تاكنون كمتر به پيامد اقتصادى جنگ قفقاز بر دنياى انرژى توجه شده است. همواره گفته مى شد كه دنياى غرب با سنجش سود و زيان پولى وارد مناقشات سياسى و نظامى مى شود اما اكنون اين سؤال مطرح است چه منافع سياسى در اين جدال نهفته است كه غرب حاضر شده در مناقشه اى با روسيه وارد شود كه خط مستقيم بر شاهراه انرژى قفقاز دارد، شاهراهى كه امريكا و انگليس به زحمت در عمق دريا درست در بيخ گوش روسيه احداث كرده اند. آيا به راستى منافع سياسى ناشى از غلبه بر روسيه آنقدر چشم بازيگران امريكايى را خيره كرده كه نسبت به منافع چند ميليارددلارى از خطوط لوله اين منطقه بى اعتنا شدند بحث درباره پيامدهاى اين بحران بر جريان انتقال نفت و گاز به اروپا به صورت محرمانه جريان دارد. علت اين مسئله نيز روشن است. اين موضوع، مهم ترين نقطه ضعف يا پاشنه آشيل قدرت هاى غربى است و علنى شدن اين مسئله كه بازى خونين قفقاز، سرمايه هاى كلان شركت هايى چون بريتيش پتروليوم يا اونيكال در اين منطقه را طعمه بحران مى سازد يك برگ امتياز براى طرف روسى است. غول هاى انرژى امريكا و اروپا اگر تاكنون دم فرو بسته اند به اين دليل بوده كه آنها منتظر تلاش هاى ديپلماسى غرب هستند و چنانچه ميانجيگران اروپايى نتوانستند با مذاكره اين بحران را فرونشانند بايد منتظر ماند تا لابى گران نيرومند نفتى براى ترميم پل هاى تخريب شده كرملين و غرب وارد عمل شوند.
كشمكش امروز قفقاز درست در نقطه ترانزيت انرژى جريان دارد.
در رأس اين شاهرگ هاى انرژى خط لوله باكو- تفليس - جيحان قرار دارد. خط لوله اى كه به دليل حجم سرمايه گذارى و ميزان تلاش سياسى كه طرف هاى امريكايى و اروپايى صرف آن كردند، به عنوان نماد نفوذ غرب در اين منطقه شناخته مى شود. همين خط لوله بود كه نام بامسماى «پروژه قرن» به خود گرفت. زيرا به نتيجه رسيدن اين پروژه تاريخى، رؤياى دو گروه سرمايه گذاران و ديپلمات هاى غربى براى حضور در بازار افسانه اى قفقاز و آسياى مركزى را جامه عمل پوشاند.
در هرحال جدال روسيه با گرجستان و غرب دير يا زود آثار عميق خويش را بر ساختار ژئوپوليتيكى اوراسيا نمايان خواهد ساخت. اكنون درست كمتر از يك دهه پس از جشن بزرگ راه اندازى پروژه قرن، آتش نزاع به دومين كانون هيدروكربن جهان نزديك شده است.
پروژه قرن در تيررس آتش
حوادث اخير قفقاز يك دعواى ديرينه و زخم كهنه را در روابط روسيه و غرب زنده كرد. دعوا ميان بزرگترين دارنده ثروت انرژى جهان(روسيه) با مصرف كنندگان بزرگ اين كالا در غرب.
در دودهه مناسبات پر افت و خيز اين دو جبهه، انرژى همواره يك عامل تعيين كننده بوده است چه در دهه ۹۰ كه غرب با هجوم به سوى چاه هاى نفت و گاز آسياى مركزى و قفقاز، خواست تا به زعم خويش شاخ غول انرژى منطقه را بشكند و دست روس ها را از اين بازار كوتاه كند و چه در دهه اخير كه روسيه «عصر پوتين» با فشردن شيرهاى نفت و گاز اروپا را به همراه دوستان امريكا در كى يف و تفليس گرفتار خاموشى و سرما ساخت.
در بازى پرخطرى كه اكنون حول خط لوله ها شروع شده گرجستان نقش مهمى دارد. گرجستان از لحاظ ذخاير نفت و گاز سهمى در بازار انرژى ندارد ولى از نظر مسير ترانزيت نفت و گاز درياى خزر به امريكا و اروپا اهميت استراتژيكى دارد.
در وضع فعلى، اين كشور تنها مسير انتقال نفت و گاز درياى خزر و آسياى مركزى بدون حضور ايران و روسيه است.
دو خط لوله مهم با عبور از اين سرزمين حجم بالايى از نفت و گاز را از حوزه خزر به شريان صنعت اروپا جارى مى سازند. از اين دو شاهرگ انرژى كه دولت ساكاشويلى نقش ژاندارمى را در حراست از آنها دارد اولى ظرفيت انتقال روزانه يك ميليون بشكه نفت را از پايانه تفليس برعهده دارد كه سرچشمه آن باكو و مقصد نهايى آن جيحان تركيه و اروپا است.
شاخه ديگر خطوط لوله هاى نفت كه روزانه نزديك به ۹۰ هزار بشكه نفت را به بندر سوپساى گرجستان مى رساند، خط لوله سوم كه مسير آن مجاور با لوله باكو - تفليس- جيحان است پروژه اى در حال تكوين است كه با اهميت بالا قرار است سال ۲۰۱۲ سالانه تا ۱۰ ميليارد متر مكعب گاز را به اروپا انتقال دهد. بنابراين وقتى نايره جنگ در چند كيلومترى تفليس شعله ور شد اين سؤال ذهن ها را به خود مشغول كرد كه آيا اروپا در وانفساى بازار نفت و پس از يك دوره دست و پنجه نرم كردن با نفت ۲۰۰دلارى جايگزينى براى گذرگاه استراتژيكى مواد سوختى غرب يعنى خط لوله نفتى «باكو- تفليس -جيحان» و خط گاز «باكو - تفليس- ارزروم» انديشيده است
از ميان اين پروژه ها پروژه خط لوله نفتى باكو - تفليس - جيحان، حكايت ديگرى دارد. اين پروژه غير از كاركردهاى اقتصادى كه دارد اولين حلقه اتصال امريكا به جريانات سياسى قفقاز است. در تاريخ پر كشمكش گرجستان، پروژه نفتى باكو- تفليس- جيحان همان نقشى را ايفا كرده كه زمانى شركت هاى انگليسى در خاورميانه عربى بازى كردند.
بنابراين براى درك ريشه هاى جنگى كه از ۷ آگوست ميان روسيه و گرجستان درگرفت و پى بردن به رمز و راز روابط تفليس و غرب مى بايد مكث جدى حول اين پروژه كه به درستى پروژه قرن امريكا و اروپا ناميده شد صورت بگيرد.
اين پروژه در اصل طرح مشترك امريكا و انگليس بود اما به صورت كنسرسيومى با حضور شركت امريكايى يونيكال بريتيش پتروليوم و شركت نفت تركيه و چند شريك ديگر به انجام رسيد.
نطفه پروژه قرن در دهه ۹۰ با سياست مهار ايران و روسيه منعقد شد، مأموريت اين پروژه يك مأموريت سياسى بود كه مى بايست هر دو راه جايگزينى را كه ايران و روسيه براى انتقال انرژى درياى خزر ارائه كرده بودند خنثى كند. اين دسته بندى پايه تحولات اين منطقه از سال ۱۹۹۱ تا كنون بوده است. نقشه استراتژيك امريكا براى حوزه قفقاز و آسياى مركزى با اين محور ها اعلام شد كه در يك سو ائتلاف اروپا، امريكا و تركيه به همراه جمهورى هايى مثل آذربايجان و گرجستان در نقطه مقابل ايران و روسيه قرار دارند. روسيه به عنوان يك بلوك انرژى كه خط لوله نفت درياى خزر به آن ختم مى شود و تا سال ۱۹۹۰ كنترل تمامى نواحى را كه خارج از سواحل ايران هستند در دست داشت.
تركيه و مقصد جيحان نيز با همين انگيزه انتخاب شد كه آن روز آنكارا رقيب و آلترناتيو اصلى ايران در بازار آسياى مركزى بود و جالب است كه بندر جيحان به عنوان مقصد نهايى پروژه قرن درست در مجاورت پايگاه نيروى هوايى ايالات متحده در اينجيرليك تركيه واقع شده است.
از روزى كه خط لوله باكو- تفليس- جيحان كامل شد و مسير گرجستان به عنوان كانون ترانزيت انرژى در دست نيروهاى طرفدار امريكا قرارگرفت همه در انتظار يك رويارويى جدى ميان روسيه و غرب بودند.
سران كرملين به تجربه پى برده بودند كه اين گونه پروژه هاى عظيم انرژى به دنبال خود روابط عميق سياسى و امنيتى نظير پيوند غرب با دولت ساكاشويلى را به همراه مى آورد و اين گونه نيز شد.
ادامه دارد ...