قدرت در كشور اتحاد شوروى (سابق) در شرايطى شكل گرفت كه اين سرزمين وسيع با كمبودها و مضايق عمومى دوران جنگ مواجه بود. اين قدرت، متكى بر كار اجبارى، اداره نظامى دولت و اقتصاد، مصادره وسيع اموال و توزيع مجدد كالاها توسط دولت بود. قدرت مطلقه و نظامى حزب بر تمامى شؤون زندگى، آزادى و كار، جامعه شوروى را در (تمامى ابعاد) به شكل دولتى درآورد. جانشينى مالكيت دولتى به جاى تمامى شكل هاى مالكيت، قشرى از كارگزاران قدرتمند مدعى طرفدارى از طبقه پرولتاريا را بر تمامى منابع و سرنوشت انسانها حاكم نمود. بى نظمى و عدم ثبات اقتصادى ناشى از توسعه نظامى گرى، برترى چشمگير صنايع سنگين بر صنايع سبك و كشاورزى، افزايش مداوم كسر بودجه و رواج غارتگرى، موجب بروز واكنش هاى سياسى در بين افراد به صورت فساد مالى و اقتصادى شد.
در ابتداى امر دولت با استفاده از قدرت خشن و سركوبگر خود، كنترل اوضاع را در دست گرفت و كارگزاران خود را مهار كرد. كارگزارانى كه همواره در تلاش و مبارزه اى داخلى براى صعود از نردبان سلسله مراتب ديوانسالارى بودند تا بتوانند از امتيازات خاص مناصب بالاتر برخوردار شوند. هنگامى كه خروشچف به تصفيه هاى استالينى در درون دستگاه دولتى پايان داد، حرص و طمع افراد را به سمت غارت اموال دولتى، اختلاس و كسب سودهاى اضافى نيمه دولتى (فروشگاههاى خاص، بيمارستانها، هتل ها و غيره) سوق داد. كارگزاران دولتى نيز به دليل حقوق هاى سطح پايين خود، بيش از پيش به سمت فساد كشيده شدند كه سعى مى شد با نوعى چشم پوشى ازاين جرمها به همدستى با نظام سوق يابند.
به اين ترتيب يك نظام مخفيانه توزيع در كنار نظام توليد دولتى پديد آمد و با هدايت بخشى از توليدات دولتى به درون اين نظام مخفيانه توزيع، فساد مالى و اقتصادى به نظامى دوگانه از خدمات متقابل بين توليدكنندگان و كارگزاران دولتى از يك سو (گستره عمودى) و بين خود توليدكنندگان در دستگاه توليد (گستره افقى) از سوى ديگر تبديل شد.
براساس مبادلات مخفيانه مذكور، يك نظام توليدى كاملاً غيرقانونى شكل گرفت كه در دوران خروشچف، نيازهاى بازارسياه را تأمين مى كرد و در دوران برژنف، اقتصاد دولتى بدون اين اقتصاد زيرزمينى موازى، ديگر قادر به عمل نبود. به طورى كه هيچ يك از رؤساى كارخانه ها و مزارع اشتراكى شوروى قادر نبودند از دادن رشوه به شركتهايى كه با آنها قرارداد داشتند و به آنها وابسته بودند، خوددارى كنند.
فقط معدودى از افراد از اختلاس خدمات عمومى به سود خود اجتناب مى كردند كه البته به علت رفتار غيرعادى خود نمى توانستند براى مدت طولانى در منصب خود باقى بمانند. زيرا رفتار خارج از هنجار آنها، تهديدى براى فساد مالى و اقتصادى و زدوبندهاى رايج و معمول محسوب مى شد. به اين ترتيب نظام مبتنى بر رشوه و واگذارى خدمات، جانشين اصلى نظام پولى شد و قدرت ممنوع يا مجاز يا دستكارى كردن براى كارگزاران دولتى حفظ گرديد. اقتصادخصوصى نيز (كه بعدها در دوران گذار اقتصادى تا حدودى قانونى شد) به صورت زيرزمينى توسعه يافت.
گرچه فسادمالى و اقتصادى به طور بى سابقه اى تمامى سطوح جامعه شوروى را فراگرفته بود، ليكن بيانيه هاى دولتى اشاره به اين پديده را افتراآميز و سزاوار مجازات مى شمردند. با وجود اين، فساد كه حتى نامى رسمى نداشت، يك ويژگى خاص جامعه شوروى شده بود.
افشاگريهايى كه در دوران گلاسنوست (افشاى اطلاعات) روى داد، پرده از وجود فسادى فراگير در رأس هرم قدرت شوروى يعنى پوليت بورو (دفتر سياسى حزب كمونيست) برداشت. به محض اعلام بيانيه هاى ميخائيل گورباچف مبنى بر اجراى سياست بازسازى و اصلاحات اساسى (پروسترويكا) در سال۱۹۸۵، مافياى اقتصادى شوروى كنگره اى از تمام گروههاى خود تشكيل داد و به ارزيابى خطرات ناشى از اجراى اين سياست براى منافع خود پرداخت.
نگرانى مافياى اقتصادى از وجود رابطه دوستى بين گورباچف و آندروپف ناشى مى شد. زيرا آندروپف در زمان حيات خود بين سالهاى ۸۲ ـ ۱۹۶۷ كه رياست ك.گ.ب را بر عهده داشت، با استفاده از اسنادى افشاكننده با مافياى اوكراين درافتاد. همچنين پس از قفقاز، عمليات پاكسازى و مبارزه با فساد را در كشورهاى آسياى ميانه آغاز كرد. اما با مرگ او در سال۱۹۸۴ به يكباره تحقيقات نيز پايان يافت و مافياى اوكراين توانست از مهلكه رهايى يابد. بار ديگر در سال۱۹۸۶، به دستور گورباچف تحقيقات آغاز شد. تقريباً تمامى رهبران محلى و ناحيه اى حزب به دزدى، كلاهبردارى، اختلاس و سازماندهى و حمايت از قاچاق متهم شدند.
البته اين افرادبا ادعاى اينكه مجبور به برآوردن نيازهاى روزافزون كميته مركزى و دولت و مجلس بوده اند خود را از هرگونه تقصيرى مبرا دانستند. در واقع مرز روشنى ميان حوزه دولت و حوزه جرم و فساد وجود نداشت. جنايتكاران و دزدان براى حزب، ارتش و ك.گ.ب مأموريتهاى ويژه انجام مى دادند. به طورى كه در سالهاى ركود (۸۵ـ۱۹۶۵) يك سوم از زنان فاسد و قاچاقچيان ارز براى ارتش و ك.گ.ب كار مى كردند و مأمور آنها بودند. با برملا شدن فساد فراگير مالى و اقتصادى در دستگاه قدرت حاكم در هنگام اجراى پروسترويكا، ديوانسالارى مسكو تلاش كرد تا افشاى فساد و غارتگريهاى گسترده را محدود به جمهوريهاى جنوبى كند و به پديده فساد وجهه قومى بدهد. درنتيجه مدارك فساد جمهوريهاى جنوبى جمع آورى و افشا شد و اعلام شد كه جنبشهاى ملى گرا تحت نفوذ مافياى محلى قرار دارند كه هدفش رهايى از نظارت وكنترل مسكو است.
اما در تحليل نهايى سرنخ تمامى فسادها به پايتخت مى رسيد و در واقع، مسكو از همه دسته ها و باندهاى مافيايى جمهورى ها حمايت مى كرد وكانون اصلى فساد بود. دراين بررسى ها نه تنها پاى نمايندگان برژنف در جمهوريها به ميان كشيده شد، بلكه خود برژنف، خانواده واطرافيانش نيز به دليل انبوهى از خدمات متقابل نخبگان حزب ومجرمان به يكديگر درمظان اتهام قرار گرفتند.
در سال ۱۹۸۵ ، گورباچف، بوريس يلتسين را به رياست كميته شهرى حزب منصوب كرد و مسؤوليت پاكسازى مسكو از فساد مالى واقتصادى را برعهده او نهاد. اعضاى كميته شهرى سه بار عوض شدند.
از ميان ۳۳ نفر دبير كميته هاى محلى شهر مسكو تنها ۱۰ نفر در پست هاى خود باقى ماندند. تنها در كميته شهرى حزب حدود ۲۰۰۰ كارمند به دليل سوءاستفاده از قدرت دستگير شدند.
در اواخر سال ۱۹۸۸ قضيه فساد مالى واقتصادى در ازبكستان، پاى دفتر حزب را نيز به ميان كشيد و همين امر گورباچف را واداشت كه پرونده را بايگانى كند. قاضى هاى بازپرسى متهم شدندكه در بازجويى وتحقيق، از روش هاى غيرقانونى استفاده كرده اند ويلتسين متهم شد كه درك درستى از رفقاى حزبى اش ندارد. همين توقف مبارزه با مافيا، بدگمانيهايى را نسبت به گورباچف ونيز اقتدار ومحبوبيتى را براى يلتسين به همراه داشت كه منجر به انتخاب او به مقام رياست جمهورى روسيه در سال ۱۹۹۱ شد.
پس از كودتاى نافرجام سال ۱۹۹۱ ، دولت جديد كوشيد سرمايه هاى حزبى ـ دولتى را به دولت بازگرداند. اما حزب، سرمايه ها را در بانكهاى غربى نگهداشته بود و سرمايه هايى كه توسط مقامات دولتى ، سياسى ، ادارى و روشنفكران اندوخته شده بود نيز از طريق واسطه ها در شركتهاى مختلف خصوصى و عمومى سرمايه گذارى شده بود.
اين خودسرى كارگزاران دولتى بى ترديد كانون تمامى نابسامانيهاى دوران گذار اقتصادى از يك اقتصاد بسته كاملاً دولتى به يك اقتصاد بازار آزاد، فضاى باز سياسى، كمونيسم زدايى ، استعمارزدايى ، وخصوصى سازى در اتحاد جماهير شوروى (سابق) بوده است .