باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز دوشنبه 2 فروردين 1389 كاربران برخط 125 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
پديده فرهنگ وارداتى روح و روان جامعه را آزار مى دهد(3)
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ
غفلت از امواج فريب


 
   ● نويسنده: حسن - آقايي

منبع: روزنامه - کیهان - تاريخ شمسی نشر 10/10/1387

 
 

 


برنامه ریزان «غربی» از یک فرمول برای فریب استفاده نمی کنند. یا یک راه با شیب تند سربالایی و صعب العبور را به دفعات برای ورود و خیمه زدن و اطراق خود انتخاب نمی کنند و... و... اما اقتضای طبیعت روانی شان «کین» است که سماجت می کنند همچون کژدم باشند و «زهر» خویشتن را با وسوسه و تحریک آمیزترین رنگ ها در قطره چکان فرهنگی شان به اشکال و شیوه های فریبنده در جوامعی که پس از قرن ها همچنان به ملیت و هویت و باورهاشان پایبندند، بچکانند و بدین وسیله افکار را تخدیر و یا علایق ملی و اخلاقی خود آنان را منجمد و مسموم کنند.

این نشان های تاریخی و شناخت ترفندها اما برای ما نه کافی است و نه سبب مژه بر هم نهادن از سر اطمینان- که به واقع امر از یک فرهنگ باهوش و ذکاوت برخورداریم- می شود.

در بازنگری و معرفی مولفه های شاخص فرهنگ توانگرمان برحسب نیاز روز جامعه - آن هم جامعه ای جوان، پرشور و استعداد- نباید خست کرد. تا حدی که توانمندی های ذاتی فرهنگ ملی و دینی مان گاه و در پاره ای زمینه ها در سایه کم توجهی ها قرار گیرند و تکرار کلمه ها جای تجلیات درخور و سزاوار جامعه از هر بابت قوی ایران اسلامی را در پاره ای از نیازها، پرکند!...

مدیریت های فرهنگی کشتی مسئولیت را از ساحل خواست های معقول و پویا و بر روی امواج اقیانوس دارندگی های غرورآفرین هویت، ملیت، دیانت و استحقاق جامعه مان به جریان درآورند...

 

تهاجم با تاکتیک های متنوع

خیزش ها و یورش های فرهنگی غرب در جامعه تازگی ندارد. اگر سری به تاریخ مان بزنیم رد پای شان مشخص است اما سیر تهاجم به اقتضای زمان و شرایط، شکل و نوع شان با هم متفاوت است وگرنه محتوا تغییر نکرده و نمی کند که همانا تغییر منش و ذائقه باورهای فرهنگ ملی، عقلانی و کم رنگ کردن هویت است؛ عوض کردن اندیشه خود و کشاندن به وادی از خود بیگانگی، بارزترین بلایی که برنامه ریزان غربی بر سر مردمان برخی کشورها و حتی ملت خودشان آورده اند سرخوردگی های روانی و آشفتگی از نوع بی عاطفگی در کانون خانواده ها و گستره اجتماعی شان است.

 «دکتر سید عبدالمجید بحرینییان» روان شناس بالینی و عضو هیئت علمی دانشگاه- علوم پزشکی شهید بهشتی، در بیان راهکارهای مصون ماندن از آلایندگی های رهگذر فرهنگ وارداتی، به نکات جالبی اشاره می کند که یکی همان همیشگی بودن هجمه فرهنگ غرب و نمود به اشکال گوناگون است. او در این ارتباط نیز می گوید «مدیریت فرهنگی کشور وظیفه دارد تا مردم را از جنبه های مختلف علوم دیگران و کاربردهای درست آن ها آگاه کند و اعتماد به نفس شان بیشتر شود. با پشتوانه بی نیاز فرهنگ مان، امواج فرهنگی غرب را سد کنیم و دیگر آن که فراموش نکنیم این نکته را که ما نباید دستاویزی به دشمن دهیم و به نیازهای عقلانی جوان بی تفاوت شویم.»

 

آگاه سازی و اعتماد به نفس مردم مهمترین وظیفه مسئولان فرهنگی

وی با تاکید به این که نسل ایرانی با توانمندی خود همواره توانسته علوم بیگانه را در قالب فرهنگی خود مورد استفاده قرار بدهد، می افزاید: «وظیفه مسئولان فرهنگی کشور است که در این زمینه اهتمام بیشتر بورزند و تلاش بیشتر بنمایند تا اقشار جامعه بتوانند از جنبه های مثبت علوم و کاربردی صحیح آن ها استفاده کنند.

مهمترین نقشی که مسئولان فرهنگی در این زمینه دارند، آگاه سازی و کمک به ارتقا اعتماد به نفس مردم از تبعات سوء همراه استفاده از تکنولوژی است. آنچه که برای ما ضروری است فهیم بودن مردم است. باید خودباوری را در بین مردم بالا برد تا بتوانند ضمن حفظ هویت شان، جلوی پیامدهای سوء فرهنگ غربی بایستند.»

دکتر بحرینییان، در ادامه صحبت خود، با اشاره به این که بزرگترین حربه فرهنگ غربی؛ جنگ تبلیغاتی و صدور و رواج تولیدات مستهجن در بین جوامع شرقی است، همچنان تاکید بر آن دارد که مسئولان می باید ضمن ا حترام به مردم خودمان و اعتماد به تصمیم گیری های آنان، سعی کنند، اعتماد جوانان را نیز جلب کنند و در کنار آن ها سعی کنیم از برهه حساس فعلی بگذریم و بتوانیم در برابر این حربه جدید غرب و تبلیغات فریبنده اش بایستیم».

این روان شناس بالینی، با تاکید می گوید: «البته این نکته را نباید فراموش کرد که بهانه به دست دشمن ندهیم و خدای ناکرده به خواست های منطقی جوانان ما، بی تفاوت باشیم. جوانان شغل، ازدواج، عدالت و رفاه اجتماعی می خواهند از نظر منابع مالی و اقتصادی یک کشور غنی و بزرگ هستیم و می توانیم با اعمال مدیریت صحیح به خواست های منطقی جوانان پاسخ مثبت بدهیم تا خدای ناکرده دسیسه های وارداتی فرهنگ غربی روی آنان اثر نگذارند.»

 

آموزش برای شناخت درونی فرهنگ

از «شروین عسگری» دانشجوی رشته پزشکی درباره شیوه مصونیت سازی جامعه در برابر تعرضات فرهنگ وارداتی می پرسم. وی می گوید: «باید تعریفی درست از فرهنگ خودمان داشته باشیم. الان مردم به ویژه جوان ها - آن طور که باید - نمی دانند در جهت هرچه بهتر حفظ کردن فرهنگ خودی چه کار انجام دهند. اما در این که چه باید کرد، یکی آن است که آموزش درست و یک تعریف قابل باور از طرف دستگاه های فرهنگی- آموزشی داده شود که در درون جوان شکل بگیرد، یعنی فرهنگ از درون خودمان برآید.»

وی در این ارتباط می افزاید: «الان اصل مشکل در این زمینه ها، همان آموزش است. آموزش درست برای بچه ها نداریم. بچه وقتی بزرگتر و به دوران جوانی می رسد، شخصیت او به همان شیوه آموزشی که در مدرسه آموخته، شکل گرفته است...

به باور این دانشجو، معلمان برای تعلیم و آموزش باید طرحی نو دراندازند در حالی که می باید شیوه تعلیم و پرورشی مطابق فرهنگ و هویت خود را خوب فرا گرفته و آشنا باشیم و آن طور که فرهنگ اصیل ایرانی بوده است را دارا باشیم و نه آن گونه که سایرین- بیگانگان- می خواهند باشیم.»

مدیریت و الگوسازی

اما شیرزاد طورانی کارشناس مسئول روابط عمومی و رسانه ای، بر این نظر است که خودباوری فرهنگ و هویت ایرانی بویژه جوانان نیازمند مدیریت جهت دهی هیجان و غرور جوانی است و این که آنان فرضاً هیجانات خود را چگونه برتابانند، نیاز به الگوسازی دارد.

وی می گوید: «در این ارتباط، دستگاه های فرهنگی طبیعتاً موظفند امکانات مناسب با موقعیت های سنی جوان ها فراهم کنند و کالبد شکافی نمایند که چرا به یک جوان به تقلید از مدل غربی، مثلاً موی سر خود را با هزینه ای نسبتاً بالا، به شکل غریب آرایش می کند و یا دیگری به روش غیرمتعارف فرهنگ خودی، می پوشد.

به نظر می رسد یک بخش عمده این تقلیدها ناشی از آن است که الگوی آرایش و آراستگی- ظاهری- مدل جدید ایرانی به آنان ارائه نشده است و مثل خیلی از محصولات دیگر داخلی که به نوعی رقابت با مشابهات وارداتی می کنند، عرضه نشده است. در بخش پوشاک چنانچه امکان تولید مدل های رقابتی با رنگ های متنوع در لباس فراهم شود چرا نمایشگاه های مد لباس ایرانی- اسلامی - باب هر سلیقه و جنسیت-، مقطعی و تنها در چند محل تهران و یا چند شهر دیگر برگزار می شود؟ که برای همگان فرصتی نباشد تا ازآن طریق به فکر استفاده از تولیدات با نمود هویت و فرهنگ خود باشیم؟ و چرا از چنین فضاها به طور کامل و مستمر و کامل استفاده نمی کنیم؟».

 

غفلت ها و بی توجهی ها در معرفی شاخص ها

یک مدرس علوم ارتباطات اجتماعی، در نقد و علل رویکرد به تقلید و راهکارهای خنثی سازی فرهنگ غربی وارداتی، نخست جای خالی کارایی ابزارهای بارز شناساندن فرهنگ خود در رویارویی با پدیده های تکنولوژی و امکانات مدرن ارتباطات جمعی را نشانه روی می کند.

این خلأ یا ضعف در مقطع کنونی در حالی است که به گفته او ما از نمونه های فراوان تاریخی مدنی- دینی برخوردار بوده ایم.

 «برات الله صمدی راد» در توضیح خود پیرامون علت ها و راهکار مقابله با فرهنگ وارداتی و بازخوردهای آن، معتقد است بخشی ازاین موضوع به متولیان امور فرهنگی و اجتماعی برمی گردد که کمتر به معرفی شاخص های فرهنگ ملی و دینی تمایل نشان می دهند.

او می افزاید: «وقتی غرب با پدیده هایی مثل اینترنت، ماهواره و دیگر تکنولوژی های جدید دیجیتالی وارد عرصه فرهنگی می شوند طبیعی است با کمک نرم افزار و سخت افزار می کوشد مدل ها و نگاه خود را ترویج کند.

اگر می خواهیم جوانان را راهنمایی و ارشاد کنیم باید اولاً این ابزارها و کار با آن ها را بشناسیم، ثانیاً برنامه ریزی و الگوسازی کنیم.

الگوهای زیاد تاریخی و دینی داشته ایم. این الگوها را باید به زبان روز تبدیل کنیم.

توجه داشته باشیم چنانچه به سوالات امروزی، به زبان گذشته جواب های قدیم بدهیم طبیعی است آن ها- جوانان- قانع نمی شوند چرا که نیازهای جدید، پاسخ های جدید طلب می کنند. لذا باید این هنر را الگوسازی کنیم و الگوها هم دست یافتنی باشند. گاه الگو می دهیم که آن الگو دست یافتنی نیست. مثلاً معصومیت انسان، که جوان می گوید نمی تواند به آن معصومیت برسد.»

از مدرس علوم ارتباطات اجتماعی، می پرسم: الگوها از نظر شما کدامند؟ پاسخ وی چنین است: «الگوهای ارتباطات مطلوب، اخلاق، ورزش

و...، طراحی و به جوانان عرضه شود. شما ببینید، تمام زیر و بم زندگی و تاریخ ژاپنی ها را بررسی کنیم امثال سامورایی ها را دارند. یا در فلان کشور آدم های سنگین و خیلی قوی خود را در جهان مطرح می کنند، در حالی که تاریخ ایران مان را مطالعه کنیم می بینیم ما اولین ملتی در جهان بوده ایم که بحث منشور آزادی را در قرن ها پیش ابداع و مطرح کرده ایم اما از غربی ها همان منشور را می شنویم. چرا؟، چون آن گونه که باید و شایسته است با پیشینه تاریخی و مواهب مذهبی ارتباط تنگاتنگ کمرنگ شده است.

بنابراین، غرب می خواهد از خلأ های بین تاریخ معاصر با تاریخ قبلی پیشینه ما از طریق واردات فرهنگی، سوء استفاده کند.

در چنین وضعی باید ارزش ها و خواست های شایسته مان به شکل یک الگوی عمومی زیبنده، ارائه دهیم.»

 

بازتعریف الگوی بومی به زبان امروزی

 «مهرسان جوان» که فوق لیسانس مهندسی برق می خواند، به عنوان راهکار مدنظر خود در زمینه فرهنگ وارداتی و پیامدهای آن، می گوید هر آنچه ابزار فرهنگی داریم درست ارائه دهیم به طوری که مورد پسند زیبنده جوان واقع شود. ما این ابزارها را داریم چون فرهنگ مان غنی است. او همچنین بر این نظر است آنچه در سرشت فرهنگی خود داریم به نحو احسن ارائه دهیم که می تواند پاسخ قشر جوان باشد.

 

خانواده ها بیشتر توجه کنند

 «مجید» که شغلش انجام چاپ جزوات دانشگاهی است، در مورد راهکار کاهش و مهار رویکرد برخی از کم سن و سالان به مدهای وارداتی، اشاره به سختگیری کمتر نسبت به بچه ها دارد ولی می افزاید: «خانواده ها توجه بیشتر داشته باشند در تامین خواست های نوجوان و جوانان شان افراط ننمایند.»

 

هویت، وسیله مقابله

اما «سیاوش وفایی» خبرنگار، معتقد است که همراه با رشد اقتصاد عمومی و به اعتبار قدمت هزاران ساله فرهنگی می توان جامعه را به سمت بهتر شدن شرایط از هر بابت پیش برد و از راندمان بالا و بهتر برخوردار شد.

او در زمینه لزوم توجه به ابعاد فرهنگی جامعه، می گوید که چنانچه پیشترها فرهنگ سازی جامع صورت می گرفت و مثلاً فرهنگ صحیح استفاده از خودرو صورت می گرفت، الان معضل تخلفات از جمله به سرعت رفتن ها در گذرگاه ها را شاهد نبودیم و نیز ظرفیت کم خیابان ها را نداشتیم.»

 

تجدید نظر در شیوه برخورد با جوانان

یک عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، با اشاره به این که نیازهای جوان نسل فعلی جامعه ما با خواست های نسل قبل متفاوت است، می افزاید: «ویژگی های جوان، نوآوری، تنوع، بی صبری، صداقت و دارای لطافت روح است تا وی رک گویی، پاکی و عصبانیت را نیز از ویژگی های فطری جوانان می خواند و اضافه می کند: «بزرگترها باید در شیوه برخورد با جوانان تجدیدنظر کرده و با صبر بیشتر و سعه صدر برخورد کنند. حرف و نیازهای او را درک کنند و صداقت و رک گویی شان را تحسین کنند.»

دکتر بحرینییان، روان شناس بالینی، در ادامه گفتار خود مبنی بر توجه بر جهات فطری جوانان، ضمن تاکید بر آن که باید در روش برخورد نسبت به آن ها بازنگری شود، در خصوص ظواهرشان، بر این نظر است که از موی بلند، رنگ لباس و درخواست شان نباید هراسید. او در عین حال این توصیه را هم دارد: «اگرچه در کنار این ها- ظاهر جوان- باید زمینه های مسئولیت سنگین جوانان و ارتقاء سطح فکری و فرهنگی آن ها را فراهم کرد و صادقانه رفتار کنیم.

آنان را نترسانیم، تحمل شان کنیم. بدین ترتیب مطمئناً جوانان ما بهترین راه را انتخاب خواهند کرد. اگر با اشتباهی در راهشان روبرو شوند و وقتی با صداقت جامعه روبرو شوند خودشان از راه رفته برمی گردند.

بنابراین نباید در برابر روش آنان، با شدت عمل و تحقیر و نادیده گرفتن خواسته های آنان برخورد کرد. باید به رک گویی و صداقت آن ها ارج گذاشت و به توانمندی هاشان اعتماد کرد. از این که جوانی به خاطر تنوع طلبی و نوخواهی شیفته پاره ای از مظاهر و پوشش خاص می شود نباید نگران شد ضمن آن که سعی کنیم از پوشش صحیح، آرایش صحیح و ظواهر صحیح متناسب با جامعه ایرانی- باورها- استقبال کند».

وی می گوید که سازمان ملی جوانان که متصدی امور جوانان در کشور است باید نیازسنجی جوانان را انجام دهد و بیشتر و توانمندتر با خواسته های آنان روبرو شود.

 

 

 
 

    309 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   فرهنگ 
●   مد 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:15/10/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب