باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز دوشنبه 2 فروردين 1389 كاربران برخط 133 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
رمز پيروزي مردان بزرگ
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ
عوامل حقيقى كاميابى


 

منبع: روزنامه - اعتدال - تاريخ شمسی نشر 03/06/1387

 
 

لَيسَ لِلانسانِ اِلا مَا سَعَى؛ سعادت هر كس در گروعملش مى‌باشد.


صفحات گيتى و نظام جهان آفرينش گواه روشنى است كه كاميابى هر موجودى وابسته به فعاليت و كوشش اوست. تا صدها فعل و انفعال شيميايى در يك نهال به وجود نيايد، هرگز يك درخت برومند نخواهد شد. هر موجودي ازروي وحى، غريزه و يا فطرت به اين حقيقت رسيده كه بقاء ناموس حيات در گرو كار و كوشش است.


عدم پيروزى عده‌اى از جوانان ما عللى دارد. يكى از آن علل اين است كه روح كار كردن و فعاليت در بعضى از آنها كشته شده است.


هجوم جوانان به سوى ادارات و اشغال كرسيها و ميزهاى مؤسسات دولتى گواه روشنى است كه عشق به كارهاى سنگين كمتر شده است.


قول بزرگمهر بايد لب فروبست و بازو گشود و كار كرد و دم نزد و يقين نمود كه كليد طلايى كاميابى كار و كوشش است.


بجاى اينكه اين جوانان مولد ثروت باشند مصرف كننده ثروت هستند.


زندگى مردان موفق شهادت مى‌دهد كه همگى مرد كار و زحمت بودند و به قول الكساندر هاميلتن نابغه عصر خود: "مردم مى گويند تو نابغه هستى. من از نبوغ خود خبر ندارم فقط مى‌دانم شخص زحمتكشى هستم". و به قول يكى ديگر از دانشمندان: "آنچه شده‌ام نتيجه كار است. من در سراسر عمرم لقمه‌اى بدون كار و زحمت نخورده‌ام".


اين صنايع شگفت انگيز مولود كوششهاى خستگى ناپذير دانشمندان است. مخترع راديو گاهى تا سحر در حالى كه همه اهل خانه در خواب فرو رفته بودند، كار مى‌كرد.


اديسون براى تكميل پاره‌اى از اختراعات خود شبها و روزها در آزمايشگاه مى ماند و براى آن كه نيروى برق را طورى تسخير كند كه استفاده از آن ارزان و آسان باشد، بارها اتفاق مى‌افتاد كه دو، سه روز از آزمايشگاه بيرون نمى‌آمد و چه بسا غذا خوردن را فراموش مى‌كرد و به چند تكه نان خشكيده اكتفا مى‌نمود.


در زندگانى پاستور دانشمند بزرگ فرانسه مى‌خوانيم كه شعار او در طول زندگى "كار" بود. گاهى چنان سرگرم كار مى شد كه سروصدا و غوغاى بيرون آزمايشگاه را نمى‌شنيد. حتى هنگامى كه قواى مهاجم آلمان شهر پاريس را محاصره كردند و غريو توپهاى دشمن در آن شهر محشر بپا كرد، او به هيچ وجه اين غوغا را كه بيرون آزمايشگاه بپاخاسته بود، متوجه نشد.


پيامبر اسلام كسى را كه سربار اجتماع باشد لعن نموده و او را از رحمت خدا دور دانسته است


ناپلئون شبانه روز پنج ساعت مى‌خوابيد و بقيه ساعات را مشغول كار بود.


نابغه شرق، ابن سينا، مردى پركار و پرمطالعه بود. كتابهاى متنوع او يادگار و نشانه فعاليتهاى خستگى ناپذير اوست. كتاب "شفا" در فلسفه و "قانون" در طب دو اثر بزرگ او شهرت جهانى دارد و كتاب اخير وى به زبانهاى زنده جهان ترجمه شده است.


ابن رُشد، دانشمند اسلامى، از موقعى كه با كتاب آشنا شده بود حتى يك روز از عمر خود را بدون مطالعه و تفكر نگذارنده بود.


كتاب "جواهر الكلام" يكى از كتابهاى نفيس و از مدارك فقه اسلامى است در حدود چهل جلد نسبتا قطور كه تاكنون كتابى به اين جامعى در فقه نوشته نشده است.


يكي از دانشمندان ايرانى ساكن مصر نقل مى كند روزى تمام مجلدات اين كتاب را به نظر اساتيد دانشگاه مصر رساندم و گفتم همه اين مجلدات را با اين دقت، يك نفر نوشته است. آنان از شنيدن اين سخن، فوق العاده تعجب كردند.


آقاى شاه آبادى نقل مى كرد كه: پدرم يكى از شاگردان نويسنده كتاب "جواهر الكلام" بود. روزى كه فرزند ارشد و دانشمند آن مرد بزرگ فوت شد، موقعى مراسم غسل او به پايان رسيد كه هوا روبه تاريكى بود. لذا قرار شد بدن او را در يكى از بقعه‌هاى صحن مطهر امير المؤمنان بگذارند و فرداى آن روز مراسم تشييع به عمل آيد.


با اينكه مرحوم صاحب "جواهر" داغدار بود، اما همان شب نيز برنامه مطالعه و نوشتن خود را تعطيل نكرد. با كمال صبر و استقامت، پس از خواندن مقدارى از كلام اللّه مجيد در كنار بدن فرزند عزيز خود به مطالعه و نوشتن صفحاتى از كتاب "جواهر" پرداخت.


مرجع عاليقدر اسلام مرحوم آقاى بروجردى مى گفتند: "يك شب كه درباره يكى از مسائل علم اصول فكر مى‌كردم و مى‌نوشتم چنان سرگرم مطالعه و فكر و نوشتن بودم كه رنج بى‌خوابى را ملتفت نبودم. يك مرتبه صداى مؤذن به گوشم رسيد، متوجه شدم كه هوا دارد روشن مى‌شود و من از آغاز تا پايان شب سرگرم كار بوده ام".


در افسانه‌هاى پيشينيان آمده است كه در نقاط گوناگون زمين گنجهائى است و روى هر گنجى اژدهائى است، وتا بر آن پيروز نشويم. گنج ميسر نخواهد شد.


بسيارى از مردم اين مطلب را افسانه پنداشته و گروهى نيز به ظاهر آن اكتفا كرده‌اند. يعنى تصور نموده اند كه واقعا در زير زمين گنجهائى است و حقيقتا روى هر گنجى مارى خوابيده است.


در صورتى كه جمله فوق حقيقتى را در بر دارد و آن گنجها همان ذخائر فكرى يا طبيعى است كه در اختيار بشر گذاشته شده، و موهبتهائى است كه خداوند بزرگ به ما داده است. آن مارها كنايه از مشكلات و مشقتهايى است كه بايد بشر در راه تحصيل آن متحمل گردد.


عابدى خدمت پيامبر رسيد. به عرض حضرتش رساندند كه او تمام سال را با عبادت مى گذراند و مخارج عائله او را برادرش مى دهد. پيامبر فرمود: "برادر او كه متكفل مخارج عائله اوست از وى در نزد خدا مقربتر و از او عابدتر است".


اديسون مى‌گويد: "هيچ يك از اختراعات من معلول تصادف نيست. وقتى كه معتقد شدم فلان كار نتيجه بخش است خودم را به آن كار مى‌بندم و تجربه روى تجربه مى‌‌كنم تا كامياب شوم".


نيوتن مى‌گويد: "اگر من به جائى رسيده‌ام براثر كار و كوشش است".


ميكلانژ مى‌گويد: "اگر مردم مى‌دانستند كه براى احراز مقام استادى چه رنجها برده‌ام از ديدن شگفتيهاى هنرم متعجب نمى‌شدند".


و به قول بزرگمهر بايد لب فروبست و بازو گشود و كار كرد و دم نزد و يقين نمود كه كليد طلايى كاميابى كار و كوشش است.


براستى برخى از مردان روان عظيمى دارند و روح آنها بسان دريا بى قرار است. حرارت و عشق و علاقه آنها به كار و هدف، آنها را به جنبش و حركت در مى‌آورد. حتى در لحظات سخت زندگى نيز دست از كار و كوشش بر نمى دارند.


مورخ بزرگ اسلامى، ابن خلدون، شاهكار نفيس خود به نام "مقدمه بر تاريخ" را در تبعيدگاه نوشته است.


فيلسوف شرق، خواجه نصير الدين طوسى، كه مدتها در قلعه "الموت" از طرف فرقه اسماعيليه باز داشت بود كتاب بزرگ خود به نام "شرح اشارات" را در آن زندان نوشته است


دانشمند بزرگ ما، مرحوم شهيد اول، اثر ارجمندي به نام "لمعه" را كه متن قوانين اسلامى است در زندان دمشق نوشته است.


سرو الترراله "تاريخ دنيا" را در زندان نوشته است.


رابن كرمو شاهكار ادبيات انگلستان را در زندان به وجود آورده است.


رسول گرامى كارگرى را ديد كه دستش ورم كرده بود. دست او را بلند كرد و فرمود: "آتش دوزخ هيچ گاه اين دست را نمى سوزاند. اين دستى است كه خدا و پيامبر او آن را دوست مى دارند. هر كس از دسترنج خود زندگى كند خدا با نظر رحمت به او مى‌گردد. " (1)


سعادت و خوشبختى در خانه كسى را مى‌زند كه ساعى و كوشا باشد.


اميرمؤمنان در مسجد كوفه به دسته اي برخورد كرد كه در گوشه‌اى نشسته بودند. از خصوصيات آنها پرسيد. عرض كردند: "رجال الحق" هستند و اگر كسى چيزى به آنها بدهد مى‌خورند والا صبر مى نمايند. فرمود: "سگان بازار كوفه نيز چنين هستند. اگر استخوانى برسد مى‌خورند و گرنه صبر مى كنند". سپس دستور داد كه حلقه "رجال الحق" پراكنده شود و هر كدام دنبال كارى بروند.


كسانى كه جهان را تكان داده اند، از نظر مواهب عقلى و فكرى، زياد فوق العاده نبوده‌اند؛ بلكه شالوده موفقيت آنها را كار و كوشش و بعدا ثبات و استقامت تشكيل مى‌داده است.


بزرگان جهان براى تامين زندگى از تصدى كارهاى كوچك پروائى نداشتند. بسيارى از شاگردان حضرت امام صادق عليه السلام روغن فروش، كفش دوز، شتردار، و... بودند.


افلاطون هنگام سياحت در مصر مخارج سفر خود را از روغن فروشى در مى‌آورد.


لينه گياه شناس معروف كفش دوز بود.


بدبختانه يكى از فحشهاى رجال ما اين است كه در مقام مذمت افراد مى گويند: حمال! در صورتى كه باربرى شغل شريفى است و اگر يك روزي باربران اسكله دست به اعتصاب بزنند، يا باربران يك شهر دست از كار بكشند، زندگى فلج مى‌شود.


لَيسَ لِلانسانِ اِلا مَا سَعَى؛ سعادت هر كس در گرو عملش مى‌باشد.


پيشواى بزرگ جهان انسانيت حضرت امير مومنان عليه السلام با دست خود باغهاى زيادى احداث مي‌كرد و بعدا به بينوايان واگذار مى‌نمود. با قدرت بازوان خود قناتهاى متعددى در گوشه و كنار مدينه بوجود آورد و از عرق ريزى در راه كارهرگز واهمه نداشت.


پيشواى پنجم ما حضرت امام باقر عليه السلام در هواى گرم به مزرعه و باغ خود مى‌رفت و در حالى كه عرق از پيشانى او مى ريخت، دستورات لازم به متصديان كار مى‌داد و شخصا كارها را روبه راه مى‌ساخت. وقتى مورد اعتراض يكى از دوستان خود، محمد منكدر، قرار گرفت و او تصور كرد كه كار كردن براى شخصيتى مانند امام باقر شايسته نيست، امام در پاسخ وى گفت: "كار و كسب يك نوع عبادت است. من بدين وسيله مى خواهم خود و خانواده ام را از تو و ديگران بى نياز سازم. " (2)


 


پي نوشتها:


1- امالى طوسى 1، ص 26.


2- وسائل الشيعه 2، ص 521.



 

    330 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   موفقيت 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:16/06/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب