باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 28 اسفند 1388 كاربران برخط 132 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
سرزمین کلمه(2)
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ
رمز گشایی از قابليت هاي فرهنگ مکتوب


ایرانیان ِ همواره موحد، در عظمت فرهنگ مکتوب و اعتلای کلمه و کتابت بیش و پیش از دیگران کوشیده اند. این تلاشگری همچنان تا امروز ادامه داشته است. برای همین است که باید گفت ایرانی، هرگز در سرزمین کلمه و کتابت، غریب نبوده است.

 
   ● نويسنده: عليرضا - باونديان

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - تاريخ شمسی نشر 09/08/1387

 
 

تا به امروز، قسمت عمده فرهنگ بشر، فرهنگ كلامي بوده و آدميزاد در عالم پهناور و پرعمق كلمات به انديشيدن پرداخته است. اما با ورود بشر به دوره ما بَعد صنعت [7]، بيشتر چشم از طريق تصوير، ارتباط مغز را با دنياي بيرون برقرار خواهد كرد.» [8]


اين مهم جايگاه ارزشي فرهنگ مكتوب را بخوبي نشان مي دهد. براي همين است كه بسياري از دستادوردهاي بزرگ فرهنگ انساني از جمله طنز، در فرهنگ مكتوب سرزمين هاي مختلف به گونه اي ژرف تر و شفاف تر ديده مي شود. كلمه، چنان با انسان و فرهنگ انساني آميخته است كه در طول تاريخ همواره نام آورترين و شاخص ترين انسانها همانهايي بوده اند كه توسن ِكلام را براي هدايت قافله هاي انساني در اختيار داشته اند. در ايران نيز قله هاي برتر انديشه هاي حكمي و ديني (همچون حافظ، فردوسي، مولوي و سعدي كه سخنگويان ايران رندانه، ايران حماسي، ايران عرفاني و ايران اخلاقي هستند) همه در اعتلاي كلمه و اعتلاي كرامت انسان كوشيده اند.


همه کسانی که در وفاق هرچه بیشتر کلمه و معنی تلاش کرده اند توانسته اند به اعتلای فرهنگ مکتوب دست یابند. هماهنگی میان معنی و کلام بی شک از آن ِ همگان نیست و این موهبتی است که تنها اهالی اندیشه از آن بهره مند هستند. جدایی میان این دو همواره برای انسانی که طالب ارتباط هرچه بیشتر با انسانهای دیگر بوده براستی فاجعه و نقصانی بس بزرگ محسوب می شده است. انسان همواره سر آن داشته تا معنی مورد نظر خود را بر توسن مناسب ترین و مفید ترین نوع کلمات بگذارد و بگمارد. او هر آینه که توانسته منظور و مراد خود را در قلب کلماتی در خور جای دهد بی درنگ دغدغه حفاظت از آن را هم در سر پرورانده است. حفاظت از دستبرد زمان؛ و این که آفریده های کلامی اش بتواند در متن تاریخ، خوش بپاید و بماند.


شعف ماندگاری کلماتی که از هر جهت متناسب با افاده های ذهنی انسان است او را به جانب کتابت کشاند. کتابت، پاسداری از میراث مکتوب انسان است. برای همین است که مطالعه تاریخ کتابت، ما را با دغدغه های ارزشمند انسان برای بقای معانی انسانی آشنا می کند. كتابت به مفهوم وسيع آن، بيست هزار سال و با استفاده از خط و نظام هاي نوشتاري مدون، شش هزار سال پيشينه دارد. تاريخ سنگ نبشته هاي موجود در مصر و بين النهرين به هزاره چهارم پيش از ميلاد بازمي گردد؛ و در جهان باستان از شرق دور تا امپراتوري روم و در واقع در تمامي تمدن هاي بزرگ، از سنگ به عنوان ماده ثبتِ فرمان هاي صادر شده از كاخ و معبد استفاده مي كردند. مواد ديگر نوشتن برگ درخت، چوب، استخوان، ني، لاك، و پوست درختان بودند. از استخوان حيوانات، به ويژه حيوانات درشت جثه از قبيل گوسفند، بز، شتر، و حتي اسب در بسياري از نقاط آسيا و افريقا براي نوشتن استفاده مي شده است. اعراب نيز تا قرون وسطي براي ثبت مدارك و آيات قرآن مجيد از استخوان استفاده مي كردند. از چوب نيز براي نوشتن استفاده شده است. نخستين نمونه هاي چوب نوشته شده به دست آمده به امپراتوري ميانه (2134 تا 1798 ق. م.) بازمي گردد. يونانيان و رومي ها براي يادداشت برداري از صفحات مومي استفاده مي كردند. سابقه اين كار در شرق نزديك شهر آشوري نمرود به قرن 8 ق. م. مي رسد. استفاده از پوست درخت نيز در آمريكاي مركزي رواج داشته و در بخش هاي شمالي هند نيز استفاده از پوست دو نوع درخت متداول بوده است. از فلز به ويژه از مفرغ هم براي نوشتن استفاده مي شد. قوانين روم بر مفرغ كنده شده بود. در هند و جنوب شرقي آسيا، اسناد حقوقي مهم و متون مقدس برهمايي، بودايي، و هندو معمولا بر ورقه هاي مسي نگاشته مي شده است. لوح هاي رسي، پوست كاغذي، پاپيروس، و كاغذ براي نوشتن ساخته مي شدند. لوح هاي گلي كه ماده نوشتار در بين النهرين به شمار مي آمد، نخستين ماده قابل اعتماد براي كتابت است كه با ابزار مصنوعي ساخته شده است. كاربرد لوح هاي گلي از ميانه هزاره چهارم پيش از ميلاد آغاز شد.


