| در ماه گذشته در مقالهاي به قلم نگارنده با نام «شبيهيابي براي اينترنت» لزوم استفاده از تجربيات حقوق بينالملل براي قانونگذاري در زمينه محيط مجازي مطرح گرديد. در آن نوشتار گفتيم كه امروزه بشر به مرحلهاي رسيده است كه ديگر تكنولوژي در اختيار او نيست بلكه او در اختيار تكنولوژي قرار گرفته است. هر چند اين بيان فعلاً اغراقآميز به نظر ميرسد ولي با مباحثي كه در نوشتار حاضر بدان خواهيم پرداخت مشخص خواهد شد كه امروزه فناوري چگونه تسلط خود را بر بشر نشان ميدهد. اينترنت به عنوان دنيايي كه ديجيتال شده دنياي واقعي است، محيطي را خلق كرده است كه در آن ميتوان انواع و اقسام جرايم را شاهد بود. البته حصين بودن دنياي واقعي سبب ميشود كه كنترل در جهان طبيعت امكان بيشتري بيابد ولي از آنجايي كه محيط مجازي هيچ مرزي ندارد مشكلات فراواني پيش روي قانونگذار وجود خواهد داشت (براي ورود به سايت كشور همسايه هيچ پاسپورت و ويزايي نياز نيست و مشخصاً آنچه هست يك دنياي آزاد با كمترين قانونگذاري ممكن ميباشد). اگرچه سعي فراواني ميشود تا با تشكيل گروههاي كاري كه جنبهي حقوقي دارند راه را بر مجرمان ببندند ولي مشكل اساسي اين است كه آنچه مجرمان خود انجام ميدهند در برابر جرايمي كه به حقوق بينالملل مربوط ميشوند چه از لحاظ محتوي و چه از لحاظ تعداد بسيار ناچيز است. بايد افزود، جرايمي به حقوق بينالملل مربوط ميشوند كه توسط تابعان آن صورت گيرند. تا اين زمان، تابعان اين حقوق عبارتند از دولتها و سازمانهاي بينالمللي. مطمئناً تصور اينكه سازمان ملل متحد يا شخص كوفي عنان به يك جرم بينالمللي دست بزنند غيرممكن است بنابراين تنها دولتها هستند كه همه جرايم بينالمللي را انجام ميدهند. جالب اينكه همين موجوديتهاي حقوقي قرار گذاشتهاند تا براي اينترنت قانونگذاري بكنند.
تواناييهاي اينترنت
محيط مجازي آنقدر توانمند است كه ميتواند در تمامي عرصههاي زندگي بشر وارد شده و راهحلهايي براي تسهيل آن ارائه دهد. از يك قرار ملاقات با دندانپزشك خانوادگي گرفته تا خريدهاي لازم براي مهمانيهاي دوستانه و يا فاميلي. امروزه فنآوري الكترونيكي در محيط مجازي و يا كامپيوترهاي شخصي حتي كار منشي را نيز انجام ميدهند؛ علاوه بر اينكه رايانه هيچ وقت همانند يك منشي دير سر كار حاضر نميشود و يا ساعتها تلفن شركت را به مكالمه با دوستان اختصاص نخواهد داد. حضور كامپيوتر در تمامي عرصههاي زندگي بشر يك انقلاب واقعي را نيز در سطح بوروكراسي به وجود آورده است.
حضور رايانه در تمامي عرصهها فقط جنبههاي مثبت نداشته است. درست است كه كامپيوتر توفيقات بزرگي به دست آورده است ولي همين حضور همه جانبه موجب ميشود تا جرايم كامپيوتري نيز به عرصههاي مختلف راه يابند. كامپيوتر نه تنها ابزاري براي وقوع جرم است و از آن ميتوان در انجام يك عمل مجرمانه سود جست بلكه ميتواند به خوبي نقش محيط اعمال جرم را نيز ايفا نمايد. جرايم رايانهاي تمامي تعريفهاي قديمي حقوقي را به چالش كشاندهاند، زيرا فرد بدون خروج فيزيكي از چهارديواري منزل خود، بزرگترين سرقتهاي تاريخ را از بانكهاي معتبر كه به وسيله دهها محافظ و دستگاههاي هشداردهنده حفاظت ميشود انجام داده و با يك سري اعمال تيزهوشانه كه تكنولوژي جديد به او آموخته است ميليونها دلار از حسابهاي بانكي برداشت نموده و آن را همانند يك جنتلمن در حساب خويش ميريزد. از آنجا كه هيچ پولي سرقت نشده، تعاريف قديمي فعل مجرمانهي سرقت سردرگم ميمانند كه چگونه بزرگترين سارقها را به سزاي عمل خويش برسانند.
نه تنها اينترنت فضايي بسيار متفاوت با محيط طبيعي ايجاد كرده است بلكه وقوع جرم از كشوري به كشور ديگر نيز بسيار آسان شده است. هر چه كشورها پيشرفتهتر ميشوند جرايم اينترنتي آنها نيز محيرالعقولتر ميشود. براي نمونه اگر در يك كشور در حال توسعه جرم رايانهاي به شكستن قفل يك برنامه خلاصه ميشود، در كشوري مانند آلمان يك نوجوان براي كمك به مادرش با طراحي يك ويروس ـ ساسر ـ آن را به جان هزاران كامپيوتر انداخته و غوغايي در تمامي جهان به راه مياندازد.
حال تصور كنيد كه كشورها بخواهند خود وارد ميدان شده و جرايم را سازماندهي كنند. جامعه جهاني كه تا به حال نتوانسته بود از جرايم افراد در اينترنت جلوگيري كند، هم اكنون حضور قانونگذاران عرصه بينالمللي را در ميان تبهكاران جشن ميگيرد. جالب اينكه در اين جا نيز هر چه كشورها پيشرفته باشند خطراتي كه به وجود ميآورند، آسيبهاي بيشتري را در پي خواهد داشت. براي مثال هر چند گروههاي فلسطيني و لبناني مبارز، در حال جنگ الكترونيكي با اسرائيل هستند ولي درصد حملات اينترنتي آمريكا، چين، آلمان، فرانسه و انگليس بسيار بيشتر از حملاتي است كه توسط گروههاي فلسطيني و لبناني طرحريزي ميشود.
سلاحهاي جالبي هم در اختيار مجرمين بينالمللي قرار دارد. وقتي در جنگ تحميلي عراق عليه ايران حكومت بعث با كار گذاشتن بمب در عروسكها يا ديگر اسباببازيها قصد كشتار وحشيانه خردسالان را كرده بود شايد خيليها اين اقدام را پليد تلقي ميكردند ولي امروزه مجرمان بينالمللي به راحتي از برنامههاي بازي رايانهاي، كارتون، چت روم و همانند آن براي نفوذ استفاده ميكنند. البته بهره بردن از انواع ويروسها، كرمها و برنامههاي ضدخدماتي و نرمافزارهاي پيشرفته كشف كلمات عبور نيز همچنان فراوان است.
استفاده از اين روشها، در مواجهه جدي با قواعد بينالمللي است و مجرمان بينالمللي، امروزه با كارهاي خود بسياري از قواعد جهاني را نقض و زير پا گذاشتهاند. اين مجرمان ملي حتي قاعده تعيين سرنوشت ملتها توسط خودشان را نيز نقض كردهاند. برخي جرايم هم كه جهان امروز آن را به اتفاق جرم ميخواند در مناسبات مجازي به صورت عادي جريان دارد. از جمله اين اعمال ميتوان به تروريسم مجازي و يا جاسوسي اينترنتي اشاره كرد.
جاسوسي در اينترنت
در تحقيقي كه از يك ميليون كامپيوتر در سطح جهان به عمل آمد مشخص شد كه 30 ميليون برنامه جاسوسي در آنها به كار رفته است. با اين وصف ميتوان گفت در هر كامپيوتر حداقل 30 نرمافزار جاسوسي هست كه كليه اطلاعات لازم را به مراكزي كه آنها را طراحي كردهاند ارسال ميكند. شايد حين استفاده از اينترنت به پيامهاي مزاحمي كه روي صفحه مانيتور شما ظاهر ميگردند توجه نكرده باشيد و براي خلاصي از آنها، OK يا NO را كليك كردهايد تا هر چه سريعتر به كارهاي خودتان در Web برسيد. بسياري از برنامههاي جاسوسي به همين طريق به رايانهها راه پيدا كردهاند. پس از يك كليك، اين نرمافزار اجازه نفوذ يافته و مستقيماً خود را در قسمت سختافزار پنهان مينمايد. البته همه برنامههاي جاسوسي آنقدرها مؤدب نيستند.
بعضي از اين برنامههاي جاسوسي، بدون هيچ مجوزي و تنها به خاطر ساختار قدرتمند خود ميتوانند حين دسترسي يك رايانه به اينترنت، به درون آن نفوذ كرده و به اجراي مقاصد خود بپردازند. حتي پس از نصب اين برنامهها نيز تقريباً هيچ اثري در كاربري ديده نميشود. تنها برخي از آنها هستند كه باعث كند شدن احتمالي سرعت رايانه يا معرفي برخي آدرسهاي غيرمعمول ميشوند.
اثرات اين برنامهها نيز جالب است. هر چند نرمافزارهاي مذكور اكثراً در ظاهر، بيخطرند ولي حتي همين نرمافزارهاي بيخطر نيز كارهاي غيرقانوني انجام ميدهند. سادهترين حالت اين است كه تمامي عادات كاربر را شناسايي و در جمعآوري اطلاعات مربوط به اين عادات به شركتهاي هدايتگر كمك مينمايد.
روشهاي مخرب نرمافزارهاي جاسوسي، از سطح ورود به اطلاعات شخصي كاربر و استفاده غيرمجاز از آنها آغاز شده و به آسيبرساني به كامپيوترها ميانجامد. برخي از آنها با جمعآوري كليه اطلاعات شخصي آنها را كپيبرداري كرده و به اطلاع هدايتگرهاي خود ميرسانند. برخي بيادبتر بوده و اطلاعات شخصي را به طور گسترده پخش ميكنند.
مشكل ديگري كه اين نرمافزارها ايجاد ميكنند، تضعيف سيستمهاي امنيتي و آماده ساختن آنها براي حملات هكرهاست، به اين معني كه اين نرمافزارها نوعي نقش بيحسكنندگي را ايفا ميكنند و خاصيت بازدارندگي را از ويروسكشها و ديگر برنامههاي دفاعي سلب ميكنند.
جاسوسي يكي از افعال مذموم در عرصه بينالمللي است ولي در پرداختن به قواعد آن تنها كليت جاسوسي قابل مطالعه نيست، بلكه ميتوان به زمينههايي همچون دستاندازي به اطلاعات شخصي و يا سازماندهي شده و از آن مهمتر سوءاستفاده از آنها اشاره كرد كه عنوان مجرمانه مستقلي نيز ميتوانند به شمار آيند. تمامي قانونگذاريهاي داخلي واكنشهاي بسيار تندي در برابر فعل جاسوسي نشان ميدهند، چنانچه قانون مجازات اسلامي ايران علاوه بر شخص جاسوس به مجازات اشخاصي كه به معرفي فردي براي عضويت در شبكه جاسوسي ميپردازند نيز اقدام كرده است. جاسوسي به عنوان يكي از مصاديق عمده جرايم عليه امنيت ملي مطرح بوده و مجازاتهاي سنگيني براي آن در نظر گرفته شده است. البته جاسوسي در اينترنت بسيار متفاوت است و آن را حتي با جاسوسي بينالمللي نيز نميتوان مقايسه كرد، زيرا عنصر مادي و معنوي آن در محيط مجازي كاملاً متفاوت ميشود. عليالخصوص كه در اين محيط عنصر مادي به كلي دگرگون ميشود و به ظاهر هيچ عمل فيزيكي انجام نميشود. موضوع آن وقت بغرنجتر ميشود كه توجه كنيم برخي از اين برنامهها حتي با اجازه كاربر وارد رايانه شخصي ميشوند.
از آنجا كه معمولاً خود دولتها به عنوان يكي از استفادهكنندگان عمده جاسوسان رايانهاي به شمار ميآيند مقابله با چنين فرايندهايي به يك اقبال عمومي نياز دارد. به نظر نميرسد بدون اين اقبال بتوان اقدامات عمدهاي براي پيشگيري و حتي مجازات عاملان در نظر گرفت. جرايمي كه در كناراين عنوان قرار دارد نيز خود ميتواند به تنهايي مورد ادعا قرار گيرند.
از ديد بينالمللي نيز جاسوس فردي است كه به طور مخفي يا با مشخصات جعلي، اطلاعاتي در منطقه عملياتي طرف محاربه كسب مينمايد يا تلاش در كسب آن دارد و هدف او ارسال آن اخبار براي دشمن است. جاسوس اگر دستگير شود حتي طبق مقررات اسراي جنگي با او رفتار نخواهد شد. البته حق محاكمه عادلانه براي او باقي است. از نظر مقررات بينالمللي اگر جاسوسي در زمان جنگ باشد مجازات آن مرگ است حال چه بتواند اخباري ارسال كند و چه نتواند. همچنانكه قبلاً نيز گفتيم ويژگي اساسي جاسوسي اقدام مخفيانه است، البته حقوق بينالملل يك تبصره دارد و آن اينكه اگر جاسوسي در زمان صلح انجام گيرد ديگر تابع حقوق بينالملل نخواهد بود و بايستي با حقوق داخلي دولتهاي درگير بدان پرداخت. هم اكنون از آنجا كه سيستمهاي نظامي و دفاعي تمامي كشورها حتي در زمان به ظاهر صلح درگير جنگهاي الكترونيك و اطلاعاتي هستند، تفكيك زمان جنگ و صلح به راحتي قابل انجام نيست، مگر اينكه بخواهيم موقعيت جنگي را با اعلام رسمي طرفين شناسايي كنيم كه اگر چنين قصدي داشته باشيم بدون شك كاملاً با ارادهي طرفين از اِعمال حقوق بينالمللي بازخواهيم ماند. نكته آخر درباره جاسوسي اينكه اين عمل نقض حقوق بينالملل نيست و شخص جاسوس به عنوان ناقض اين حقوق محاكمه نميشود بلكه محاكمه او براي خطر و مشكلي است كه ايجاد كرده است.
تروريسم مجازي
تروريسم يكي از جرايمي است كه در محيط بينالمللي نيز امكان ظهور دارد، به ويژه تروريسمي كه توسط دولتها هدايت ميشود يكي از جرايم جدي بينالمللي است كه به نظر ميرسد ديوان بينالمللي كيفري نيز در زمره جرايمي قراردادي، صلاحيت خويش را نسبت به آن اعلام كند. از ديدگاه حقوق بينالمللي اين اقدام ميتواند يك جرم بينالمللي به حساب آيد. ترور نه تنها در دنياي واقعي بلكه در محيط مجازي نيز حادثه آفرين ميشود. ترور مجازي امروزه يكي از مشكلاتي است كه ذهن متفكران حقوق و از جمله دانشمندان حقوق بينالملل را به خود مشغول كرده است. اين اقدام معمولاً توسط گروههاي وابسته به حكومت و يا جاسوسان انجام ميشود.
پيش از هر چيز ميبايد تعريفي از تروريسم مجازي داشته باشيم، ولي اين خود يكي از مشكلات بزرگ ماست. نظامهاي ملي و سازمانهاي مرتبط با قضيه هنوز به يك اجماع در اين زمينه دست نيافتهاند. برخي كشورها اين حملات را بسيار وحشتناك ميدانند و معتقدند بايستي از همه لحاظ براي مقابله با چنين مشكلي آماده شد. در رأس اين كشورها ايالات متحده قرار دارد. كاخ سفيد به نحوي از تروريسم مجازي صحبت ميكند كه گويا قرار است دوباره يازدهم سپتامبر تكرار شود. آنها همين قضيه سپتامبر را نيز ناشي از تروريسم مجازي ميدانند. در مقابل كاخ سفيد، برخي محققان نيز نظر كاملاً متفاوتي دارند. اين دسته معتقدند تروريسم مجازي نه تنها در آن حدي نيست كه ايالات متحده ادعا ميكند بلكه به هيچ وجه نميتواند شاخهاي از تروريسم بينالمللي شمرده شود. اين دسته ترور اينترنتي را همان برنامههاي هك و يك جرم ملي ميدانند كه اگر در سطح بينالمللي نيز صورت گيرد، يك جنايت فراملي به حساب نخواهد آمد. به نظر ميرسد راه ميانه بهتر باشد. نه مانند ايالات متحده بايستي قائل به وحشت و جاروجنجال بود و نه مانند منتقدان آنها همه چيز را منكر بود.
به هر حال براي تعريف تروريسم مجازي بايستي به چند نكته توجه داشت: الف) تصور اين نوع حملات بايد با يك نوع غرضورزي سياسي همراه باشد. به عبارت ديگر تلافيهاي شخصي يا رقابتهاي توليدي دو شركت يا كارخانه تا زماني كه رنگ و بوي سياسي نگرفتهاند نميتواند در اين مجموعه جاي بگيرد. ب) لازم است چنين حملاتي كاملاً برنامهريزي شده و با هدف قبلي به وقوع بپيوندد. حملات غيربرنامهريزي شده و يا اقدامات اتفاقي كه غرض سياسي نيز براي آن متصور باشد نميتواند به عنوان يك ترور مجازي مطرح ميشود. ج) به طورمنطقي اين حمله بايستي عليه رايانه و برنامههاي ذخيره شده در آن صورت گيرد. اين بند نياز به توضيح بيشتري ندارد و مشخصاً دادهها، سيستمها و برنامههاي رايانهاي تنها اهدافي هستند كه تحقق اين جرم بسته به حملهي به آنها است. د) حمله نبايد به اهداف نظامي باشد؛ اگر مقصود تروريستها رايانه و سيستمهاي نظامي باشد، با عنوان جنگ الكترونيك بحثشدني است و نميتوان آن را ترور ناميد. ه) نه تنها اهداف مقصود بلكه ابزار ملزوم نيز بايستي رايانهاي باشند. به عبارت ديگر ورود تروريستها به مجموعههاي رايانهاي و اقدام به شليك يا بمبگذاري در محلهاي مذكور، نميتواند عنوان تروريسم رايانهاي بيابد و لازم است عاملان با استفاده از ويروس، كرم و ديگر برنامههاي مخرب به سراغ سيستمها و اطلاعات مقصود رفته و عمل به اقدامات تروريستي نمايد. و) براي تحقق اين عمل، وقوع عمل خشونتآميز عليه اطلاعات و دادههايي ضروري است. عاملان ترور قصد وارد شدن به مجموعههاي رايانهاي براي احوالپرسي ندارند بلكه ميخواهند با اقدامات خشونتآميز، اطلاعات و ديگر سيستمها را از بين ببرند. اين مسأله همان مرز تفكيك بين جاسوسي با ترور مجازي است. روي هم رفته ميتوان با اين توضيحات تروريسم اينترنتي را چنين تعريف نمود:
اقدامات برنامهريزي شده و هدفمند همراه با اغراض سياسي و غيرشخصي كه عليه رايانهها و امكانات و برنامههاي ذخيره شده در درون آنها از طريق شبكه جهاني و هدف از چنين اقدامي نابودي آنها يا وارد آوردن آسيبهاي جدي به آنها است.
مهمترين مشكل كه ترور مجازي را خطرناك جلوه ميدهد شناسايي نشدن دقيق آن است. نه تنها مراكز قانونگذاري بلكه خود تروريستها نيز هنوز تمامي جنبههاي اقدامات خود را نميشناسند. از همين رو است كه آمريكا كه خود بيشترين حملات اينترنتي را انجام ميدهد در مقابل هكرهاي چيني كه اهداف آمريكايي را هدف خويش قرار دادهاند همچنان ناتوان نشان ميدهد، يا اسرائيل كه به همراه آمريكا بيشترين فعاليت را دارد در مقابل گروههاي فلسطيني و لبناني ناتوان است.
راهحلها
گروههاي ملي برخي كشورها از جمله شركتكنندگان در اجلاس WSIS و برخي نهادهاي ديگر سعي در كنترل و برنامهريزي براي مهار اين پديده دارند. يكي از سازمانهاي مذكور اينترپول است. در اروپا نيز از ماه گذشته انجمن پيمان اروپا عليه جنايات مجازي تشكيل شده است كه هر چند به آن صورت هم اروپايي نيست ولي اولين اقدام جدي در اين زمينه به شمار ميرود.
براي مبارزه با اين مسأله چندين راه وجود دارد. اولين راه ارزيابي آسيبپذيري است. به عبارت ديگر اين راه نوعي پيشگيري است ولي نه به عنوان ايجاد سد دفاعي بلكه رفع ضعفهاي موجود و پايين آوردن آسيبپذيري در صورت بروز حمله. راه دوم نوعي ديگر از پيشگيري است كه در آن سعي ميشود حملات احتمالي شناسايي و در مقابل آن پاتك زده شود. راه سوم پس از حمله قابل استفاده است، يعني آمادگي براي بروز حمله و ترميم اشكالات ايجاد شده پس از اين مرحله است. |