ابتكارات ديپلماتيك با اهداف متنوعي شكل ميگيرد. برخي از فرايندهاي رفتار سياسي و بينالمللي معطوف به تحقق هدف خاصي است. در چنين شرايطي ديپلماسي ماهيت هدف محور پيدا ميكند.
اجلاسيه ژنو را ميتوان شكل ديگري از رفتار ديپلماتيك دانست. در اين اجلاسيه، نمايندگان ديپلماتيك كشورهاي گروه 1+5 اولين دور از مذاكرات هستهاي خود را با مقامات ايراني آغاز كردهاند.
اگرچه نتايج نهايي از برگزاري چنين اجلاسيهاي هنوز مشخص نيست اما واقعيت هاي سياسي و استراتژيك بيانگر اين است كه اين اجلاسيه را بايد گامي به جلو دانست.
تاكنون كشورهاي گروه 1+5 از الگوي تعيين پيش شرط حمايت به عمل آوردهاند. آنان بر اين اعتقاد بودند كه مذاكرات رودررو صرفا در شرايطي برگزار ميشود كه ايران نسبت به خواسته آنان در جهت تعليق فرايند غنيسازي اورانيوم متقاعد گرديده و از اين طريق زمينه براي محدودسازي توان استراتژيك ايران فراهم شود.
آنچه با عنوان مقامت مؤثر (Effective Resistance) در سياست خارجي ايران نامگذاري شده است، شرايط شكلگيري مصالحه در روابط متقابل كشورهاي گروه 1+5 با ايران را به وجود آورده و به اين ترتيب، نشانههاي تحقق ديپلماسي سازنده از طريق تداوم همكاريهاي ديپلماتيك را شكل داده است.
از سوي ديگر، بايد بر اين امر تاكيد داشت كه هرگونه مذاكرات ديپلماتيك به معناي تحقق سريع اهداف امنيتي ايران يا ساير كشورهاي 1+5 تلقي نميشود. ديپلماسي داراي كاركردهاي مختلفي است.
آنچه را كه ميتوان در ارتباط با كار «ويژهاي رفتار ديپلماتيك ايران – گروه 1+5» مورد توجه قرار داد، بايد براساس عبور از شرايط تعارضي دانست.
در فضاي سياسي موجود، كشورهايي همانند ايران، آمريكا و برخي از واحدهاي اروپايي نياز شديدي به مصالحهگرايي و تنشزدايي دارند. ديپلماسي ميتواند نماد مصالحهگرايي محسوب شود.
ايران و آمريكا طي ماههاي مي – ژوئن در فضاي تعارض اعلامي قرار داشتند. تعارض اعلامي به مفهوم بهرهگيري از واژههاي تهديدكننده تلقي ميشود. تغيير سياسي را ميتوان نمادي از نتيجه رفتار ديپلماتيك دانست.
حضور ويليام برنز در مذاكرات ژنو را ميتوان با عنوان نمادي از فضاي سياسي جديدي دانست كه در روابط ايران – آمريكا و همچنين در الگوهاي رفتاري ايران با جامعه بينالمللي شكل گرفته است.
در فضاي موجود نشانههاي تغيير در سياست كشورهايي كه در صدد محدودسازي همه جانبه ايران بودند، فراهم شده است. اما اين تغييرات مرحلهاي خواهد بود.
هنوز اختلاف نظر بين ايران، آمريكا و ساير كشورهاي مؤثر بينالمللي در ارتباط با سياستهاي هستهاي وجود دارد. ايران تلاش دارد تا اهداف خود را در چارچوب شفافسازي بينالمللي پيگيري نمايد.
اين امر به معناي تداوم فعاليتهاي تكنيكي در چارچوب آژانس بينالمللي انرژي اتمي است. پيگيري اهداف استراتژيك ايران از طريق ديپلماسي و در روند اقدامات مرحلهاي و گام به گام تحقق مييابد.
ديپلماسي سازنده به مفهوم تلاش مرحلهاي در جهت تحقق اهداف استراتژيك است.