نخستين نوشته ها بر پاپيروس را در دوران سلسله پنجم مصر (حدود 2494 تا 2345ق. م.) يافته اند. پاپيروس در مصر و حكومت هاي بين النهرين بيش از چهار هزار سال ماده اصلي كتابت بود. چرم يكي از بادوام ترين و انعطاف پذيرترين مواد براي نوشتن بوده است. نخستين اسناد باقي مانده بر چرم از مصر باستان به دست آمده است (حدود 2500ق. م.). اين ماده در آسياي غربي، ايران، عراق، و بعدها تركستان رواج داشته است. كوشش براي بالا بردن كيفيت چرم سرانجام منجر به ابداع كاغذ پوستي شد. از قرن دوم ميلادي به بعد كاغذ پوستي در دنياي رومي رقابت با پاپيروس را آغاز كرد و دو قرن بعد براي ثبت كتاب هاي نفيس به كار گرفته شد.


بر اساس رواياتِ چيني ها در 105م. كاي لون از درباريان سلسله هان كاغذ را اختراع كرد. اين كاغذ از پوست درخت، تورهاي كهنه ماهيگيري، و پارچه هاي كهنه و فرسوده تهيه مي شد. هزار سال از زمان اختراع كاغذ گذشت تا سرانجام وارد اروپا شد. ابتدا در 751 م فرمانرواي مسلمان سمرقند، چينيان بسياري را به اسارت گرفت كه برخي از آنها در هنر كاغذسازي مهارت داشتند. اين افراد در سمرقند كارگاه هاي كاغذسازي داير كردند. صد سال بعد، كاغذ سمرقند، مانند كاغذ چين كالايي صادراتي و ارزشمند شد. به زودي خاورميانه، بغداد، دمشق، طبريه، حما، طرابلس، و سپس قاهره به مراكز مهم كاغذسازي تبديل شدند. مسلمانان در قرن 12 كاغذ را به اسپانيا و سيسيل و يك قرن بعد به هندوستان بردند. تا قرن نوزدهم كاغذ را از پارچه كهنه تهيه مي كردند. پس از آن، چوب جايگزين پارچه كهنه شد و براي توليد فراوان كاغذ به كار رفت.


كتابت، هم هنر و هم وسيله اي براي معاش بود و در مورد كتابت قرآن مجيد و حديث نبوي وسيله اي براي معاد هم تلقي مي شده است. وجود رواياتي با اين مضمون كه كتابت به خط خوش از مفاتيح رزق، مال براي فقير، جمال براي غني، و كمال براي حكيم است، و نيز كتابت هاي نسخه جامع قرآن به دست دانشوران و خوشنويسان براي تبرك يافتن از كلام خداوند و تقرب از علل ترقي كتابت بود.


كتابت در تمدن اسلامي به دسته و گروه خاصي منحصر نبوده است، بلكه منزلت و فضلي بوده است كه همگان مي توانستند آن را كسب كنند. منزلت اجتماعي كاتبان نيز در ميان مسلمانان والا بوده است. بسياري از كاتبان از نخستين قرون هجري تا سده هاي مياني و پس از آن مشاغل حساس و گاه مقام هاي بلند اداري داشته اند. در مصر و بين النهرين باستان حرفه كتابت جايگاه والايي داشت، زيرا كاتبان در بقاي اقتصادي و سياسي اين جوامع نقش مهمي داشتند. نظام خط در اين دو تمدن چنان پيچيده بوده كه كسب مهارت كامل در آن به مطالعه و تجربه اندوزي طولاني نياز داشت و حرفه كتابت كم و بيش موروثي بود. كاتبان مصري از زندگي ممتازي برخوردار بودند و خود را از نخبگان مي دانستند، از پرداخت ماليات معاف بودند. ايشان فوق العاده محافظه كار بودند و نمي خواستند نظام نوشتاري ساده شود و شرايطي فراهم آيد كه جامعه از وابستگي به آنان رهايي يابد. در مصر طي 3000 سال، سه سبك نوشتاري هيروگليفي، دموتي، و هراتي تكامل يافت، اما اصل خط بدون تغيير باقي ماند. به همين ترتيب خط ميخي بين النهرين نيز تا زماني كه نظام اجتماعي و اقتصادي تغيير نكرد، ثابت ماند.


در ميان آزتك هاي مكزيك دانش نوشتن به طور عمده در دست روحانيون و شاگردانشان قرار داشت و مسووليت تهيه گزارش از جشن ها و مراسم و رويدادهاي اساسي بر عهده آنان بود. از آنجا كه خط تصويري آزتك ها بسيار پيچيده و پيشرفته بود، موقعيت و قدرت كاتبان آزتك حتي از نفوذ و مقام همتاهاي مصري و بين النهريني آنان تضمين شده تر بود.


در جوامع قبيله اي، ابزارهاي نوشتار به طور عمده در اختيار كاهنان قرار داشت. كاهنان ِكاتب به مفسرين كلام خداوند براي مردم مبدل شدند كه اغلب به اراده و ميل خود فقط بخشي از اين دانش را به ديگران انتقال مي دادند. موقعيت كاتبان در ميان قوم بني اسرائيل، ابتدا به طور عمده تحت تأثير الگوهاي مصري بود. والاترين مقام براي يك كاتب، ورود به دربار بود. در آيين يهود، كاتبان به كارشناسان نگارش طومارهاي تورات تبديل شدند. كاتباني نيز بودند كه به عنوان دبير يا منشي ديواني در دربار خدمت مي كردند. دين و تجارت براي يهوديان اهميت بنيادين داشت و اين هر دو نوشتن را ايجاب مي كرد.


مسلمانان براي كاتبان، به ويژه خوشنويساني كه خود را وقف نگارش قرآن مي كردند، شأن والايي قايل بودند. در ميان اعراب مسلمان آنها كه متون و فرمان هاي حكومت را تدوين مي كردند، «كاتب» ناميده مي شدند. عده اي از كاتبان نيز در زمره دانشمندان و اديبان روزگار خود بودند. در آيين هندو، خط و حرفه كتابت چندان بهايي نداشت؛ حتي زماني كه حاشيه نويسي بر متون مقدس آغاز شد و معابد و ساير نهادهاي مذهبي به سوي كاتبان و نسخه برداران روي آوردند و كاتبان طبقه اي خاص با منزلت اجتماعي والا تلقي شدند. در دموكراسي يونان، شهروندان وظايف كاتبان حرفه اي در جوامع پيشين را خود بر عهده داشتند. در روم باستان كاتبان برده و يا برده آزاد شده بودند و هيچ گاه منزلت همتاهاي خود در مصر و بين النهرين را بدست نياوردند.


پس از قرون وسطي به دنبال رونق حيات سياسي و اقتصادي، نياز به خواندن و نوشتن بيشتر شد. از قرن 12م. به بعد كليسا، انحصار تدريس و تعليم را به تدريج از دست داد و بازار كتاب براي تأمين نياز دانش آموزان، پژوهشگران، و طبقه تجار گسترش يافت. در شهرها، كاتبان حرفه اي به تأسيس كارگاه ها اقدام كردند و صنف تشكيل دادند. هر چند اختراع چاپ در قرن 15م. كار نسخه برداران و كاتبان قرون وسطي را كم و بيش از رونق انداخت. تا زماني كه كتابت به درستي در جوامع نهادينه نشده بود، سينه هاي مردم بود كه به عنوان كانون دانش و نگرش تلقي مي شد و انديشه ها تا همان جايي به جلو مي رفت كه كشش صداي سخنگو ايجاب مي كرد. اما ظهور و استقرار فرهنگ كتابت باعث شد كه ايده هاي نويسنده از همان زمان كه بر روي كتاب جلوه گر مي شود به سفر آفاقي و انفسي خود بپردازد.


در دوران فرهنگ مكتوب و انزواي فرهنگ شفاهي بود كه مكاتب مختلف فكري و اجتماعي يكي پس از ديگري شكل گرفت و امكان تضارب آراء در بهترين شيوه خود – نسبت به دوران پيشين - به وجود آمد. اگرچه بسياري از ارزشمنديهاي فرهنگ مكتوب از دل فرهنگ شفاهي اخذ شد ولي ترديدي هم نمي توان داشت كه با دايرمدار شدن فرهنگ مكتوب، جهان به دوران تازه اي از حيات خود وارد شد. در دوراني كه خط و كتابت نبود يا عموميت نيافته بود، آموزه هاي ديني و داستان ها و حماسه ها به صورت شفاهي انتقال مي يافت. موبدان، اوستا و ديگر كتاب هاي ديني را از حفظ زمزمه مي كردند و خنياگران اشعار خود را با ساز و آواز مي خواندند و يا بازخواني مي كردند. حماسه ملي ايران نيز كه در شاهكار فردوسي حيات جاودان يافته، از اين قاعده مستثني نيست. مثلا بخش مهمي از حماسه ملي در مراحل آغازين تكوين آن، بي گمان به صورت شفاهي و سينه به سينه انتقال يافته و سپس قالب مكتوب به خود گرفته است.


یکی از عوامل پویایی جامعه برخورداری از فرهنگ مکتوب است. فرهنگ مکتوب، درخشان ترین میراث یک تمدن و مجموعه آراء و اندیشه هایی است که از سوی فرزانگان و نخبگان برای تعالی نسل ها و عصرهای آتی به ارمغان نهاده شده است. آنان پیوسته در طول تاریخ، تأویل ها و تفسیرهای خود را از هستی، طبیعت، تاریخ و جامعه انسانی به زیور کلام مكتوب آراسته و به همگان و همگنان پیشکش کرده اند. گاه این تلقی ها، ذوقی و گاه عقلی بوده اند. ولی آنچه مسلم است مکتوب شدن این نگرش ها، امکان نقد و تحلیل آن را به نحو خوشایندتر و بهتری فراهم آورده؛ چراکه اين مكنونات ارزشي و انساني را از دستبرد زمان دور ساخته و به مثابه گوهرهاي پنهان از تعرض ِ روزگاران، در اختیار ذهن ها و ضمیرهای پویا و نقاد قرار داده است.


همین که انسان به مکتوب کردن اندیشه ها دست یازید، توانست در تاریخ جریان پیدا کند، زنجیره ارتباطی خود را با نیاکانش حفظ نماید و بر انقطاع فرهنگی و تاریخی خویش غلبه کند. چنین است که میراثهای مکتوب ملت ها منبعی گران برای مطالعه باورها، ارزش ها، رفتارها و نمادهای آنها به شمار می آیند و سکانداران کشتی فرهنگی هر ملتی، پیشقراولان ِ عرصه های فرهنگ مکتوب آن ملتند. فرهنگ مكتوب همواره به عنوان آينه هويت مردمان جهان مطرح بوده است. همان نقطه اي كه فرهنگ سرزميني را از فرهنگ سرزمين ديگر جدا مي كند. جايي كه مي توان رخساره خاص و متمايز فرهنگي مردمي را از مردم ديگر باز شناخت. برای پی بردن به شاخصهای مشترک (هویت) یک ملت باید اساطیر، تاریخ، فرهنگ، اندیشه، آیین ها و مهمتر از همه زبان یک ملت را در آينه فرهنگ مكتوبش به نیکی شناخت. باید زبان، که تجلی گاه روشن و راست اندیشه های متعالی، توانمندیهای علمی، عظمت و شکوه فرهنگی یک ملت است و در دو بعد گفتاری و نوشتاری به ظهور می رسد مورد توجه دقیق قرار گیرد.


در این میان ایرانیان ِ همواره موحد، در عظمت فرهنگ مکتوب و اعتلای کلمه و کتابت بیش و پیش از دیگران کوشیده اند. این تلاشگری همچنان تا امروز ادامه داشته است. برای همین است که باید گفت ایرانی، هرگز در سرزمین کلمه و کتابت، غریب نبوده است.


آن زمان که از هویت ایرانی سخن به میان می آید باید افق دید را گسترش داد و به زمان ها و زمانه های بسیار دور بازگشت و به اساطیر ملی و دینی، تاریخ و فرهنگ و زبان فارسی که انتقال دهنده همه این میراث هاست توجهی خاص مبذول کرد. باید به ایرانی نظر انداخت که یکی از بزرگترین مراکز علمی و فرهنگی جهان است و ایران امروز در حکم هسته مرکزی فرهنگ پرباری است که دامنه های تسلط معنوی آن نه تنها مرزهای سرزمین های مجاور که همه پهنه گیتی را درنوردیده است. اهمیت این گونه نگریستن از آن روست که تبارِ مردمی را نمایان می سازد که ریشه در تاریخ دارند و در پیشرفت معنوی و علمی جهان سهمی و نقشی سترگ داشته اند. انسان هایی که پیوسته نه به خود، بلکه به کل اندیشیده اند و دغدغه فرهنگ جهان را داشته اند. انسان هایی که از خرد والایی برخوردار و بهره مند بوده اند.


ایران با پیشینه تاریخی هشت هزار ساله خود از جمله کهن ترین تمدن هایی است که تجلی فرهنگی آن را در همه نقاط جغرافیایی و تاریخی عالم می توان مشاهده کرد. یافته های باستان شناسی در همه جای ایران و بخصوص در تپه های سیلک ِ کاشان، مارلیک، دشت ِقزوین و بسیاری مناطق دیگر نشان می دهد که ساکنان این منطقه شگفت انگیز از جهان از گذشته های دور از تمدنی بسیار پیشرفته و چندلایه برخوردار بوده اند. یافته های اخیر باستان شناسان در منطقه جیرفت پرتوی ِ نو بر دوره های پیش از تاریخ ایران افكنده و نشان داده است که ایرانیان از حیث فرهنگ مکتوب هم پیشینه ای کهن تر از مناطق بین النهرین (میان رودان) داشته اند.


با طلوع اسلام در ایران، فرهنگ کتابت بیش از پیش گسترش یافت. تعالیم اسلام منجر به ارتقاء هرچه بیشتر توقع ایرانیان از کلمه شد. نگارش یافته ای بحثی و اُنسی فزونی گرفت. بر پایه آموزه های نبوی که می فرمود: «قیدواالعلم بالکتاب» (دانش را با نوشتن به تسخیر در آورید) مسلمانان ایرانی کوشیدند تا حکمت را - که صیدی گریزپاست - بانگاشتن به بند کشند تا بدین سان از خاطر تاریخ نگریزد. از زمانى که سخنان خدا و وحى به میان آمد و قرآن، آخرین کتاب آسمانى بر صفحه جان ایرانیان نزول اجلال کرد، آنان را متحیر و شیفته خود ساخت. ایشان که بار دیگر در این جهان به فرمان خدا و قرآن«بلى» گفتند، پیوسته سعى داشته‏اند که از«گلستان معارف قرآن»، گلى برچینند. ایرانیان به دلیل آن که در طول هشت هزارسال تاریخ خود هرگز سر به پای هیچ بتی فرود نیاورده و پیوسته حکمِ ذات یگانه بی نظیری را برعالم و آدم جاری و ساری می دانستند با همه توان به استقبال آیینی آمدند که می توانست مکمل همه آیین های توحیدی باشد.


اسلام و تاکیدات در خصوص اهمیت کتابت، باعث شد تا قلم و قلم به دستان مورد توجه قرار گیرند و حرمت آنان در جامعه به نیکی پاس داشته شود. ادیبان فارسی زبان از این «مائده آسمانى» بهره‏ها جستند، وجود تشنه خود را به زلال جان بخش آن سیراب نمودند. گروهى«تمثیلات» آن را بر گرفتند، برخى پاره‏اى از آیات را «تضمین» نظم و نثر خود کردند و بعضى از نور آیات «اقتباس» جستند و کلمات قرآن را سرمشق دفتر خود ساختند. عده‏اى دیگر آیاتى که به صورت «ضرب المثل» در میان مردم رایج شده بود در نوشتارهاى خود آوردند، برخى به ترجمه و تفسیر ادبى و عرفانى آیات پرداختند، گروهى محتواى آیات را به صورتى ماهرانه "«تحلیل و حل» کردند و بعضى هم با «تلمیح» به داستان‏هاى قرآنى، بر شیرینى کلام خود افزودند. تمسک و توسل به قرآن بازار ادب را رونق بیشترى داد و در عین حال هر یک از آنان یک دل و یک صدا اعتراف کردند که «هر چه دارم همه از دولت قرآن دارم». اعتلای ادبی و هنری ایران دوران اسلامی از زمانی آغاز شد که فرهنگ ملی با فرهنگ قرآنی آمیخت و سخن سرایان خلاق این سرزمین هنرپرور، بهره گیری از مضامین و قالب های بیانی قرآن را به مثابه الزامی برای اقتدار هنری و ادبی خود دانستند. آنان «شهد» آیات را با «موم» گفتار و نوشتار خود «عجین» ساختند و جان خود را در چشمه سار کلام خدا شست و شو دادند.


هرچند تأثیرپذیرى از قرآن و در پى آن احادیث پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم و ائمه اطهار(علیهم السلام) پیشینه‏اى دیرینه دارد اما از قرن ششم هجرى قمرى به این طرف، بارقه های انس با قرآن بیشتر نمایان مى شود؛ به ویژه در آثار نویسندگان و شاعران سبک عراقى مانند: عطار، سنایى، خاقانى، مولانا، سعدی و حافظ. از آن زمان تا عصر حاضر و به خصوص پس از انقلاب اسلامی این تأثیر پذیرى نمایان‏تر شده است و مى شود.


ورود اسلام به ایران باعث شد تا هنرمندان، هنر را به عنوان مركب سفر (و نه مقصد سفر) به كار ببندند و قطعاً یكی از دلایل بالندگی هنر و شاخه های گوناگون آن - به خصوص هنرهای کلامی – در ایران بروز و ظهور همین حقیقت تناور در سرزمین نیات هنرمندان ایرانی بود. در ایران اسلامی، آثار هنری و ادبی هرگز با هدف صرفأ زیباشناختی آفریده نمی شدند؛ هرچند كه با این نیت پدید می آمدند كه به كار زندگی ذوقی و عاطفی هم بیایند اما علت غایی پدیدار شدن آنها این بوده است كه تجلی دهنده «جمال بی مانند محبوب» در «آینه خیال انسانی» باشند نه اشیایی كه حد وجودی آنها تنها این باشد كه صرفأ اثر هنری هستند و دیگر هیچ. به هر حال ترديدي نمي توان داشت كه فرهنگ مكتوب هر كشوري، عصاره ارزشي ترين اعتقادات و باورهاي ايشان است. انسان هميشه در نوشتن به گونه اي گزينشي عمل كرده است. او يقيني ترين تلقي هاي خود را به رشته تحرير و تحير كشانده است. او با نوشتن، خود را فراتر از همه سرزمين هاي تاريخي و قلمروهاي جغرافيايي قرارداده است. او در فرهنگ مكتوب اين امكان را براي همگان فراهم آورد تا سخن وي را بارها و بارها مورد تأمل و تعمق قرار دهند. رويكرد انسان به كتابت براي ايستادن بر قله تاريخ بود؛ براي بيان اين حقيقت كه انسان داراي شرافت شأني در خلقت است و اين مهم به ياري امكاناتي خاص بايد بر جريده ايام بپايد و ببالد.


 


پی نوشت:


[1] - ابراهيمي ديناني، غلامحسين؛ نيايش فيلسوف، مشهد، دانشگاه علوم اسلامي رضوي 1377 ص 370


[2] - كوئليو، پابلو؛ مكتوب، ترجمه آرش حجازي، تهران، انتشارات كاروان 1382 ص 114


[3] - همان، ص 370


[4] - همان


[5] - آريان پور، امير حسين؛ جامعه شناسي هنر، تهران، انتشارات انجمن كتاب دانشجويان دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران 1354 ص 26 الي 28


[6] - شاهنامه فردوسي، تهران، شركت انتشارات علمي و فرهنگي 1374 ص 1261


[7] - post- industrial age


[8] - اسلامي ندوشن، محمد علي؛ جام جهان بين، تهران، انتشارات جامي 1370ص 33



 

    218 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   ادبیات 

عناوين مرتبط
●  سرزمین کلمه(1) 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:09/08/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب