باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 1 فروردين 1389 كاربران برخط 101 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
لابى صهيونيسم در آمريكا
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 
   ● نويسنده: مرتضي - شيرودي

منبع: ماهنامه - پرسمان - 1385 - شماره50 - تاريخ شمسی نشر 00/00/1385

 
 

 


يهوديان در آمريكا

مهاجرت يهوديان به آمريكا، همزمان با كشف اين قاره و اخراج دسته‏جمعى يهوديان از اسپانيا و پرتغال صورت گرفت. اين واقعه، در اواسط قرن هفدهم ميلادى رخ داد و به تدريج گسترش يافت. موج اول مهاجرت، با ورود يك دسته 23 نفرى از يهوديان مهاجر برزيل در سال 1654م. كه وارد نيويورك شدند، آغاز شد. اين گروه، از طرف حاكم محل، مورد بى‏مهرى قرار گرفتند و طى نامه‏اى خواستار خروج آنها شدند؛ ولى اين نامه به جهت دخالت صاحبان سهام كمپانى هلند بى‏نتيجه ماند. مورخان، اين واقعه را گام اول و اساسى در گسترش يهود در آمريكا ذكر مى‏كنند.

موج دوم مهاجرت در اواسط قرن نوزدهم، در سال 1848م. اتفاق افتاد. اين دسته از اقشار ضعيف و بى‏بضاعت بودند كه بعدها با انجام امور جزئى بازرگانى و معاملات كوچك و امور كشاورزى، به خودكفايى اقتصادى رسيدند. موج سوم مهاجرت در اواخر قرن نوزدهم و در سال 1881م. و از سوى يهوديان اروپاى شرقى اتفاق افتاد. اين مهاجرت، بر اساس قوانين نامتعادل و تبعيض‏هاى نارواى حكومت‏ها شكل گرفت. كم‏كم يهوديان ساكن در شهرهاى آمريكا، جزء طبقه فعال قرار گرفتند و در صنايع و كارخانه‏ها مشغول كار شدند؛ البته مخالفت‏هايى با استقرار آنها صورت گرفت؛ اما چون حكومت تازه استقلال يافته آمريكا نياز شديدى به منابع و كمك‏هاى اقتصادى يهوديان داشت، هيچ گونه مخالفت دولتى با حضور آنها صورت نگرفت. نفوذ يهوديان در آمريكا، به مرور زمان بيشتر شد. اين نفوذ، در قالب‏هاى مختلف، آغاز و به صحنه‏هاى سياسى هم رسيد كه اوج آن در خلال جنگ جهانى دوم بود و در نتيجه، سيطره يهود بر اقتصاد، سياست و فرهنگ آمريكا، باعث ايجاد لابى صهيونيسم شد تا در جهت رسيدن به خواسته‏ها و آرمان‏هاى يهود گام بردارد و با تشكيل اتحاديه‏ها و جمعيت‏هاى مختلف صهيونيسم و يهودى، اين واقعيت مورد توجه قرار گرفت او با روى كار آمدن فرانكلين روزولت و همبستگى‏اش با يهوديان، شتاب ويژه‏اى به خود گرفت. از اقدامات روزولت، پذيرفتن حاكميت يهود و صهيونيست‏ها بر فلسطين بود. در سال 1940م. با افشاى جنايت نازى‏ها و با حمايت روزافزون دولت آمريكا از ايده وجود يك كشور يهودى، تلاش براى تشكيل يك دولت يهودى شدت يافت و سرانجام در سال 1948م. سازمان ملل بر ايجاد كشور اسراييل رأى داد.

 

لابى صهيونيسم در آمريكا

براى روشن شدن نفوذ صهيونيست‏ها در آمريكا، لابى يهوديان به 2 صورت متصور است؛

1. لابى رسمى.

2. لابى غير رسمى.

منظور از لابى رسمى، همان سازمان‏ها و گروه‏هاى سازمان يافته يهودى و صهيونيستى است كه در تصميم‏گيرى‏هاى مجلس قانون‏گذارى و دستگاه حاكمه آمريكا، به طور مستقيم، اعمال فشار مى‏كنند و با يهود و صهيونيست به طور كامل هماهنگ مى‏باشند. مهم‏ترين آنها، بنياد امور عمومى آمريكا و اسراييل است كه به اختصار به آن «ايپاك» مى‏گويند. به طور كلى، 32 سازمان يهودى در اين زمينه مشغول به فعاليت هستند. منظور از لابى غيررسمى، همان رفتار جمعيت رأى دهندگان يهوديان آمريكا و تمايلات انتخابى آنهاست كه به صورت غيرمستقيم، موجب نفوذ مى‏شوند. عوامل اين نفوذ عبارتند از:

الف) مشاركت گسترده يهوديان در انتخابات.

ب) حضور يهوديان در پست‏هاى حساس آمريكا.

 

منابع قدرت لابى‏

اولين سؤالى كه مطرح مى‏شود اين است كه لابى صهيونيسم، قدرت خود را از كجا به وجود آورد؟ براى پاسخ به اين سؤال بايد گفت كه شركت فعالانه يهوديان در انتخابات، پرداخت و جمع‏آورى اعانات، داشتن ارتباط با نخبگان جامعه و نفوذ بر جريانات سياسى، نمونه‏هايى از منابع قدرت لابى هستند؛ يعنى يهوديان هم رأى مى‏دهند و هم به كانديداى خود كمك مالى مى‏كنند تا به پست مورد دل‏خواه برسد. يكى ديگر از منابع قدرت آن، كمك آمريكاست. مجله الحيات از قول كوهن، وزير دفاع وقت آمريكا مى‏نويسد: پايبندى ما به امنيت اسراييل، كاملاً جدى است و از اين كار دست برنمى‏داريم؛ چون حمايت از اسراييل، اصولاً بخشى از استراتژى آمريكاست. بر اساس يك نظرسنجى در سال 1983م.، 91 درصد از مردم يهود معتقد بودند كه حمايت از اسراييل در جهت منافع آمريكاست. اين تلقى نشان مى‏دهد كه از نظر يهوديان آمريكا، منافع آمريكا و اسراييل، پيوند بسيار محكمى با هم دارند و در عمل، اين مسئله به اثبات رسيده است.

عامل قدرت ديگر، دسترسى آسان به منابع قدرت ايالات متحده است. در فاصله مارس 1981م. تا آوريل 1983م.، گروه‏ها و رهبران يهودى در حدود 350 ملاقات با مقامات كاخ سفيد داشتند. وجود افراد و سازمان‏هاى كارآمد مؤثر، عامل مهم ديگرى در اين موضوع است. اقليت بودن يهوديان باعث شد تا آنان از تمامى امكانات موجود، استفاده بهينه كنند. همچنين سازمان‏هاى متعدد يهودى در قالب‏هاى سازمان محلى، خيريه و اقتصادى، از منابع تقويت كننده قدرت لابى‏هاست. تبليغات وسيع اغراق‏آميز از سوى لابى يهود نيز عامل ديگرى محسوب مى‏شود. اگر چه يهوديان در گذشته قدرت خود را مخفى مى‏كردند، اما امروزه آشكارا در مورد قدرت خود غلو مى‏كنند و مدعى هستند كه توانسته‏اند با فعاليت‏هاى خود، حدود 12.9 ميليارد دلار كمك نظامى و اقتصادى از سال 1979م. از آمريكا براى اسراييل بگيرند.

 

حوزه‏هاى نفوذ لابى صهيونيسم‏

حوزه‏هاى قدرت لابى را مى‏توان در موارد زير يافت:

 

الف) فرهنگ

نمادهاى فرهنگى از جمله مطبوعات، مجلات، راديو، تلويزيون و سينما از ديرباز مورد توجه يهوديان بودند. يهوديان از سال 1728م. تا 1904م.، در حدود 975 روزنامه و مجله به چاپ رساندند تا بتوانند مواضع خود را از طريق اطلاع‏رسانى اعلام دارند و با تحصيل شرايط فوق، هيچ اخبارى بدون كنترل به مردم منتقل نمى‏شد. بيشتر نويسندگان و مؤسسان رسانه‏اى آمريكا، يهودى‏اند كه مهم‏ترين آنها چهار روزنامه نيويورك تايمز، لس آنجلس، واشنگتن پست و وال استريت ژورنال مى‏باشند. مهم‏ترين اين روزنامه‏ها، نيويورك تايمز است. اين روزنامه را ابتدا يك يهودى به نام «آدولن آچر »در سال 1896 تأسيس كرد كه بيشتر از روزنامه‏هاى ديگر، درباره يهود مطلب مى‏نوشت. روزنامه ديگر، واشنگتن پست مى‏باشد كه توسط يك سرمايه‏گذار يهودى خريدارى شد. رياست وال استريت ژورنال هم كه در هفته، 1.8 ميليون نسخه فروش دارد، با يك يهودى است. لابى، در نشر مطالب مخالف با منافع صهيونيسم و اسراييل، بسيار حساسيت دارد و با دخالت و كنترل‏هايش، سعى در منحرف ساختن يا كم‏رنگ كردن مخالفت‏ها مى‏كند. يهوديان به دليل پرنفوذ بودن راديو و تلويزيون، كوشيدند با در اختيار گرفتن شبكه‏هاى مهم راديو و تلويزيون، به اهداف خود برسند. يهوديان سه شبكه مهم «NBC»، «C.B.S» و «A.B.C» را تحت كنترل خود دارند كه از شبكه‏هاى پر بيننده هستند. يهوديان علاوه بر حمايت از اسراييل، به تبليغ عقايد دين يهود نيز مى‏پردازند. دو كمپانى سينمايى متروگلدين ماير (M.G.M) و فوكس قرن بيستم، تحت نفوذ يهوديان مى‏باشند.

 

ب) سياست‏

لابى با خريد يا فريب سياست‏مداران آمريكايى، نفوذ سياسى خود را گسترش داده است. جيمى كارتر در مبارزات انتخابى خود در سال‏هاى 1975م. و 1976م. بر يكپارچگى اسراييل پافشارى كرد و همانند ديگر دموكرات‏ها، صلح در خاورميانه را منوط به ايجاد روابط ديپلماتيك اعراب با اسراييل دانست. از دلايل كسب آراى يهوديان توسط كارتر، مى‏توان به پيوستن ادوارد ساندرز، رئيس ايپاك و پل زوكرمن، رئيس سازمان يهودى UJA به تيم انتخاباتى او، سخنرانى‏هاى كارتر در حمايت از اسراييل و يهوديان، تلاش لابى اسراييل و سازماندهى يهوديان و وجود جو تنفر از جمهورى‏خواهان اشاره كرد. رونالد ريگان يك جمهورى‏خواه بود و در بهترين زمان ممكن، نامزد انتخاب رياست جمهورى شده بود؛ زيرا اقدام مك هنرى، سفير دموكرات آمريكا در سازمان ملل متحد در تصويب يك قطع‏نامه ضداسراييلى، فاجعه‏اى ديپلماتيك براى دموكرات‏ها و كارتر بود و باعث شد تا آنان، تعداد زيادى از آراى يهوديان را از دست بدهند. بى‏اعتمادى لابى اسراييل به دولت كارتر، باعث شد تا ريگان مورد توجه قرار گيرد. ريگان نيز در سخنرانى‏هاى خويش توانست اعتماد يهوديان را به خود جلب كند. رونالد ريگان در سال 1984م. براى انتخاب دوباره خود براى رياست جمهورى، ناچار بود امتيازهاى بيشترى به لابى صهيونيسمبدهد؛ چون رقيب انتخاباتى او از حزب دموكرات، يكى از طرفداران اسراييل شناخته مى‏شد. اقدامات او براى جلب نظر يهوديان عبارت بودند از: بالا بردن منزلت كاخ سفيد در تماس با اقليت يهود، كمك به اسراييل براى ساخت هواپيماهاى جنگى جديد، بالا بردن سطح همكارى‏هاى استراتژيك نظامى، ايجاد روابط تجارى با اسراييل و معافيت آنها از ماليات، بخشش تمام قرض‏هاى اسراييل، رد درخواست ملك حسين براى دخالت در مواضع اسراييل، قرار گرفتن اسراييل در زمره متحدين پيمان ناتو (1987) و مشاركت دادن آنها در پروژه جنگ ستارگان (1986). اقدامات ريگان در جلب نظر لابى اسراييل، بسيار با موفقيت همراه بود و توانست از رقيب دموكرات خود پيشى بگيرد.

بوش در مقابل اسراييل، سياست‏هايى مستقل داشت؛ ولى سعى كرد براى اين كه در مقابل لابى يهود قرار نگيرد، سخنانى در جهت جلب اعتماد يهوديان ايراد نمايد. اگر چه او در مبارزات انتخاباتى خود با مشكل جدى مواجه نبود، ولى از دل‏جويى يهوديان آمريكا غفلت نورزيد. او براى انتخاب مجدد در مقام رياست جمهورى و رقابت با ورود بيل كلينتون دموكرات، موقعيت خود را در خطر ديد و با ترتيب دادن ملاقات‏هايى با اسحاق شامير و اعطاى كمك مالى ده ميليارد دلارى به اسراييل، خواست نظر دوباره يهوديان را جلب كند؛ ولى عبارات شديد و خشن قبلى او نسبت به اسراييل، موجب شد كه حتى جمهورى‏خواهان يهودى هم به كلينتون رأى بدهند. بيل كلينتون در مقام رقيب بوش، بسيار مورد توجه يهوديان قرار گرفت؛ به طورى كه رابين با او ملاقات كرد. اين نامزد دموكرات، با اين كه در زمينه مسائل بين‏المللى هنوز تازه كار بود، ولى با توجه به بدبينى گسترده يهوديان به جرج بوش، جانشين خوبى به شمار مى‏رفت و اسراييلى‏ها نيز از روابط دوستانه بيل كلينتون با يهوديان اركانزاس خبر داشتند و وجود يك يهودى در پست معاون اول وى، باعث شد تا از نامزدى كلينتون دفاع كنند. كلينتون در برابر لابى يهود همراهى و همنوايى زيادى از خود نشان داد و با حفظ علايق و روابط دوستانه خود با لابى يهود، توانست در انتخابات 1996م. نيز 78 درصد آراى يهوديان را به دست آورد. حضور يهوديان در دولت او، يكى از زمينه‏هاى حفظ ثبات در آراى يهوديان بود. بسيارى از كارشناسان، كلينتون را به عنوان مهم‏ترين طرفدار اسراييل در طول تاريخ ذكر كرده‏اند.

 

ج) اقتصاد

يهوديان از بدو ورود به ايالات متحده، سعى كردند تا خود را در مسائل اقتصادى وارد سازند. تعدادى از اين يهوديان، به سبب امرار معاش و تأمين نياز مادى، خود را در صنايع و كارخانه‏هاى ايالات متحده وارد كردند و عده‏اى ديگر نيز با سرمايه خود به جمع سرمايه‏داران ايالات متحده پيوستند. بانك‏دارى مدرن را در قرن نوزدهم، فردى يهودى به نام بارون ادموند چيلد يهودى پايه‏ريزى كرد. در اين زمان، نيويورك كه مملو از يهوديان ثروتمند بود، به كانون اقتصاد جهانى تبديل گرديد و قدرت اقتصادى اروپا به ايالات متحده منتقل شد.

از ديگر مبادى ورود يهوديان به چرخه اقتصادى آمريكا، تأسيس بانك آمريكا بود. بعد از جنگ جهانى دوم، سرمايه‏داران يهودى وارد چرخه جديد تجارى شدند و به تخريب مراكز اقتصادى و شركت‏هاى وسيعى در آمريكا پرداختند. در شكل‏دهى اين كاپيتاليسم جديد، بانك‏داران زبردست، دولت آمريكا و مردم زودباور، به تجار يهودى كمك كردند. يهوديان با ابداع يك سيستم تجارى و با حمايت احزاب، توانستند سيطره خود را دوام بخشند. قدرت جديد يهوديان كه از آن با «اصطلاح ارتباط كابوى يهود» ياد مى‏كنند، در آمريكا به منصه ظهور رسيد.

 

د) سازمان يهودى ايپاك‏

با شروع جنگ جهانى اول و حضور مهاجران يهودى روس در آمريكا، سازمان‏هاى متعدد يهودى به شكل مذهبى به فعاليت مشغول بودند و بعد از جنگ جهانى دوم، يهوديان آمريكا از كشتار يهوديان به دست نازى‏ها استفاده كرده، با مديريت سازمان‏هاى متعدد، به بهبود سطح معيشتى يهوديان با حقوقى برابر با شهروندان آمريكايى پرداختند. اين سازمان‏ها به تدريج افزايش يافته، با اعمال مديريت در آنها توانستند اين تصور را كه يهوديان ايالات متحده، دشمن هستند، از بين ببرند و موجب شوند تا جامعه يهود در سياست‏گذارى سران ايالات متحده در خصوص مسائل خاورميانه و اسراييل تأثيرگذار شود.

يكى از اين سازمان‏هاى مهم و تأثيرگذار، كميته امور عمومى آمريكا و اسراييل است كه با نام اختصارى «ايپاك» شناخته مى‏شود. اين لابى، از سال 1951م. توسط آل. اى. كنن، روزنامه‏نگار كانادايى، به منظور تصويب قوانينى براى حمايت از اسراييل تشكيل گرديد. خصوصيت مهم اين كميته، معافيت آن از ماليات است. ايپاك هم اكنون در آمريكا داراى هفت دفتر در مناطق مختلف است و مركز فرماندهى و نظارت آن در نيويورك قرار دارد. اين كميته در خصوص جذب اعضا، توجه خود را بر روى نيروهاى آگاه سياسى معطوف كرده است. امروزه امور مالى اين كميته، از محل حق عضويت‏ها و كمك‏هاى افراد و سازمان‏ها تأمين مى‏گردد و اين كمك‏هاى مالى سالانه، رو به افزايش است.

ايپاك در ميان گروه‏هاى فشار، قدرت برترى دارد و به عنوان لابى قدرتمند ايالات متحده به حساب مى‏آيد. ايپاك با بهره‏گيرى از شيوه‏ها و تكنيك‏هاى جديد و مناسب و با ايجاد جو وحشت، توانسته است در همراه ساختن مسئولان ايالات متحده با منافع اسراييل و به طور كلى صهيونيست‏ها، موفق عمل كند. اين موفقيت، در روابط استراتژيك اسراييل با آمريكا و عوامل سازمانى و عملياتى متجلى شده است. ايپاك جهت همراه كردن افراد با سياست‏هاى خود، مدارك موثقى از نمايندگان مجلس و سنا نزد خويش نگه مى‏دارد و داراى نمايندگانى در كميسيون‏ها، براى مشاركت و نظارت بر طرح‏ها و قوانين، امضاى نامه‏ها و حتى سخنرانى‏ها مى‏باشد. عملكرد ايپاك در طول حياتش، همواره با موفقيت همراه بوده است و به عنوان اصلى‏ترين لابى رسمى اسراييل در ايالات متحده، توانسته است در عرصه‏هاى مختلف، منافع اسراييل را نزد دولت‏مردان آمريكا بيمه كند.

 

ه) سازمان صهيونيست‏هاى آمريكا (ZOA)

اين سازمان، قديمى‏ترين و يكى از بزرگ‏ترين سازمان‏هاى طرفدار اسراييل در ايالات متحده آمريكاست و با هدف برپايى دوباره يك دولت يهودى در فلسطين، پا به عرصه وجود گذاشت و بدين منظور، جمع‏آورى كمك‏هاى مالى را وظيفه خود دانست. ZOA، در ايالات متحده، به عنوان دومين لابى مهم صهيونيست‏ها شناخته شده است. يكى از رؤساى اين سازمان، موتورن كلين مى‏باشد كه به عنوان يك عنصر فعال سياسى طرفدار حزب ليكود، در ميان يهوديان شناخته مى‏شود. رئيس ZOA در 29 جولاى 1994م. با صلح اعراب و اسراييل مخالفت كرد؛ زيرا ZOA نماينده قشر افراطى و دست راستى صهيونيست‏هاى اسراييل، يعنى ليكود مى‏باشد كه تشكيلاتى غيرانتفاعى است و معاف از ماليات مى‏باشد و در ايالات نيويورك آمريكا به ثبت رسيده است. اين سازمان، هم اكنون پنجاه هزار عضو فعال دارد و به فعاليت‏هاى صهيونيستى گسترده‏اى در سرتاسر آمريكا مشغول است. ZOA در تلاش است تا خود را به عنوان تيغ برنده يهوديان آمريكا معرفى كند؛ به طورى كه فعاليت‏هاى كنگره، كاخ سفيد و ادارات دولتى در واشنگتن را تحت نظر دارد و از طريق سرويس خبرى خود، اطلاعات مهم و حياتى را بين اعضاى مسئول سازمان منتشر مى‏كند.

 

نفوذ سنتى لابى در انتخاب رئيس جمهور آمريكا

با مطالعه و بررسى اوليه در نهاد رياست جمهورى ايالات متحده، مى‏توان به نقش گروه‏هاى مشورتى و هيئت‏هاى كارشناسى در دفتر رياست جمهورى پى برد. اين گروه‏ها در تصميم‏گيرى‏هاى مختلف كشور به شخص رئيس جمهور كمك مى‏كنند. گروه‏هاى مهم و بانفوذ نيز سعى دارند خود را به اين هيئت‏ها وارد ساخته، با دفتر رئيس جمهور در ارتباط باشند. هر چه ظرفيت و توانايى اين گروه‏هاى اجتماعى بالاتر باشد، از سوى اطرافيان رياست جمهور، بيشتر مورد توجه قرار مى‏گيرند. از ديرباز، احزاب مختلف در خصوص به دست آوردن آراى يهود، اهتمام جدى داشته‏اند. دلايل توجه نامزدهاى رياست جمهورى به يهوديان در مبارزات انتخاباتى عبارتند از:

1. درصد قابل توجه شركت كنندگان در امر انتخابات؛ حدود 89 درصد يهوديان در انتخابات شركت فعال دارند و بيشتر آنان در ايالت‏هاى مهم و كليدى آمريكا استقرار يافته‏اند. از اين رو، هر نامزد رياست جمهورى با ايجاد مركز و واحد ويژه در ستاد انتخاباتى خود، براى جلب آراى يهوديان تلاش مى‏كند.

2. امكانات مالى يهوديان؛ در ايالات متحده، هدايت افكار عمومى بسيار به منابع مالى و اقتصادى وابسته است و ثروت بى حد و حصر يهوديان، باعث مى‏شود تا نامزدها با آنان ارتباط نزديك پيدا كنند و همين امر، باعث مى‏شود تا در برابر خواسته‏هاى آنان تسليم شوند.

3. نفوذ يهوديان بر رسانه‏هاى آمريكا؛ جان. اف. كندى، نامزد دموكرات، توانست 82 درصد از آراى يهوديان آمريكا را به خود اختصاص دهد. مسائل حاشيه‏اى و جانبى انتخاب كندى، نشان مى‏دهد كه عامل لابى در سوق دادن وى به سوى حمايت از اهداف اسراييل و مواضع آن در قبال خاورميانه، تأثير مهمى داشته است. لابى اسراييل، تمام توجه خود را به مسائل خاورميانه و اسراييل مصروف مى‏دارد و سعى مى‏كند تا از مواضع نامزدهاى رياست جمهورى مطلع شود و پس از كسب اطمينان از مواضع آنها، به حمايت اقتصادى، سياسى و تبليغاتى از آنان بپردازد و با تمام امكانات، براى پيروزى نامزد مورد نظر تلاش كند. 

 

 

 
 

    65 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   صهيونيسم 
●   یهودیان آمریکا 

مطالعات منطقه ای:
●   آمریکا 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:14/11/1385
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب