مسكو دركجاي جنگ عليه اسلام گرايي و جنگ جهاني عليه تروريسم قرار گرفته است؟ از آنجايي كه روسيه در درون با تهديد چچن مواجه است، ممكن است كه از آمريكا در جنگ با تروريسم و حتي از نگراني هاي اسرائيل حمايت كند ؛ و يا اينكه بر عكس عمل كند و علي رغم اعلام آمريكا مبني بر اينكه واشنگتن و مسكو ارزشهاي مشتركي دارند و روسيه در جنگ عليه تروريسم شريك آمريكا بود، سياست پوتين در مورد خاورميانه هم باعث شود تا آمريكا هم در جنگ عليه تروريسم و هم ارتقاء دمكراسي در منطقه نتواند به اهدافش برسد. استراتژي امنيت ملي آمريكا در سال 2006 بيانگر اين است كه آمريكا بايد روسيه را نه تنها به احترام به ارزشهاي آزادي و دمكراسي در درون كشورش تشويق كند بلكه بايد اين كشور را تشويق كند كه موانع برقراري آزادي و دمكراسي در مناطق حياتي و جنگ با تروريسم را از بين ببرد.
مقامات روسي از ايراني ها حمايت مي كنند، مقامات حماس را به مسكو دعوت مي كنند، در مقابل چچن سياست مبهمي در پيش گرفته اند و همه اينها باعث مي شود تا نسبت به انگيزه هاي مسكو ترديد ايجاد شود. در حالي كه پرزيدنت كلينتون سياست خاورميانه اي اش را روي گفتگوهاي صلح فلسطين – اسرائيل متمركز كرده بود، استراتژي اش در مورد خاورميانه بزرگتر، بي طرفانه تر بود. كلينتون سياست مهار دوجانبه را در قبال ايران و عراق اتخاذ كرد و در قبال آفريقاي شمالي و شبه جزيره عربستان سياست حفظ وضع موجود را برگزيد. حادثه 11 سپتامبر باعث تمركز بيشتر سياست خارجي آمريكا بر خاورميانه شد. پرزيدنت بوش بر اين مساله كه خاورميانه بايد براي دهه ها كانون سياست آمريكايي باشد تاكيد دارد و استراتژي افراطي آزادي را براي منطقه خاورميانه اعلام كرد. پوتين اگرچه اولين رهبر خارجي بود كه در حادثه 11 سپتامبر به بوش زنگ زد اما در عمل استراتژي متناقضي را اتخاذ كرد.
چچن
هيچ چيزي بيشتر از قضيه چچن افكار پوتين در مورد خاورميانه و تروريسم را شكل نمي دهد.در حالي كه تروريستهاي اسلام گرا امنيت آمريكا را تهديد مي كنند، بحران چچن هم امنيت روسيه و هم تماميت ارضي اين كشو را تهديد مي كند.
از زماني كه بوريس يلتسين در 1994 نظاميان روسيه را در داخل چچن مستقر كرد، بحران چچن بيش از 100 هزار قرباني گرفت. بعد از آتش بس 1996،هرج و مرج چچن تقريبا حل شد و چچن به سومالي قفقاز تبديل شد. جهادگران خارجي بر رهبر چچن نفوذ داشتند. در 1999 پوتين كه به تازگي نخست وزير روسيه شده بود، به سربازان روسي دستور داد تا بار ديگر نظم را در چچن برقرار سازند. موضع گيريهاي جدي پوتين باعث شد كه او به شخصيت مهم سياسي تبديل شود و در نهايت رئيس جمهور روسيه شد. در اوايل پوتين و بوش در جنگ عليه طالبان با يكديگر همكاري كردند. پوتين با تقاضاي آمريكا براي ايجاد پايگاههايي در ازبكستان و قرقيزستان براي استفاده در جنگ عليه اسلامگراهاي افغان موافقت كرد. در آوريل 2002، نظاميان آمريكايي و روسي در بيرون راندن گروههاي تروريستي از گرجستان با يكديگر همكاري كردند. يك ماه بعد دو رئيس جمهور اعلام كردند كه روسيه و آمريكا شربك هستند و ما براي پيشرفت ثبات، امنيت و وحدت اقتصادي همكاري خواهيم كرد و به طور مشترك براي حل چالشهاي جهاني و كشمكش هاي منطقه اي كمك خواهيم كرد.
جنگ داخلي پوتين با تروريسم تنها موفقيتهاي محدودي داشت. نيروهاي امنيتي روسيه مقررات شديد تري را در چچن وضع كردند اما با اين وجود كرملين قادر نبود تروريستهاي اسلامگراي چچن را در خاك روسيه متوقف كند. در 2002 وقتي كه شورشيان چچني 800 تن از مردم روسيه را در تئاتر مسكو گروگان گرفتند در عمليات نجاتي كه توسط نيروهاي امنيتي روسيه انجام گرفت 120 نفر كشته شدند. 2 سال بعد، بعد از اينكه تروريستها مدرسه اي را در بسلان توقيف كردند چند صد بچه كشته شدند. حتي بعد از اينكه نيروهاي روسي به صورت متوالي حركت چچني ها را سركوب كردند اما باز هم قادر نبودند كه حملات اسلامگراهاي چچني را در استانهاي مجاور متوقف كنند به نحوي كه آنها در صدد بودند تا يك جمهوري اسلامي را در قفقاز شمالي بوجود آورند. يك روزنامه مستقل روسي به نقل از يك نظامي ارشد روسيه مي نويسد كه افسران پليس و سربازان به صورت روزانه در قفقاز كشته مي شوند. او اذعان مي كند كه وضعيت در چچن با شرايط ايده آل خيلي فاصله دارد.
روسيه به جاي اينكه همكاري با واشنگتن را در جنگ با تروريسم ادامه دهد آنرا كاهش مي دهد و به جاي آن تلاش مي كند كه به سازمان كنفرانس اسلامي نزديك شود در حالي كه تنها 15 درصد جمعيتش يعني 20 ميليون آن مسلمان هستند. در حالي كه سازمان كنفرانس اسلامي روسيه را به عنوان عضو دائم نپذيرفته و تنها آنرا به عنوان عضو ناظر پذيرفته است. سازمان كنفرانس اسلامي تلاش مي كند تا از روسيه در جهت كاهش فشار آمريكا استفاده كند ولي روسيه تلاش مي كند تا نوعي مصونيت از كشورهاي عضو اين سازمان پيرامون انتقاد از سياست روسيه در چچن بگيرد چون سازمان كنفرانس اسلامي مخالف دخالت در امور داخلي دولتهاي عضو حتي دولتهاي افتخاري مي باشد. پوتين رئوس اصلي ديدگاهش در مورد اتحاد با جهان اسلام را خطاب به پارلمان تازه انتخاب شده چچن در دسامبر 2005 اينگونه عنوان كرد كه روسيه مي خواهد يك مدافع متعهد، قابل اعتماد و صديق براي منافع جهان اسلام و بهترين و قابل اعتمادترين شريك و دوست آن باشد.
تور حماس به مسكو
در فوريه 2006 پوتين اعلام كرد كه ما در آينده اقتدارگرايان حماس را به مسكو دعوت خواهيم كرد. وزارت خارجه آمريكا شديدا به اين امر واكنش نشان داد. مك كورمك سخنگوي وزارت خارجه گفت كه ما انتظار داريم روسيه همان پيام ما را به حماس تحويل دهد به عبارت ديگر حماس بايد دست از خشونت بردارد، اسرائيل را به رسميت بشناسد و به موافقت نامه هاي گذشته احترام بگذارد.
در حالي كه مسكو براي مدت طولاني از سازمان آزادي بخش فلسطين حمايت كرده بود و براي ايجاد دولتي فلسطيني فشار مي آورد پوتين اين سنت را ترك كرد و اين عادت را كنار گذاشت. ميخائيل مارگلف رئيس كميته روابط بين الملل شوراي فدراسيون، ترور رهبر معنوي حماس شيخ احمد ياسين توسط اسرائيلي ها را تمجيد كرد. وقتي كه در آگوست 2004 يك بمبگذاري انتحاري در بيرشبا 17 تن را كشت، وزارت خارجه روسيه بيانيه اي صادر كرد كي طي آن عنوان كرد ما تهاجم وحشيانه جديد توسط افراط گرايان را محكوم مي كنيم و مطمئن هستيم كه هيچ هدفي اعم از سياسي يا غيره بوسيله ابزارهاي خشونت و ترور بدست نخواهد آمد.
رهبران حماس فرصت پيشنهادي داده شده توسط پوتين را غنيمت شمردند. سامي ابو زهري سخنگوي حماس گفت كه ما به جايگاه روسيه احترام مي گذاريم و قبول داريم كه اين تور با هدف تقويت روابطمان با غرب و بويژه با دولت روسيه انجام خواهد شد. هيات حماس با لاواروف ملاقات كرد و با رهبر جامعه مسلمين روسيه و همچنين با سر اسقف كليساي ارتدوكس ديداري داشت. ديدار دولت روسيه با حماس منجر به اين نشد كه اين گروه دست از حركتهاي تروريستي بر دارد. يك روزنامه نگار روسي نوشت كه مسكو فلسطيني ها را دعوت كرد كه صرفا آنها را دعوت كند و فلسطيني ها به مسكو آمدند كه صرفا آمده باشند.
مطبوعات روسيه در قياس با كرملين از بخشندگي و مهرباني كمتري برخوردار بودند. در كنفرانس مطبوعاتي يك گزارشگر ايزوستيا از خالد مشعل در مورد اظهار نظرش در ژوئن 2000 مبني بر اينكه بچه ها بايد به عنوان بمبگذاران انتحاري آموزش ببينند پرسيد. خالد مشعل از نظرش دفاع كرد و گفت ما سمبلها و نمونه هايي داريم كه براي ما سرمشق هستند و ما به اين امر افتخار مي كنيم.
پوتين از اين دعوت به چه چيزي دست يافت؟ دوباره چچن مركز استراتژي اوست. حماس قول داد كه در قفقاز شمالي دخالت نكند. ديدار حماس از روسيه چه علامتي در روابط روسيه و اسرائيل بود؟ در زمان پوتين پيوندهاي ميان مسكو و اورشليم در ابتدا گسترش يافت. پوتين نه تنها از رويكرد غير احساسي اورشليم به تروريسم بلكه از كمكهاي فني اش راجع به چچن تقدير كرد. يك ميليون اسرائيلي در مورد تسهيلات تجاري روسيه صحبت مي كنند. روابط اقتصادي ميان مسكو و اورشليم گسترش پيدا كرد، صدها تاجر اسرائيلي در روسيه فعاليت مي كنند و رهبران تجاري روسيه در صدد هستند تا نيازهاي انرژي اسرائيل را برطرف كنند. امروز تجارت مستقيم ميان دو دولت تقريبا حدود 5/1 ميليارد دلار مي باشد. در حالي كه برخي روزنامه ها رويكرد جديد پوتين را جشن گرفتند اما كمك به برنامه هسته اي ايران و دعوت از حماس براي سفر به مسكو نشان مي دهد كه خوش بيني راجع به پرزيدنت پوتين امري عجولانه و شتابزده مي باشد. در حالي كه دولت روسيه مي خواهد از برنامه هسته اي ايران و برخي فعاليتهاي دولتهاي عرب در جهت كاستن از خشم غرب نسبت به روسيه انتقاد كند اما در عمل اين كار انجام نمي شود و فقط در حد حرف باقي مي ماند. بيانيه وزارت خارجه روسيه در مورد تهاجم 12 جولاي 2006 اسرائيل به جنوب لبنان به نظر مي رسيد كه براي پيچيده تر كردن شرايط طراحي شده بود نه اتخاذ يك موضع روشن عليه تروريسم. دولت روسيه ممكن است كه به دستاوردهاي اقتصادي روابط با اسرائيل توجه كند اما در عمل وقتي بحث پذيرش اصول مبارزه با تروريسم مطرح مي شود، پوتين راه خودش را ميرود. روسيه حماس يا حزب الله را به عنوان گروههاي تروريستي در نظر نمي گيرد، تداوم حمايت پوتين از اسرائيل مواضع پوتين را براي چانه زني با اسلامگراها در خصوص چچن تضعيف مي كند.
نتيجه گيري
بعد از 11سپتامبر ماه عسل روابط روسيه و آمريكا زياد طولاني نشد. كه برخي تنشها از رشد اقتدارگرايي پوتين ناشي مي شد. پوتين مخالف سياستهاي آمريكا در مورد برنامه هسته اي ايران، تروريسم و ارتقاء دمكراسي مي باشد. فاصله سياستهاي مسكو واشنگتن در مورد خاورميانه عجيب نيست. در ژوئن 2000 سند مفهوم سياست خارجي روسيه بوسيله پوتين تصويب شد كه اولويت مسكو در قبال خاورميانه را اينگونه مطرح مي كند: احيا و تقويت جايگاه روسيه بويژه از نظر اقتصادي. پوتين به عملگرايي استراتژيك خود ادامه داده و در حالي كه روابط اقتصادي خود با اسرائيل را بهبود مي بخشد، مسلح كردن ايران و روسيه را هم ادامه مي دهد.
سياست پوتين چقدر خردمندانه مي باشد؟ هيچ تحليلگر روسي منطقي نمي پذيرد كه اين سياست بيشتر به نفع روسيه مي باشد. ديميتري سوسلوف،كارشناس سياست دفاعي و خارجي مسكو، بيان كرد كه: خطر بزرگي اينجا وجود دارد كه با فراهم كردن مشروعيت بييشتر براي اسلام گراها، روسيه مي تواند باعث بي ثباتي بيشتري در خاورميانه و در خود روسيه شود.
لوليا لاتنيا كه مفسر يكي از روزنامه هاي روسي مي باشد عنوان كرد كه با حفظ گفتگوها با دولتهاي ياغي، به نحو خطرناكي،خود دولت روسيه مي تواند به عنوان يك دولت ياغي مطرح شود.
اين سياست پوتين نوعي تضمين قطعي براي پيروزي در مقابل اسلامگراهاي داخل روسيه محسوب نمي شود. در ژوئن 2006، اسلامگراها در عراق چهار ديپلمات روسي كه شامل يك مسلمان هم بود را گروگان گرفتند و كشتند. آنها يك اطلاعيه صوتي صادر كردند و گفتند: حكم خدا در مورد اين ديپلماتها انجام شد. انتقام براي شكنجه، كشتن و اخراج برادران و خواهران ما بوسيله دولت بي دين روسيه.
خلاصه اينكه پوتين ممكن است موافق با يك سياست واقعي باشد اما مساله اينجاست كه افراط گرايان اسلامي در پيچيدگي هاي سياست تبحري ندارند.