جـهـــان هــمــچـنــان در شگفت است كه ديميتري مدودف يا ولاديمير پوتين كدام يك رياست روسيه را بـرعـهـده دارنـد. زمـاني كه رهـبـــــران هـــشـــــت كــشــــور صـنـعـتــي جـهــان بـا رئـيـس جـمـهور جديد روسيه در ژاپـن ديـدار كـردنـد، شـايد همگي اين سوال را در ذهن داشتند كه آيا ما با رئيس جـمـهــور روسـيـه صـحـبـت مـــيكــنــيـــم؟ آيـــا ديـمـيـتــري مــدودف كــه جــرج بـوش رئيس جمهور آمريكا وي را فردي زيرك خوانده است رئيس جمهور واقعي روسيه است يا اينكه او هنوز عروسك و بازيچه دست پوتين است؟ مدودف در اجلاس گروه هشت كشور صنعتي جهان موسوم به جي هشت رفتاري ميانهرو و همسو با خط مشي تعريف شده پوتين داشت. وي در گفتگو با گوردون براون نخست وزير انگليس به نظر نميرسيد كه موضع موافقي با پوتين در قبال انگليس بر سر موضوعاتي نظير بسته شدن دفاتر كنسولگري انگليس در روسيه و قتل الكساندر ليتويننكو در لندن داشته باشد. اگر بگوييم كه مدودف در ديدار با براون به عنوان يك تصميم گيرنده مستقل عمل كرد، اين موضوع صحت دارد. با توجه به اينكه قدرت در روسيه همچنان در دست پوتين است، اين مسئله چندان شگفتانگيز نيست. پوتين به عنوان نخست وزير روسيه اهرم اصلي قدرت، موسسات دولتي و تلويزيون اين كشور را در كنترل دارد. او از مدودف مشهورتر است. مقامات كرملين، پوتين را رئيس مينامند و به مدودف با نام كوچك <ديما> يا <داما> اشاره دارند. اما مدودف را بايد چيزي فراتر از سايه پوتين دانست. بالاخره او گزينه پوتين به عنوان جانشين بالقوه وي بوده است. شناسايي اين جانشين به اقدامات شخصي پوتين بستگي دارد. اكثر ناظران بر اين عقيدهاند كه ساختار دوگانه قدرت در روسيه بخشي از يك انتقال قدرت است. اكنون سوال اصلي اين است كه آيا اين انتقال قدرت، بازگشت پوتين به كرملين است و يا بازنشستگي وي از قدرت؟ پوتين همچنان فرصت بازگشت بـه قـدرت در سـمـت رئيس جمهوري را دارد. امـــــــــا شـــــــــايـــــــــد او ايـــــــــن پست را قبول نكند. در عين حال اين مسئله هم امكان پذير است كـه او بـه تدريج قــدرت را كــنــــــار بـــگــــــذارد و مــــدودف را مـسـئول قدرت بداند. اگر او مي خواست در كــرمـلـيــن بــاقــي بـمـانـد، مـي تــوانـســت هـمـچـنــان رئـيـس جمهور بماند. هيچ چيز نـمــيتــوانـســت مـانـع وي در راستاي تـغيير قانون اساسي روسـيــه بــراي فــراهــم كــردن دوره سوم رياست جمهوري خـود شود. پوتين همچنين هيچ تمايل آشكاري را نسبت به سمت جديد خود نشان نداده است. او هفته اي يك مرتبه به دفتر خود مي رود و اغلب وي در تلويزيون بسيار كسل و ناراحت به نظر مي رسد. آنهايي كه در گذشته با پوتين كار كرده اند، مي گويند پوتين اكنون يك زندگي مجلل را به مسائل ديگر ترجيح مي دهد، بنابراين چرا او هنوز قدرت را ترك نكرده است ؟ از يك سو مي توان گفت كه خطرات امنيتي براي او و اطرافيان نزديك وي بسيار زياد است. او در دفتر خود از امنيت بيشتري برخوردار مي باشد. سمت نخست وزيري نوعي امنيت را براي پوتين و دوستان وي به همراه دارد، فشارهاي داخلي نيز وجود دارد. تورم به بيش از 15 درصد رسيده است و بهاي مواد غذايي به سرعت در حال افزايش است. ثبات اقتصادي كه پوتين به آن مغرور بود اكنون بسيار شكننده به نظر مي رسد. يكي از دلايل تورم رو به رشد روسيه اين است كه دولت پول را به سمت موسسات دولتي سوق داده است. اما مشكل بزرگتر اين است كه اقتصاد روسيه كه با فساد در زير ساخت ها و نيروي كار ناكافي دست و پنجه نرم مي كند، نمي تواند افزايش مصرف و درخواست براي سرمايه گذاري را برآورده سازد. افزايش قيمت ها اكنون به بزرگترين نگراني روس ها تبديل شده است؛ اگر چه آنها هنوز دست به برگزاري تظاهرات نزدهاند. مردم روسيه به خاطر نگراني از آشوب اقتصادي ترجيح ميدهند به جاي پس انداز، پول خود را خرج كنند. ثبـــــات اقتصادي نسبت داده شده به پوتين شكننده است. يك بررسي از قشـــــر متوسط روسها نشان ميدهد كه نيمي از راي دهندگان روس وضعيت فعلي را با ثبات نميدانند و اكثر آنها براين باورند كه ثبات اقتصادي با دوام نخواهد بود. مردم روسيه به رغم افزايش درآمد، احساس ميكنند كه سطح زندگي آنها پيشرفت نداشته است و اكثريت قابل توجهي از آنها در برابر فساد آژانسهاي دولتي احساس آسيبپذيـــــــري ميكننــــد. پوتين و مدودف به خوبي ميدانند كه سيستم فعلي از سرمايه اوگيلارشهاي تازه به دوران رسيده حمايت نميكنــــــد و در عيــــــن حال هيچ فضــــــاي مطمئني براي رشد به وجود نخواهد آورد. اين مطلب شايـــــد توضيحي بــــــر صحبتهـــــاي مدودف مبني برلــــــزوم مدرنيزه كردن سيستم اقتصادي روسيه و حمايت از حاكميت قانون باشد. اين اظهارات به معناي آن نيست كه مدودف از پوتين فاصله ميگيرد بلكه نشانه اين است كه آنها با هم موافق هستند. مدودف اكنون وظيفه سنگيني را برعهده دارد. او در تلاش براي همسو كردن و برآورده ساختن انتظارات و در عين حال از دست ندادن كنترل امور است. اما پوتين با حضور در قدرت به عنوان نخست وزير روسيه دستكم از فرصتي براي اصلاح ميراث حكومت خود برخوردار است. كنارهگيري پوتين از قدرت مي تواند بهترين گزينه براي او باشد.