چه گوارا را همه به عنوان يك چهره انقلابى مى شناسند. براى بعضى ها او يك قهرمان است و براى ديگران مظهر يك ايدئولوژى شكست خورده. البته براى بعضى هاى ديگر هم تنها آرمى تجارى است بر روى تى شرت ها. اما براى نسل جديد آمريكاى لاتينى ها، تصوير ديگرى از «چه» در حال شكل گرفتن است: يك ماجراجوى جوان احساساتى كه همان قدر كه شبيه فيدل كاسترو است، به جيمز دين و جك كرواك هم شباهت دارد. اين پديده حدود يك دهه پيش با انتشار كتاب خاطرات او كه با نام «يادداشت هاى موتورسيكلت» به زبان انگليسى ترجمه شد و مدت ها نيز توقيف بود، آغاز شد. اين كتاب بين دانشجويان آمريكاى لاتين و روشنفكران جوان اين منطقه طرفداران زيادى پيدا كرد و تبديل به مد روز شد. اما اين روزها با اكران فيلمى كه از روى اين كتاب ساخته شده، اين موج دوباره برپا شده است. همان طور كه پيش بينى مى شد چپ هاى سنتى كوبا و ديگر كشورهاى منطقه كه خود را وارث اسطوره چه مى دانند چندان از اين موج استقبال نكردند. اما ديگران عقيده دارند كه اين موج هم منعكس كننده انعطاف پذيرى شخصيت چه است و هم نشان دهنده نياز هر نسل به ارائه تصويرى از چه متناسب با نيازها و شرايط خود آن نسل است
امروز تعداد بسيار كمى از جوانان به اين انديشه چه كه مى توان قدرت را از طريق جنگ چريكى به دست آورد، اعتقاد دارند. اما آنها از موج شديد سرمايه دارى كه در دهه ۱۹۹۰ كل منطقه را در بر گرفت، نااميد و دلسرد هستند. آنها اين شرايط را مشابه شرايط اقتصادى و اجتماعى كه چه عليه آنها قيام كرد مى دانند و به دنبال جايگزين هايى براى اين شرايط هستند. اين اقبال از چه به اين دليل است كه «او چهره اى است كه مى تواند مدام مورد بررسى مجدد قرار بگيرد.» اين را جون لى اندرسن نويسنده «چه گوارا، يك زندگى انقلابى» مى گويد. او همچنين مى گويد: «براى نسل جوان آمريكاى لاتين كه جنگ سرد را نديده، چه يك چهره از خود گذشته است كه وضعيت مصيبت بار جوانان را به بهترين وجهى تصوير مى كند . چه براى آنها تنها يك چهره معترض نيست بلكه يك كودك ايده آل گراى كنجكاو است كه در هر جامعه و هر دوره زمانى وجود دارد.»
هم كتاب خاطرات و هم فيلم داستان سفر ۱۲ هزار كيلومترى و ۸ ماهه او در ۵ كشور آمريكاى جنوبى است. گوارا در آن زمان يك دانشجوى پزشكى ۲۳ ساله بود كه آسم داشت و سفرش را در دسامبر سال ۱۹۵۱ آغاز كرد. او ابتدا با يك موتورسيكلت بزرگ به اسم «لاپدروسا» سفرش را شروع كرد و بعد از آن به عنوان مسافر قاچاق با دوستش از كوه هاى آند و جنگل هاى آمازون گذشت و به كاراكاس رسيد و آنجا از دوستش جدا شد.
چه در آن زمان «ارنستو گوارا»ى خالى بود و اين سفر او سلوكى ماجراجويانه و خودشناسانه با اهداف سياسى و شخصى بود. او در روزى كه به همراه دوستش وارد والپارايزوى شيلى شد، مى نويسد: «ما يك جفت خانه به دوش بوديم كه كوله پشتى هايمان بر دوشمان بود، گرد راه بر روى مان نشسته بود و تنها سايه اى از گذشته هاى اشرافى مان را با خود داشتيم.»
آلبرتو گرانادو خيمه نز همراه او در اين سفر هنوز زنده است و در كوبا زندگى مى كند. خيمه نز ۸۲ ساله اخيراً براى اكران افتتاحيه فيلم به برزيل سفر كرد و بلافاصله متوجه تغيير تصوير چه شد. او گفت كه در برزيل «جوانان محاصره ام كرده بودند. جوانانى كه سئوال هاى قشنگى نه تنها درباره فيلم بلكه درباره احساس من و ارنستو در آن زمان مى پرسيدند.» گرانادو با افسوس مى گويد: «تقريباً هيچ چيزى درباره سياست از من نپرسيدند. جنبه هاى انسانى ماجرا براى آنها جذاب تر بود. اينكه چگونه دو مرد جوان، دو آدم عادى ولى روياپرداز و آرمان گرا، با خوش بينى ماجراجويى را آغاز مى كنند و اتفاقاً به هدفشان هم مى رسند.» دولت كوبا كه خود را متولى تصوير چه مى داند و كتاب هايى كه درباره او چاپ مى شود را كنترل مى كند هيچ وقت علاقه اى به «يادداشت هاى موتورسيكلت» نداشته است.
اين كتاب تا اوايل دهه ۹۰ چاپ نشد و حتى امروز هم سازمان رسمى «مجموعه كامل آثار ارنستو چه گوارا» كه شامل مقاله اى معروف او از جمله «درباره جنگ چريكى» و «دو، سه و چندين ويتنام بسازيم» نيز هست، كتاب هاى خاطرات او را در نظر نمى گيرد.
ماريواو دانل كه يك روانشناس و مورخ آرژانتينى است و زندگينامه اى از چه گوارا نوشته، مى گويد: «كوبايى ها هر چيزى را كه جنبه قهرمانانه نداشته باشد، مخصوصاً آن چيزهايى را كه به جنبه هاى انسانى او مربوط است، حذف مى كنند. ترديدهاى شخصى، شيطنت هاى جنسى و اوقاتى كه او و گرانادو مست بودند، مغاير تصويرى است كه كوبايى ها مى خواهند از او بسازند.» اين ابهام زدايى بخشى از روند كوبايى زدايى چه است. گرچه مقامات كوبايى _ بدون توجه به مليت كوبايى چه - عموماً او را يك «اينترناسيوناليست» مى خوانند، اما او تنها ۸ سال از ۳۹ سال عمرش را در كوبا گذراند. درواقع او در زمان مرگش در سال ۱۹۶۷ تبعيت كوبايى نداشت.
آمريكاى لاتينى هايى كه كمتر از ۴۰ سال عمر دارند چه را به عنوان نماد تبليغاتى هر نوع اعتراضى مى شناسند، در صورتى كه بالاى ۴۰ ساله ها تصوير ديگرى از او دارند. با اينكه چه هنوز هم يك چهره جهانى است، اخيراً آثار هنرى اى توليد شده اند كه تصوير متفاوتى از خود نمايش داده اند. سال گذشته يك فيلم كمدى برزيلى نشان مى داد كه چه هرگز نمرده بلكه به جنگل هاى آمازون فرار كرده و در آنجا كارخانه توليد تى شرت با تصوير خودش تأسيس كرده است. در آرژانتين محل تولد او هم يك خواننده محبوب به نام كوين يوهانسن آهنگى خوانده با نام «مك گوارا يا چه دونالد.» براى نسل هاى جوان تر چه يك چهره دورافتاده است كه به تاريخ پيوسته است.
گائل گارسيا برنال هنرپيشه ۲۵ ساله مكزيكى كه نقش چه را در فيلم اخير بازى كرده، در جشنواره كن به خبرنگاران گفت: «من هيچ وقت تى شرت چه يا پوستر او را نداشته ام چون از زمانى كه بچه بودم مثل خيلى هاى ديگر او را يك تصوير دورافتاده مى دانستم.» خوسه ريورا نويسنده فيلمنامه اين فيلم نيز مى گويد: «اين اتفاقى است كه براى «نمادها» مى افتد. آنها بازيافت مى شوند و لباس نسل هاى جديدى را كه آنها را كشف مى كنند، مى پوشند. ما ديگر در دهه ۶۰ نيستيم و چه ديگر قدرت آن زمان را ندارد، ما بايد او را با شيوه اى جديد كشف كنيم.»