باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز دوشنبه 2 فروردين 1389 كاربران برخط 115 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
ابن عربي و جايگاه عقل
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ
گزارشي از نشست ماهانه مؤسسه پژوهش اديان جهان


مؤسسه پژوهش اديان جهان، موسسه‌اي غيردولتي و غيرانتفاعي است كه به جهت فعاليت و پژوهش در حوزه اديان زنده جهان تأسيس شده است.

نشست ماهانه اين موسسه اين بار به بررسي كتاب فصوص‌الحكم ابن عربي ترجمه محمدعلي موحّد اختصاص داشت.

در اين جلسه علاوه بر حضور مترجم چهره‌هايي چون فيض دزفولي و منوچهر صدوقي سها نيز حضور داشتند كه در نتيجه جلسه به صورت بحث و گفتگو ميان اين اساتيد اداره شد و بالطبع اين بحث‌ها و گفتگوها از زيبايي خاصي برخوردار بود.

آنچه در ادامه مي‌خوانيد گزارشي است از آن جلسه و مباحث.

 

 
   ● نويسنده: صدرا - صدوقي

منبع: روزنامه - اطلاعات - تاريخ شمسی نشر 24/12/1387

 
 

عبدالرحيم گواهي در ابتدا گفت: «خوشبختانه همه با نام آقاي دكتر موحد آشنا هستند، ايشان متولد تبريز هستند، تخصص اصلي ايشان حقوق است و در ايران و انگلستان تحصيل كرده‌اند و تاليفات متعددي دارند، ايشان از ياران دكتر مصدق در نهضت ملي شدن نفت هستند، البته بزرگاني چون دكتر مصدق افراد بي‌نظيري هستند كه ارزش آنها بعدها مشخص خواهد شد. اگر بخواهم به برخي از آثار آقاي دكتر موحد اشاره كنم، بايد بيان كنم كه ايشان در چند رشته مجزا كار كرده‌اند؛ يكي حقوق و مسائل حقوقي كه نتيجه آن تاليف آثاري چون خواب آشفته نفت و درس‌هايي از داوري‌هاي نفتي است.

اما ايشان در اين رشته توقف نكردند و آثار ادبي و عرفاني را هم تدوين كردند. مثل چهار مقاله ادبي از آيزايا برلين، مقالات شمس، سفرنامه ابن‌بطوطه و ترجمه فصوص‌الحكم، لذا آقاي دكتر موحد در سه حوزه حقوق و ادبيات و عرفان، فعاليت‌هاي علمي و پژوهشي قابل توجهي را انجام داده‌اند، من البته هميشه مشتاق بودم كه شخصاً بدانم علاقه ايشان به شمس و مولانا از كجا نشأت گرفت؟ آيا با مردي از مردان خدا ديدار كردند يا عاملي دروني مسبب اين امر بوده است؟


ابن‌عربي نابغه بود

در ادامـه مـحمدعلي موحد مترجم فصوص الحكم ابن‌عربي به ايراد سخن پرداخت: «بنده هم مثل همه ايراني‌ها به مرحوم مصدق علاقه‌مند بودم و او را سياستمداري طيب و طاهر مي‌دانستم و اين خيلي مهم است، كه ما هميشه شخصيت‌هايي چون مصدق را الگوي خود قرار دهيم.»

وي اضافه كرد: «مايه خوشوقتي است كه الان شاهد هستم در اين وانفسا در تهراني كه ما در آن هستيم، چنين جلساتي [چون اين جلسه] تشكيل و به بحث‌هاي علمي اهتمام مي‌شود. اما نكته‌اي كه بايد بگويم اين است كه من از ابتدا كوشيدم تا پنجره دلم را باز كنم؛ پيامبر اسلام هم فرمود كه خود را در معرض باد بهاري و نفحات ربوبي نگاه داريد، لذا بنده بدون اينكه برنامه‌ريزي خاصي كرده باشم سعي كردم تا پنجره دلم را باز نگاه دارم، نه اينكه نتوانسته‌ام استفاده‌اي ببرم، ولي در اين نيت بودم و لذا نتيجه آن شد كه در آثار بنده ملاحظه مي‌فرماييد.»


شمس و مولانا و ابن‌عربي

اين استاد دانشگاه درباره ابن عربي گفت: «اما درباره ابن عربي، هيچ كس نيست كه بتواند به او بي‌اعتنا باشد، من هم در دوران جواني با او آشنا شدم... اما آنچه مرا به كار درباره ابن عربي واداشت، قضيه شمس و مولانا بود. چون ما شمس را از طريق مولانا شناخته‌ايم، حال آنكه مولانا از طريق شمس است كه مولانا شده است [و اين مانند داستان رابطه سقراط و افلاطون است] و اين شمسي كه هيچ كس را قبول ندارد درباره ابن‌عربي مي‌گويد: او [ابن‌عربي] همچون كوهي بود... و اين خيلي قابل توجه است. و البته مولانا هم از طريق صدرالدين قونوي از ابن عربي استفاده كرده است و بررسي اينروابط مرا بر آن داشت تا دوباره توجه خودم را به ابن عربي معطوف كنم.»


ابن عربي و جنبه مثبت و منفي تفكر او

وي درباره روند چاپ ترجمه كتاب فصوص الحكم ابن عربي گفت: «در خانه هنرمندان اين كتاب رونمايي شد و دو نفر از بزرگان، آقايان دكتر پورجوادي و مصطفي ملكيان دراين باره سخن گفتند، اما بريك چيز بايد تاكيد كنم و آن اينكه در مقدمه كتاب، من قصد تخريب ابن عربي را نداشته ام و بارها هم اين مطلب را تكرار كرده‌ام، افرادي چون ابن عربي، مسلماً جزو نوابغ هستند و شكي البته در اين مطلب وجود ندارد و ما بايد خيلي چيزها از او بياموزيم.»

او ادامه داد: «شما مي‌توانيد از هر چيزي بت بسازيد و اين امري مذموم است و در حقيقت بزرگان ما آمده‌‌اند براي بت شكني [پيامبر ما هم بت‌شكن بود]، پس هيچ‌كس نبايد بت باشد، لذا اگر بزرگان در بزرگي‌شان براي ما باقي باشند، مثل اعلي هستند، اما اگر تبديل به بت شدند، ما به بت‌پرستي مي‌افتيم، بنابراين من در اين كتاب كوشيده‌ام قضاوت منصفانه‌اي از ابن عربي به دست دهم و اينكه چه گرفتاري‌هايي از قبل او ايجاد شده است... اما بايد توجه داشت كه اين گناه ابن عربي يا علي‌بن ابي‌طالب(ع) نيست كه عده‌اي از خطوط اصلي منحرف شده‌‌اند، چون افرادي چون ابن عربي در تعاليم شان يك جنبه مثبت دارند و يك جنبه منفي و متاسفانه جنبه منفي او به دليل سهل‌الوصول بودن، بيشتر مورد توجه قرار گرفته است و من اميدوارم كساني كه مقدمه كتاب بنده را مطالعه كرده‌‌اند، دچار سوءتعبير نشوند والا باقي مطالب كتاب، سخنان خود ابن عربي است.»

مترجم فصوص‌الحكم ابن‌عربي در ادامه بيان كرد: «ما عمري با اصطلاحات ابن عربي سر و كله زده‌ايم و اين كار بايد ما را به مقصدي برساند؛ گفت كه: حلقه كوران به چه كار اندريد؟!... و ما مشغول و گرفتار به اين اصطلاحات شده‌ايم و اين سودي ندارد جز اينكه ما را سردرگم مي‌كند.»

محمدعلي موحد در پايان سخنان خود تاكيد كرد: «اميدوارم كسي با خواندن مقدمه اثـر بنـده فـكر نكند كه من قصد تخريب ابن عربي را داشته‌ام، چون اگر كسي مثل ابن عربي تخريب شود، ديگر چيزي باقي نخواهد ماند، اما بايد توجه داشت كه بزرگان ما بري از اشتباه نيستند چون در غير اين صورت كمال مطلق خواهند بود، حال آنكه كمال مطلق از دسترس ما دور است.»


آثار دكتر موحد سرشار از سلامت نفس است

در ادامه فيض دزفولي از اساتيد فلسفه گفت: «من معمولا با اشتياق فراوان آثار آقاي دكتر محمدعلي موحد را مطالعه مي‌كنم. آثار دكتر موحد مهم‌ترين ويژگي‌اش زيبايي و رواني آن است و اينكه بسيار متقن است. در تعابير شمس تبريزي هست كه مي‌گويد بعضي كه سخن مي‌گويند از دهان آنها دود و آتش برمي‌آيد و بعضي هم گل و ريحان... و اين البته بسته به درون انسان است... لذا آثار ايشان با تمام سلامت نفس و زيبايي عقل و خرد نوشته شده و اين البته از نتايج عنايت الهي است، البته آثار آقاي دكتر موحد بسيار متنوع است، ايشان ا ولين كسي بودند كه شمس تبريزي را به ما معرفي كردند و اين نعمت بسيار بزرگي است و مقالات شمس تبريزي كار ايشان است [و البته شرح آنها] و اميدواريم كه هميشه از آثار و بركات ايشان بهره‌مند باشيم.»


انتقاداتي به ترجمه فصوص‌الحكم ابن‌عربي

منوچهر صدوقي سها مدرس حكمت و فلسفه اسلامي در ادامه به ايراد سخن پرداخت: «من در دانشكده حقوق جزو شاگردان آقاي دكتر موحد بودم و افتخار شاگردي ايشان را دارم و به شدت به آثار ايشان علاقه‌مندم، حتي زماني كه كتاب مقالات شمس تبريزي ايشان به دستم رسيد از شدت اشتياق تا به صبح نخوابيدم و آن كتاب را مطالعه كردم، همچنين هميشه شيفته شخصيت اخلاقي ايشان هستم، اما از طرفي ابن عربي از جمله قلّه‌هاي عرفان ما است لذا اجازه مي‌خواهم سوالاتي را درباره ترجمه فصوص به خدمت‌شان عرض كنم.»

او اضافه كرد: «قطعاً يكي از آرزوهاي ما همواره اين بوده كه ترجمه‌اي فارسي از فصوص‌الحكم را در دست داشته باشيم و من با كمال اشتياق اين كتاب را تهيه كردم اما با خواندن مقدمه كمي دگرگون شدم، در جلسه رونمايي كتاب هم آقاي دكتر پورجوادي فرمودند كه هاله قداست ابن عربي با اين كتاب پاره شد... الان با توضيحاتي كه استاد فرمودند معلوم مي‌شود كه تلقي امثال ما، غلط بوده است، چون من با خواندن آن مقدمه بيمار شدم و لذا از محضرشان خواهش مي‌كنم كه توضيحي مرقوم بفرمايند كه از اين مقدمه قصد تخريبي در كار نبوده است.»

[در اينجا دكتر موحد اشاره كرد كه در يكي از نشريات توضيحاتي را ارائه نموده است. ] اين استاد دانشگاه در ادامه اظهار داشت: «در مقدمه ذكر كرده‌ايد كه شارح اول فصول [جندي] كه از شاگردان زبده قونوي است و به اشاره استاد عهده‌دار نوشتن شرحي بر كتاب شده در آغاز شرح خود مي‌گويد كه همان خطبه كتاب را نزد استاد آموخته و بقيه را خود دريافته است.

اما متن جندي اينگونه است، جندي مي‌گويد: شرح لي خطبه‌الكتاب و قد اظهر وارد الغيب عليه آياته و نفح النفس الرحماني بنفحاته و تصرف بباطنه الكريم تصرفا عجيبا حاليا في باطني... لذا ماحصل اين كلام آن است كه خطبه را محي‌الدين به قونوي و قونوي براي جندي شرح كرده است و قونوي مي‌گويد بعدها خدوند مرا شريك كرد در مطالبي كه به اطلاع محي‌الدين رسانده بود و جندي هم مي‌گويد كه قونوي پس از خواندن خطبه در من تصرف كرد و مطالب را به من القا كرد... اما اين مطالب در نقل حضرتعالي در كتاب موجود نيست.»

منوچهر صدوقي سها افزود: «در جاي ديگري از كتاب فرموده‌ايد: شاخه ديگر تعاليم ابن عربي شاخه خرافه‌آميزتر و عوام‌پسندانه‌تر است...»در اينجا محمدعلي موحد گفت: «من منظورم اين بوده است كه شاخه مثبت تعاليم ابن عربي آن است كه در تعاليم ملاصدرا مي‌بينيد كه قابل احترام است، اما شاخه منفي هم دارد...» صدوقي سها پس از پاسخ دكتر موحد اضافه كرد: «آخرين نكته اينكه، در بخشي از كتاب بيان كرده‌ايد كه مكتب ابن عربي رسماً عذر عقل را مي‌خواهد و صراحتاً مي‌گويد كه كميت عقل در ميدان معرفت لنگ است... اما محي‌الدين در جايي از فصوص خلاف اين مطلب را مي‌گويد: فلا اعقل من الرسل فقد جائوا بما جائوا به بالخبر عن الجناب اللهي فاثبتوا ما اثبته العقل... و اين دو با هم قابل جمع نيستند.»محمدعلي موحد در پاسخ به اين مسئله گفت: «اساساً عذر عقل خواسته است چون ما عوالمي داريم كه از دسترس عقل خارج است، حال چه ابن عربي عذر عقل را بخواهد يا نخواهد.»


ابن عربي و طور وراي عقل

در پايان جلسه فيض دزفولي نكاتي را بيان كرد: «بايد توجه داشت كه ابن عربي بدون شك يكي از طرفداران عقل است اما تعبيري كه خود او دارد و بعدها ديگران از آن بحث كرده‌اند ـ از جمله شبستري ـ معتقد به «طور وراي عقل» است و اين تعبير را فراوان به كار برده است، لذا در يك جاهايي عقل لنگ است و به نظر من آنچه آقاي دكتر موحد در كتاب بيان كرده‌اند، ناظر به اين بحث است، يعني نبايد اينگونه تصور كرد كه اگر در جايي از عقل انتقاد مي‌شود، اين به معني مخالفت با عقل است؛ لذا بايد همه جا را مدنظر داشت و به يك نقطه خاص توجه نكرد.»

وي در توضيح نظم قرآني در ابن عربي گفت: «ابن عربي در فتوحات مي‌گويد كه آيات قرآن با يكديگر ارتباط غيبي دارند و البته اهلش متوجه اين امر هستند، سپس تأكيد مي‌كند آنچه من مي‌گويم در هر جايي به فراخور حال شكل خاصي دارد و بايد به همه ‌آنها مراجعه كرد، لذا بايد توجه داشت كه قضاوت روي ابن عربي بسيار دشوار است و بايد حتماً او را در يك نگاه جمعي مورد مطالعه قرار داد.»

 


 

 

    224 بازديد     0 امتياز     0 نظر


دريافت فايلهاي پيوست
●   تصوير 

مطالعات موضوعي :
●   عقل 

افراد و مشاهير
●  ابن عربي   محی الدین

دسته
●  متن / گزارش

رسته :2

تاريخ ارسال:13/01/1388
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب