باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 14 آذر 1387 كاربران برخط 63 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
خشونت و فحشاء در تلويزيون
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


در جوامع كنوني، تلويزيون تأثيرگذارترين عامل در شكل‌دهي شخصيت افراد است. اين تصور كه تلويزيون تنها يك وسيله‌ي سرگرم‌كننده است، بسي خطا و به دور از واقعيت مي‌باشد. تلويزيون در مقام يك معلم و جهان‌بيني‌ساز است و اغلب، برنامه‌هاي سرگرم‌كننده و تفريحي آن در اين جهت مؤثرتر از برنامه‌هاي جدي آن هستند. حال با اين تلقي، نويسنده مقاله به سراغ تأثير برنامه‌هاي حاوي سكس و خشونت بر جامعه آمريكا رفته و از تحقيقات انجام شده در اين زمينه سود برده است.

مسأله چقدر وخيم است؟

 
   ● نويسنده: كربي - اندرسون

منبع: ماه نامه - سياحت غرب - 1383 - سال اول، شماره 10، فروردین

 
 

قصد ما در اين مقاله آن است كه درباره‌ي وضعيت سكس و خشونت در برنامه‌هاي تلويزيوني (آمريكا) صحبت كنيم، ولي قبل از اينكه وارد جزئيات بيشتري شويم، من با اثبات وخيم‌تر شدن اين مشكل، شروع مي‌كنم.

ممكن است افرادي فكر كنند كه اين مسأله يك امر بديهي و واضح است، ولي من هميشه با افرادي برخورد كرده‌ام كه معتقد بودند، برنامه‌هاي تلويزيون واقعاً نسبت به برنامه‌هاي چند سال گذشته تفاوت زيادي نكرده است. خوشبختانه راه‌ ساده‌اي براي اثبات اين كه برنامه‌هاي تلويزيون در دهه گذشته بسيار بدتر شده است وجود دارد.

در روز سي‌ام ماه مارس سال 2000، «گروه خانواده تلويزيون» گزارش ويژه‌اي با عنوان «يك دهه چه تفاوت‌هايي ممكن است ايجاد كند!» منتشر نمود. اين گزارش، يك مقايسه زماني در مورد سكس، ادبيات ركيك و خشونت در سال‌هاي 1989 تا 1999 را نشان مي‌داد. بدون هيچ گونه تعجبي، اين گزارش نشان‌دهنده افول برنامه‌هاي تلويزيون بود. در اين جا ما برخي از يافته‌هاي اين گزارش را مي‌آوريم:

 

اول: به طور متوسط در هر يك ساعت، مسائل جنسي در سال 1999، سه بار بيشتر از سال 1989 تكرار شد. اين گزارش، نمونه‌هاي زيادي را ذكر مي‌كند كه نشان مي‌دهد، زبان سكس چه طور به نحو چشم‌گيري فقط در ظرف يك دهه، تغيير پيدا كرده است. متأسفانه، من نمي‌توانم در مورد بسياري از اين مثال‌ها حتي صحبت كنم، زيرا اين مثال‌ها خيلي بي‌پرده هستند. هم‌چنين، ارائه‌دهندگان اين گزارش متوجه شده‌اند كه برنامه‌هاي مربوط به همجنس‌بازي، به نحو چشم‌گيري زياد شده است. در حالي كه برنامه‌هاي مرتبط با همجنس بازي در سال 1989 به ندرت پخش مي‌شد، اين موضوع در سال 1999 در تلويزيون رواج داشته و در ظرف يك دهه نسبت به دهه‌ي قبل، رشد 42 درصدي داشته است. شخصيت‌ها و ديالوگ‌هاي مربوط به همجنس‌بازي كه زماني ممنوع بودند، در بسياري از برنامه‌هاي شبكه‌هاي تلويزيوني، تبديل به برنامه‌هاي قانوني شده بودند.

 

دوم ـ اين بررسي نشان مي‌دهد كه ميزان استفاده از كلمات شنيع در سال 1999 نسبت به سال 1989، 5/5 برابر افزايش پيدا كرده است. نويسندگان اين گزارش، نمونه‌هايي از انواع كلمات و عباراتي را كه به طور مرتب استفاده مي‌شد، آورده بودند؛ كلمات و عباراتي كه شايسته من نيست آنها را ليست كنم.

 

سوم ـ اين گزارش نشان مي‌داد كه ميزان حوادث خشونت‌آميز روي داده در هر دو سال، تقريباً به يك اندازه بود، اما شدت خشونت اين حوادث، فوق‌العاده افزايش يافته بود. برخي از برنامه‌هاي پخش شده كه آنها بازبيني كرده بودند، چيزي نبود جز تصاوير خشونت‌آميز. بنابراين در مورد مسائل جنسي، ادبيات ركيك و برنامه‌هاي خشونت‌آميز، از سال 1989 تا 1999 به طور متوسط در هر ساعت، برنامه‌ها 3 برابر شده بود.

بنابراين استنباط ما از اين كه تلويزيون بدتر شده است، فقط يك برداشت ساده نيست، واقعيت است.

 

تأثير تلويزيون بر رفتار افراد

در پرتو اين حقيقت كه برنامه‌هاي تلويزيون در ده سال گذشته بدتر شده است، برخي از مدافعان تلويزيون عقيده دارند كه اثرات چنين برنامه‌هايي اندك است. بار ديگر كار «گروه خانواده‌ي تلويزيون» مفيد واقع شد. آنها به مطالعات و تحقيقات مختلفي استناد مي‌كنند تا اثرات تلويزيون را مخصوصاً بر روي جوانان اثبات كنند.

اجازه بدهيد ابتدا به تأثير برنامه‌هاي خشونت‌آميز بر رفتار تماشاگران، نگاهي بيندازيم. گروه خانواده تلويزيون به گزارشي استناد مي‌كند كه از حدود 1000 تحقيق كه در سال 1998، دانشگاه آمريكايي «فورنسيك سايكياتري» ارائه كرده، تهيه شده است. آنها در اين تحقيقات به اين مسأله پي برده بودند كه تقريباً در 18 مورد، ثابت شده بود كه خشونت تصويري به خشونت واقعي انجاميده و 12 مورد از اين 18 مور، توسط صنعت تلويزيون پايه‌ريزي شده بود. در سال 1992، مؤسسه روان‌شناسي آمريكا به اين نتيجه رسيد كه 40 سال تحقيق در مورد رابطه‌ي بين خشونت در تلويزيون و خشونت در زندگي واقعي ناديده گرفته شده است و اظهار نمود كه «بحث‌هاي علمي پايان يافته است» و از سياستمداران فدرال درخواست كرد، از جامعه حمايت كنند.

تحقيقات كمتري در مورد اثر ساير محتوايات جرم‌زاي تلويزيون بر رفتار تماشاگران انجام شده است. با اين حال، شواهد روشني وجود دارد كه جرايم جنسي و ادبيات ركيك نيز به نحو فوق‌العاده‌اي از تلويزيون تأثير پذيرفته است. سازمان‌هاي تخصصي نظير «آكادمي پزشكي اطفال آمريكا»، رابطه‌ي بين تصاوير جنسي و رفتارهاي زندگي واقعي را ترسيم نموده‌اند.

يك نظرسنجي از افراد 10 تا 16 ساله در سال 1995 نشان داد، بچه‌ها تصديق نموده‌اند كه «آنچه در تلويزيون ديده‌اند، آنها را به شركت در فعاليت‌هاي جنسي بسيار زودتر از موعد آن، بي‌احترامي به والدينشان، دروغ‌گويي و درگيري در رفتارهاي خشونت‌آميز تشويق كرده است». بيش از دو سوم آنها گفته‌اند كه آنها تحت نفوذ تلويزيون هستند. 77% گفتند كه تلويزيون برنامه‌هاي سكسي زيادي قبل از رسيدن آنها به سن ازدواج نشان مي‌دهد و 62% نيز اظهار داشتند كه سكس در برنامه‌هاي تلويزيوني و سينماها، هم‌سن‌وسال‌هاي آنها را تحت تأثير قرار داده تا هنگامي كه هنوز خيلي بچه هستند، روابط جنسي داشته باشند. دو سوم از اين افراد نيز برنامه‌هاي خاصي را ذكر كرده‌اند كه موجب بروز اختلال در خانواده، مانند تشويق بي‌احترامي به والدينشان مي‌شود.

البته اين گزارش به ما يادآوري مي‌كند كه دستگاه‌هاي تلويزيوني، دستگاه‌هاي «قانوني» براي ايجاد تفريح افراد هستند. بيشتر خانه‌ها (98% در آمريكا) تلويزيون دارند و به طور متوسط افراد خانواده روزانه 7 ساعت و 15 دقيقه تلويزيون تماشا مي‌كنند. ساير اقسام تفريح (سينماها، ويدئوها، سي‌دي‌ها و اينترنت) بايد در خارج از خانه جست‌وجو يا خريداري شوند. تلويزيون به صورت جهاني در دسترس همگان است و بنابراين بنيادي‌ترين اثرات را بر فرهنگ ما دارد.

به عنوان يك انسان، ما نيازمنديم از اين اثرات فرهنگي بر خودمان و خانواده‌هايمان آگاه شويم. البته ما بايد متوجه اثر تلويزيون (و ساير رسانه‌ها) بر همسايگانمان و جامعه نيز باشيم. اين انگيزه بررسي اثر سكس و خشونت در برنامه‌هاي تلويزيوني در اين مقاله است.

 

محتويات سكس در برنامه‌هاي تلويزيوني

بيشتر آمريكايي‌ها معتقدند كه سكس، بيش از اندازه در برنامه‌هاي تلويزيون وجود دارد. تحقيقي كه در سال 1994 انجام شد، نشان داد كه 75% آمريكايي‌ها احساس مي‌كنند، تلويزيون مسائل جنسي بي‌پرده‌ي زيادي به نمايش مي‌گذارد. به علاوه 85% معتقدند تلويزيون در «تنزل ارزش‌ها» فعال است و اين هيچ جاي شگفتي ندارد. به تصوير كشيدن آگهي‌هاي فيلم‌ها يا كانال‌هايي كه سكس در پارتي‌ها، زنا و حتي همجنس‌بازي را نشان مي‌دهند، از اين گونه‌اند. همان طور كه قبلاً ثابت كرديم، بي‌بندوباري‌هاي جنسي در تلويزيون، در همه‌ي اوقات و ساعت‌ها، در حد بالا يافت مي‌شود.

ما قبلاً در مورد خطر تصاوير سكس، مخصوصاً هنگامي كه با خشونت همراه است، صحبت كرده‌ايم. «نيل مالاموث» و «ادوارد دانرشتين» تأثير بي‌ثبات سكس و خشونت در رسانه‌ها را ثابت كرده‌اند. آنها مي‌گويند: «نمايش دادن فيلم‌هاي محتوي خشونت جنسي، ممكن است اثرات بلندمدت و ضداجتماعي داشته باشد.

در نتيجه‌گيري «دانرشتين»، او با اين هشدار و شواهد موجود گفته است: «اگر شما گروهي از مردان نرمال را جمع كنيد و براي آنها تصاوير خشونت‌آميز عليه زنان در فيلم‌هاي گروه R را به نمايش بگذاريد، تحقيق‌‌ها نمي‌گويد كه اين مردان مرتكب اعمال خشونت‌آميز عليه زنان خواهند شد. تحقيق انجام شده نمي‌گويد كه آنها بيرون مي‌روند و مرتكب زناي به عنف مي‌شوند، ولي اين تحقيق ثابت مي‌كند كه آنها حساسيت كمتري نسبت به خشونت عليه زنان خواهند داشت. همدردي آنها با قربانيان اين جرم كمتر خواهد شد. احساس و تلقي و ارزش‌هاي آنان در مورد خشونت تغيير خواهد كرد».

مسأله مهمي كه بايد به خاطر داشته باشيم، اين است كه اين مطالعات فقط در مورد تصويرهاي وقيحانه و مستهجن قابل اعمال نيست. بسياري از مطالعات، از فيلم‌هايي كه هر شب از شب‌هاي هفته به آساني از تلويزيون (مخصوصاً تلويزيون‌هاي كابلي) نمايش داده مي‌شوند، استفاده كرده‌اند. بسياري از فيلم‌هاي كه امروزه در سينماها نشان داده مي‌شوند، بسيار وقيحانه‌تر از فيلم‌هاي نمايش داده شده در ظرف چند سال اخير هستند.

«اروينگ كريستول» خبرنگار امور اجتماعي در يكي از ستون‌هاي مجله‌ي «وال استريت ژورنال»، اين سوال را پرسيده است: «آيا كسي واقعاً مي‌تواند باور كند كه مسائل جنسي موجود به صورت خفيف در فيلم‌هاي هاليوود ما و به صورت شديد در فيلم‌هاي تلويزيوني كابلي ما و مسائل جنسي خشونت‌آميز موجود در موسيقي رپ، بي‌تأثير است؟» در اينجا (آمريكا) تأثير معمولي و كلي اين مسائل در چشم‌ها، كاملاً قابل تشخيص است.

سكس در تلويزيون، در همه‌ي اوقات فراوان است. بنابراين ما بايد بيشتر مراقب به تصوير كشيدن چيزهايي باشيم كه ما و خانواده‌هايمان، آنها را مي‌بينيم.

 

خشونت در تلويزيون

كودكان بيشترين صحنه‌هاي خشونت را از تلويزيون شاهد هستند. ظرف چند سال اخير، شوهاي تلويزيوني و فيلم‌هايي كه براي تلويزيون ويرايش شده‌اند، كودكان كم سن و سال را در معرض ميزان غيرقابل تصوري از خشونت قرار داده‌اند. مؤسسه روان‌شناسي آمريكا مي‌گويد: به طور متوسط، كودكان قبل از اتمام دوره‌ي دبستان 8000 قتل و صدهزار عمل خشونت‌آميز را در تلويزيون مشاهده مي‌كنند. اين رقم تا زماني كه اين كودك به سن 18 سالگي برسد، دو برابر مي‌شود.

در سن بسيار كم، كودكان ميزاني از خشونت و دعوا را مي‌بينند كه در گذشته، فقط توسط عده‌ي كمي از افسران پليس و مستخدمين ارتش مشاهده مي‌شد. تلويزيون هر روزه تهاجم، ضربه زدن، چاقوكشي، شليك كردن و حق قطع عضو ديگران را به خانه‌ها مي‌آورد.

اثر تلويزيون بر رفتار افراد قابل پيش‌بيني است. دو گزارش معروف از رؤساي بهداري در دو دهه‌ي گذشته، خشونت در تلويزيون و رفتارهاي تهاجمي كودكان و نوجوانان را به هم مربوط مي‌داند. به علاوه؛ «مركز بهداشت رواني» در يك گزارش 94 صفحه‌اي با عنوان «تلويزيون و رفتار؛ 10 سال پيشرفت علمي و درگيري‌هاي دهه‌ي 80» با شواهد قاطع علمي اثبات كردند كه خشونت بيش از اندازه در تلويزيون، به زمين‌هاي بازي و خيابان‌ها سرايت كرده است. در يك مطالعه 5 ساله بر روي 722 كودك، نتيجه‌گيري شد كه انواع گوناگون تهاجم‌ها، درگيري‌ با والدين، دعوا و بزهكاري، همه رابطه‌ي مستقيم با ميزان برنامه‌هاي خشونت‌آميز در تلويزيون دارند».

مطالعات بلندمدت، بيشتر نگران‌كننده هستند. «لئونارد ايرون» استاد روانشناسي دانشگاه «ايلينويز»، كودكاني را در سن 8 سالگي و همان كودكان را در سن 18 سالگي مطالعه كرده است. او متوجه شد كه عادت‌هاي نهادينه شده توسط تلويزيون در سن 8 سالگي كودكان، بر رفتار تهاجمي آنها در سراسر دوران كودكي و بلوغشان تأثير مي‌گذارد. هر چقدر بچه‌ها برنامه‌هاي خشن‌تري را در سال سوم دبستان بيشتر ترجيح دهند، رفتار خشن‌تري براي آنها هم در آن زمان و هم 10 سال بعد از آن، در پي خواهد داشت. بنابراين او نتيجه‌گيري نمود كه تأثير خشونت تلويزيوني بر رفتار تهاجمي، رو به افزايش است.

20 سال بعد، «ارون» و «روول هيوزمن» دريافتند كه اين روند ادامه پيدا كرده است. او و دستياران محققش متوجه شدند، كودكاني كه در سن 8 سالگي ميزان قابل توجهي خشونت‌هاي تلويزيوني را نگاه مي‌كنند، در سن 30 سالگي، همواره تمايل بيشتري به ارتكاب جرايم خشونت‌آميز يا شركت در بدرفتاري عليه كودكان و همسرانشان دارند. آنها نتيجه‌گيري كردند كه مشاهده خشونت‌هاي تصويري تلويزيون، يكي از علل رفتارهاي تهاجمي، جرم و خشونت در جامعه است. خشونت‌هاي تلويزيون، بچه‌ها و جوانان را در تمام سنين از تمام طبقات اقتصادي و از هر طبقه‌ي هوشي، تحت تأثير قرار مي‌دهند.

همان طور كه قبلاً هم گفتيم، در سال 1998 نزديك به 1000 مطالعه به «كالج آمريكايي روان‌شناسي فورنسيك» فرستاده شده است كه برخي از اثرات شرح داده شده در اين نوشته را مستنداً ثابت مي‌نمايد. تصاوير خشن در تلويزيون، روي بچه‌ها به طرق نامطلوبي تأثير مي‌گذارد و ما بايد نگران اين تأثيرات باشيم. در ادامه، ما به تأثيرات روان‌شناختي ديگري از تلويزيون نظر خواهيم افكند.

 

درگيري‌هاي روحي و روان‌شناسان

تلويزيون بخشي از زندگي ماست كه اغلب در مورد اثرات ظريف و تدريجي آن آگاه نيستيم. تقريباً در هر خانه‌اي يك دستگاه تلويزيون وجود دارد (98% از تمام خانه‌هاي آمريكا).

من افراد زيادي را ديده‌ام كه به من گفته‌اند، تلويزيون نگاه مي‌كنند و در عين حال تلويزيون هيچ گونه تأثيري بر جهان‌بيني يا رفتارشان نداشته است. با وجود اين، انجيل به ما مي‌آموزد كه «انسان‌ همان گونه است كه در قلب خود مي‌انديشد». آنچه كه ما مي‌بينيم و درباره‌ي آن فكر مي‌كنيم؛ بر اعمال ما تأثير مي‌گذارد و شواهد روان‌شناختي فراواني وجود دارد كه تماشا كردن تلويزيون، بر جهان‌بيني ما تأثير مي‌گذارد.

«جرج گرنبر» و «تري گراس» كه در دهه‌ي 1970 در مدرسه‌ي ارتباطات «اننبرگ» كار مي‌كردند، به اين نكته رسيدند كه تماشاگران افراطي تلويزيون در يك دنياي ترسناك زندگي مي‌كنند. آنها مي‌گويند: «ما متوجه شديم، افرادي كه خيلي زياد تلويزيون نگاه مي‌كنند، دنياي واقعي را خطرناك‌تر و ترسناك‌تر از كساني مي‌بينند كه خيلي كم تلويزيون نگاه مي‌كنند. تماشاگران افراطي تلويزيون، به همشهريان خود كمتر اعتماد مي‌كنند و از دنياي واقعي هراس بيشتري دارند…» آنها تماشاگران افراطي را افراد بالغي مي‌دانند كه به طور ميانگين در هر روز، 4 ساعت يا بيشتر تلويزيون نگاه مي‌كنند. تقريباً يك سوم آمريكايي‌ها در اين گروه قرار مي‌گيرند.

«گرنبر» و «گراس» دريافتند كه خشونت در ساعات پربيننده‌ي تلويزيون، در ايجاد ترس تماشاگران افراطي نسبت به خطرات دنياي واقعي مبالغه مي‌كند. به عنوان مثال، تماشاگران افراطي، تمايل كمتري به اعتماد داشتن به ديگران نسبت به تماشاگران معمولي دارند. همچنين تماشاگران افراطي تلويزيون، در ميزان احتمال اين كه قرباني يك جرم خشونت‌آميز واقع شوند، افراط مي‌ورزند.

اگر اين مسأله در مورد افراد بالغ صادق باشد، تصور كنيد، خشونت‌هاي تلويزيوني چه طور درك كودكان را نسبت به دنيا تحت تأثير قرار مي‌دهد. «گرنبر» و «گراس» مي‌گويند: «فرض كنيد در سن 12 سالگي، روزانه 6 ساعت را در يك سينماي محلي سپري مي‌كنيد. هيچ پدر و مادري هم نيستند كه از اين كار جلوگيري كنند. در كودكاني كه نمونه‌ي ما براي مطالعه بودند، نزديك به نيمي از كودكان 12 ساله، به طور متوسط روزانه 6 ساعت يا بيشتر تلويزيون تماشا مي‌كنند». اين بدان معني است كه بخش بزرگي از جوانان ما، در گروه تماشاگران افراطي تلويزيون قرار مي‌گيرند.

تصور آنها نسبت به جهان، عميقاً توسط تلويزيون شكل گرفته است. بنابراين «گرنبر» و گراس» نتيجه گرفته‌اند كه «اگر بزرگسالان، واقعيت تلويزيون را اين گونه مي‌توانند بپذيرند، تأثير تلويزيون بر كودكان را تصور كنيد، زماني كه كودكان آمريكايي به مدرسه مي‌روند، اين كودكان چند سال را در يك مهدكودك الكترونيك گذرانده‌اند»

تماشاي تلويزيون، هم بزرگسالان و هم كودكان را به نحو نامطلوبي تحت تأثير قرار مي‌دهد. ما نبايد از اطلاعاتي كه به ما مي‌گويد، تصاوير تلويزيوني بر درك و رفتار ما تأثير مي‌گذارند، غافل باشيم. جهان‌بيني ما و رفتارهاي نتيجه شده از اين جهان‌بيني، تحت تأثير چيزي است كه ما در تلويزيون مي‌بينيم.

 

 www. Probe.orgمنبع:           
 

    1137 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   تلویزیون (84)
●   خشونت (73)
●   خشونت جنسي (1)
●   روسپيگري (11)
●   فساد اخلاقي (19)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:00/01/1383

تاريخ شمسی نشر:00/01/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب