باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 14 آذر 1387 كاربران برخط 309 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
سوييزى و بازسازى ماركسيستى اقتصاد
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


پل مارلو سوييزى اقتصاددان ماركسيست آمريكايى، در ۲۷ فوريه ۲۰۰۴ (۱۸ اسفند ماه ۱۳۸۲) در نيويورك درگذشت. پيشتر وعده ارائه شرحى از آراى وى را داده بوديم. آنچه مى خوانيد رئوسى است از زندگى و آراى سوييزى. اين مقاله به زودى در شماره چهارم فصلنامه اقتصاد سياسى نيز به چاپ خواهد رسيد.

 
   ● نويسنده: محمود - عبدالله زاده

منبع: روزنامه - شرق

 
 

«... بايد نتيجه گيرى كنيم كه به علت تفاوت هاى بنيادين بين اقتصاد سوسياليستى و اقتصاد سرمايه دارى، بخش سوسياليست جهان به سرعت ثبات خواهد يافت و به سوى دستيابى به سطح زندگى بالاتر حركت خواهد كرد، ولى بخش امپرياليست دچار مشكلاتى كه به قدر كافى با آنها آشنا هستيم خواهد شد. معهذا، بايد پذيرفت كه اين امر نهايتاً مسئله را حل نمى كند، زيرا غيرقابل تصور است كه اين دو نظام [بتوانند] به مدت نامحدودى در كنار هم ادامه حيات دهند. بعيد نيست كه ، به تعبيرى، قدرت جاذبه اصولاً نيرومندتر و باثبات تر نظام سوسياليستى تدريجاً اثر متلاشى كننده اى را بر ساختار نظام امپرياليستى اعمال كند، ابتدا توانايى تجاوزگرى آن را از كار بيندازد و سپس ذره ذره تار و پودى كه اين نظام را به عنوان يك ساختار اجتماعى منسجم حفظ مى كند از هم بپاشد.»

 

سوييزى، نظريه رشد سرمايه دارانه

سوييزى اقتصاددان ماركسيست مستقل و بحث برانگيز، فرزند يك بانكدار موفق و ثروتمند نيويورك بود. او نخستين كتابش را در ۱۹۴۲ به نام نظريه توسعه سرمايه دارى منتشر ساخت. اين كتاب كه تعريفى روشن و صريح از ماركسيسم و نحوه استفاده از مفاهيم آن را در تحليل اقتصادى و اجتماعى به دست مى داد، در دوران اوج چپ گرايى در غرب در دهه ۱۹۶۰ و اوايل دهه ۱۹۷۰ به منبعى كليدى مبدل شد.

سوييزى در مدرسه شبانه روزى معروف Philips Exeter Academy در نيوانگلند و سپس در دانشگاه هاروارد به تحصيل اقتصاد نوكلاسيك پرداخت و در سال هاى تحصيل در اين دانشگاه سردبيرى روزنامه دانشجويى Harvard Crimson را به عهده داشت. در سال ۱۹۳۲، او به مدرسه اقتصاد و علوم سياسى دانشگاه لندن رفت. در دانشگاه لندن، در آن نخستين سال هاى ويران كننده كسادى بزرگ سوييزى از نظر فكرى و سياسى دستخوش تحولى عميق شد، تحولى كه منبعث از ظهور هيتلر، آشوب هاى دانشجويى، دوستى با اقتصاددانان جوانى همچون جون رابينسون، اسكار لانگ و ابالرنر و به ويژه دروس مبهوت كننده هارولد لاسكى استاد علوم سياسى دانشگاه لندن بود.

سوييزى خود را يك «ماركسيست خودآموخته، ماركسيستى معتقد ولى جاهل» مى خواند و علت علاقه مند شدنش به ماركسيسم و انديشه هاى راديكال را، همانند بسيارى از جوانان هم نسل خود «اوضاع جهان در اوايل دهه ۱۹۳۰، يعنى كسادى بزرگ و وضعيت بين المللى كه مقدمه جنگ جهانى دوم بود» مى دانست. بارى در ۱۹۳۳ او به هاروارد بازگشت تا در مقطع دكترى به تحصيل بپردازد و در ۱۹۳۸ رساله تحسين برانگيزش را با عنوان كارتل ذغال سنگ در دوران انقلاب صنعتى انگلستان به پايان رساند و سپس به عنوان مدرس دپارتمان اقتصاد هاروارد به تدريس پرداخت و در همان حال پژوهش درباره نخستين اثرش را شروع كرد و در همين سال ها بود كه اتحاديه معلمان هاروارد را بنيان نهاد.

در دهه ۱۹۳۰، سوييزى از شاگردان برجسته ژوزف شومپيتر، اقتصاددان محافظه كار اتريشى، در دانشگاه هاروارد بود. او به رغم اختلاف ايدئولوژيكى مورد تحسين و احترام استاد بود و دوستى عميق آنها مادام العمر دوام يافت. مى گويند تحسين شومپيتر از سوييزى به آن اندازه بود كه وقتى در كتابش، سرمايه دارى، سوسياليسم و دموكراسى، نوشت: «سرمايه دارى دوام نخواهد يافت زيرا آزادى انديشه و نتيجتاً مردمى را با توانش هاى انتقادى پرورش مى دهد و قطعاً [زمانى] اين اذهان قدرتمند سلاحشان را به روى نارسايى هاى سرمايه دارى خواهند گشود»، شاگردش را مدنظر داشت. و باز هم وقتى شومپيتر در ادامه خاطرنشان كرد كه «سوسياليسم موفق خواهد شد، شايد به شكلى عجيب، ولى، با اين حال [نظامى] مساوات طلب خواهد بود، زيرا تا حدودى متفكران طراز اولى كه از بى شعورى و بى عدالتى هاى سرمايه دارى ناراضى شده اند به راس يك جامعه سوسياليستى صعود خواهند كرد و باعث خواهند شد كه اين جامعه به نحو مطلوب عمل كند» چه فرد ديگرى را جز سوييزى شاگرد و دست پرورده اش، مى توانست در ذهن داشته باشد. مباحثات شومپيتر و سوييزى به مباحثاتى مشهور در محافل علمى هاروارد مبدل شد. ساموئلسن، فارغ التحصيل هاروارد، ضد كمونيست سرسخت، برنده جايزه نوبل و استاد اقتصاد دانشگاه ام آى تى كه كتابش به مدت چند دهه كتاب درسى دانشكده هاى اقتصاد دانشگاه هاى جهان بود، يكى از اين مباحثات بين استاد و شاگرد را با عنوان «آينده سرمايه دارى» كه در سالن مملو از جمعيت Littauer Center برگزار شد، سال ها بعد در مجله نيوزويك به عنوان داستان «شعبده باز زيرك»۱ در برابر «شواليه نجيب زاده جوان» ۲ بازگو كرد كه در آن سوييزى خود را در زمره خوش آتيه ترين اقتصاددان نسل خود تثبيت كرده بود.

در دوران جنگ جهانى دوم، سوييزى به مدت چهار سال در بخش تحقيقات دفتر خدمات استراتژيك، كه به منزله سازمان اصلى اطلاعاتى آمريكا، در واقع شكل ابتدايى CIA بود، خدمت كرد. سپس براى مدتى كوتاه به عنوان مدرس به هاروارد بازگشت ولى در ۱۹۴۶، با آن كه دو سال و نيم از قراردادش با دانشگاه هاروارد باقى بود آنجا را ترك كرد تا مكتب مستقل آمريكايى انديشه ماركسيستى را بنيان نهد. در ۱۹۴۸، او و لئو هوبرمان، روزنامه نگار امور كارگرى، در مبارزه انتخاباتى حزب پيشرو هنرى والاس فعاليت كرد. والاس كه جناح چپ جنبش اتحاديه كارگرى _ بقاياى ليبرال ها، سوسياليست ها و كمونيست هاى دوران اصلاحات «رسم نو» (New Deal) دهه ۱۹۳۰ فرانكلين روزولت _ از او حمايت مى كرد از موضع ضدجنگ سرد مبارزه انتخاباتى را انجام مى داد و قاطعانه شكست خورد. سوييزى و هوبرمان تصور مى كردند كه يكى از دلايل شكست جنبش والاس عدم تمايل آن به بيان بديل هاى سوسياليستى بود.

آنها فكر كردند كه براى از ميان بردن اين خلأ، حضور نشريه اى ضرورى است تا برداشتى از اوضاع جارى را از منظر سوسياليستى ارائه كند. بنابراين، در ۱۹۴۹، آنها با پولى كه سوييزى از پدر به ارث برده بود، به رغم شدت گرفتن جنگ سرد و شروع مك كارتيسم، مجله ماهانه ( Monthly Review (MR ، مجله مستقل سوسياليستى، را منتشر ساختند. اين مجله به خصوص در دهه ۱۹۶۰ انديشه بسيارى از متفكران بزرگ از جمله هربرت ماركوزه و ديگر راديكال هاى آن دوران را تحت تاثير قرار داد. شمارگان MR هرگز زياد نبود، در اوج خود در اوايل دهه ۱۹۷۰ به ۱۲۰۰۰ رسيد و امروز به حدود ۷۰۰۰ تنزل يافته است، ولى نفوذ آن در محافل چپ و به خصوص بر اعضاى پيشين حزب كمونيست آمريكا چشمگير بود. بارى، با وخيم تر شدن اوضاع سياسى و اوج جو تفتيش عقايد، دادستان ايالت نيوهمپشاير سوييزى را به علت خوددارى از تسليم يادداشت هاى سخنرانى اش در دانشگاه نيوهمپشاير به عمليات ضد رژيم متهم كرد. در نتيجه سوييزى به مدت كوتاهى به زندان رفت ولى در ۱۹۵۷ دادگاه عالى ايالات متحده حكم دادگاه ايالت نيوهمپشاير را نقض كرد. اين حكم دادگاه عالى يكى از چند حكمى بود كه تدريجاً به بگير و ببند چپ ها در ايالت متحده پايان بخشيد.

در دهه ۱۹۵۰ سوييزى و پل باران، استاد دانشگاه استانفورد و دوست و همكار سوييزى، از موضع آمريكا در جنگ سرد انتقاد مى كردند ولى حامى اتحاد شوروى نيز نبودند. هر دو از طرفداران انقلاب كوبا بودند و كتاب مشتركشان، سرمايه انحصار (۱۹۶۶)، را در واقع به چه گوارا تقديم كردند. جان كلام آنها در اين كتاب اين بود كه تحولات سرمايه دارى آمريكا، كه به سلطه شركت هاى بزرگى مى انجامد كه نه از طريق قيمت ها بلكه از طريق تبليغات رقابت مى كنند، موجب مى شود كه اقتصاد نتواند مازاد سرمايه را جذب كند. در نتيجه آمريكا به سوى سرمايه گذارى اين سرمايه مازاد نه در راه هاى سازنده بلكه در راه هاى نظامى و ديگر اشكال زيان آور و بيهوده سوق داده مى شود. سوييزى به خصوص دشمن تبليغات بود و مى گفت «تبليغات با ارزش ترين دارايى معنوى ما، يعنى اعتقاد به وجود هدف هاى ارزشمند فعاليت بشرى و احترام به شرافت انسان را متلاشى و نهايتاً نابود مى سازد.» در ۱۹۶۰، به دنبال انقلابى كه كاسترو را به قدرت رساند، سوييزى و هوبرمن به كوبا سفر كردند تا تحولاتى را كه در حال رخ دادن در امر آموزش، ملى سازى صنايع و اصلاحات ارضى بود مطالعه كنند.

در شماره ويژه اى از MR با عنوان كوبا: كالبدشناسى يك انقلاب، كه فروش بين المللى بزرگى به دست آورد، آنها نتيجه گيرى كردند كه اين تغييرات داراى خصلتى سوسياليستى هستند. تقريباً يك سال پس از انتشار اين شماره ويژه بود كه كاسترو تحولات كوبا را شايد تحت تأثير نتيجه گيرى آنها، تحولاتى سوسياليستى اعلام كرد. علاقه و توجه MR به انقلاب كوبا حاكى از درگيرشدن بيشتر با انقلابات و مسائل جهان در حال توسعه بود. سوييزى بيش از پيش توجهش را به مسائل اقتصادى، سياسى و محيط زيستى در جهان سوم معطوف كرد و در ۱۹۷۱ نوشت كه تضاد اصلى [سرمايه دارى] ... در درون بخش پيشرفته نيست بلكه بين بخش پيشرفته و بخش توسعه نيافته [جهان] است.» اين استدلال مخاطبانى مشتاق در ميان بسيارى از كسانى كه مخالف طرح هاى امپرياليستى ايالات متحده در ويتنام و جاهاى ديگر بودند پيدا كرد. سوييزى، پس از درگذشت هوبرمان در ۱۹۶۸ از هرى مگداف، اقتصاددان پيشين دوران «رسم نو» دعوت كرد تا سردبيرى مشترك MR را بپذيرد. سال هاى پايانى دهه ۱۹۶۰ و اوايل دهه ۱۹۷۰ اوقاتى هيجان انگيز براى مگداف بود؛ كتابش، عصر امپرياليسم (۱۹۶۹) به همراه كتاب سرمايه انحصار به دو منبع اساسى مطالعه براى نسل جوان راديكال غرب تبديل شده بود. در دهه هاى ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ سوييزى به ايراد سخنرانى هايى در ژاپن، هند، اروپا و آمريكاى لاتين پرداخت و با علاقه زيادى كه به مسايل محيط زيست در او ايجاد شده بود مقاله اى درباره شهرها و خودروها و خطرات «خودرويى شدن»۳ نوشت. علاوه بر اين، او در دهه ۱۹۷۰ بحث هاى هيجان انگيزى با موريس داب، كمونيست بريتانيايى و استاد دانشگاه كمبريج، درباره گذار فئوداليسم به سرمايه دارى داشت. سوييزى بسيار جلوتر از اغلب هم عصران خود به روشنى روندها و گرايش هاى نظام سرمايه دارى را مشاهده مى كرد، يعنى تصرف بيشتر و بيشتر ثروت جامعه توسط ثروتمندان، خطر اين هرم باريك قدرت خريد (ثروتمندان) براى ثبات كل نظام، و ضرورت حمايت چپ از ايستادگى كارگران در مقابل تجاوزگران. با مطالعه آثار سوييزى، بيش از صد مقاله و بيست كتاب، مى توان فهميد كه چرا سربازان آمريكايى در هائيتى يا در عراق هستند، چرا جان كرى دكترين مداخله گرى تدريجى را اعلام مى كند، چرا آلن گرينسپن، رئيس خزانه دارى ايالات متحده، خواهان كاهش دوباره مزاياى بيمه اجتماعى است. با وجود اين، سوييزى همچون بسيارى از اقتصاددانان ماركسيست هم نسل خود نتوانست موفقيت نظام سرمايه دارى را پيش بينى كند، نظامى كه در آن مخالفت، مقاومت و پايبندى به اصول خويش امكان پذير است.

 

پى نوشت:

۱- Foxy Merlin شعبده باز و پيشگوى دربار پادشاه آرتور.

۲- Galahad شواليه افسانه اى دوران پادشاهى آرتور كه به خاطر خلوص و پاكى به جام مقدس دست يافت.

۳- automobilisation

 

    260 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   اقتصاد سوسياليستي (1)
●   اقتصاد ماركسيستى (1)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   كوبا (5)

افراد مرتبط
●  سوييزى   پل مارلو(1)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:19/03/1383

تاريخ شمسی نشر:19/03/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب