باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 14 آذر 1387 كاربران برخط 273 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
توسل، باوري راستين
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: روزنامه - رسالت

   ● نويسنده: محمد حسين - فضل الله

مترجم: حامد - آرضايي

 
 

امروزه اقدامات زيادي براي سست ساختن مباني اعتقادي شيعيان انجام مي‌گيرد. از جمله اين اقدامات وارد كردن شبهات بر باورهاي راستين شيعيان است. جريان سلفي وهابيت با تقويت كردن اين شبهات و نشر آن براي عامه مردم كه قدرت تجزيه و تحليل دقيق اين مطالب را ندارند بيشترين نقش را در اين باب ايفا مي‌كند.

متاسفانه برخي نادانان ! و غرض ورزان با اغراض متفاوت سياسي و غيره بر اين شبهات دامن مي زنند.

از جمله اين شبهات مسئله توسل و رابطه آن با توحيد افعالي است. متاسفانه در اين موضوع هم گروهي از داخل با شبهه افكني به دنبال سست گردانيدن عقايد عموم مردم هستند.

از اين رو لازم ديديم با بررسي اين مسئله از ديدگاه علماي شيعه و روشن ساختن مباني صحيح اين باور و ابطال شبهات نا درست، پاسخي مناسب بدين شبهه افكني‌ها داده باشيم.

در اين مقاله با ترجمه قسمتي از تفسير “ من وحي القرآن “ اثر عالم بزرگوار، علامه محمد حسين فضل الله به اين موضوع پرداخته ايم.

 

 معيار يكتا پرستي

 پرسشي كه در مسئله توحيد در عبادت مطرح مي شود اين است كه توحيد چگونه در اعمال نشان داده مي شود. آيا با دور شدن از تمام شكل هايي كه احكام عبادي در شكل ظاهري عبادت بدان شكل است، متحقق مي شود‌؟

در اين صورت ركوع، سجود يا خم شدن براي غير خدا نوعي از انواع شرك است. هرچند كه به عنوان احترام يا تحيت گويي يا غير آن باشد. (در اين فرض) انسان از احساس به اينكه كسي كه به وي احترام گذارده مي‌شود يا به او تحيت گفته مي شود انسان است دور نمي شود.

يا اينكه (توحيد در عبادت) در دور شدن از غرق شدن در شخص متحقق مي شود به شكلي كه نسبت به فرد مورد احترام خضوع با اشكال مختلفش صورت گيرد ؛ به خاطر اسرار الوهي نهفته در ذاتش آن هم به طوري كه وي را واسطه بين مردم وخلق قرار دهد و عبادت وي براي رسيدن به ميانجيگري اش در قرب الهي باشد. همانطور كه در سخن خدا درباره مشركيني كه بت ها را مي پرستند و اين بت پرستي را با اين كلامشان كه خداوند متعال ذكر كرده است توجيه مي كنند آمده است:

“ ما نعبدهم الا ليقربونا الي الله زلفي “ ترجمه: ما آنها را عبادت نمي كنيم جز براي اينكه ما را به خدا نزديك كنند 1 (زمر/ 3)

يا اينكه توحيد در عبادت در نپذيرفتن عقيده الوهيت هر آنچه و هر آن‌كه غير خداست متحقق مي شود؟ در اينجا مسئله، مسئله دوري جستن از هر فعاليت عبادي است كه به معناي الوهي در معبود چه به طور مستقيم و چه غير مستقيم اشاره دارد.

و بدين شكل توحيد در عقيده با توحيد در عبادت پيوند مي يابد. چرا كه چه در محتوا و چه در واقع پيوستگي دارند. و شايد اين همان اصل اساسي در روش تبليغ انبياء به سوي توحيد در عقيده از طريق توحيد در عبادت باشد. همان طور كه در قول خداوند تعالي آمده است: “ اعبدوا الله ما لكم من اله غيره “ ترجمه: خدا را بپرستيد،

جز او براي شما معبودي نيست. (مومنون/32)

شايد اين‌طور به نظر بيايد كه صورت ظاهري، بدان‌گونه كه مردم از آداب و رسوم ظاهري عبادت مي شناسند، به خودي خود معناي عبادت ندهد بلكه براي اطلاق معناي عبادت لازم است در ذاتي كه آن عمل معين در قبال او انجام مي گيرد مستغرق گشت. حالتي شبيه به حالت ذوب شدن بدان گونه كه انسان احساس اراده خودش را در قبال وي از دست بدهد، يا ديگر هيچ توجهي به وجود خودش در برابر او نداشته باشد. از اين رو، لازم است حالتي رواني در حد پايكوب شدن فرد عبادت كننده رخ دهد تا مفهوم عبادت بر عمل وي منطبق شود.

 اين مسئله را از امر خداوند متعال به فرشتگان و ابليس براي سجود به آدم (ع) الهام مي گيريم. چه اينكه سجود براي آدم نشانگر احترام ناشي ازعظمت خلقت اوست. (چنانكه اين يكي از احتمالات در اين باب است.)

بديهي است كه خداوند متعال به اين سجود به عنوان عبادت حضرت آدم (ع) امر نكرده است ؛ حتي در حد مظهر. چرا كه خداوند متعال به عبادت مخلوقاتش هر چند كه از نزديكترين افراد نسبت به وي باشند راضي نمي شود. لذا واكنش شيطان در اين مسئله اعتراض به منافات سجود با اخلاص براي خدا و ايمان به وحدانيت او نبود، بلكه دراعتراضش عنوان داشت كه عنصر خاك برتر از عنصر آتش است.

در نظر شيطان سجود مخلوق از آتش كه قوي تر از خاك است در مقابل مخلوق از خاك مناسب نيست. چرا كه سجود بيانگر تعظيم و تجليل است. به اين اعتبار كه شخصي كه در مقابلش سجده مي شود ارزش بالاتر و حد والاتري را حايز است.

از همين جاست كه مي بينيم ملائكه هيچ تعجبي را نسبت به اين امر نداشتند كه فرض مذكور ممكن است با توحيد در عبادت منافات داشته باشد.

و اين همان چيزي است كه از سجود حضرت يعقوب (ع) و همسر و فرزندانش براي حضرت يوسف (ع) استفاده مي كنيم. در كلام خداوند متعال آمده است:

“ و رفع ابويه علي العرش و خروا له سجدا “ ترجمه: و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و همگي در برابر وي به سجده افتادند. (يوسف/100)

ظاهرا مراد اين است كه والدين و برادرانش براي او سجده كردند چرا كه وي پس از اين عمل مي گويد: “ يا ابت هذا تاويل روياي من قبل قد جعلها ربي حقا “

ترجمه: اي پدر اين تعبير خوابي است كه قبلا ديده بودم و اينك پروردگارم آن را راست گردانيد. (يوسف/100)

و آنچه او در ابتداي داستان در باب روياي خود گفته بود،در اين آيه قرآن آمده است:

“ اذ قال يو سف لابيه يا ابت اني رايت احد عشر كوكبا و الشمس و القمر رايتهم لي ساجدين “ ترجمه: (ياد كن) آن‌گاه كه يوسف به پدرش گفت: اي پدر! همانا من در خواب يازده ستاره را با خورشيد و ماه ديدم، آنها را ديدم كه براي من سجده مي كنند. (يوسف/4)

پس آيا ممكن است كه سجود حضرت يعقوب (ع) و همسر و فرزندانش در برابر يوسف (ع) كه در بالاترين درجات عبوديت و اخلاص براي خداوند زندگي مي‌كرد‌، نوعي از انواع شرك باشد ؛ با توجه به اينكه پدرش يعقوب‌ (ع) نيز در درجات بالاي عبوديت و اخلاص الهي بود. موضوع‌، چنانكه به نظر مي آيد، ماجراي آداب و رسومي است كه در احترام به صاحب تخت پادشاهي به عمل مي آمده است كه سجود براي وي بيانگر بزرگداشت مقام بلند مرتبه وي است.

بنا بر اين لازم است كه در اشكال احترام و تجليل رايج بين مردم كه به هرنحوي با اشكال عبادت همساني دارند دقت به عمل آيد و زمينه هاي فكري و روحي افرادي كه اين‌گونه تجليل ها را به جا مي آورند مورد مطالعه قرار گيرد و و در شناخت دقيق آداب و رسوم اجتماعي كه بدين صورت پديدار مي شوند كوشيد.

تو ضيح اينكه زماني به توحيد در عبادت لطمه مي خورد كه فعل انسان با غرق شدن در شخص يا جهت مورد تجليل و احترام به گونه اي صورت گيرد كه انسان وجود خودش را در حضور او هيچ ببيند و تنها به او توجه داشته باشد. ولي در صورتي كه انسان حضور خداوند را آن هم در آن جايگاه عالي و بلند مرتبه اش در نظر داشته باشد، هيچ منافاتي با توحيد نداشته بلكه عين توحيد است. و بايد بين اين دو حالت تفاوت قائل شد. حالتي كه فرد درشخص مورد احترام غرق شده و خدا را فراموش كند و حالتي كه صرفا احترامي عرفي و بزرگداشتي مرسوم با توجه كامل به مقام وحدانيت خداوند در اعمال و اقوالي كه به كار مي برد است.

 

 توحيد و شرك از منظر عمل

 بدين ترتيب مي توانيم نگاهي به اختلاف موجود بين جريان سلفي وهابيگري و بين ساير مذاهب كلامي اسلام بيندازيم. اين اختلاف در مسئله توسل به انبياء وائمه و اولياء و شفاعت جستن از ايشان به درگاه الهي و متبرك شدن از مزارهايشان و ساير آداب و رسومي است كه در رفتار عرف مردم مسلمان ملاحظه مي شود.

سلفي ها و در پيشاپيش ايشان وهابي ها اعتقاد دارند كه مانند اين امور نشانگر نوعي از عبادت براي غير خداست. زيرا شامل خضوع براي افراد مورد احترام مي شود و خضوع يكي از مظاهر عبادت است. لذا مسلماناني كه اين‌گونه اعمال را انجام مي دهند تكفير مي كنند و آنها را مشرك مي شمارند.

اما جمهور مسلمانان اعم از اهل سنت و شيعيان از اصل با آنها مخالفند. چرا كه اين امور به خودي خود معناي عبادت را نمي پذيرد مگر آنكه امر ديگري كه استغراق در شخصيت مقابل است، آن هم به گونه اي كه معناي تاله از آن استنباط شود، بدان اضافه گردد.

در حالي كه كلمه “ شرك در عبادت “ به تفكري كه در شخص يا بت، خدا بودن و الوهيت را در درجه اي از درجات كم و بيش قائل است بستگي دارد، چنانكه بت پرستان اعتقاد دارند.

اگر برخي از سلفي ها با آوردن برخي احاديث شامل نهي از زيارت قبور يا با افكاري كلامي - عقيدتي و شرعي بخواهند توسل و شفاعت را رد كنند، حل مسئله متوقف بر مطالعه روشمند و جامع احاديث و تحليل هاي كلامي عقيدتي و بحث و گفتگو بر اساس روش هاي موجود در علم فقه و كلام است كه مي توان پس از بررسي عميق و دقيق به پاسخ صحيح دست يافت.

لازمه چنين گفتمان علمي اين است كه به طور كامل چه از جنبه واژگان و روش ها و چه از لحاظ روحيه حقيقت طلب اسلامي بر اساس اسلوب و روش معارف اسلامي بنا شده باشد ؛ نه اينكه طرفين بكوشند با استفاده از جدليات سخن خود را براي عوام درست جلوه دهند. آن طور كه ما در اين مباحثه ها و گفتگو ها تا كنون ديده ايم اين گفتگو ها از روحيه اي متشنج و ناآرام بر خاسته است نه از يك ذهن باز حقيقت جو.

تنها در اين صورت است كه مي توان به نتايج صحيح علمي اسلامي كه بر اصول ثابتي از كتاب و سنت استوار است، رسيد.

 

 از بت پرستي تا احترام به اولياي الهي

 آنچه ذكر شد فرق بين عمل بت پرستان و آنچه مسلمانان با تكيه بر شرعي بودن شفاعت و توسل به انبياء و اولياء انجام مي دهند، را روشن مي سازد. مسلمانان توجه كامل دارند كه مرجع اين شفاعت به حضرت حق باز مي گردد و اوست كه حاجت ها يشان را به حقي كه براي آن اولياء نزد خود قرار داده، بر آورده مي سازد.

اين اعتقاد همراه با آگاهي دقيق از اين انديشه است كه اولياي الهي بندگان مطيع خدايند و در برابر وي خاضع و خاشعند

چنانكه خود خداوند متعال در سوره انبياء آيه 27 به اين موضوع اشاره مي كند:

“ لا يسبقونه بالقول و هم بامره يعملون “ ترجمه: در سخن بر او پيشي نمي گيرند و به فرمان او كار مي كنند. (انبياء/27)

ايشان گروهي از انسان ها هستند كه خداوند با وحي رسالتي بر دوش آنان گذاشته است (انبياء) و به سبب كارهاي خالصانه شان مقام ولايت به ايشان ارزاني داشته پس چطور مي شود اين اعتقاد راستين را با شرك و بت پرستي همسان دانست؟

اگر مسلمانان اعتقاد دارند كه اين انبياء و اولياء شفيعان در گاه ربوبي اند تنها براي اين است كه خداوند اين مقام را به ايشان بخشيده است و بر اساس درجه و منزلت ايشان نزد خدا به آنان اجازه شفاعت داده است چنانكه باز در سوره انبياء آمده است:

“ و لا يشفعون الا لمن ارتضي “ ترجمه: و جز براي كسي كه (خدا) رضايت دهد شفاعت نمي كنند. (انبياء/28)

ماجراي يك سري اسرار الوهي موجود در ايشان نيست كه آنها را با نسبت عاطفي خويشاوندي و غيره به خدا پيوند دهد بلكه كرامتي از جانب خداست كه به حكمت بالغه و الطاف كريمانه اش به اوليايش مرحمت فرموده است.

بدين گونه روشن مي شود كه ذهنيت اعتقادي مسلمانان هيچ نوع از انواع شرك را در اين موضوع بر نمي تابد. بلكه اين را تعظيم و بزرگداشت انبياء واولياي الهي مي دانند واعتقاد راسخ به خالقيت و ربوبيت خداوند دارند و ايشان را مالك نفع و ضرر خود نمي دانند و هرچه كه اولياء دارا مي باشند را از آثار لطف الهي و با اذن و اراده او مي دانند‌.

دقيقا همان‌طور كه در قرآن كريم درباره موهبت الهي در جاري ساختن جلوه هاي قدرت حق به دست حضرت عيسي (ع) آمده است:

“ اني اخلق لكم من الطين كهيئه الطير فيكون طيرا باذن الله و ابري الاكمه و الابرص و احي الموتي باذن الله “ ترجمه: من از گل براي شما چيزي به شكل پرنده مي سازم و در آن مي دمم و آن به اذن خدا پرنده اي مي شود و به اذن خداوند كور مادرزاد و پيس را شفا مي دهم و مردگان را زنده مي كنم. (آل عمران/49)

اگر خداوند قادر است كه چنين كاري را به واسطه ايشان در زمان زنده بودنشان انجام دهد بدون شك قادر است پس از مرگشان نيز اين كار را انجام دهد. زيرا قدرت الهي همان قدرت است و اراده خداوند بر اين قرار گرفته كه قدرتش بدين شكل در اوليايش ظاهر گردد.

پس با دقت در مفهوم “ توحيد در عبادت “ و شرك دريافتيم كه توسل و شفاعت هيچ جنبه اي از شرك را در بر ندارد ؛ ضمن اينكه شارع مقدس هم در احكام مشخصش كساني را كه شهادتين را بر زبان جاري مي سازند مسلمان مي نامد و احكام كافر و مشرك بر ايشان جاري نمي شود. (چه برسد به مسلمانان معتقدي كه از توسل و شفاعت هم چيزي جز توحيد برداشت نمي كنند.)

 

پي نوشت:

1. ترجمه آيات از ترجمه استاد ابوالفضل بهرام پور استفاده شده است.

 

    51 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   توحيد (8)
●   شيعه (153)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:03/07/1387

تاريخ شمسی نشر:19/06/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب