باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 14 آذر 1387 كاربران برخط 266 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
به مناسبت شهادت شيخ محمد خياباني
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: روزنامه - اعتدال

 
 

از ميلاد تا محراب

شيخ محمد خياباني، فرزند حاج عبدالحميد تاجر خامنه اي و بانو رقيه سلطان، در سال 1297 ق در شهرک ((خامنه)) واقع در ده کيلومتري شهرستان شبستر ديده به جهان گشود و تحصيلات مقدمات و ادبي را در زادگاهش گذراند. پدرش در شهر ((پتروفسکي)) (مخاچ قلعه، مخاچ کالا) پايتخت آن روز جمهوري داغستان، تجارتخانه داشت. در نوجواني همراه پدر به پتروفسکي رفت و مدتي را در تجارتخانه او به کارهاي تجاري و آموختن رمز و راز داد و ستد و آشنايي با شيوه هاي اقتصادي زمانه سپري کرد. اما گرايش روحي او به فراگيري علم بيش از هر چيزي بود. از اين رو در بازگشت به خامنه، کس و کار تجاري را رها کرد و در تبريز به تحصيل علوم ديني پرداخت و به سلک روحانيت و علماي دين در آمد. شيخ در مدرسه ((طالبيه)) تبريز، ادبيات عرب، منطق، اصول، فقه، نجوم، رياضي، تفسير، حکمت، کلام، حديث، تاريخ، رجال و علوم طبيعي را از اساتيد فن آموخت.

دوره عالي فقه و اصول را نزد مرحوم آيه الله العظمي سيد ابوالحسن انگجي و هيئت ونجوم را در محضر منجم معروف مرحوم ميرزا عبدالعلي خواند. شيخ با تکيه بر استعداد سر شار و پشتکار و جديت خاص طلبگي، مراحل تحصيل را بسرعت پشت سر گذاشت و به مقام بلند علمي رسيد. از دوران طلبگي مسائل مشکل علم هيئت را خود استخراج مي کرد و تقويمهاي رقومي مي نوشت. علاوه بر آن، بنا به رسم ديرين حوزه هاي علميه، از دوران تحصيل به تدريس فقه و اصول و نجوم و رياضي و حکمت براي طلبه هاي جوانتر از خود نيز مي پرداخت. بويژه به تدريس نجوم و رياضي که از مشکل ترين رشته هاي علوم است، علاقه زيادي داشت و آن را در مدرسه طالبيه تبريز، با بيان شيوا و فصيح و به زبان مادري خود (ترکي) براي فضلا و طلاب سطوح عالي، تدريس مي کرد و اين مايه شگفتي اقران و حتي علماي بزرگ مي شد. چرا که کمتر کسي از عالمان مي تواند از عهده تبيين و تدريس اين علم بر آيد و جوان بودن خياباني هم از يک طرف آنان را شگفت زده مي کرد؛ به طوري که کساني چون احمد کسروي - که از مخالفان خياباني بود - با تعجب فراوان به اين عظمت شگفتي زاي خياباني اعتراف کرده اند.

شيخ به سبب اقامتش در محله ((خيابان)) تبريز معروف به ((خياباني)) شد. در مسجد کريم خان، واقع در محله خيابان، نماز جماعت مي خواند و مردم مسلمان را ارشاد مي کرد و آنان پس از اقامه نماز، مشتاقانه پاي صحبت و موعظه حکيمانه و بيدارگر او مي نشستند. (اين مسجد هنوز هم به همان نام در جهار راه منصور تبريز موجود است.)

يکي از علماي بزرگ تبريز در آن روزگار، مرحوم آيه الله سيد حسين خامنه اي، مشهور به سيد حسين پيشنماز بود که در مسجد جامع تبريز اقامه نماز مي کرد. خياباني هم به سبب همشهري بودن با وي و هم اينکه او انديشه هاي روشن و انقلابي و اجتماعي داشت، با ايشان زود آشنا شد و همين آشنايي زمينه را براي ازدواج او با دختر آن فقيه بزرگ، يعني ((خير النساء)) فراهم کرد. از آن پس خياباني گاهي در مسجد جامع تبريز به جاي پدر زنش، حاج سيد حسين خامنه اي، نماز جماعت اقامه مي کرد و از همانجا نيز مشهورتر گرديد. مي گويند معمولا هزار نفر در نمازش شرکت مي کردند.

بدين ترتيب، شيخ از دوران جواني، از طريق محراب و منبر با عموم مردم در ارتباط بود و مسائل ديني و علمي و فرهنگي و اجتماعي را خود براي آنان بيان مي کرد.

 

اهداف قيام خياباني

از مطالعه تاريخ قيام خياباني و تامل در آن مي توان به اهداف آن پي برد. مجموع اهداف اين قيام را مي تتوانيم در اين موارد خلاصه کنيم:

1. سر و سامان دادن به اوضاع آشفته آذربايجان

2. قطع دست اجانب از آن خطه و کل ايران

3. همکاري با نهضت جنگل به رهبري ميرزا کوچک خان در راه پيشبرد و گسترش قيام

در سر تا سر ايران و اصلاح اوضاع کشور و بيدار کردن مردم

4. حفظ استقلال و تماميت ارضي ايران و تاءمين آزادي سياسي، اقتصادي، نظامي و فرهنگي کشور

5. احيا و اجراي قانون اساسي مشروطيت

6. ايجاد نوعي انقلاب فرهنگي و بازگشت به خويشتن خويش.

 

علل شکست قيام

شکست قيام تبريز پس از حدود شش ماه علل و عوامل گوناگوني داشت، از جمله:

1. حضور قزاقخانه در کنار شهر تبريز و همکاري آن با حکومت مرکزي

2. کم بودن نيروهاي مقاومت و مسلح قيامي و نداشتن ارتش مقاومت دايم

3. اهتمام بيشتر شيخ محمد خياباني به ايجاد و گسترش خود آگاهي مردم و نهضت فکري و بيداري سياسي و بي توجهي به جذب نيروهاي نظامي و مسلح براي حراست از قيام

4. خيانت کساني که قول همکاري به خياباني داده بودند. و دشمني آنها بويژه حکومت مرکزي با وي و قيامش

5. تنها ماندن خياباني در نتيجه همکاري نکردن او با روس و انگليس و نيروهاي وابسته به آن دو،

 

سي سخن حکيمانه از خياباني

1. اولين لازمه شرافت يک ملت، استقلال است.

2. استقلال ملتها را فقط فضايل و اخلاق عالي مي تواند محفوظ دارد.

3. حافظ و نگهبان استقلال هر ملتي، شجاعت و قهرماني اوست.

4. يک ملت نمي تواند بدون معارف، آزادي خود را محفوظ دارد 5. در راه زندگي شرافتمندانه بايد از جان و مال گذشت.

6. آزادي مستلزم برابري است، در مقابل قانون همه برابريم.

7. ايران را ايراني بايد آزاد کند.

8. در عين آزادي بايد مقيد باشي.

9. نخستين وسيله ترقي، داشتن روح تجدد است.

10. يک فرد بي علاقه به جامعه خود، کمتر از حيوان است.

11. هيچ کار بزرگ بدون فکر انجام نمي گيرد.

12. هر زماني تقاضايي دارد که با ميزان علم و معرفت بشر تغيير پذير است.

13. يک حرکت عمومي تمام بشر متمدن را به جانب يک سر منزل تکامل پيش مي برد.

14. به نام هر اکثريتي نمي توان حکم قطعي داد.

15. انتظام و انضباط يک شرط عمده موفقيت است.

16. انسان بايد در زندگي چنان مشغول کار شود که گويا هيچ وقت نخواهد مرد.

17. اندوختن سهل است و نگهداري مشکل.

18. براي تامين حيات و بقا در اين جهان بايد از ضعف و ناتواني دوري گزيد.

19. در روي خرابه هاي ديروزي بايد عمارت فردا را بلند کرد.

20. اعتماد به نفس، يک شرط عمده موفقيت است.

21. شجاعت، يک شرط مهم موفقيت است.

22. يک لقمه خار دار باشيد تا هيچ گلويي نتواند شما را فرو ببرد.

23. ملتي که از مرگ نمي ترسد، هرگز نمي ميرد.

24. مردن در راه يک آرمان بزرگ، عين موفقيت است.

25. ترس عامل عمده اسارت ملتهاست.

26. تو واحد و متحد جلوه نما و بگذار ديگران از تو بترسند.

27. شجاعت مادي بي شجاعت معنوي،کامل نيست.

28. هرگز نبايد به خستگي و ياس اعتقاد داشت، بويژه زماني که بار سنگين زندگي يک ملت از موي باريک آويزان باشد.

29. هر کس بايد به فراخور توانايي و دانايي خودش در امور اجتماعي و عمومي شرکت کند.

30. در کليه امور و حوادث بايد ((وظيفه)) را از غير وظيفه تفکيک نماييم.

 

منابع و ماخذ

1. شرح حال و اقدامات شيخ محمد خياباني، به قلم جمعي از دوستان شيخ شهيد، جاپ برلين، 1304 ش، صفحات مختلف.

2. قيام شيح محمد خياباني در تبريز، علي آذري، چاپ چهارم، تهران، 1362، موارد متعدد و صفحات مختلف.

3. قيام آذربايجان و ستارخان، اسماعيل امير خيزي، تبريز، 1339، صفحات متعدد.

4. تاريخ هيجده ساله آذربايجان، احمد کسروي، ج 2، صفحات 858 به بعد.

5. بيدارگران اقاليم قبله، محمد رضا حکيمي،ص 131 - 175.

6. دو قهرمان جنبش مشروطه، رحيم رئيس نيا و عبدالحسين ناهيدي.

7. تاريخ بيست ساله ايران، حسين مکي، ج 2، ص 34 - 42.

8. شيخ محمد خياباني خروش حماسه ها، مصطفي قليزاده، تهران، 1372، صفحات مختلف.

 

    42 بازديد     0 امتياز     0 نظر


افراد مرتبط
●  خياباني   شيخ محمد(2)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:06/07/1387

تاريخ شمسی نشر:21/06/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب