باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 27 اسفند 1388 كاربران برخط 22 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
مردم شناسى و جامعه شناسى واقعه تاريخى عاشورا(۲ و پایانی)
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ
ديالكتيك فكر شيعى


 
   ● نويسنده: ابراهيم - فياض

منبع: روزنامه - ایران - تاريخ شمسی نشر 28/10/1387

 
 

 


اجتناب از جنگ در رفتارهاى حضرت امام حسين(ع) به خوبى قابل مشاهده است / پيش از شروع جنگ در لحظه اى كه «شمر» شروع به دشنام دادن كرد، «حبيب ابن مظاهر» پيش آمد تا كار او را به ضرب تير و كمان يكسره كند. در اين زمان امام پيشگيرى كرده و فرمودند كه ميل ندارند آغازگر جنگ باشند. افراد زيادى در ميان سپاه يزيد امام را مى شناختند و حتى بسيارى پس از ماجرا توبه كردند.

شايد به همين دليل وقتى كاروان به كوفه مى رسد مردم مى گريند. خطبه هاى حضرت زينب(س) نشان مى دهد كه زنان چگونه مى توانند بر كل رخداد اثرگذار باشند. ايشان خيابان ها را فتح كرد و رشته گفتار را به دست گرفت. اضمحلال دشمن از همين مرحله آغاز شد. زيرا در حقيقت يك تراژدى در كربلا رخ داده بود. در تراژدى ها عشق و مرگ به هم مى پيوندند. عشق كه سرآغاز زندگى است به صورت تمام عيار در كنار مرگ كه پايان زندگى محسوب مى شود مى ايستد. در اين ميان تراژدى شكل مى گيرد. شايد به همين دليل باشد كه اين تراژدى است كه به زندگى معنا مى بخشد. اما معناى تراژدى در هرحال پيش از نقل شدن پنهان است و تنها در نقل آشكار مى شود. از همين جا اهميت حضور حضرت زينب(س) روشن مى شود. زيرا اگرچه امام حسين (ع) خالق تراژدى بود ولى خواهر ايشان ناشر آن شد.

تحليل اين حركت چندان از عهده فلسفه بر نمى آيد زيرا بررسى نهضت انحلالى را مى بايست به عرفان سپرد. رفتار عارفانه و پاكبازانه امام در مسير عميق تر و شفاف تر مى شد. سخنرانى هاى حجاز بيشتر سياسى هستند. اما خطبه ها در راه كربلا آرام آرام صورت معنوى ترى مى گيرند در ساعات فتنه و نبرد نيز رخسار ايشان هر لحظه شاداب تر مى شد. تا زمانى كه تن مبارك خون گريست و رگ هاى گلو ذكر گرفتند. همين ذكر، سپس، عامل توبه توابين شد.

شايد بتوان تحليل رخداد تراژيك عاشورا را به مدد مفهوم ديالكتيك منفى بيان كرد. ديالكتيك مثبت كه مفهومى «هگلى» است دو مؤلفه را تبديل به يك مؤلفه مى كند. اين مؤلفه يكتا است و به سمت يكى شدن مى رود. اما ديالكتيك منفى صورتى از رابطه مؤلفه ها است كه از هريكى دو مؤلفه مى سازد و همين طور به صورت تصاعدى زياد مى شود. اين نوع از ديالكتيك كه از سوى «ئئودور آدرنو» بيان شد مى تواند نمودار سير تكثرى نهضت امام را كه حيثيتى ميان ذهنى دارد ترسيم كند.

وضعيت در جمع بودن و با جمع بودن نهضت حسينى بيش از هرچيز در خانوادگى بودن قيام مشخص مى شود. حضور خانواده ضامن غيرجنگ طلبى، ميان ذهنيتى و تكثرگرايى رخداد كربلا است. استراتژى امر به معروف كلان تر از جنگ و گريز ساده خواهد بود. امام همچنين در اولين شب، جنگ را يك روز به تعويق انداخت تا در كنار ديگر اهداف از يك سو معنويت سپاه خود را تشديد كند و از ديگر سو به نمايش بگذارد. ياران امام شب را به عشق بازى با «ولى» و خنده و شوخى گذراندند. آنها عبادت مى كردند تا فردا به يمن شمشير خود تراژدى خلق كنند. فرداى آن روز خانواده هاى ايشان گفت وگويى را آغاز كردند كه منشأ حركت هاى بعدى شد. مسير تاريخى كاروان اسرا باعث شد تا قرن ها خطى از سرزمين هاى شيعه نشين به وجود آيد. يزيد مى خواست اسلام «شام» را بر اسلام عراق و حجاز مسلط كند. اما عملاً يك حوزه فرهنگى به وجود آمد كه همواره در حال رقابت و برترى طلبى بر اسلام شام بود. كوفه، بغداد، بصره، موصل، شمال سوريه امروزى بخشى از تركيه، لبنان، جبل عامل و. /‎/ همه محل رويش مكتب شيعه شد و نوار شيعه نشين كه امروز بر نقشه هاى جغرافيا نقش بسته است به وجود آمد. نهضت ايران و همينطور مقاومت لبنان و حتى غزه به الگوى يك تظاهرات خانوادگى بازمى گردد كه به دست حضرت زينب (س) رهبرى مى شد. در طول هشت سال دفاع مقدس بارها مادرانى ديده شدند كه بر مزار فرزندان شهيد خود سخنرانى كردند. بدين ترتيب است كه حضرت زينب (س) به سادگى زنى اسير نبود. بلكه او مادر معنوى نسلى بود كه شهيد مى شدند و شهيد مى زائيدند. امروز در غزه زنها و كودكان با گلوله مستقيم سربازان صهيون شهيد مى شوند و همين مسئله ضامن انحلال آينده اسرائيل خواهد بود. نهضت عاشورا رخدادى مردانه نبود. بلكه زن ها و كودكان با حركت خود به آن صورتى خانوادگى بخشيدند كه موضوعى جدى و بنيادى براى تفكر است. امام در حديثى گفته بود كه ما قتيل العبرات يعنى كشتگان اشك هستيم. نهضتى كه سوژه محور نباشد اينگونه با گريستن، همدلى و همراهى قوام مى گيرد. قائمه چنين حركتى «عقل تنها» نيست. بلكه عقل سرخ و يا احساس پاكبازانه است.

اين سان محركه تاريخ شيعه عقل هگلى نيست. بلكه احساس و سوز و گداز عاشقانه است. چنين مفهومى مى بايست با ابزارهاى عاطفى ترى بيان شود. از اين رو ما با تصاوير، نمادها و اساسى تر از همه موسيقى روبه رو هستيم. امام جعفر صادق (ع) در جايى گفته است كه مردم هر ناحيه بنا بر فرهنگ و رسوم خود عزادارى كنند. شايد علت آن خواست باز توليد محرم در طول تاريخ و جغرافيا باشد. به نظر مى رسد فلسفه تاريخ شيعه در حال ظهور و بروز است.

فلسفه تاريخى كه از كربلا آغاز شد و به ظهور امام زمان انجام مى يابد. ممكن است معنى عبارت «كل يوم عاشورا و كل عرض كربلا» همين مفهوم باشد. فلسفه شيعه جنگ محور نيست. بلكه حركتى رو به تكاثر است كه آرام آرام در جهان نضج مى گيرد. چنين نگرشى سوار بر آواها و نمادها به هركجا سرك مى كشد و با تذكار تاريخى خود بر سراسر عرض، پهن مى شود.

 

 
 

    126 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   عاشورا 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:08/11/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب