باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 19 اسفند 1388 كاربران برخط 30 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
تاثير نيچه بر انديشه قرن بيستم
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 
   ● نويسنده: يعقوب - نعمتي وروجني‌

منبع: روزنامه - رسالت - تاريخ شمسی نشر 01/11/1387

 
 

 


فردريش نيچه از آن دسته متفكريني است كه بر عرصه‌هاي مختلف فكري پس از خود تاثير عظيمي نهاده‌اند. البته نيچه تا اواخر عمر تا حدود زيادي در گمنامي به سر مي‌برد و پس از مرگ وي در اوايل قرن بيستم، اهميت و قوت انديشه‌هاي وي بر همگان آشكار گرديد. به واسطه ناديده گرفته شدن فلسفه نيچه در دوران حياتش، وي خود را فيلسوف آينده مي‌دانست و معتقد بود كه اهميت وي پس از مرگش، ظاهر خواهد شد.

در سال‌هاي قرن بيستم، تاثير انديشه‌هاي نيچه بويژه در حوزه فلسفه قاره‌اي، عيان گرديد. البته در كشورهاي انگليسي زبان، افكار وي چندان طنين‌انداز نشد. در دهه آخر قرن نوزدهم و دهه اول قرن بيستم، افكار نيچه بويژه براي هنرمندان پيشگامي كه خود را در حاشيه رسوم و آيين‌هاي جا افتاده اجتماعي مي‌ديدند، بسيار مجذوب كننده بود. گرايش نيچه براي كاويدن توجيهات ارزش‌هاي عموما پذيرفته شده و نظرات وي در حوزه غرايز جسماني محض، براي تدوين روانشناسي زيگموند فرويد، حائز اهميت فراواني بود. بعدها و در دهه 1930، نازي‌ها‌ي آلمان و فاشيست‌هاي ايتاليا به واسطه ارتباطاتي كه اليزابت فورستر نيچه (خواهر نيچه) با آدولف هيتلر و بنيتو موسوليني داشت، بخش‌هايي از انديشه نيچه را به عاريت گرفتند. نازي‌ها با استفاده از نوشته‌هاي نيچه آن‌هم به طور گزينشي، به توجيه جنگ، تجاوز طلبي و سلطه در راستاي خودستايي و ناسيوناليسم افراطي، پرداختند. از آنجايي كه فضاي فلسفي- دانشگاهي فرانسه در دهه 1960، تحت تاثير آراي هگل، ادموند هوسرل، مارتين هايدگر و نيز جنبش فكري ساختارگرايي دهه 1950 بود، نيچه نيز مورد استقبال گسترده نويسندگان و هنرمندان اين دوره قرار گرفت. بويژه در خلال دهه‌هاي 1960 تا 1980 نيچه در محافل فلسفي فرانسه تاثيرگذار شد. در اين برهه زماني، پرسپكتيويسم و تاكيد نيچه بر قدرت به عنوان انگيزه واقعي و توجيه اصلي اعمال انساني، راه‌هاي جديدي را براي به چالش كشيدن قدرت مستقر و انجام نقد اجتماعي موثر، نشان داد.گروه‌هاي فكري و اجتماعي خاصي كه در قرن بيستم تحت تاثير نيچه قرار گرفتند عبارتند از: نقاشان، موسيقيدان‌ها، نمايشنامه‌ نويسان، شعرا، رمان نويس‌ها، روانشناسان، جامعه‌شناسان، مورخين و فلاسفه. تعدادي از شخصيت‌هاي برجسته اين قرن را كه از آراي نيچه الهام گرفتند مي‌توان به شرح ذيل برشمرد: آلفرد آدلر، آلبركامو، ژاك دريدا، ژيلز دلوز، ميشل فوكو، زيگموند فرويد، آندره ژيد، هرمان هسه، كارل يونگ، مارتين هايدگر، توماس من، راينر مارياريلكه، جرج برنارد شاو، گئورگ زيمل، اسوالد اشپنگلر، پل تيليخ، فرديناندتونيس، لودويگ ويتگنشتاين، تئودور آدورنو، هنري برگسون، ژان پل سارتر، خوزه اورتگايي كاست، ماكس وبر، فرناند برودل، مارسل پروست، فرانتس كافكا، ريچارد رايت، جك لندن، محمد اقبال لاهوري و ..

توماس مان نويسنده مشهور آمريكايي، گرچه با احترام و حتي با ستايش از نيچه ياد مي‌كرد، ولي در يكي از جستارهاي پاياني عمر خود با نام “فلسفه نيچه در پرتو تاريخ اخير” از دريچه نازيسم و جنگ جهاني دوم به نيچه نگريسته و به انتقاد از نيچه مي‌پردازد. توماس مان در آثار خود، از ايده‌هاي نيچه در باب هنر و زيبايي‌شناسي، بهره فراواني جسته است. كارل ياسپرس فيلسوف اگزيستانسياليست آلماني در سال 1938 درباره تاثيرات نيچه و كي‌يركگارد اين‌گونه مي‌نويسد:“با اينكه كي‌پركگارد و نيچه در دوران حيات خود مورد توجه نبودند و در تاريخ فلسفه نيز تاثير چنداني نداشتند، ولي وضعيت فلسفي معاصر به واسطه ارزش‌يابي فوق‌العاده اين دو فيلسوف، تعيين گرديده است. فيلسوفان پس از هگل، به طور فزاينده‌اي اين دو تن را مورد پذيرش قرار داده و آنها را به عنوان انديشمندان بزرگ عصر خويش مي‌شناسند ... تاثير اين دو فيلسوف بي‌اندازه عظيم و حتي فراتر از فلسفه محض، در كل عالم انديشه ورزي نيز مي‌باشد”. نفوذ نيچه بر فلسفه قاره‌اي پس از جنگ جهاني دوم بويژه در ميان چپ روشنفكري فرانسه و پسا ساختارگرايان، افزايش قابل ملاحظه‌اي يافت. ژاك دريدا و ميشل فوكو نيز، دين زيادي به نيچه دارند. ژيل دلوز نيز تك نگاشت‌هاي خود را با نگاهي تازه به آثار نيچه نوشت. از دهه 1980 به بعد، علاقه به نيچه در آلمان و بويژه در ميان فلاسفه آلماني، دوباره احيا شد. در سال‌هاي اخير، نيچه بر پيروان سنت فلسفه تحليلي نيز تاثير گذاشته است.پست مدرنيسم، حوزه فكري ديگري است كه به تاثيرپذيري فراوان از آراي نيچه، منتسب مي‌شود. با آنكه عنوان “پست مدرن” به طور دقيق تعريف نشده و معناي واقعي آن چندان مشخص نيست، ولي اغلب به اصطلاح پست مدرن‌ها، نيچه را نياي بزرگ ايده پست مدرنيسم مي‌دانند. البته همين پست مدرن‌ها بعضي از عقايد نيچه را قبول ندارند، ولي بسياري از فلاسفه بزرگ پست مدرن، همچون دريدا و فوكو، طي مقالات خود، نيچه را به عنوان آغاز كننده تفكر پست مدرني معرفي كرده‌اند.نيچه در قرن بيستم، بر بسياري از حوزه‌هاي فكري تاثير قاطع داشته است و نحله‌هاي گوناگون انديشه‌اي تلاش داشته‌اند تا ريشه هاي عقيدتي خود را در فلسفه نيچه بيابند. شاعران، نمايشنامه‌نويسان، فاشيست‌ها، اگزيستانسياليست‌ها، فمنيست‌ها، آنارشيست‌ها و پست مدرنيست‌ها، تلاش نموده‌اند تا خود را نيچه‌اي قلمداد كنند و يكي از دلايل اين امر، شايد متناقض بودن فلسفه نيچه باشد. با اين حال و علي‌رغم استدلال‌ها و مشاجرات فراوان عليه و برله نيچه، نمي‌توان تاثيرگذاري و نفوذ فوق‌العاده وي بر سنت‌هاي فكري، مكاتب، نحله‌ها و نيز جهان پس از نيچه را انكار كرد.

 

 
 

    378 بازديد     0 امتياز     0 نظر


دريافت فايلهاي پيوست
●   تصوير 

افراد و مشاهير
●  نيچه   فردريش

دسته
●  متن / مقاله

رسته :2

تاريخ ارسال:09/11/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب