باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز دوشنبه 2 فروردين 1389 كاربران برخط 96 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
مردن ديگر(1)
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ
تحليل انتقادي قرائت‌هاي مختلف از مفهوم شهادت


 
   ● نويسنده: سيد عبدالحميد - ضيايي

منبع: هفته نامه - خردنامه همشهري - 1387 - شماره 25، فروردين و ارديبهشت - تاريخ شمسی نشر 00/01/1387

 
 

مفهوم شهادت، امري هرمنوتيكال و ابعادين است و اين وصف ويژه باعث شده كه منشأ تفاسير، قرائت‌ها تلقي‌ها و تاويل‌هاي متنوع و متعدد واقع شده و معروض كنكاش‌ها و پنداشت‌هاي گوناگون – از پوزيتيويستي و تحصل‌گرايانه محض گرفته تا متافيزيكي و ماوراي طبيعي – قرار گيرد. پيش از ورود به بحث، پژوهشگر خود را از طرح 2 سؤال ناگريز مي‌بيند: با توجه به سير و صيروت تاريخي تفكر و تقرر ظهوري آن در شمايل ليبراليسم معرفتي و بروز فلسفه‌هايي كه پيش فرض تعقل را عدم تعلق دانسته و نوعي نامحدود گرايي و پرهيز از انحصار طلبي معرفتي در آنها ديده مي‌شود، آيا پرداختن به مبحث شهادت و مفاهيم مشابه آن كه واجد اوصاف ايدئولوژيك است، منجر به فرو غلتيدن در دام ايدئولوژي زدگي نخواهد شد؟ به ويژه اينكه دوره معاصر را فيلسوفان متأخر، عصر غروب بت‌ها و مرگ ايدئولوژي‌ها ناميده و به صراحت از تزلزل ما بعد الطبيعه‌هاي جامع و فرار روايت‌ها (Metanarratives) سخن در ميان آورده‌اند. از سوي ديگر آيا بسط و شيوع مفاهيم مدرني از قبيل تساهل، مدارا و حقوق بشر، موجب تهديد و تحديد اين مفاهيم و تقليل (Reducion) و فرو كاستن آنها و نيز مغالطه و خلط جدي اين مسائل با خشونت و تروريسم نخواهد شد؟ پرسش‌هاي ديگري نيز در اين ميان رخ مي‌نمايد از جمله اينكه آيا مقوله شهادت و مفاهيم مشابه آن، با لحاظ شأن متافيزيكي و غير معرفتي آنها، قابل طرح و ايضاح در حوزه‌هاي جامعه شناسي، روان شناسي و … هستند يا نه؟ علاوه بر اين در عرصه پژوهش‌هايي از اين دست، موانع خرد و كلاني نيز رخ مي‌نمايد؛ طرح مطالعه علمي جنگ، قبل از قضاوت درباره آن، باعث انگيزش مقاومت‌هاي پنهاني مي‌شود و اين پديده شگفتي نيست. آيا جنگ، عرصه هراس‌هاي مقدس نيست و به تعبير گاستون بوتول، آيا مطالعه جنگ، همان گونه كه سابقاً مطالعه رعد و برق براي عالمان ناپاك علوم طبيعي بود، ممنوع نيست؟ جنگ نوعي بيماري مسري اجتماعي است و براي نيل به صلح طلبي علمي به ناگزير بايد به شناخت عيني پديده جنگ نائل آييم. در اين پژوهش، كوشش بر آن است تا پس از تبيين اجمالي پديده دفاع مقدس و ويژگي‌هاي آن و رويكردهاي مختلف نسبت به آن ( و اساساً مسئله‌اي به نام جنگ)، مفهوم شهادت را كه معروض تلقي‌ها و قرائت‌هاي متعدد و متنوعي واقع شده است، در معرض تحليل و مقايسه قرار دهيم.


