باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 29 اسفند 1388 كاربران برخط 63 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
يونگ؛ فرويد در مسئله دين روان پريش بود
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ
انديشه دينى زيگموند فرويد و كارل گوستاويونگ


 
   ● نويسنده: حسين - زحمتكش

منبع: روزنامه - ایران - تاريخ شمسی نشر 18/08/1387

 
 

ظهور شاخه اى با عنوان «روانشناسى دينى» در سرى مباحث دين پژوهى، در پى پاسخ به دغدغه اساسى خاستگاه دين، صورت واقع به خود گرفت. اين كه انگيزه پذيرش دين در نهاد آدمى چيست، پرسشى بنيادين است كه جلوه هاى گوناگونى از توجيه را ظاهر مى سازد. عده اى چون فرويد اساس دين را ناشى از نيازى مى دانند كه انسان خود، آن را بنا بر اقتضاى طبيعت كشف مى نمايد اما يونگ نشان مى دهد كه دين موهبتى الهى است كه خداوند در نهاد بشر تعبيه كرده است.


زيگموند فرويد اساساً مدعى بود كه به همراه كوپرنيك و داروين، فرازآورنده سه انقلاب بزرگ به سوى مدرنيته است. كوپرنيك ذهن آدميان را در رابطه با مركز جهان اصلاح كرد. داروين انسان را در ارتباط با ساير جانداران ملاحظه نمود و بشر را از اين پنداره كه همه چيز در كنترل عقل و ذهن آدمى است، رها ساخت.


فرويد كه با ابداع «ناخودآگاه» تحولى در روانشناسى ايجاد كرد، به دين از منظر خاصى مى نگرد. به زعم او دين نتيجه آرزوهاى محقق ناشده انسان است كه آدمى را وامى دارد با ايجاد آن، آمال و اميال خود را كه در طبيعت دست نايافتنى مى نمايد، به تحقق رساند. بنابراين او گستاخانه مدعى شد كه دين چيزى بيش از گرايش انسان به گونه اى وهم و خيالپردازى و خرافه نيست. بشر خود دين را مى سازد.


او طبيعت را به عنوان يك پدر تلقى مى كند و در پى فرآيند اعطاى سيماى انسانى و الوهى به جريان طبيعت، به تدريج خدايان را به عنوان حاميان خود تصور مى نمايد. به تعبير فرويد دين نوعى «روان پريشى» و «روان رنجورى» است! فرد دين دار دچار «وسواس تقدس» است كه بر پايه پالودن مدام ذات و روح و آرامش بخشيدن به آن، گونه اى دغدغه خرافى را به نظاره مى نشيند. در اينجاست كه فرويد وجود دين را بيهوده قلمداد مى كند و آن را ابزارى براى از خود بيگانگى انسان مى پندارد! او بر همين اساس در رابطه اى نزديك با ماركس از پذيرش هر گونه رستگارى ماوراى طبيعى استنكاف مى ورزد. به گمان وى روان بشر سرشار از ناكامى ها و ناهماهنگى ها با جريانات طبيعت است كه تسكين همه آنها در اين جهان امكان پذير نيست؛ از اين رو ساختارسازى اتوپيايى خيالى در ذهن و فرا سپردن جريان دلپذير مداواى آلام و دردهاى آدمى در عالمى ديگر از بنيان بيهوده است. فرجام اين معنا خود مقدمه اى مى گردد تا دين را از صحنه ذهن، روان و كردار بشر كنار بزند.


اساساً تفكرات اصلى فرويد پيرامون دين در چهار كتاب انعكاس يافته است. نخستين آنها «توتم و تابو: مشابهت ها بين زندگى مردمان بدوى و روان رنجورى» است كه خاستگاه به وجود آمدن خداوند و آئين ها و مناسك دينى در آن مطرح شده است. اثر دوم فرويد «آينده يك پندار» نام دارد كه بحث محورى آن ماهيت و كاركرد دين مى باشد. وى در سال ۱۹۳۰ با تعديل در برخى از آراى خويش، سومين كتاب خود را نيز در زمينه دين، با عنوان «تمدن و ناراضيانش» منتشر ساخت و سرانجام واپسين انديشه هاى خويش را در باب دين در هشتاد سالگى، در كتاب «موسى و يكتاپرستى» بيان داشت. فرويد در دو كتاب «توتم و تابو» و «آينده يك پندار»، صرفنظر از ديگر آثارش، دو نظر متمايز از يكديگر را مطرح مى سازد كه هر دو ديدگاه درخور توجه است.


فرويد در «توتم و تابو» دو ادعا را بررسى مى كند: 1 رابطه جنسيت و زايش دين، ۲ «توتميزم»؛


فرويد در «آينده يك پندار» دين را مولود ترس بشر مى داند! او در فرازى از اين كتاب [در حالى كه بدون استدلال تنها ادعا مى كند] مى نويسد: «ما درباره كودك اين واقعيت را مى دانيم كه تأثير هراس آور ناتوانى او را نيازمند به حمايت و پشتيبانى كسى نموده است كه محبتش را به جانب خود برانگيزانده و ترس و درماندگى خود را در پرتو قدرت حمايتگرانه اش تحليل برد. در دوره كودكى پدر است كه اين نياز و احتياج كودك را پاسخ مى دهد. اين نياز كه حاصل آمده از ناتوانى و هراس است در دوران بلوغ و كمال نيز از بين نرفته و به سستى و خاموشى نمى گرايد، بلكه بشر براى نجات خود از اين گرداب، نيرويى مافوق پدر مى آفريند تا جاى حمايتگر پيشين يعنى پدر را بگيرد و همين آفرينش است كه در بلوغ، خدا نام مى گيرد.»


فرويد معتقد است كه بيم انسان امروزى، ترس از «تمدن» است؛ به همين دليل، آدمى آرامش را در معنويت جست و جو مى كند و در ذهن خويش وجودى گسترده و غالب بر هستى (ابرموجود Super being) مى سازد و تصويرى زيبا از او ارائه مى دهد. او در نهايت نتيجه مى گيرد كه دين قابل تبديل است و انسان در صورت نياز مى تواند به «هنر» روى آورد. البته يونگ، شاگرد برجسته فرويد، بينشى متفاوت با او دارد. وى در نقد اين باورداشت هنر را نسبى و دين را هميشگى و غيرمختوم معرفى مى كند. از نظر يونگ مهمترين كاركرد دين اين است كه انسان را به «نمونه هاى اعلى» و گذشته دور متصل مى سازد و راه را براى هدايت او هموار مى گرداند. آنچه يونگ از نمونه هاى اعلى گزارش مى دهد، نزديكى قابل تأملى با اعيان ثابته در فرهنگ عرفان اسلامى دارد. به زعم وى نمونه هاى اعلى الگوهاى ما هستند كه ما را به كمال مى رسانند. او اساساً منشأ تجربه هاى دينى را در كهن الگوها مى جست؛ انسان بدون خداوند ياراى رسيدن به تماميت را ندارد.


آنتونيو مورنو در مقاله «دين و فردانيت از ديدگاه كارل گوستاو يونگ» مى نويسد: «براى راه يافتن به مقام فردانيت كامل، به معنايى كه يونگ مراد مى كند، ضرورى است كه از فرافكنش به بيرون (از خود) كه لازمه احكام جزمى و دگم هاست به هر صورت دست كشيد.


فردانيت تنها آنگاه تحقق مى يابد كه فرد از فرافكنى بر مسيح بيرونى يعنى مسيح تاريخى و متافيزيكى دست بركشد و مسيح درونى را بيدار كند. خويشتن بدون دست برداشتن از فرافكنش هاى بيرونى نمى تواند به آگاهى درآيد و واقعيت يابد.» يونگ بر اين باور است كه آدمى براى وصول به جايگاه تماميت بايد مسيرى را همراه با رنج معنوى طى كند. انسان زمانى كه به تماميت رسيد به فردانيت مى رسد. در نيل به فردانيت موانع بسيارى وجود دارد. يكى از موانعى كه يونگ ذكر مى نمايد پرسوناست؛ به اين معنا كه بشر اجتماعى ناگزير است به خاطر فضاى حاكم بر جامعه، بر چهره خود نقاب بزند. به فراخور روند اجتماعى شدن، آدمى فردانيت خويش را نيز از كف مى نهد. يونگ در ادامه از عناصرى سخن مى راند كه بشر اجتماعى را در راه تحقق فردانيت يارى مى رساند. با اين تفكر بود كه يونگ با نگاهى تحليلى، نظريه توهمى بودن دين را در باور فرويد، ناشى از گونه اى روان پريشى و روان نژندى مى داند كه فرويد از آن رنج مى برد. بنابراين چشم انداز، او دين را هديه و موهبتى الهى تفسير مى كند. از زمينه هاى اين تفكر يونگ، مطالعه او پيرامون «ادبيات بين العهدينى» ميان شريعت يهود و آئين مسيح، در فاصله سالهاى ۲۵۰ ق. م تا ۲۵۰ م است.



 

    211 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   انديشه ديني 

افراد و مشاهير
●  فرويد   زيگموند
●  گوستاو يونگ   کارل

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:26/08/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب