|
... یک گپ دوستانه و شفاف در باب این که دوست داریم بوته های گل، کوهسار، دشت سرسبز و از این نوع مناظر واقعی در بوم طبیعت را داشته باشیم (طعم و حال و هوای این پدیده ها را استنشاق کنیم) یا تصویری به صورت عکس و یا نقاشی از همین مظاهر داشته باشیم؟...
اندکی منصفانه و از سر فکر، روی این دو نمونه، اندیشه کنیم... گمان براین است آن که به صورت طبیعت وجود دارد، به آن که فرضا نقاش و عکاس از همان سوژه ارائه می دهد ترجیح می دهیم... و به عبارت دیگر، لباس آماده هیچ گاه مثل لباسی که خیاط با ظرافت و به اصطلاح قالب و اندازه مطلوب مان می دوزد، نیست. پدیده های مد در هر بخش و زمینه ای چنین است، عاریه ای است و بدون باب ذائقه و پسندمان! همان گونه که خاک میهنمان را تقدیس می کنیم، رعایت فرهنگ، هویت، اخلاق و... هم نشان از دانایی و علاقمندی است.
قصد تاریخ نگاری و گریز به تاریخ کهن کشورمان نداریم که معارف ملی- دینی مردمان ایران زمین پیش از خیلی از کشورها و ملل جهانی درخشید و آوازه علم، هویت، اخلاق و سنن زیبنده ایرانیان همچنان در عصر دستیافت به تازه ترین تکنولوژی و سیاره پیمایی ها، در شرق و غرب و سایر نقاط جهان متجلی است. البته باید یادآور شد که ایران منزلگاه اندیشمندان و مولدان علم، فرهنگ، حرمت نهادن به هویت و معنویت در تمامی عرصه های زندگی مضاف - بر باورهای مذهبی بوده و است که بسیاری از دستاوردهای ایرانی به عنوان الگو مورد بهره برداری غرب و... قرار گرفته است. آثار خالقان فرهیخته، چه مکتوب و چه سنگ نوشته و حجاری و معماری که برخی سرمنشأ توسعه برای بیگانگان شد، برای نسل های بعد و اکنون و آینده ملاکی برای اعتماد به نفس داشتن و خودیاری هستند حالا غرب سرگشته و تهی از عواطف انسانی با چند مدل رنگارنگ دل خوش کرده که هویت ملی- دینی و اخلاقی عده ای از کم سن و سالان جامعه را سایه بزند و می کوشد بیداری اذهان را به خمیازه های خود فراموشی سوق دهد. یکی از اساتید درخصوص تهاجم فرهنگی غرب در ایران، بدین مضمون گفته بود که هیجان سازی کاذب و یکبار مصرف و از خود بیگانه شدن چیزی نیستند که بر وفق و مراد آموزه ها و باورهای دین، فرهنگ بومی، هویت ملی و تربیت ما باشند- این پدیده های نوی وارداتی با ظاهر فریبنده و نامطلوب، مرداب برآمده از بی توجهی به فرایندهای مسایل اخلاقی- اجتماعی است که ورود آن فرهنگ به صورت های مختلف می تواند به کسانی که اعتماد به نفس کمتری دارند، خدشه وارد کند.
نباید از غیر تقلید کرد مگر...
عطر روحپرور چمن ها و بوی خوش دیرآشنای خاک از نم نم باران زمستانی در فضای خلوت پارک حسرت یک وجب هوای پاکیزه در شهرمان را می شوید. در فراسوی پارک تک و توک های آدم هایی را می بینیم آهسته در تور باران قدم می زنند. روی یک نیمکت حاشیه یکی از گذرگاه ها نشسته و مشغول خواندن روزنامه است. نزدیک می شوم. زیر یک دو درخت پرشاخه که هنوز مقداری برگ های خشکیده آهنگ جدایی از ما در درخت را نجوا نکرده اند، سرپناه گرفته است.
«مجید» کارش امور چاپ و تهیه جزوات دانشجویی است. در مورد تأثیر فرهنگ وارداتی و دلیل آن که بعضی تأثیرپذیری می کنند، می گوید: «نباید از غیر تقلید کنیم مگر آن که جنبه های مثبت و کارایی در خود فرهنگ خودمان داشته باشد. این که برخی بدون رعایت و توجه به هویت جامعه به پدیده های وارداتی رویکرد دارند به نظر من می خواهند یک سری از کاستی ها و نداشتن های خود را جبران کنند درحالی این شیوه درست نیست.» وی این ارتباط را معطوف به چگونگی کارکرد بعضی از خانواده ها می کند و ادامه می دهد: «آداب و رسوم مفید در جامعه را برخی خانواده ها رعایت نمی کنند. خانواده ای اجازه می دهد و گاه می خواهد بچه فرزند جوان شان به هر آنچه می خواهد برسد و خود از بگو و مگو راحت شود.
این گونه شیوه و برخورد با جوان ممکن است مشکلاتی را هم به وجود آورد.» وی درعین حال می افزاید: «جوانانی هستند که پیرو برخی از الگوهای وارداتی هستند ولی مسایل دینی شان را رعایت می کنند و درون شان خدایی است. آن مد هم اقتضای دوره جوانی است، که همیشگی نیست.» از این شهروند جوان می پرسم: خود شما تا به حال به مدها و فرهنگ غریبه روی برده اید؟. وی با اشاره به این که در یک خانواده با نظم و نظام مند بزرگ شده است، می افزاید: «من دوست دارم ظاهری ساده و معمولی داشته باشم. فرضا اگر بخواهم ریش داشته باشم به صورت طبیعی است نه آن که به تقلید ریش تکنو و برای همرنگی با برخی داشته باشم.»
اصرار بر فرهنگ شناسی ایرانی
ایران کشوری بی نیاز از جهت دارا بودن سنت های پسندیده است لیکن شیوه بهره بردن از سنت ها یادآوری نمی شود و بعضا به رفتار برآمده از فرهنگ بیگانه و غریبه توجه می کنند.
«وفایی» که می گوید خبرنگار است، در خصوص چند و چون فرهنگ های وارداتی، نخست بر فرهنگ شناسی و فرهنگ سازی ایرانی تاکید می کند و می افزاید: «ایران با داشتن سنت ها، مدرنیته- بعضا- به سنت ها اضافه می شود لیکن از نظر سنت، کشورمان غنی است اما نوع استفاده از سنت ها را- کم و بیش- فراموش کرده ایم. بنابراین در برخی زمینه های برآمده از فرهنگ وارداتی، افرادی به سمت فرهنگ وارداتی گرایش پیدا کرده اند...»
خودشناسی و تامین نیازهای جوانی
«خبیری» که می گوید شغلش ساخت قاب های مینیاتوری بوده، در این حرفه شاگردانی داشته و حالا چند سالی است که به دلیل مشکل بینایی کمتر فعالیت می کند، درباره تقلید از فرهنگ غیرایرانی سرتکان می دهد و می گوید: مساله آن است که از دبستان تا دانشگاه برای نمره گرفتن درس می خوانیم. یک دانشجو زمانی نزدم آمد تا برای مدرک پایان دانشگاهی اش قاب مینیاتوری بسازم. صحبت به علم و پیشرفت و فواید تحصیل کشیده شد. به اوگفتم به سلامتی حالا چه دانش و رشته ای آموخته اید؟ با لحن مایوسانه ای گفت هدف گرفتن مدرک بود. پایان نامه تحصیلی ام را به کمک یک کارشناس تکمیل کردم. این شهروند مینیاتورکار، نفس عمیقی می کشد و می گوید: حیف!. بعد می گوید: استادی داشتم که اهل مطالعه بود می گفت زمانی ویزیتور بوده است. صبح که از خانه با گفتن بسم الله بیرون می آمد، می گفت همین یاد خدا برای من گشایش است. وی می افزاید: «منظور آن استاد داشتن ایمان و حرکت سررشته پیشرفت ها و بی نیازی به دیگران است. این ها را گفتم که بدانیم در کشورمان از هر جهت ثروت داریم، مالی، منابع خدادادی و جوانان پراستعداد. تاریخ مملکت مان هم سرشار از ادیب و عارف و دانشمند است. سابقه جغرافیایی و فرهنگ مان هم به قرن ها می رسند. این که تحفه های ینگه دنیا و غرب به شکل ابزارهای دیجیتالی و پوشاک و مدل به مدل وسایل صوتی و گوشی تلفن و... اینها تمام شان مصنوعی است. معنویت نیستند. آنان که چنین اختراعاتی می کنند، اخلاق و فرهنگ ما را ندارند. حرمت انسانی را نمی شناسند. همین است که کانون خانواده هاشان کمتر ثابت می ماند.» وی ادامه می دهد: «جوانانشان اغلب به هزار راه نادرست می روند و به انواع بیماری ها و مخدرها آلوده اند. ظاهرشان را در فیلم ها نبینید. دیگر کشورها مخصوصا غربی، پایبند هیچ اخلاق شریف نیستند. اما جوانان ما در هر شرایط، نجابت دارند. حرام و حلال سرشان می شود و این مختص امروز نیست، پدران و پدربزرگ های مان هم همینطور بودند.» تامل می کند، نگاهی به دور دست می کشاند و می گوید: «اما این مدل های تاسف بار اگرچه موقتی است ولی برو بچه ها را باید روشن و آگاه کرد به خودشناسی امکانات تفریحی بیشتر داشته باشند. نیازهاشان که باب جوانی هر دوره بوده، به درستی فراهم کرد. جای نگرانی نیست.»
هموارسازی زمینه ترویج تولیدات بیگانه
یک دانشجو، با تاکید بر این که فرهنگ وارداتی در هر زمینه بر ذهن و روان برخی افراد به ویژه جوانان و نوجوانان اثر می گذارد بر این بارو است که تلویزیون، سینما و موسیقی، بیشترین جای پا در این مورد دارند و این در حالی است که تشکیلات موظف فرهنگی کوشش چندان در خودنمایی فرهنگ توانگرمان بر نمی تابانند.
«فهرسان جوان» که فوق لیسانس مهندسی برق می خواند، در پاسخ به این سئوال که تاثیر و راهیافت های فرهنگ وارداتی در رفتار و مظاهر قشری در جامعه چیست و راهکارها کدامند؟ می گوید: «به نظر من فرهنگ های وارداتی در هر مقطع قطعا تاثیرگذارند چون با واسطه هایی وارد می شوند که به طرز موثری روی فکر و روح جوانان سایه می زنند. در این باره باید گفت مهمترین موارد تاثیرگذار تلویزیون و سینما هستند. اما فرهنگ وارداتی به نوعی دیگر خود را مطرح می کند و آن از طریق موسیقی است. به عنوان نمونه: الان چیزی در موسیقی وجود دارد به نام «رپ فارسی» که کاملا غربی و کپی برداری است و به عنوان یک نوع موسیقی ایرانی عرضه می شود.»
این دانشجو، در ادامه بیان نظر خود، عدم تلاش مسئولان ذیربط در نمود فرهنگ ایرانی در رویارویی با فرهنگ غربی را مطرح می کند. او در این خصوص می گوید: «یک مشکل عمده دیگر آن است که در مقابل فرهنگ های وارداتی کمتر به معرفی و تبیین فرهنگ مان پرداخته ایم. در حالی انتظار می رود متولیان فرهنگی که می باید روی تولیدات فرهنگی کنترل داشته باشند، چندان به صورت کارساز عمل نکرده اند که این خود نوعی بازگذاشتن راه به روی تولیدات بیگانه تلقی خواهد شد. این دانشجو هم همانند دیگران، راهکارهایی برای مصون سازی هویت و فرهنگ مان ارائه می دهد که در شماره پایانی گزارش خواهیم خواند.»
«دکتر سید عبدالمجید بحرینییان» روان شناس بالینی و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، انگاره ای به ترکیب یک درخت تناور و کهنسال سبز، نقش اندیشه می زند که در کشاکش تندبادهای روزگاران و تاخت و تازهای بیگانگان هیچ آسیبی در پایداری و ترمیم مویرگ و آوندهای حیات آن مؤثر واقع نشده است. وی در پاسخ به این سؤال که فرهنگ های وارداتی ممکن است چه ردپایی در معارف فرهنگی و هویت مان بگذارد، به شواهد تاریخی تکیه می زند که ادراک و شعور ایرانی همیشه راهکارهای زندگی با هویت و فرهنگ را تشخیص داده و بر آن ماندگار است. وی در صحبت های خود نکاتی تأمل انگیز را با توضیح راهبردی نیز برمی تابد و پیام هایی به صورت پیشنهاد ارائه می دهد: «باید سطح اعتماد به نفس و خودباوری مردم را بالاتر برد تا بتوانند خود با حفظ هویت شان نیز سد نفوذ و اثرات سوء فرهنگ غربی باشند.»
زندگی هماهنگ با باورها
وی در ارزیابی خود پیرامون تأثیرات فرهنگ وارداتی در جامعه، نخست می گوید مهمترین کاری که مسئولان فرهنگی و دانشگاهی در این باره باید انجام بدهند آن است که محتوای فرهنگ و باورمان را در چارچوب یک سری از ارزش های علمی همراه علوم و تکنولوژی وارداتی ارائه دهند. بی توجهی به این مهم متأسفانه ممکن است پیامدهای سویی همراه با ورود تکنولوژی در کشور به بار آورند از جمله مهمترین پیامد سوءش متوجه جوانان یا دیگر اقشار جامعه خواهد بود.» «دکتر بحرینیان» به توانایی تاریخی جامعه در انجام آنچه که در بالا مورد اشاره است می پردازد و می گوید: «تاریخ نشان داده که نسل ایرانی نسلی توانمند و پرافتخار بوده است چرا که همیشه توانسته است علوم بیگانه را بگیرد و ارزش های موافق خود را در پوشش فرهنگی شان استفاده کند.»
وی در این خصوص بیشتر توضیح می دهد: «تاریخ نشانگر آن است که مردم ما همیشه روش هایی را برای زندگی فردی و اجتماعی انتخاب کرده اند که با ارزش های اعتقادی، اخلاقی و دینی شان هماهنگ و همسان بوده است. مردم با هویت و خرد و اندیشه ایران به جهت پایداری فرهنگی همیشه الگویی نیز برای برخی جوامع غربی بوده اند مثلا ابن سینا، رازی و... الگوهایی نیز برای جامعه غربی بوده اند و انتقال علوم ایران در زمینه پزشکی، خدمات بسیاری برای جامعه غرب در برداشته است ولی متأسفانه غرب این علوم را به اسم خود ثبت کرده و بعد بسیاری از دستاوردهای شرقی را به همان جوامع شرقی و از جمله ایران عرضه کرده است.»
فرهنگ غرب طبل توخالی است
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، درباره سابقه غرب در تاخت و تازهای فرهنگی خود، باور بر این دارد که هجمه های فرهنگی غرب همیشه وجود داشته است منتهی در زمان های مختلف، اشکال آن ها متفاوت بوده است. یک بار با پوشش جامعه، مبارزه می کردند، زمانی می خواستند زبان مادری- ملی مان را تغییر دهند و الان تلاش دارند به جوانان، تحمیل کنند که ارزش های غربی و زندگی در غرب یک وضعیت بسیار ایده آل و رویایی است. که چنین نیست و باید گفت ادعاهای فرهنگی غربی توخالی است. در حال حاضر غرب با بزرگترین مشکل عاطفی بین جوانان و خانواده ها به خصوص گسستن پیوندهای عاطفی و معنوی بین اعضای خانواده ها روبرو است. لذا برای سرپوش گذاشتن روی مشکلات خود، تلاش کرده و می کند با فرهنگ پرزرق و برق خود، مردم جهان سوم را فریب بدهد و با سوءاستفاده از پاره ای خلأها مثل مشکلات مالی- اقتصادی، بیکاری، ادامه تحصیل، اذهان برخی را به سمت ارزش های توخالی خود بکشاند که البته دست فریبندگی غرب در این زمینه رو شده است و الان جوامع جهان سوم با این شگردها و دسیسه ها آشنا شده است و امواج فرهنگ اعتراض روزافزون علیه الگوها و مدهای رایج غربی در جوامع مختلف اوج می گیرد.»
ادامه دارد ...
|