| ولايت و خاندان
در شامگاه هفتم محرم سال 1313 ق. متولد و 17 مرداد سال 1354 هجري شمسي به رحمت ايزدي پيوست
اصالتاً اهل مدينه منوره و از فرزندان امام علي بن الحسين عليه السلام بودند
در اواخر قرن يازدهم ق. در پي دعوتي بود که از جانب شيعيان آذربايجان از ايشان شد از مدينه به ايران هجرت كردند
خاطره ها
آية الله ميلاني که عمري در طريق معرفت الهي گام زده بود به مقام و منزلتي عالي در صفاي نفس و طي مراحل سلوک رسيده بود که خاطرات بعضي بزرگان مزيد اين مي باشد.
الف - خواب آية الله اراکي
يکي از فرزندان آية الله ميلاني از مرحوم آيه الله اراکي نقل مي کند:
جمعه شبي در حرم مطهر حضرت ثامن الائمه عليه السلام بيتوته کرده بودم. بعد از نماز صبح به حضرت التماس کردم که يکي از اولياي خودت را به من معرفي کن !
آمدم منزل و خوابيدم. يکي در خواب به من گفت: پا شو که يکي از اولياء الهي مي آيد! بيدار که شدم ديدم خانم سماور را روشن کرده است. گفتم: حالا که زود است و وقت چاي نيست ! گفت: در خواب به من گفته شد پاشو سماور را روشن کن که يکي از اولياءالهي مي آيد! در اين حال بود که در زدند وقتي در را گشودم ديدم آيه الله ميلاني است.
ب - جراح مسيحي
دکتر مسيحي پرفسور (برلون) در سال 1282 ق. يکي از جراحان تيم پزشکي آية الله ميلاني است و خاطره هايي از آية الله ميلاني نقل کرده و سپس آن را عامل مسلمان شدن خود مي داند.
((من پس از عمل جراحي سيد، پيش از آن که ايشان از حالت بيهوشي بيرون بيايند مراقب بودم که وقتي به هوش مي آيد چه مي گويد (چرا که اين مرحله از نظر پزشکان مرحله حساسي است، شايد بيمار بعضي از اسرار زندگيش را هم بگويد) ايشان آرام حرکت کرد و در حالي که درآن لحظه نيز خدا خدا مي گفت و با پروردگارش راز و نياز مي کرد. من تحت تاثير اين صحنه شگفت به حقانيت آيين اسلام پي بردم و بدان گرويدم.))
جالب اينکه دکتر برلون پس از گرويدن به اسلام وصيت کرده بود، او را پس از مرگ در شهر مقدس مشهد دفن کنند که اکنون آرامگاه وي در قبرستان خواجه ربيع شهر مقدس مشهد است. به برکت نفس مسيحايي آيةالله ميلاني دو نفر ديگر نيز از مسيحيت به آيين اسلام گرويدند که شرح آن در ((نامه کيورکي)) و زنش خانم ((رافيک اسلانيان)) در حضور سيد مسلمان شدند. و با پيشنهاد ايشان اسم آقا به ((علي)) و خانمش نيز به ((فاطمه)) تغيير کرد.
احياي حوزه مشهد
نهم ذيحجه سال 1373 ق. (1334 ش) آيه الله ميلاني جهت زيارت امام علي بن موسي الرضا عليه السلام وارد شهر مشهد گرديد و در خانه آيه الله حاج شيخ علي اکبر نوغاني (از علماي بزرگ مشهد) اقامت گزيد. از آن پس رسالت عظيم وي که بکار بستن تجربه چندين ساله تدريس و تربيت در حوزه هاي مختلف تشيع بار ديگر در حوزه علميه مشهد بود آغاز مي شود.
در آن زمان حوزه هاي علميه مشهد آنگونه که بايد رونق نداشتند. از سال 1314 شمسي به دنبال مبارزات روحانيون مشهد با حکومت رضا خان، اين حوزه نيز مانند ديگر حوزه هاي علميه سراسر کشور مورد تهاجم قرار گرفته بود و پس از حادثه خونين قيام گوهرشاد روحانيون بزرگي همچون آية الله حاج آقا حسين قمي تبعيد و ميرزا محمد آقازاده پس از زنداني شدن به اسارت رسيده بود. و بسياري از علماي معروف ديگر اين شهرستان دستگير و يا تبعيد شده بودند. بر اثر اين حوادث و نيز بر اثر سختگيري عمومي دولت درباره لباس روحانيونت شور شوق علمي حوزه علميه مشهد به رکود و سردي گراييده بود. و مدارس بزرگ و معروف مشهد در تصرف ادارات و اوقاف حکومت وقت بود و اين فترت و رکود تا سال 1373 ق. که آية الله ميلاني در اين شهر تصميم به اقامت مي گزيند ادامه داشت.
اصلاح وضع حوزه علميه مشهد و شکوفايي بخشيدن به دروس مدارس ديني و علمي در اين شهر چيزي است که با اقامت آية الله ميلاني انجام گرفت.
آية الله خامنه اي (رهبر معظم انقلاب اسلامي) در اين باره مي فرمايد:
((... ما ديديم که مرحوم آية الله ميلاني از کربلا که نزديک نجف بود آمدند تا مشهد و يک حوزه علميه بزرگي را بوجود آوردند... اين يک واقعيت است... از برکت الهي براي حوزه علميه مشهد وجود آية الله ميلاني بود.))
نخستين گام اصلاحي آيه الله ميلاني در حوزه علميه سامان بخشيدن به دروس بود که بعدها اثرات آن در مراکز ديني و فرهنگي ديگر نيز نمايان گرديد.
آية الله ميلاني چون دريافته بود که منشاء پراکندگي علماي اين شهر در طول سالهاي گذشته در فقدان اساتيد پرمايه در اين سامان نهفته است بدان جهت نيز ابتدا اساتيد پرکار و شايسته را جلب اين حوزه نمود و خود نيز بر کرسي تدريس نشست. درس خارج اصول و فقه ايشان که در مسجد گوهرشاد داير مي شد در شکوفايي دروس حوزه نقش بسزايي داشت و به مرور زمان علماء را در اين شهر تمرکز مي بخشيد. وي تحول شگرفي نيز در خصوص روش آموزشي دروس پديد آورد که اساسي ترين آن طرحي بود که به نابساماني و بي نظمي حاکم بر مدارس ديني پايان داد و به حوزه علميه مشهد جان تازه اي بخشيد. برنامه هاي درسي ايشان که بر حسب استعداد محصلين علوم ديني تنظيم گرديده بود، در پنج مرحله به شرح زير اجرا مي شد:
مرحله اول؛ دوره مقدمات، که شامل ادبيات عربي، صرف و نحو و تجزيه و ترکيب، منطق، خط، املاء و انشاء، رياضيات، حفظ قرآن، دعاهاي وارده و احاديث اخلاقي مي شد و به مدت سه سال طول مي کشيد.
مرحله دوم؛ اين دوره نيز سه سال استمراد مي يافت و شامل: معاني، بيان و بديع، اصول، فقه در حد معالم، فقه در حد شرح لمعه، عقايد در حد شرح لمعه، عقايد در حد باب حادي عشر و تاريخ مي شد.
مرحله سوم؛ که دوره پنج ساله بود. طلاب در اين مرحله به تعليم ((رسائل))، ((کفايه)) در اصول، مکاسب در فقه، شرح تجريد در اعتقادات، آشنايي به اديان و مذاهب و تفسير مي پرداختند.
مرحله چهارم؛ دوره چهار ساله تخصصي فقه و اصول بود که در مدرسه امام صادق داير مي گرديد.
مرحله پنجم؛ تخصص در ساير علوم اسلامي بود که طلاب به حسب ذوق خود وارد اين مرحله گرديده و به مطالعه و تحقيق مي پرداختند.
وي طلاب متعهد را ياري مي نمود و در همه اين مراحل، امتحانات ماهانه و سالانه و ارتقاء رتبه و حضور و غياب و کنترل کيفيت دروس نيز با جديت پيگيري مي شد.
گامي در امر تبليغ
آية الله ميلاني همواره مي گفت:
((روزگاري که فساد و بي ديني در همه جاي عالم پا گرفته، نبايد طلاب ايام تعطيل را در حجره هاي مدارس سپري کنند))
اين بود که براي تعطيلي روز پنج شنبه و جمعه حوزه نيز برنامه تبليغ احکام اسلام را قرار داده بود، بدين نحو که طلاب در اين دو روز به شهرهاي نزديک و روستاهاي اطراف مشهد اعزام شده و به تبليغ احکام و معارف اسلامي مي پرداختند، و در عين حال مشکلات روستائيان را در جهت نداشتن مسجد، حمام و امثال اينها به اطلاع ايشان مي رساندند، وي براي برپار شدن برنامه هاي تبليغي طلاب به آنها توصيه مي کرد: که حتما - دعاي کميل را شب جمعه و دعاي ندبه را در صبح آن بخوانيد! - مردم را به اهل بيت عصمت و اما عصر (عج) متوجه سازيد - با حسن اخلاق که نمايانگر اخلاق اسلامي است، با مردم رفتار کنيد! - وقتي وارد عمل تبليغ مي شويد بيشتر با فقرا و ضعفاي مردم همنشين با آنها مانوس شويد.))
شخصيت جهاني
در طول مرجعيت آية الله ميلاني بويژه در سالهاي اقامتش در مشهد مقدس شخصيتهاي بزرگي از کشورهاي مختلف اسلامي به ديدار ايشان شتافته اند شخصيت جهاني اين فقيه بزرگ موجب گرديده بود که علماي شيعه بزرگان اهل تسنن نيز براي گفتگو و مشاوره در مسائل مهم مذهبي رهسپار ايران شده و از نزديک از نظرات ايشان آگاهي يابند.
در سال 1380 ق. 1339 ش. شخصيتي به نام (بوي) از دارالتقريب بين المذاهب الاسلامي در قاهره شيخ محمد تقي از جامع الازهر با آية الله ميلاني ديدار کرد و لوحي نيز که در آن فتواي علامه شيخ محمود شلتوت در رابطه با جواز عمل به مذهب تشيع نوشته شده بود تقديم ايشان نمود.
دکتر شيخ محمد ضحام با جمعي از اساتيد علوم اسلامي جامع الازهر و شيخ خليل حصيري قاري به همراه سفير وقت مصر در ايران در سال 1350 ق. از مشهد ديدن کرده و در اين سفر به ديدار آية الله ميلاني نيز نايل آمدند.
در سال 1382 ق. شيخ علامه شيخ محمد جواد مغنيه ضمن سفر به مشهد با آية الله ميلاني نيز ملاقاتي داشت. در سال 1382 کاردار سفارت روسيه (ويکتور - اسيولينکوف) به نيابت از آقا ضياء الدين خان رئيس اداره دينيه مسلمانان آسياي ميانه و قزاقستان با آية الله ميلاني ملاقات کرد و ضمن دعوت از ايشان براي ديدار از کشورهاي اسلامي واقع در آسياي ميانه، نظر شرع مقدس را در مورد خدمت در ادارات روسيه که مشروط بر قبول مدام کمونيسم بود خواستار شده است. علامه شيخ محمد جوادالشري در سال 1381 ق. به زيارت مرقد مطهر امام علي بن موسي الرضا عليه السلام نايل شد و در ضمن با آية الله ميلاني نيز ديدار کرد در اين ملاقات علامه الشري از وضعيت شيعيان و مسلمانان کشورهاي اسلامي بويژه شيعيان آمريکا گزارشي تقديم آية الله ميلاني کرد.
در نهضت اسلامي ايران
فرزانگان و بزرگان نيز در مسير به بار نشستن خون شهدا، آسايش و آرامش را بر خود حرام کرده و مردانه در مقابل نظام ستم شاهي قامت بستند آية الله ميلاني از جمله اين رادمردان خط مقدم مبارزه بود که در شکل گيري نهضت بزرگ نقش بسيار مؤ ثر و اساسي داشت. وي که در آن سالها از مراجع بزرگ تشيع بود، با پيامها، نامه ها و اعلاميه هايي که خطاب به دولت وقت و ملت ايران صادر مي کرد، در هدايت و حرکتهاي مردمي عليه رژيم شاه نقش عمده اي به عهده داشت در اين مختصر به نقش ايشان در شکل گيري انقلاب اسلامي اشاره مي شود.
ايشان در برابر لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي بشدت مقابله کرد، در اين خصوص در قسمتي از نامه ايشان آمده است:
... وظيفه خود مي دانم با استمداد حضرت بقيه الله ارواحنا فداه براي سومين بار صريحا اعلام بدارم تصويبنامه دولت شما در مورد انجمنهاي ايالتي و ولايتي با عدم رعايت شرط اسلام در انتخاب شوندگان، و تبديل قسم قرآن مجيد، به قسم به کتاب آسماني، ملت مسلمان ايران و خاصه علماي اعلام را بي نهايت خشمگين ساخته است...
تذکر مي دهم، به حکم موازين شرعي و احترام به افکار و معتقدات ملت مسلمان ايران لازم است هر چند زودتر تصويبنامه مزبور را لغو و براي اطلاع عموم اعلام نمايد.
همچنين در قسمتي از نامه ديگر ايشان که در نوزده سال 41 ش. انتشار يافته مي خوانيم:
هم اکنون جمعي از علما و رجال متدين و استادان و دانشجويان دانشگاههاي مملکت در زندان به سر مي برند. از هر طرف ابتلا و فقر و گرسنگي ملت ما را تهديد مي کند. بيکاري و فساد و تجاوز عمال حکومت به حقوق انساني افراد، نقطه اي را خالي نگذاشته. تنها چيز که مورد توجه نيست حقوق ملت و مصالح آنهاست ! معلوم نيست تاکي مهلت پيدا کنند و عاقبت کار به کجا برسيد. !
پس از هجوم وحشيانه مزدوران يهودي به مدرسه فيضيه آية الله ميلاني در پيامي پرده از چهره کريه حاکمان وقت ايران برداشت، او در ضمن پيام خود چنين نوشت:
... ما از حمله و يورش چنگيزانه، به ساحت حوزه علميه قم گذاشتيم ! از حبس و زجر رجال ديني و ملي گذشتيم ! از حمله به دانشگاه و مراکز علمي ملت و سلب هر نوع آزادي فردي و اجتماعي چشم پوشيديم ! از دزدي و فساد و تباهي و تجاوز به مردمان صالح و تقويت دزدان و خيانتکاران گذشتيم ! از برادرکشي هايي که در نقاط مملکت ترتيب داده اند، صرف نظر کرديم ! اين ننگ را کجا ببريم که مملکت اسلامي ما را دارند پايگاه اسرائيل و صهيونيست مي کنند، و نيز افرادي را که با آنها همدست اند، در راءس کارها قرار مي دهند...
آية الله ميلاني در سفري به تهران، ماهيت نهضت علماء و مردم را چنين بيان مي کند.
... من در اين مسافرت به جد خود حضرت سيدالشهداء عليه السلام تاءسي کرده از جوار امن ثامن الحجج عليه السلام به تهران آمدم. تا به دنيا اعلام کنم اين قيام و نهضت به هيچ وجه صورت ارتجاعي ندارد بلکه نهضتي است که ملتي مسلمان براي مقابله حکومت هاي جابرانه، با پيشوايي مقامات عاليه روحاني تعقيب مي کند. هدف ملت مسلمان ايران اين است که بيش از اين به مصالح دنيايي و ديني آنان تجاوز نشود. بايد حکومت مردم را به مردم سپرد و حق مردم را بايد به خودشان واگذار کرد.
ارادت به امام خميني
اخلاص و ارادت آية الله ميلاني به امام خميني بر کسي پوشيده نبود چنانچه در نامه اش خطاب به امام خميني در دوران تبعيد امام در ترکيه مي گويد: ((خوشا به سعادت آن سرزمين که حضرتعالي در آن تشريف داريد)) اما در کنار اين آنچه بيشتر جالب توجه است ايشان اخلاص و ارادتش با انگيزه و جهت دار بوده و به جهت مصالح مسلمين از ايشان همواره پشتيباني کرده است. در اين خصوص به خاطره شهيد سعيدي گوش مي سپاريم:
... روزي آية الله ميلاني هنگامي که نزدشان نام امام خميني برده شد فرمودند: سلام الله عليه... پس عده اي به آية الله اعتراض کردند. ايشان فرمودند: ساکت باشيد فلاني ! اينجا مسئله تقليد در بين نيست که گفته شود فلاني اعلم است يا من ؟ اينجا بحث رهبري است و چنين نيست که هر مجتهدي لياقت رهبري داشته باشد، لياقت رهبري را تنها فقيه سياستمداراي داراست که عالم به زمان خويش باشد و در راه خدا از ملامت ملامتگران هراس نداشته باشد و اکنون اين مشخصات در کسي جز آية الله خميني نيست...
وقتي به هوش مي آيد چه مي گويد
پرفسور " برلون "، پزشک وجرّاح مسيحي مذهب در سال 1382 ه. ق يکي از جرّاحان تيم پزشکي مرحوم آيت الله العظمي سيّد محمّد هادي ميلاني (ره) خاطره هائي از آن مرجع تقليد جهان تشيّع نقل نموده ازجمله عامل مسلمان شدن خودرا ايشان مي داند ودر اين خصوص چنين تعريف مي کند:
" من پس از عمل جرّاحي سيّد، پيش از آنکه ايشان از حالت بيهوشي بيرون بيايند مراقب بودم که وقتي به هوش مي آيد چه مي گويد (چرا که اين مرحله از نظر پزشکان مرحله حسّاسي است، شايد بيمار بعضي از اسرار زندگيش را هم بگويد) ايشان آرام حرکت کرد، درحالي که درآن لحظه نيز خدا خدا مي گفت و با پروردگارش رازونياز مي کرد، من تحت تأثير اين صحنهءشگفت انگيز به حقّانيّت آئين اسلام پي بردم و بدان گرويدم. "
جالب توجّه آنکه "دکتر برلون " پس از گرويدن به اسلام وصيت کرده بود اورا پس از مرگ در شهر مقدس مشهد دفن کنند که اکنون آرامگاه وي در قبرستان خواجه ربيع قرار دارد.
همچنين به برکت نفس مسيحائي مرحوم آيت الله ميلاني دونفرديگرازمسيحيان نيزبه آئين اسلام گرويدند که شرح آن در " نامهء آستان قدس " چنين آمده است:
" " آقاي کيورکي " و همسرش خانم " رافيک اسلانيان " در حضور سيّد مسلمان شدند. و با پيشنهاد ايشان اسم آقا به " علي " و خانمش نيز به " فاطمه " تغيير کرد. "
خدمات ماندگار
آية الله ميلاني با همه اشتغالات خود در مسند مرجعيت و زعامت حوزه هيچگاه از مشکلات مردم غافل نشده است: به بعضي از تلاشهاي ايشان تنها اشاره مختصر مي شود.
1. او پس از زلزله سال 1347 ش. در جنوب خراسان (منطقه کاخک) مردم را براي بازسازي و کمک به آوارگان بسيج کرد و بارها طلاب را جهت کمک به مردم به اين شهر اعزام داشت. مي گويند براي مردم بي خانمان خانه ها ساخت و حتي سند به آنها نوشت.
2. در بازسازي مسجد هامبورگ آلمان نقش بسيار مؤ ثري را ايفاء کرد و در اعزام آية الله شهيد بهشتي به آنجا تلاش زيادي کرد. ايشان علاوه بر کمک به مسجد امام علي هامبورگ به مسلمانان و انديشمندان اروپا کمک مي کرد تا در نشر اسلام جدي باشند.
3. بازسازي مدارس علمي مشهد و مدرسه حقاني قم و کمک به ايجاد چندين مدرسه ديني در شهرستانها و دهها کار خير براي مسلمانان ايران و ساير کشورهاي اسلامي.
|