 


جنگ و صلح در نگاه فيلسوفان


در تحليل فلسفي اين مبحث، عمده‌ترين پرسش‌هاي مطرح شده را مي‌توان به شرح ذيل صورت‌بندي كرد:


الف) پديده شناسي مفهوم جنگ و اينكه آيا اساساً جنگ پديده‌اي نامطلوب و شوم بوده و صلح، ارزشي مطلق كه پيوسته بايد در پي آن باشيم يا اينكه جنگ نيز در حيات بشري، ضرورتي ناگزير و اجتناب‌ناپذير بوده و واجد كاركردهاي مثبتي نيز هست.


ب) آيا تمامي اقسام جنگ نامطلوب و منفور است يا اينكه با لحاظ انگيزه‌ها، نتايج، ابزار و شيوه جنگ، مي‌توان گونه‌هايي از جنگ را حتي مقدس و مطلوب تلقي كرد؟


ج) آيا صلح پايدار و فراگير، آرزويي صعب‌الوصول و محال نيست؟ و آيا بر همين مبنا نمي‌توان به اجتناب‌ناپذير بودن بسياري از جنگ‌ها و نقش مثبت آنها در رفع و دفع عوامل جنگ افروز يا تباهي ‍‌آفرين در حيات جمعي رأي داد؟


براي پاسخ به اين پرسش‌ها ناگزير از رجوع به تاريخ فلسفه هستيم. در اين بخش، به اجمال مي‌كوشم كه ديدگاه‌هاي چند تن از فيلسوفان مشهور غربي را مطرح كرده و مورد ارزيابي قرار دهم. در فلسفه يونان، فيلسوفاني از قبيل ارسطو و افلاطون، به رغم اينكه جنگ را تحسين نمي‌كنند اما حقانيت آن را پذيرفته و خواه به شكل دفاعي و خواه تهاجمي، آنگاه كه منافع «دولت شهر» ايجاب كند، آن را واجد مشروعيت شمرده‌اند. مع‌الوصف ارسطو، غايت جنگ را صلح دانسته و در كتاب سياست چنين مي‌گويد: «زندگي آدميان نيز ميان جنگ و آشتي و كار و آسايش بخش مي‌شود و كارهاي آدمي نيز برخي لازم، پاره‌اي سودمند و دسته‌اي پر ارج است و رجحاني كه به هر كار داده مي‌شود بايد به سبب كار براي آسايش و چيزهاي لازم و سودمند براي چيزهاي پر ارزش باشد». ارسطو هدف از جنگ را آسايش شمرده. به اعتقاد وي تاريخ گواهي مي‌دهد كه بيشتر كشورهاي جنگ افروز فقط تا زماني كه نبرد مي‌كرده‌اند، ايمن بوده‌اند. استمرار بررسي و تحليل مسئله جنگ را مي‌توان در تفكر فيلسوفان آلماني به ويژه كانت، هگل و نيچه پي گرفت.


امانوئل كانت به مفهوم فرديت كه با مفهوم آزادي تلازم دارد توجه كافي داشت و البته آزادي مورد نظر وي همچون ساير احكام اخلاقي، از سنخ اموري نيست كه قابل استنباط با عقل نظري باشد و تحصيل آنها، صرفاً با عقل عملي امكان‌پذير است. دستيابي به اين آزادي، متضمن استقلال انسان در برابر سيطره هر ابرقدرت دروني، بيروني و قيود تحميلي است. كانت در كليت تفكر خود با ميليتاريسم (نظامي‌گري) و كاربست قوه قهريه مخالفت ورزيده و هدف عقلاني هر جنگ را صلح مي‌شمارد. به نظر وي هرچه ويرانگري جنگ كمتر و شرايط صلحي كه طرف پيروز تحميل مي‌كند از انتقامجويي كمتري برخوردار باشد، صلح به دست آمده مي‌تواند طولاني‌تر و مطمئن‌تر باشد و صلح مطمئن سومند نسبتاً پايدار، تنها هدف معقول در هر جنگي است. مهم‌ترين دغدغه فكري كانت در اين باب، شناسايي شرايط عملي استقرار صلح جاودانه است ولي به رغم پذيرش ضرورت اعمال زور براي حمايت از قانون در دولت‌هاي مستقر، انديشه اعمال زور را براي حفظ نظم بين‌المللي – چه از نظر منطقي و چه از حيث عملي – بيهوده تلقي مي‌كند. استقرار نظم بين‌المللي از نظر كانت، آنگاه ميسور است كه حكومت‌ها آزادانه از به راه انداختن جنگ عليه يكديگر چشم‌پوشي كنند. نكته لازم‌الذكر اين است كه كانت به رغم آنكه جنگ را سرچشمه همه شرها و تباهي‌هاي اخلاقي شمرده است اما در عين حال بر اين نكته اصرار داشته كه هر شهروندي بايد آماده دفاع از كشورش در برابر تجاوز خارجي باشد و در عين حال كه جنگ از نظر او، شكل حاد خودپرستي طبيعي است اما دفاع از خود را – چه در مقياس ملي و چه شخصي – واكنشي طبيعي و ضروري مي‌دانسته‌ است.


از ديگر فيلسوفان آلماني كه به مقوله جنگ پرداخته و در عين حال بر خلاف كانت، در زمره ستايشگران بي‌پرواي جنگ به شمار مي‌رود، هگل است. وي براي جنگ «خصوصيت تعالي دهنده» قائل است. به نظر هگل، جنگ‌هاي داخلي ناشي از تعارضات بين جامعه مدني (شهرها و شهروندان) و جامعه سياسي (حكومت و دستگاه اداري) بوده و «چون هيچ‌گونه حكم گزار ميان ملت‌ها وجود ندارد، واپسين چاره براي تسويه اختلافات ميان كشورها زور است». هگل از خصيصه متمدن كننده خشونت دفاع مي‌كند؛ خشونت، لحظه‌اي است كه دولت به اوج خودآگاهي مي‌رسد. هگل ناپلئون را تا موقعي كه شكست نخورده بود، مي‌ستود و او را تجلي روح عام در سيماي مردم سلحشور مي‌دانست. مسئله جنگ در حوزه فلسفه پست مدرنيستي و نيز اشاره به نظريات ويلهلم نيچه در باب جنگ و صلح، خالي از فايده نيست. آثار نيچه سرشار از عباراتي است كه در تمجيد جنگ نگاشته شده است؛ «شما بايد صلح را مانند ابزاري براي جنگ‌هاي جديد دوست بداريد و كوتاه مدت‌ترين صلح را انتخاب كنيد… شما مي‌گوييد كه انگيزه خوب، جنگ را شروع مي‌كند. من به شما مي‌گويم جنگ خوب، هر انگيزه‌اي شروع مي‌كند».


به نظر نيچه، جنگ بايد بي‌رحمانه و عاري از ترحم باشد تا نتيجه حاصل شود. تهور، سنگدلي، دلاوري، خدعه، هشياري، درك كلام و قدرت، تنها فضيلت‌هايي هستند كه در جنگ پسنديده‌اند. وي در كتاب «تبارشناسي اخلاق»، بيش از هر چيز درباره واژه‌هاي «عالي»، «با ارزش» و «خوب» سخن رانده و همه اينها را تلخيص و تعريفي از مرد جنگي با صفات بي‌رحمانه‌اش مي‌داند؛ كسي كه شيپور بر لب از فتح به فتح و از جنگ به جنگ و از خرابي به خرابي مي‌رود و از هيچ قاعده‌اي جز هوش خود پيروي نمي‌كند و كلاهخود زره، شمشير و شجاعت‌اش را يگانه نگهبان خود مي‌شمارد. وي تسليم در برابر تنعم و رفاه را مانع بزرگي براي انسان دانسته و به زعم او، بايد رنج كشيدن و مردن را آموخت و جنگ بهترين آزمون، مسابقه‌اي عادلانه و بي‌طرفانه و تنها رقابت ممكن است.


به رغم نظر آنان كه جنگ را ستوده‌اند، در تاريخ فلسفه به فيلسوفاني بر مي‌خوريم كه يا از ستايشگران جنگ انتقاد كرده و كوشيده‌اند تا نشان دهند كه جنبه تخريبي و ارتجاعي جنگ، به مراتب از جنبه‌هاي مثبت آن بيشتر است يا با گروهي ديگر مانند اراسم (erasme) و رابله (rabelais) و به ويژه فيلسوفان قرن هجدهم فرانسه روبه‌رو مي‌شويم كه كوشش كرده‌اند تا با معرفي جنگ به مثابه حادثه يا رويدادي مضحك و ابلهانه، جنبه‌هاي مقدس آن را باز ستانده و به نفي جنگ بپردازند.


