن معتكفين را آماده كرد.
وي افزود: بي نظمي هايي مثل كمبود جا، ازدحام و شلوغي و پذيرايي نامناسب، تمركز روحي معتكف را از بين مي برد. گاه اعمالي از طرف معتكفين مي ديدم كه متعجب مي شدم. مثلاً وقتي قرآنها را براي قرائت از جايگاه خود برمي داشتند، آنها را سرجايشان نمي گذاشتند، قرآنها در راه رفت و آمد قرار مي گرفت و به قرآن بي احترامي مي شد. اين مسايل ذهنيت منفي را براي بعضي ايجاد مي كند و مانع رسيدن به هدف اصلي اعتكاف كه همان اتصال دل با خداوند است، مي شود. وي به نكته ديگري اشاره مي كند و مي گويد: اگر بعد از اتمام مراسم اعتكاف، ماهانه جلساتي براي معتكفين بگذارند و فضاي روزهاي اعتكاف را براي آنان يادآوري كنند، حال و هواي اعتكاف تا روزهاي متوالي در آدمها باقي مي ماند و باعث ايجاد يك زندگي سالم مي شود.
بشنويد حرفهاي نفر دوم را:
«اعتكاف براي آن است كه آدمها از امور دنيايي فاصله بگيرند، اما متأسفانه بعضي تلفن همراهشان را مي آورند و آن جا هم كارهاي روزمره و خريد و فروشهايشان را انجام مي دهند. حتي گاهي معتكفين بر سر مسايل پيش پا افتاده اي مثل مكان و يا غذا با يكديگر بحث مي كنند. اگر چه اين عده قليل و اندكند و اكثر كساني كه در مراسم اعتكاف شركت مي كنند، ره صد ساله را يك شبه طي مي كنند. »نفر دوم ادامه مي دهد: «بسياري از افرادي كه در مراسم اعتكاف شركت مي كنند، آداب اعتكاف را نمي دانند. در يك مكان گروه هاي مختلف ديده مي شود، آدمهاي مختلف هم براي شركت در اين مراسم در مكانهاي مخصوص اعتكاف حضور پيدا مي كنند، كاستي هايي هست، اما همه چيز به شخص بستگي دارد كه چقدر بخواهد از اين فضا، مكان و شرايط بهره لازم را ببرد. اگر به دنبال بهره مندي از اين سه روز هستيم، بايد با آگاهي و معرفت در مراسم حاضر شد. به نظر من، بايد درخصوص چگونگي مراكز اعتكاف فرهنگسازي شود، تا بهره لازم برده شود. »
هنر با خدا بودن
سه روز اعتكاف، فرصتي است تا آدمها به مرحله اي برسند كه تصميم بگيرند در زندگي شان متحول شوند. در اين سه روز، برنامه جاري همه آدمها تغيير مي كند، خوردن، خوابيدن، تمايلات ذهني و شخصي روند ديگري را طي مي كنند. اين فضا به آدمها كمك مي كند تا براي ايده آل زندگي كردن، تمرين كنند. اين گفته هاي يك كارشناس است.
او مي گويد: براي آن كه سالم زندگي كنيم، بايد تا حد امكان و براي مدتي، از كار و امور روزمره فاصله بگيريم تا خود را به فضايل عادت دهيم و خوب بودن را تمرين كنيم. خوب بودن هم نياز به مراقبت دارد.
اين سه روز، فرصت خوبي است كه از خودمان مراقبت كنيم، اگر بتوانيم سه روز خوب باشيم، مي توانيم چهل روز خوب باشيم و بعد همه سالهاي زندگيمان را.
اين كارشناس ادامه مي دهد: نبايد از همه كساني كه معتكف مي شوند، انتظار داشت آگاهي كامل را نسبت به اين عمل داشته باشند، نمي توان هم به نهادي خرده گرفت، چرا آگاهي كامل را به مردم نمي دهد چون فرد معتكف بايد بر حسب روحياتش، روح و جسمش را براي استفاده بيشتر از اين عمل آماده كند. معتكف بايد هدفش خدا باشد، پس نبايد درگير مسايل مادي(حتي خود اعتكاف) شود. اما بعضاً مي بينيم آدمها حتي در اعتكاف هم مشغول يكديگر مي شوند. در اعتكاف نبايد به هيچ چيز و هيچ كس توجه كرد، چون حتي توجه به معتكفي كه توانسته به شرايط بهتر عبادت دست پيدا كند، ممكن است موجب ياس و نااميدي در فرد شود و همين ياس، آفت عبادت است. اعتكاف يعني خلوت انسان با خدا و اين ايجاد خلوت، خود نوعي هنر است.
بايد اين هنر را ايجاد كرد
وي همچنين مي گويد: اگر معتكف نتواند به هدفش در اين سه روز برسد، بخ جز خستگي و جمع اندكي ثواب كه به هر صورت ديگر هم به دست مي آمدند، چيزي نصيبش نخواهد شد.