سرهنگ نمى تواند از مشكلات رهايى يابد؛ تا همين چند ماه پيش و بعد از حل و فصل مسأله لاكربى، اين نابسامانى روابط طرابلس ـ واشنگتن بود كه معمر قذافى را نگران مى ساخت. سرانجام او مجبور شد تا به خواسته هاى ايالات متحده كاملاً گردن نهد تا واشنگتن از دشمنى دست بردارد. قذافى براى همين ناچار شد تا تمامى تجهيزاتى كه براى ساخت سلاح ها و تعقيب اهداف ممنوعه در ليبى نگهدارى مى كرد را دو دستى به آمريكايى ها تقديم كند. نزديكى قذافى به ايالات متحده و تمجيد برخى مقامات آمريكايى از قذافى به خاطر اتخاذ آنچه تصميم شجاعانه مى ناميدند، چنان سرهنگ را خشنود كرد كه از باب نصيحت به ديگر كشورها گفت كه از تعقيب اهداف ماجراجويانه بپرهيزد و با تروريست مبارزه كنند. اما حالا معلوم شده كه سرهنگ خود اهداف ماجراجويانه اى درسر داشته است. روزنامه نيويورك تايمز در گزارشى كه به طور تلويحى از سوى جرج واكر بوش نيز تأييد شد، اعلام كرد كه سرهنگ معمر قذافى در سال گذشته طرح ترور اميرعبدالله را در دستور كار خود قرار داده و براى انجام اين كار نه تنها يكى از مأموران عاليرتبه سرويس اطلاعاتى ليبى بلكه يكى از شهروندان عربستانى را به خدمت گرفته بود. اين گزارش اگر چه به شدت از سوى طرابلس رد و تلاش براى مخدوش ساختن وجهه ليبى توصيف شد اما دستگيرى يك مأمور اطلاعاتى و يك شهروند عادى عرب براى همكارى در ترور امير عبدالله پرده از راز اين ماجرا برداشت و انكار آن را ناممكن ساخت.
در اين ميان اگرچه برخى ناظران مشاجره لفظى ميان اميرعبدالله و قذافى در مارس گذشته و اطلاق لقب دروغ گو به قذافى را انگيزه اصلى رهبر ليبى براى ترور وليعهد عربستان مى دانند اما شواهد موجود ريشه هاى عميق ترى براى اين موضوع نشان مى دهد؛ ليبى از ديرباز در صدد ايفاى نقش رهبرى در جهان عرب بوده و ابداع عنوان جماهيرى خلق براى كشور ليبى شايد از همين بلندپروازى قذافى حكايت كند. سرهنگ در اين رابطه حتى براى مدتى كليه شهروندان عرب را شهروندان ليبى ناميد و تصريح كرد كه هيچ يك از اين شهروندان براى ورود به خاك ليبى احتياجى به دريافت رواديد ندارند. اما مشكلات بعدى باعث شد تا سرهنگ اين تصميم نسنجيده را پس بگيرد. البته او از چنين ناكامى هايى اصلاً نااميد نشده و تلاش هايى براى پررنگ تر كردن نقش كشورش در ميان اعراب انجام داده است. در تمامى اين سال ها رهبر ليبى قصد داشته با امكانات يك كشور جهان سومى و نه چندان توسعه يافته، رهبرى اعراب كه بر دو پايه مصر (به عنوان پايه سياسى ـ فرهنگى) و عربستان (به عنوان پايه اقتصادى) استوار بوده را به دست گيرد. اما روشن است كه تحقق چنين هدفى اگر غيرممكن نباشد در همين حد دشوار است. اين مجموعه شايد حاكى از آن باشد كه رهبر ليبى تنها راه چاره را حذف فيزيكى رقبا ديده و براى همين هم به ترور اميرعبدالله متوسل شده است. البته قذافى پيش از اين راه هايى را براى قرار گرفتن در موقعيت هاى ارشد ـ چه در ميان اعراب و چه غير از آن ـ را در دستور كار قرار داده بود. چنان كه وى با خروج قهرگونه از اتحاديه عرب، اعلام كرده بود كه ليبى مى خواهد به هويت آفريقايى خود توجه بيشترى كند. با اين حال او ماه گذشته هم براى سومين بار طى سال هاى اخير تلويحاً اعراب را به خروج ليبى از اتحاديه عرب تهديد كرد. شنيدن اظهارات تكرارى و ضد و نقيض معمر قذافى رهبر ليبى چندان ـ تعجب اعراب را بر نمى انگيزد؛ او براى اولين بار در سال ۹۸ ميلادى پس از آنكه اعلام نمود كه خود را ـ بيشتر آفريقايى مى داند تا عرب، از اتحاديه عرب استعفا كرد. آن هنگام به ويژه اين تصور در ميان تحليلگران رواج يافت كه سرهنگ پس از در انزوا قرار گرفتن در ميان اعراب، تصميم گرفته بى مهرى هاى پسرعموها را با قطع رابطه پاسخ دهد. چنان كه تلاش هاى قذافى براى قرار دادن ليبى در محوريت جهان عرب همواره با مخالفت برادرهاى بزرگ (مصر، عربستان و ...) مواجه شده بود. اما نه آن اقدام هاى بحث برانگيز و نه اين گفته قذافى كه ليبى تصميم گرفته پيش از آنكه خود را عرب بداند به هويت آفريقايى اش بينديشد، هيچ يك از سوى ناظران و تحليلگران جدى تلقى نشد و اگرچه احمد ماهر وزير امور خارجه مصر پس از اعلام خروج ليبى از اتحاديه عرب شتاب زده آن را وارد شدن خنجرى به پشت كشورهاى عربى توصيف كرد، اما چهره هاى عرب به اين خروج ها و بازگشت ها عادت كرده اند.
دومين خروج ليبى از اتحاديه عرب در سال ۲۰۰۱ روى داد. در آن سال معمر قذافى كه در اجلاس اتحاديه عرب در بيروت شركت كرده بود با ارائه كتابى به نام كتاب سفيد، راه حلى براى پايان دادن به مناقشه خاورميانه پيشنهاد نموده بود. وى از دبيرخانه اتحاديه درخواست كرده بود كه كتاب سفيد چاپ و ميان شركت كنندگان اجلاس بيروت توزيع شود. اما دبيرخانه اتحاديه اين درخواسترا رد كرد و نخستين عامل براى افزايش تنش ميان اعراب و ليبى به وجود آمد. در همين حال طرح صلح قذافى كه بر بازگشت كامل فلسطينى ها به سرزمين شان، برگزارى انتخابات فراگير در سرزمين هاى اشغالى براساس الگوى آفريقاى جنوبى، تشكيل دو كشور مستقل فلسطينى و اسرائيلى و در پايان عضويت اسرائيل در كليه اتحاديه ها و مجامع عربى، استوار بودند از سوى رهبران عرب چندان مورد توجه قرار نگرفت بويژه آنكه طرح امير عبدالله كه در همين اجلاس ارائه شد نزديكى قابل دركى به قطعنامه ۱۳۹۷ شوراى امنيت داشت و نزد برخى محافل عرب ـ اروپايى با اهميت تلقى شد. مجموعه اين نكات سبب شد تا سرهنگ سرخورده و ناراحت به كشورش باز گردد و براى خروج از اتحاديه تصميم بگيرد. با اين حال هيچ كس نمى داند كه چرا از بازگشت سرهنگ تا اعلام خروج اين كشور از اتحاديه عرب حدود شش ماه طول كشيد. شركت مجدد قذافى در اجلاس امسال اتحاديه عرب در تونس، يك بار ديگر درستى اين لطيفه مشهور را نشان داد كه در ليبى حرف با عمل به ندرت منطبق مى شود. امسال هم سرهنگ همانند سال هاى پيش به اجلاس اتحاديه رفت و دوباره همان سناريوى تكرار مشاجره لفظى با مقامات حاضر و خروج قهرگونه قذافى از اجلاس تكرار شد. اما او امسال از خروج ليبى از اتحاديه هيچ سخنى به زبان نياورد. كارشناسان در باره اين مواضع ضد و نقيض قذافى مى گويند كه وى بر خلاف پيش بينى هايش نتوانسته در آفريقا از موضع ارشد بهره مند شود؛ قذافى در اين انديشه بود كه با استفاده از ثروت نفت و دوستى با برخى رهبران قدرتمند اروپايى مى تواند برترى خود را در آفريقا اثبات كند. او به اين دليل حتى سازمان وحدت آفريقا را به اتحاديه آفريقا تغيير نام داد و در جهت حل برخى مشكلات درون قاره اى آفريقا تلاش كرد. اما هيچ يك از اين اقدامات نتوانست چنان كه بايد نقش ليبى در آفريقا را برجسته سازد و قذافى نا اميد از به دست آوردن رهبرى قاره سياه مجدداً به ميان اعراب بازگشت. به نظر مى رسد قذافى در اين تلاش ها به ويژه تمايل داشته تا با به دست آوردن نقش رهبرى در آفريقا، محور دو سوى اقيانوس اطلس در شمال و جنوب ( اروپا ـ آفريقا) را تقويت كند و بدين ترتيب از فشارهاى ايالات متحده بر طرابلس بكاهد. اما نه تنها سفر سال گذشته جرج واكر بوش به آفريقا بلكه تلاش هاى فرانسه در قالب اتحاديه فرانكوفون نيز طرح هاى رهبر ليبى را ناكام گذاشت. چنان كه به نظر مى رسد تصميم طرابلس در مقابل خلع سلاح ديكته شده از سوى واشنگتن از ناكامى قذافى در اجراى طرح هاى بلند پروازانه اش در آفريقا ناشى شده باشد.
با اين حال پس از ناكامى در كسب رهبرى آفريقا، ليبى ممكن است دوباره به مجامع عربى بازگشت كرده باشد. در اين باره سرهنگ معمر قذافى كه براثر ملاحظات منافع شخصى حتى نزديك ترين دوستانش، مانند سرگرد عبدالسلام جلود، مرد شماره ۲ ليبى را كنار گذاشته، ممكن است براى برداشت حداكثر منافع با دشمنان ديرين خود، ايالات متحده آمريكا و حتى اسرائيل نيز بر سر ميز مذاكره بنشيند و يا براى دستيابى و تسهيل دستيابى به مقامى ارشد در جهان عرب، به اقدام هايى ماجراجويانه از قبيل طراحى ترور شخصيت ها و رهبران برجسته جهان عرب نيز دست بزند.