«آندرى زورين» در آن روز فراموش نشدنى در سال ۱۹۸۳ مشغول تمرين زبان انگليسى بود و به راديو ممنوعه بى بى سى روى موج كوتاه گوش مى كرد كه ناگهان سخنان «رونالد ريگان» رئيس جمهور وقت آمريكا در مورد شوروى را شنيد. ريگان شوروى را يك «امپراتورى شيطانى» خواند و تاكيد كرد كه اين امپراتورى بايد به زانو درآيد.
زورين كه سكولار و اديبى با نگرش مخالفت جويانه نسبت به رژيم حاكم بر شوروى بود، آنقدر از شنيدن اين سخنان شوكه شده بود كه ريسك مكالمه تلفنى در اين مورد با دوستانش را فراموش كرد و تلاش كرد تا آنان را از كلمات قهرآميز ريگان آگاه كند. او گفت: «از جايم پريدم و شروع به زنگ زدن كردم. اگر چه از نظر ما اين موضوع كه شوروى يك چنين امپراتورى اى است، تعجبى نداشت، اما از آنجايى كه شخصى به طور صريح از يك تريبون آن را بگويد، يك نوع افشاگرى محسوب مى شد.»
براى بسيارى از روس ها ريگان در آن زمان و حتى اكنون قهرمانى به حساب مى آيد كه مبارزاتش با كمونيسم در دهه ۸۰ منجر به فروپاشى شوروى و ظهور نسل جديدى از فعالان طرفدار دموكراسى شد. زورين گفت: «ديوارها با كلمات فرو ريخت.»
اما روسيه كنونى در دوران زمامدارى پوتين كمتر به جامعه آزادى كه ريگان روزگارى آن را توصيف و پيش بينى مى كرد، شباهت دارد. اين كشور اكنون دموكراسى دوسويه اى را تجربه مى كند و بسيارى از مردمان آن به وجهه ابرقدرتى از دست رفته آن غبطه مى خورند. پوتين يك افسر سابق KGB است كه به نهادهايى كه ريگان درصدد مردود اعلام كردن آنها بود، چسبيده است. وى توانسته است تمام صداهاى مخالف را در صحنه سياسى حذف و منكوب كند. تحقيقات اخير نشان مى دهد كه ۷۰ درصد يا بيشتر از مردم روسيه نسبت به فروپاشى شوروى كه ريگان بى وقفه در پى آن بود، تاسف مى خورند. اين واقعيتى است كه پوتين در اوايل سال جارى ميلادى به آن اشاره كرد و اين فروپاشى را «يك تراژدى ملى با ابعادى گسترده» خواند. نظر افكار عمومى كنونى روسيه در مورد ريگان مانند گذشته متناقض است. ميخائيل گورباچف، طرف مذاكره ريگان در دوران جنگ سرد، از اين رئيس جمهور سابق آمريكا به عنوان رئيس جمهور بزرگى كه با برقرارى يك گفت وگو با شوروى دورانديشى و اراده را به نمايش گذاشت و به دهه ها تهديد طولانى جنگ هسته اى پايان داد، ياد كرده است.
بسيارى از كسانى كه زمانى مخالفان شوروى را با خود يدك مى كشيدند از ريگان به عنوان رهبرى كه براى تحقق دموكراسى در روسيه تلاش كرده است، نام مى برند. اما در ميان مردم روسيه كسانى هستند كه همچنان ريگان را شخصيتى قهرمانى مى شناسند كه آزادى را براى اين كشور به ارمغان آورد، كسانى مانند «والنتاين وارينيكف»، ژنرال بازنشسته ارتش روسيه نيز هستند كه اقدامات ريگان را در آن زمان نادرست مى انگارند. وارينيكف در مصاحبه اى در روز يكشنبه گذشته [زمان مرگ ريگان] گفت كه رئيس جمهور اسبق آمريكا از آنجايى كه جايگاه قانونى روسيه را در جهان تقليل داده به هر حال گناهكار است.
وارينيكف كه يكى از طراحان كودتا عليه گورباچف در آگوست سال ۱۹۹۱ است و اكنون در زمره رهبران ذى نفوذ حزب چپگرا _ ملى گراى «سرزمين مادرى» است، ريگان را بازى [اشاره به جمهوريخواهان] خطرناك خواند كه دو كشور آمريكا و شوروى را به سوى يك جنگ هدايت كرد و گورباچف را خيانتكارى توصيف كرد كه در برابر او تسليم شد.
او گفت: «اين راهبرد آمريكا بود كه شوروى را نابود كند. ريگان تنها ابزارى براى اين نابودى بود، اما در زمانى كه چنين رويدادى به وقوع پيوست او رهبر بود.»
پوتين روز يكشنبه تلاش كرد تا خود را از اين مباحث دور نگاه دارد و ترجيح داد تا هيچ بيانيه اى را در مورد مرگ ريگان منتشر نكند. اما «سرگئى گريگوريانتس»، بيش از ساير روس ها توانست بر مرگ ريگان مويه كند. به گفته او در سال ۱۹۸۷ مخالفان شوروى با اشاره گورباچف كه وى ابتكار آن را به شخص ريگان نسبت مى داد، آزاد شدند. در سال ۱۹۸۸ گورباچف در ديدار ريگان با اين زندانيان در محل اقامت سفير آمريكا در مسكو شركت كرد و اين روزى بود كه به نظر گريگوريانتس به دليل هيجان و اشتياق ريگان براى تحقق دموكراسى در روسيه فراموش نشدنى است. او گفت: «هنگامى كه ريگان زمام امور را در آمريكا در دست داشت، واشنگتن بسيار به توسعه دموكراسى و روند آن در روسيه حساس بود. حمايت سيستماتيك او از جنبش دموكراتيك در شوروى بسيار مهم تلقى مى شد.»
ريگان در يك سخنرانى براى دانشجويان دانشگاه مسكو در ادامه همان ديدار تاريخى اش از روسيه در سال ۱۹۸۸ بار ديگر موضوع ايجاد سرزمينى آزاد را مطرح كرد و بر مفاهيمى نظير آزادى عقيده، آزادى اطلاعات و آزادى ارتباطات تاكيد كرد. اما به نظر مى رسد كه اخبار جديد از روسيه چند روز پيش از مرگ ريگان، بر پيچيدگى هدف ريگان بيش از پيش حكايت مى كنند. يكى از گزارشگران تلويزيونى در اين كشور به دليل سانسور دولت از كار بركنار شد. يكى از احزاب طرفدار پوتين نيز در پارلمان روسيه از تشكيل حزبى كه از تاكتيك هاى حزب كمونيست دوران شوروى تبعيت مى كند، خبر داد.
برخى از كارشناسان امور سياسى معتقدند همان طور كه «ريچارد پايپس»، مشاور ريگان و استاد تاريخ در دانشگاه هاروارد در مقاله جديد خود در مجله «Foreign Affaris» تاكيد مى كند، روس ها دموكراسى را به عنوان يك نظام سياسى نمى خواهند. اين در حالى است كه سايرين اعتقاد دارند كه مردم روسيه در نتيجه بحران اقتصادى دهه ۹۰ در كشورشان مايوس و سرخورده شده اند. ليبرال _ دموكرات ها و فعالان حقوق بشر در روسيه معتقدند كه رويكرد ريگان از يك روسيه دموكرات با تهديدى جدى مواجه است. برخى از منتقدان پوتين معتقدند كه روسيه سياست محكوم كردن وقايعى كه در دهه هاى ۸۰ و ۹۰ در روسيه به وقوع پيوستند را در دستور كار قرار داده است. اين در حالى است كه به عقيده آنان نمى توان در روسيه اصلاحات را به اجرا درآورد، اما از سويى ديگر فروپاشى شوروى را مذمت كرد. «سرگئى كاراگاتف»، يكى از اين منتقدان است، اما وى در عين حال تاكيد مى كند نام «امپراتور شيطانى» كه ريگان به شوروى داد ريشه در تنفر او از اين كشور دارد و مردم روسيه اين نام را پسنديده نمى دانند و كاراگاتف گفت: «در آن زمان مردم روسيه احساس مى كردند كه مورد دشنام قرار گرفته اند و اين منصفانه نبود.
روسيه يك امپراتورى نبود، بلكه صدفى خالى بود. وقتى روى ديگر سكه آشكار شد و تهى بودن نظام به اثبات رسيد، مشاهده رهبر كشور مقتدرى كه اتحاد جماهير شوروى را به عنوان يك تهديد پرقدرت به باد انتقاد مى گرفت، مانند يك لطيفه بود.» حتى «الكساندر ياكوفلف»، يكى از مشاوران با نفوذ گورباچف نيز گفت: «ما به اين نتيجه رسيديم كه ريگان در زمره رهبران بزرگ سياسى قرن بيستم است، اما دريافتيم كه نظرات او نمى تواند چندان جهانى تلقى شود. هنوز افرادى در روسيه هستند كه مى گويند، بله، ما يك امپراتورى كامل بوديم و اين ريگان و گورباچف بودند كه زمينه فروپاشى اين امپراتورى را فراهم آوردند. براى اينكه چنين نظراتى فراموش شوند، زمان زيادى لازم است.»