◄ مرورى بر چالش هاى موجود بين فلسفه و دانش معاصر با اسلام سنّتى
هدف نويسنده در اين مقاله آن است كه تعاليم سنّتى اسلام را به عنوان موضوعاتى كه با علوم متفاوت در دنياى جديد ازقبيل تعليم و تربيت، دانش، فلسفه و مهندسى در تضاد است معرفى نمايد. پس از اين بررسى، مى توان از ماهيت واقعى علوم مذكور و تنشى كه در قواعد2 موضوعات مطرح شده در اسلام سنّتى از يك سو و دنياى جديد از سوى ديگر وجود دارد، درك عميقى به دست آورد. به هر حال، براى نشان دادن اين تنش ها پيش از هر چيز مى بايست برخى تعاليم سنّتى اسلام را در هريك از حوزه هاى تخصصى، يعنى حوزه هايى كه همگان با آن سر و كار ندارند، معرفى نماييم. مواجهه اسلام سنّتى و دنياى نوين امرى نيست كه از ديد كسى پنهان باشد. تا جايى كه به تعليم و تربيت اسلامى، همچنين علوم رايج امروز مربوط است، هر دو گستره وسيعى از فضاى عقلانى و دوره تاريخى را پوشش مى دهند و به آسانى نمى توان در رابطه با اين دو قضاوتى تمام عيار كرد.
تنها راه ارزيابى و داورى درباره اين دو حيطه، اشاره به برخى قواعد اساسى و ويژگى هاى برجسته آن ها مى باشد كه هميشه به عنوان ويژگى هاى اختصاصى اسلام سنّتى و جنبه هاى قابل توجه تمدن اسلامى مطرح بوده است. اگر در اين مقال به برخى دستاوردهاى مسلمانان در اين حوزه ها اشاره شده، اين امر به منزله ارائه نمونه براى توضيح همان قواعد و ويژگى هاست. مقصود آن نبوده كه يكايك دستاوردهاى مسلمانان در اين حوزه ها برشمرده شود. لازم به توضيح نيست كه اگر قرار باشد مجموع آثار مسلمانان در اين زمينه ها جمع آورى شود، فهرست آن ها چندين جلد كتاب خواهد شد.