يواشكي بگويم تنها كمتر از يك سوم ايرانيان روزنامه خوانند. آمار دردناكي كه چارستون مطبوعات را ميلرزاند.
براساس تحقيقات انجام شده تنها 20 ميليون نفر از جمعيت 65 ميليون نفري ايران امكان مطالعه روزنامه را دارند. يعني فاصلهاي به بزرگي فرسنگ تا استاندارد يونسكو، زندگي در دنياي شبكه، دنياي رسانهاي، رسانههاي كاغذي، كه مرگشان زود فرا رسيده است. ايران براي هر 61 نفر يك نسخه از روزنامه توليد ميكند قابل مقايسه نيست.
روزنامهها منتشر ميشود هر روز رنگها و قطعهاي متنوع ولي اساس گسترش توسعه، بالا بودن انتشار مطبوعات نيست؛ جذب مخاطب است، امري كه در برهه دوم خرداد و تكثير بالاي مطبوعات دوام نداشت. سياستزدگي مطبوعات و تكرار كليشهها و شعارها. حساسيت مخاطبان را گرفت تا جايي كه حتي به تبادل و ارتباطات سنتي اطلاعات تن ميدهند و اين يعني مرگ مطبوعات كاغذي. يعني بحران مطبوعاتي؛ دردي كه در قرن بيست و يكم جان مطبوعات را فراگرفت.
دردي كه موسسه ملي پژوهش افكار عمومي را بنا داشت تا در گزارشي، الگوي مصرف روزنامه در شهر تهران و برآورد شمارگان خريداري شده روزنامهها را بررسي و به درخواستكننده آن معاونت مطب?عاتي و تبليغاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اعلام كرد.
تحقيقي كه با هدف ثبت تغييرات در رفتار مصرف رورزنامه شهروندان تهراني در هر فصل، تيرماه 80 در تهران اجرا شد.
شناسايي ميزان خواننده روزنامه و زمان صرف شده براي خواندن آن، ميزان خواننده عام و تناوب زماني خواندن روزنامه، نحوه تهيه روزنامه، شناسايي روزنامههاي مورد پسند فعلي و قبلي شهروندان و معيار انتخاب آنان، ميزان رضايت از وضعيت اطلاع رساني روزنامهها و ميزان اعتماد شهروندان به اخيار روزنامهها و راديو و تلويزيون اهداف اصلي اين طرح بود.
هزار و 194 نفر جمعيت نمونه كه همگي با سواد و ساكن در مناطق بيست و دوگانه شهر تهران هستند، آمارها گرفته شد و خطاهاي نمونهگيري صورت گرفت و رقمها حرف زدند، 84 درصد شهروندان تهراني باسواد به نحوي هر روز، چند روز در هفته، حداقل يك روز در هفته و يا كمتر از هفتهاي يك بار روزنامه ميخوانند. يك فاجعه، تهرانيها براي روزنامهخواني حتي از نامهخواني هم كمتر زمان ميگذارند. همچنين 9/15 درصد افراد نمونه اعلام كردند هرگز روزنامه نميخوانند و 30 درصد از اين تعداد در حال حاضر روزنامه نميخوانند و 70 درصد نيز قبلاً روزنامه نميخواندند و به تازگي روزي يك بار يا چند روز يك بار مطالعهاي دارند.
مدت زمان صرف شده براي خواندن روزنامهها در يك روز بين شهروندان تهراني روزنامهخوان 30 دقيقه است و نيز مقايسه ميانگين زمان روزنامهخواني، در گروههاي سني، جنسي، تحصيلي، شغلي و تاهل در گروههاي تناوب زماني روزنامه خواندن يافتههاي ديگري را نشان داد، مردان 4/35 دقيقه مطالعه بيشتر از زنان كه 1/24 دقيقه مطالعه ميكنند. زمان صرف خواندن روزنامه ميكنند. يعني مردان معادلي برابر 3/11 دقيقه بيشتر از زنان مطالعه ميكنند.
گزارش الگوي مصرف روزنامه در تهران نشان دادن ميانسالان 54-45 سال (2/38 دقيقه) و 55 سال و به بالا (43 دقيقه) نسبت به جوانان 24-15 ساله كه 9/23 دقيقه مطالعه دارند، زمان بيشتري را صرف روزنامه خواندن ميكنند. با افزايش سطح تحصيلات، زمان بيشتري صرف روزنامه خواندن ميشود. به طوري كه ميانگين زمان صرف شده براي روزنامه خواندن در بين دارندگان تحصيلات عالي 40 دقيقه و در گروه ابتدائي 3/12 دقيقه است. بازنشستهها با 5/49 دقيقه بيشترين زمان را صرف روزنامه خواندن ميكنند. شاغلين با 7/37 دقيقه و دانشجويان با 7/31 دقيقه به ترتيب در رتبههاي دوم و سوم جاي ميگيرند. كمترين زمان را دانشآموزان (19 دقيقه) و سپس خانهدارها (21 دقيقه) صرف روزنامه خواندن ميكنند. متأهلين (4/32 دقيقه) بيشتر از مجردين (8/6 دقيقه) وقت صرف خواندن روزنامه ميكنند.
خوانندگان "هر روز" روزنامه به طور متوسط در هر روز 7/54 دقيقه زمان صرف روزنامه خواندن ميكنند. اين درحالي است كه خوانندگان چند روز در هفته روزنامه فقط 6/14 دقيقه زمان به طور متوسط در هر روز به روزنامه خواندن اختصاص ميدهند. افرادي كه حداقل يك روز در هفته روزنامه ميخوانند 3/9 دقيقه در روز و افرادي كه كمتر از هفتهاي يك بار روزنامه ميخوانند، به طور متوسط روزي 5/2 دقيقه به روزنامه خواندن اختصاص ميدهند.
به عبارت كلي، از ميان عوامل مؤثر مورد بررسي بر زمان صرف شده براي روزنامه خواندن، نحوه روزنامه خواندن ( هر روز، چند روز در هفته و....) بيشترين تأثير را دارد. در درجه دوم وضعيت اشتغال و سپس سطح تحصيلات تأثير دارد. سن و جنس نيز به اين لحاظ در رتبههاي چهارم و پنجم قرار ميگيرد.
در اين گزارش تعداد روزنامههاي مورد مطالعه خوانندگان عام روزنامه نيز بررسي شد، بحثي كه به دنبال تكثير مطبوعات پديده چند روزنامهخواني را به همراه داشت. انتشار روزنامههاي متنوع گرچه روزنامهخوانهاي جديد را جذب ميكند ولي با خواندن چند روزنامه ميتواند دلايل مثبت و منفي زيادي به همراه بكشد كه قانع نشدن روزنامهخوانها از مطالعه يك نشريه دلخواه، يكي از اين دلايل است. به طور متوسط يك فرد روزنامهخوان معمولاً 2 روزنامه را ميخواند. به عبارت ديگر 37 درصد خوانندگان دو روزنامه و 1/35 درصد آنها يك روزنامه را به طور معمول ميخوانند و 18 درصد آنها نيز سه روزنامه ميخوانند. 5/9 درصد مابقي خوانندگان نيز بين چهار تا يازده روزنامه ميخوانند.
از ميان كل افراد نمونه كه به نحوي روزنامه ميخوانند (1002 نفر). 3/45 درصد آنها "هرروز"، 3/22 درصد "چند روز در هفته"، 1/18 درصد "حداقل يك روز در هفته" و 3/14 درصد "كمتر از هفتهاي يك بار" روزنامه ميخوانند. نحوه تهيه، زمان و مكان روزنامهخواني نيز به اين سان در اين گزارش اعلام شد، 2/52 درصد خوانندگان روزنامه، خودشان روزنامه مورد نظرشان را ميخرند.
4/34 درصد خوانندگان نيز يكي از اعضاي خانوادهشان روزنامه مورد نظرشان را تهيه ميكنند. همچنين بيشترين زمان روزنامهخواني در ساعت 10 الي 11 صبح (1/17 درصد) و 6 الي 7 عصر (3/16 درصد) است. 5/73 درصد خوانندگان روزنامهشان را بيشتر در منزل و 1/20 درصد در محل كار مطالعه ميكنند.
مطالعه روزنامههاي ايراني گرچه همه گير و همه پسند نيست ولي معيارهاي همين روزنامهخوانيهاي فصلي و كم را نگه ميدارد، 12 درصد خوانندگان به خاطر واقعي بودن مطالب، روزنامه مورد پسند خود را انتخاب ميكنند. اخبار حوادث 7 درصد خوانندگان را جذب ميكند، نيازمنديها و آگهيهاي روزنامه هم 8/6 درصد مردم را به خواندن روزنامه مشتاق ميكنند. بيطرفي سياسي 3/6 درصد و علاقه به موضوعات ورزشي 1/6 درصد خواننده دارد. دلايلي كه معيار انتخاب روزنامه مورد پسند را تعيين ميكند.
از موارد ديگري كه بر شمار روزنامهخواني در ايران افزوده ميكند اعتماد به اخبار روزنامهها و مقايسه آن با راديو و تلويوزيون است. اعتماد به اخبار يك رسانه مهمترين عامل در جذب مخاطبان آن است.
براساس يافتههاي به دست آمده 7/51 درصد خوانندگان در حد خيلي زياد و نسبتاً زياد به اخبار روزنامهها اعتماد دارند، 5/44 درصد آنها در حد نسبتاً كم و خيلي كم به اخبار اعتماد ميكنند.
7/31 درصد خوانندگان در حد نسبتاً كم اعتماد دارند و 1/4 درصد خوانندگان نيز اصلاً به اخبار روزنامهها اعتماد ندارند. در مقايسه اعتماد به اخبار روزنامهها با اخبار راديو و تلويزيون مشخص شد 4/38 درصد خوانندگان روزنامه بيشتر به اخبار راديو و تلويزيون اعتماد دارند. در مقابل 3/30 درصد آنها به اخبار روزنامهها بيشتر از اخبار راديو و تلويزيون اعتماد دارند و 6/21 درصد پاسخگوي آن نيز هم به اخبار راديو، تلويزيون و هم به اخبار روزنامهها اعتماد دارند و 6/8 درصد خوانندگان روزنامهها نيز به هيچ كدام از منابع خبري اعتمادي ندارند.
همين عدم اطمينان است كه راه را براي مطبوعاتي كه نياز به جذب خواننده دارند ميبندد و مرگ مطبوعات كاغذي را تثبيت ميكند.