سخنان «ولتر» - فيلسوف بزرگ فرانسه – را مي‌توان آيينه‌اي براي ديدگاه منكران و نافيان جنگ به شمار آورد؛ «در زماني كه با شما سخن مي‌گويم،‌100 هزار نفر از همنوعان مكلاي ما، صد هزار نفر را براي چند وجب خاك مي‌كشند … مقصود تنها دانستن اين موضوع است كه اين چند وجب خاك، به كسي به نام سلطان تعلق خواهد گرفت يا به يك نفر ديگر كه معلوم نيست چرا قيصرش مي‌نامند… تقريباً هيچ يك از اين حيوانات، آن حيواني را كه به خاطر او گلوي ديگران را مي‌درد، نديده است».


 


پديدارشناسي دفاع مقدس


پيش از پرداختن به پديده دفاع مقدس، لازم به يادآوري است كه در مطالعات جنگ پژوهي، رويكردهاي متفاوتي نسبت به آن وجود دارد و بسياري از مكاتب فلسفي را مي‌توان به شيوه زير صورت‌بندي كرد:


 


الف) رويكردهاي روان شناختي و بيولوژيك كه جنگ را به انگيزه‌هاي ذاتي نسبت داده و به علت ادواري بودن، آن را پديده‌اي زيست شناسانه مي‌شمارند. در رويكرد روان شناختي نيز چند نظريه مهم ديده مي‌شود كه از آن جمله مي‌توان به نظريه مهم ديده مي‌شود كه از آن جمله مي‌توان به نظريه تهاجم (تين برگن) و پرخاشجويي (اريك فروم) و نيز رويكرد روانكاوانه فرويد اشاره كرد. فرويد كوشيده است تا انگيزه ستيزه‌جويي را به عقده‌هايي از قبيل شكست، گناهكاري و احساس حقارت در اشكال مختلف آن پيوند دهد. طرح نظريه «ضمير ناخودآگاه» نيز در ربط مستقيم با تبيين منشأ روحيه تجاوزگرانه در زمان جنگ بوده است.


 


ب) رويكردهاي جامعه‌شناختي: در اين رويكرد، جنگ محصول كنش اجتماعي شمرده شده و مي‌توان ديدگاه و تفسير رايج ماركسيسم درباره جنگ را مهم‌ترين نماينده اين رويكرد به شمار آورد. بر اين مبنا، كشمكش‌ها يكي از اشكال ابتدايي كنش متقابل اجتماعي بوده و جنگ از دل نيازهاي اساسي جامعه و صورت‌بندي‌هاي اجتماعي توليد برمي‌خيزد. مهم‌ترين رويكرد جامعه شناختي در باب جنگ را بايد داروينيسم اجتماعي دانست. اين ديدگاه ملهم از نظريات داروين بوده و بر اساس آن، اجتماعات بشري همچون موجودات بيولوژيك، از طريق رقابت با يكديگر پيشرفت كرده و تكامل مي‌يابند. در اين تنازع بقا، اجتماعات و كشورهاي قوي با از بين بردن ممالك ضعيف، پايايي خود را حفظ مي‌كنند. نظريه مذكور، جنگ را پديده‌اي لازم در جهت تكامل تمدن بشري مي‌شمارد. البته جامعه شناسي نظير هربرت اسپنسر، ياكوف و نوويكف، ضمن اينكه به اثرات مخرب جنگ اذعان دارند، معتقدند كه تمدن شرايطي را ايجاد مي‌كند كه تحت آن شرايط اثر جنگ منفي مي‌شود. جنگ دولت‌هايي را ايجاد كرده، گسترش مي‌دهد و سپس آنان را نابود مي‌سازد؛ تمدن‌ها را متحد و سپس آنان را نابود مي‌سازد. از اين‌رو، جنگ همواره به صورت يك فاجعه و مصيبت تسلسلي در تمدن بشري باقي مي‌ماند. در بحث از دفاع مقدس – پديده‌اي متمايز در بررسي‌ها و مطالعات مرتبط با جنگ – پاره‌اي از مباني نظري مورد مطالعه قرار مي‌گيرد كه هم شيوه تحليل آنها غيرايدئولوژيك است و هم اين مفاهيم (آمادگي براي مرگ، نظم، انسجام، روحيه، رهبري، شعارها و تبليغات، تعلق گروهي، بيگانه ستيزي و …) گستردگي كمتري نسبت به دفاع مقدس داشته‌اند. شايد بتوان تفاوت جنگ‌هاي آزادي بخش و مردمي را با جنگ‌هاي استعماري در همين صورت و باطن مذهبي و پوشش‌هاي ايدئولوژيك بازشناسي كرد. براساس دستاوردهاي موجود (مادي / معنوي) دفاع مقدس، مي‌توان به معيارهاي جديدي دست يافت كه هر چند بررسي كامل و حقيقي آن ممكن نيست ولي مي‌تواند نمايانگر يك روش تكاملي باشد كه جنبه كاملاً مثبت و انطباقي دارد. از سوي ديگر، پيوستگي زماني پيروزي انقلاب با آغاز جنگ تحميلي و بي‌ابهام بودن مرگ در فرهنگ اسلامي باعث شده است كه اين طرز تلقي از مرگ، منشأ و مصدر بروز تفاوت‌هايي چشمگير در واكنش‌هاي افراد نسبت به خطرات جبهه و نيز عكس‌العمل بازماندگان در قبال فقدان عزيزان نسبت به نمونه‌هاي غربي شود تشريفات و مراسم خاص و پيچيده سوگواري در زماني كه فرد مبتلا به فقدان دچار مشكلاتي عمده است، به ادامه رفتار او كمك مي‌كند. حمايت‌هاي اجتماعي از اين افراد به مثابه وظيفه شرعي و … نيز كمك مي‌كند تا شخص در زمان استرس، واكنش‌هاي خفيف‌تر داشته باشد و خيلي سريع‌تر قادر به مقابله يا انطباق با انواع استرس شود. درباره رزمندگان نيز همين مسئله صدق مي‌كند. اين مجموعه (روان‌شناسي فردي و اجتماعي، نوع اعتقادات و نگرش مذهبي – تاريخي) باعث مي‌شود كه روحيه زمان حمله، از ويژگي‌هاي خاص برخوردار شود.


در باب ارزش‌هاي دفاع مقدس نيز نكته مهم اين است كه اين ارزش‌ها، نوعي ارزش اجتماعي تلقي مي‌شوند كه در مقطع زماني خاصي به سطح ارزش ملي – مردمي رسيده‌اند و اكنون نگراني حفظ آنها، مسئله اجتماعي است و در جريان «اشاعه فرهنگي» بايد به راهكارهايي مناسب براي حفظ و بسط و ترويج اين ارزش‌ها اهتمام ورزيد. از جمله راهكارهاي نو كه بايد بدان‌ها پرداخته شود، مي‌توان به اين موارد اشاره كرد: الف) زمينه سازي براي اهميت يابي اين ارزش‌ها از طريق تبيين مباني عقلاني آنها ب) اجتناب‌ جدي از تبليغاتي كردن و در نظر گرفتن مخاطبان اين ارزش‌ها و مآلاً باورپذير كردن ارزش‌هاي دفاع مقدس ج) ممانعت از تقليل و فروكاستن ارزش‌هاي حزبي و جناحي د) استفاده از نمادهاي بديل در جهت بازآفريني فرهنگي ارزش‌هاي دفاع مقدس هـ) تقويت و هدايت موثر فرايند كنترل اجتماعي (Social control) به سوي ارزش‌ها با استفاده از رسانه‌هاي جمعي و جهت‌گيري كلان برنامه‌هاي فرهنگي.


 


ادامه دارد ...



 

    328 بازديد     0 امتياز     0 نظر


دريافت فايلهاي پيوست
●   تصوير 

مطالعات موضوعي :
●   شهادت 
●   مرگ 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :2

تاريخ ارسال:06/06/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب