هرودوت در كتاب تاريخ خود از قومي سخن به ميان آورده با نام «سايسيا» او مينويسد: «سايسياها نوعي برگ را ميسوزانند و دود آن را فرو ميدهند تا از خود بيخود شوند».
بوميان آمريكا تا پيش از آنكه اروپاييها به سرزمينشان پا بگذارند، توتون را از طريق لولههايي دراز تدخين ميكردند. كلومت (Calumet) يا لولة آرامش، ابزار تدخين آنها بود كه براي بستن پيمانها و محكم كردن قول و قرارها هم مورد استفاده قرار ميگرفت.
در آثار هنري كه از اقوام «مايا» به جاي مانده و به 1500 سال پيش باز ميگردد، رد پاي استعمال توتون به چشم ميخورد. ماياها دود كردن توتون را برانگيزانندة نيروهاي جادويي در بدن ميدانستند و براي قرباني كردن و در مجالس و آيينهاي معنوي خود و همينطور براي جادو از آن استفاده ميكردند. در ميان شواهد باستانشناسي برگرفته شده از يك سايت كاوشي در «يوآكساوتون» در گواتمالا، يك كاشي به چشم ميخورد كه بر روي آن تصوير مردي نقش بسته كه دارد يك سيگار برگ ابتدايي را دود ميكند.
در اصل لغت سيگار (Cigar) نيز از كلمة مايايي «سييار»(Siyar) به معني توتون و تنباكو گرفته شده است. دود كردن توتون براي بوميان آمريكا جنية تفريحي و تفنني نداشت. شمنهاي باتجربه و جادوگران، از توتون با مقدار و دوز بسيار بالا به عنوان ابزاري براي ايجاد حالت جذبه استفاده ميكردند. اين افراد به دود كردن توتون اكتفا نميكردند و برگهاي فرآوري نشدة آن را نيز ميخوردند يا شربت آن را به صورت آب توتون مصرف ميكردند. آنها حتي به صورت اماله نيز از توتون استفاده ميكردند.
نخستين مبلغين مذهبي اروپايي كه به آمريكا سفر كرده بودند، بسيار در نوشتههاي خود از دگرگونيهاي روحي ناشي از مصرف تنباكو خبر دادهاند، اما تنباكو پس از رفتن به غرب با مقادير بالا و براي روانگرداني به كار گرفته نشد. استفادههاي آييني از توتون و تنباكو هنوز در ميان بوميتباران آمريكايي به ويژه در آمريكاي جنوبي مرسوم است.
اغلب كريستف كلمب، كاشف قارة آمريكا را ناقل توتون و دود كردن آن به اروپا ميدانند. گفته ميشود دو تن از ملوانهاي كريستف كلمب در سفر سال 1492 ميلادي پس از رسيدن به كوبا، توتون پيچيده در غلاف ذرت را دود كردند و از همينرو آنها را نخستين اروپاييهايي ميدانند كه توتون استعمال كردهاند.
تنباكو به يكي از محصولاتي بدل شد كه آينده استعمار شده آمريكاي جنوبي را رقم زد. اين ماده يكي از عوامل اصلي رواجبردهداري نيز بود. نخستين گروه بردگان سياه آفريقايي در سال 1619 به جيمز تاون آورده شدند تا در آنجا مشغول كار در مزارع كشت توتون و تنباكو شوند.
واردات تنباكو به اروپا به راحتي صورت نميگرفت. حتي در قرن هفدهم ميلادي نيز واردات اين ماده با مخالفتهايي روبهرو بود. جيمز اول شاه انگلستان، مشاجرهاي قلمي با عنوان «جوابيهاي به توتون» دارد كه در سال 1604 نوشته شده است. او در اين نوشته به نكوهش استعمال توتون پرداخته و آن را نوعي گناه و ابزاري مضر براي سلامتي ميداند. در زمان او قانوني وضع شد كه بر طبق آن تعرفههاي سنگيني بر تنباكوهاي وارداتي بسته ميشد. در قرن هجدهم ميلادي و در آسيا بود كه ترياك كه پيش از آن تنها مصرف خوراكي داشت، با توتون تركيب شد و به صورت تدخيني مورد استفاده قرار گرفت. ماداك (Madak) كه همان تركيب ترياك و توتون بود، بسيار اعتيادزاتر از استفادة خوراكي ترياك بود.
در قرن نوزدهم يعني هنگامي كه سيگارهاي معمولي هنوز در مقايسه با سيگارهاي برگ كمياب بود، دود كردن سيگار برگ همگاني شده بود. مردان پس از شام براي بحث در باب مسائل مهم به «اتاق تدخين» ميرفتند. در آن زمان تجارت سيگار به صنعتي مهم تبديل شد.
جدال طبيب با توتون
اولين بار يك پزشك انگليسي به نام «جان هيل» بود كه در سال 1761 مقالهاي را با عنوان «هشدارهايي دربارة انفيه كردن بيش از حد گرد توتون» منتشر كرد. هيل در آن مقاله هشدار داد كه كساني كه گرد توتون را انفيه ميكنند، در معرض ابتلا به سرطان بيني قرار دارند. «ساموئل توماس ونسوئمرينگ» آمريكايي نيز در سال 1795 ميلادي مواردي از شيوع سرطان لب در ميان استفادهكنندگان از پيپ را گزارش داد. دكتر «ايساك آدلر» آمريكايي نخستين كسي بود كه در سال 1912 به شدت بر ارتباط ميان استعمال سيگار و ابتلا به سرطان ريه تأكيد كرد. در سال 1929، «فريتز ليكينت» آلماني براي نخستين بار مدركي آماري در باب ارتباط سرطان با سيگار منتشر ساخت كه مبتني بر مطالعاتي بود كه نشان ميداد بيشتر كساني كه از سرطان ريه رنج ميبردند، سيگاري بودند. ليكينت همچنين استدلال كرد كه استفاده از توتون، بهترين راه توضيح اين امر است كه چرا مردان چهار تا پنج برابر بيش از زنها به سرطان ريه مبتلا ميشوند؛ چرا كه زنها بسيار كمتر از مردها سيگار ميكشند.
در طول جنگ جهاني اول و سالهاي پس از آن، كشيدن سيگار به عنوان بخشي از يك زندگي گيرا و سرخوشانه تبليغ شد و از همين رو براي زنان نيز پذيرش اجتماعي يافت. در سالهاي دهة 30 مسئولان بهداشت در ارتش امريكا هر چه بيشتر نسبت به ضررهاي احتمالي سيگار در مورد سلامتي نگران شدند و پژوهشگران آنها، نخستين كساني بودند كه اين ارتباط را به اثبات رساندند. «ريموند پيرل» زيستشناس آمريكايي در سال 1938 در مورد تأثيرات مخرب سيگار بر سلامتي هشدار داد.
در سال 1950 دكتر «ريچارد دال» تحقيقي را در شمارة سال 1950 ژورنال «بريتيش مديكال» به چاپ رساند كه نشان ميداد رابطة نزديكي ميان كشيدن سيگار و ابتلا به سرطان ريه وجود دارد. «لوتر ال.تري» در سال 1964 گزارشي را در «كميته گزارش در باب كشيدن سيگار و سلامتي» منتشر ساخت. اين گزارش كه مبتني بر هفتهزار مقالة علمي بود، سيگار را با ابتلا به سرطان و ديگر بيماريها مرتبط ميدانست. انتشار اين گزارش، وضع قانوني را در پي داشت كه به موجب آن شركتهاي توليد كنندة توتون ملزم ميشدند بر روي توليدات خود برچسب هشدار نصب كنند. اين قانون همچنين محدوديتهايي را در باب تبليغات مربوط به سيگار با خود به همراه آورد.
از سالهاي دهة 50 توليدكنندگان سيگار، محصولات خود را فيلتردار كردند تا به اين وسيله بخشي از قطران و نيكوتين موجود در دود سيگار را مهار كنند. از آن پس، سيگارهاي «سالمتر» (Safer) و «كماثرتر» (Potent Less ) و يا «سبك» (Light) به بازار آمد اما در ابتدا چندان با اقبال عمومي مواجه نشد، چرا كه به نظر استفادهكنندگان، اين نوع سيگارها نياز آنها به نيكوتين را برآورده نميكرد. در واقع ايدة سيگار «سبك» به عنوان سيگار «سالمتر» (يعني سيگارهايي كه در بردارندة قطران و نيكوتين كمتري هستند» بيشتر از يك رويا نيست، چرا كه استفادهكنندة از اين سيگارها، يا تعداد سيگار خود را افزايش ميدهد يا دود اين سيگارها را بيشتردر رية خود داده و كامهاي عميقتر ميگيرد تا خون او مقدار لازم از نيكوتين را به دست آورد.