| مقدمه
ارتباط میان سیاست خارجی و داخلی در دنیای امروز به امری بدیهی تبدیل شده است به طوری که سیاستمداران و متفکران متعددی از جنبه های مختلف به این مقوله پرداخته اند. در واقع تاثیر عوامل داخلی در شکل گیری سیاست خارجی یک کشور به موضوعی غیرقابل انکار تبدیل شده است. روسیه نیز به عنوان یک کشور مهم در عرصه بین المللی از این قاعده مستثنی نیست و برخی عوامل داخلی این کشور نقش انکار ناپذیری در سیاست خارجی امروزی آن کشور ایفا و جهت گیری ها را مشخص می کنند، همچنین بینش ها و نگاه ها را تنظیم می نمایند و مانع از شکل گیری یک تفکر بین المللی کارآمد در عرصه سیاست خارجی این کشور می شوند.
قاطعیت سیاست خارجی روسیه که بر درآمدهای ناشی از منابع طبیعی استوار است باعث شد عده ای بر این باور باشند یک امپراتوری جدید انرژی در حال شکل گیری است. روسیه امروز بوسیله نخبگان نظامی و امنیتی دوران پس از اتحاد شوروی اداره می شود که ارزش های خاک پرستانه امپراتوری روسیه و اتحاد شوروی را در این کشور درونی کرده اند. این نخبگان جهان خارج را از منظر قدرت نظامی و اقتصادی مورد بررسی قرار می دهند. آنها همچنین از سیاست خارجی به عنوان ابزاری برای تحکیم حمایت داخلی و تقویت این برداشت که روسیه بوسیله دشمنانی احاطه شده که مشروعیت دموکراتیک آن را زیر سئوال برده اند، استفاده می کنند.
علی رغم قدرت و توانایی روسیه، کرملین قادر نیست برخی ضعف های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و جمعیت شناختی کشور را حل کند. این نقطه ضعف ها ممکن است حس ثبات در روسیه را مورد چالش قرار دهد بویژه اگر اقتصادش رو به وخامت برود. مطابق یک مثل روسی: "روسیه همان طور که هرگز به عنوان یک دولت قوی مطرح نبود هرگز به عنوان یک دولت ضعیف هم مطرح نبود."(1) پوتین این عبارت را در سخنانش در ماه می سال 2002 چنین تعدیل کرد: "روسیه هرگز قوی نبود اما می خواست باشد و هرگز ضعیف نبود هر چند که به نظر می رسید باشد."(2)
عوامل تاثیر گذار داخلی
توانمندی های روسیه اقتدارگرایان و افکار عمومی روسیه را متقاعد می کند که کشورشان هنوز یک قدرت بزرگ است. با این حال برخی ضعف های روسیه، توانایی اش را برای این که یک قدرت بزرگ باشد، محدود می کند. این کشور اگرچه از یک ضعف دولتی مزمن رنج می برد، اما همواره سیاست خارجی را اتخاذ می کند که باعث می شود همچنان رؤیای امپراتوری در سر داشته باشد. در خلال یک دهه، اقتدارگرایان روسی در ارائه یک ایدئولوژی برای ملت سازی مدرن و متحد و همچنین در غلبه بر حسرت روس ها برای امپراتوری از دست رفته شان ناکام ماندند. پوتین در آوریل سال 2005 فروپاشی اتحاد شوروی را بزرگ ترین فاجعه ژئوپلتیکی قرن بیستم خواند.(3) در این بین برخی عوامل داخلی به شدت بر سیاست خارجی روسیه تاثیر دارند و البته ضعف ها و مشکلات مرتبط با این عوامل نیز به آسانی حل نمی شود. این عوامل عبارتند از: فاجعه جمعیتی در روسیه، ایدئولوژی و تنش در درون جامعه روسی، دموکراسی مدیریت شده و مشکلات اقتصادی.
الف: فاجعه جمعیتی
مشکلات جمعیتی روسیه را می توان در چند مقوله مورد بررسی قرار داد که عبارتند از:
1- شیوع کشنده بیماری های مرگ آور
2- مسایل نژادی
3- تاثیرات کاهش جمعیت
در روسیه از مدتها پیش سنت ازدواج در سن پایین مرسوم بوده است. در سال 1744 کلیسا سن ازدواج را برای زنان 13 سال و برای مردان 15 سال تعیین کرد و ازدواج عروسها بین 13 - 14 و دامادهای 16 - 15 ساله تا قرن نوزدهم قانونی بود.(4)
از صد سال پیش تشکیل خانواده دچار تغییراتی شد ولی باز سن ازدواج پایین تر از امروز بود (زنان به طور متوسط، در 20 سالگی و مردان در 22 سالگی ازدواج می کردند) و درصد کمی از جمعیت تا قبل از 25 سالگی مجرد باقی می ماندند.
در مناطق جنوبی روسیه، دختری که تا سن 19 سالگی ازدواج نمی کرد، ترشیده تلقی میشد. نه تنها دختران که پسرها نیز اگر تا سن مشخصی تشکیل خانواده نمیدادند، واقعاً تأسف آور بود و عضو جامعه به حساب نمیآمدند.
از قرن بیستم، پس از مدرنیزه شدن روسیه، شرایط باید تغییر میکرد – همچون اروپا که به عنوان مثال، اولین ازدواج تنها در مرز سی سالگی انجام میگرفت و درصد زیادی از مردم در این سن ازدواج میکردند؛ آنها معتقد بودند که اصلاً نیازی به تشکیل خانواده نیست – اما عملاً هیچ تغییری در روسیه صورت نگرفت؛ در اوایل سال های دهه 1990، همچون صد سال پیش از آن، 80 درصد دختران روس تا سن 25 سالگی ازدواج میکردند. اکثر آنها سعی میکردند تا سن 18 سالگی رسما ازدواج کنند، یعنی بلافاصله پس از رسیدن به سن قانونی.(5)
از طرف دیگر، برای بالا بردن رفاه، دختران آرزوی داشتن شغل را داشتند، و حتی آن را برای خود حتی مهم تر از ازدواج موفق میدانستند. بدین صورت ازدواج رسمی کم کم جایگاه خود را از دست داد.
اگرچه به طور سنتی در روسیه زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی پسندیده نیست، اما در سال های اخیر، تحت تاثیر شیوه زندگی در غرب، جمعیت جوان روسیه آرام آرام به این سو حرکت میکند. جوانها معتقدند قبل از ثبت ازدواج لازم است مدتی با هم زندگی کرده و یکدیگر را بشناسند؛ عقد ازدواج، گامی جدی است، مگر میتوان به این راحتی برای آن تصمیم گیری کرد، بدون این که شناختی از همسر آینده داشته باشیم؟
امروز چیزی در حدود 45 درصد مردان و 30 درصد زنان سنین 24 - 20 سال و 20 درصد مردان و زنان سنین 39-25 «بدون ازدواج رسمی» با یکدیگر زندگی میکنند. زن و مرد جوان ترجیح میدهند تنها با یکدیگر ملاقات داشته باشند، آن هم "بدون مالکیت مشترک" (در واقع یک سوم دختران و تقریباً نیمی از مردان جامعه روسیه در حال حاضر به این شکل زندگی میکنند). اما هر چه سن و سال بالاتر است، تمایل به زندگی سنتی و داشتن خانواده با تمام مشخصات شایسته آن بالاتر میرود و به آماری در حدود 90 درصد افراد این سن میرسیم.(6)
رؤیای قدرت بزرگ نخبگان فعلی روسی نمی تواند بدون داشتن منابع انسانی ماهر، پیشرفته و فراوان تحقق یابد. با این وجود، از دهه 1980 این کشور کاهش دراماتیکی در میزان جمعیت، تسهیلات و متوسط عمر زندگی داشته، و این در حالی است که میزان مرگ و میر و بیماری شامل HIV، سل و... در روسیه افزایش داشته است. از سال 1995 تا میانه های سال 2007 جمعیت کل این کشور حدود 5/6 میلیون نفر کاهش یافت و به پائین تر از 142 میلیون نفر رسید که تقریباً کاهشی 4/4 درصدی می باشد.(7) کاهش جمعیت معمولاً در حالت جنگ و مهاجرت وسیع رخ می دهد، اما کاهش جمعیت روسیه در حالی رخ داد که در حالت صلح فوق العاده ای قرار دارد و از رشد اقتصادی و میزان مهاجرت مثبتی نیز برخوردار می باشد. روسیه نهمین جمعیت بزرگ جهان را در اختیار دارد اما پیش بینی می شود که جمعیت آن تا سال 2025 به 5/128 میلیون نفر و تا سال 2050 به 4/109 میلیون نفر برسد.(8) به دلیل پائین بودن میزان تولد و بالا بودن میزان مرگ و میر، روسیه هر سال در حال از دست دادن میانگین 700000 هزار نفر از جمعیت خود است. در سال 2006 میزان مرگ و میر 2/15 مرگ در هر هزار نفر بود در حالی که میزان زاد و ولد 4/10 تولد در هر 1000 نفر بوده است. در قیاس با دیگر کشورهای صنعتی میزان تولد در روسیه پائین است و میزان مرگ و میر بویژه در میان جامعه کارگری مردان شگفت انگیز می باشد. متوسط عمر مردان روسی 59 سال است که 5 سال پائین تر از میانگین 40 سال پیش و 13 سال پائین تر از متوسط عمر زنان روسی می باشد؛ این یکی از بزرگترین شکاف های سنی در جهان است.(9) راه حل مهیج اخیر یعنی پرداخت 4000 دلار در ازای هر تولد ممکن است باعث ایجاد یک مسئله رفاهی ارثی در جاهایی که تولد وجود ندارد و همچنین رشد جمعیت مسلمان (که دولتمردان روسی از آن هراس دارند) و جمعیت فقیر روستایی و شهری این کشور شود.
1- شیوع کشنده بیماریهای مرگ آور: روسیه از نظر میزان وقوع بیماری های قلبی و سرطان، مقام اول را در جهان داراست. دلایل ظاهری و قابل پیشگیری مثل تصادف ها حدود 15 درصد مرگ و میر را موجب می شوند. با وجود این که به نسبت دیگر کشورهای صنعتی در روسیه خودرو کمتری وجود دارد اما میزان مرگ و میر ناشی از تصادفات در این کشور 100000 نفر بالاتر از کشورهای صنعتی است. مرگ های ناشی از قتل در سال 2006 حدود 30000 نفر بود که با میزان مرگ و میر ناشی از مسمومیت الکلی برابر و حتی از میزان خود کشی هم بالاتر است. گرایش به الکل باعث رشد قابل توجه میزان بیماری های قلبی شده است.(10)
روسیه از شیوع کم نظیر HIV، سایر بیماری های مقاربتی و سل رنج می برد. رشد HIV در روسیه بیشتر از هر کشور دیگری می باشد، به طوری که 3/1 میلیون نفر از افراد بالغ روسیه یعنی حدود 1/ 1 درصد جمعیت این کشور آلوده به این بیماری هستند.(11) به خاطر شیوع سل در میان روس ها، داشتن آمار مرگ های ناشی از ایدز کار بسیار دشواری است. طبق آمار سازمان بهداشت جهانی تقریباً در هر 100000 نفر از جمعیت روسیه، 150 نفر آلوده به بیماری سل هستند.(12) اکثریت وسیعی از مبتلایان به HIV در این کشور از طریق استفاده از مواد مخدر تزریقی که در میان جمعیت جوان کشور فراوان است، به این بیماری دچار شده اند. بر اساس برخی آمارها، حدود 2 میلیون روس یعنی 96/1 درصد جمعیت روسیه، مواد مخدر تزریق می کنند. یک مقام رسمی کنترل مواد مخدر در این کشور پیش بینی کرد که تعداد کل مصرف کنندگان این مواد در روسیه در سال 2014 از حدود دو میلیون نفر کنونی به حدود 35 میلیون نفر برسد(13). این آمار نگران کننده ناشی از مواد مخدر افیونی ارزانی است که از افغانستان و آسیای مرکزی وارد می شود و همچنین ناشی از تولید داروهای تقلبی تولید شده در داخل روسیه است.
2- مسایل نژادی: آسیای مرکزی جایگاه اصلی مهاجران مسلمان است که روانه روسیه می شوند، در حالی که جمعیت اسلاو روسی و کلیسای ارتدوکس همچنان رو به کاهش می باشد. جمعیت مسلمان روسیه به سرعت در حال رشد و تغییر دادن ساخت جامعه روسی است. زایمان و تولد هم در میان گروه های مسلمان بالاتر از اسلاوها است. در سال 2006 مناطق مسلمان بالاترین میزان رشد جمعیت در این کشور را داشتند: 79/1 درصد در چچن، 16/1 درصد در اینگوش و 65/0 درصد در داغستان، در حالی که میانگین ملی زاد و ولد 37/0- درصد بود.
از سال 1989 تاکنون جمعیت مسلمان روسیه 40 درصد افزایش یافته و به 20 تا 25 میلیون نفر رسیده است. جمعیت مسلمان مسکو حدود 5/2 میلیون نفر است که این شهر را در میان همه شهرهای اروپایی به بزرگ ترین شهر مسلمان تبدیل کرده است. مسلمانان می توانند تا سال 2015 اکثریت ارتش روسیه و تا سال 2020 حدود یک پنجم جمعیت این کشور را تشکیل دهند.(14) این امر تاثیرات ایدئولوژیکی، فرهنگی و سیاسی شدیدی برای روسیه در پی خواهد داشت، زیرا نژادهای غالب روسی از این که هویت ملی روسیه به لحاظ نژادی به چالش کشیده شده، ناراحت هستند. تغییر ساخت نژادی جامعه و رشد اسلام افراطی، تنش های نژادی را در میان شهروندان روسی تشدید کرده است.
3- تاثیرات کاهش جمعیت: تغییرات جمعیتی بر توانایی یک کشور در کسب قدرت تاثیر دارد. نیروی نظامی روسی در سربازگیری و عضو گیری ناکام مانده است. برخی جمعیت شناسان پیش بینی می کنند تا سال 2016 نیمی از سربازان روسی مسلمان خواهند بود. همچنین مشخص نیست این اکثریت مسلمان که باعث ایجاد یک ارتش غیر روسی می شوند، پرچم این کشور را در خارج نزدیک یا هر جای دیگری با علاقه حمل کنند. به علاوه، نیروی کار هم در تعداد و هم در کیفیت نزول بیشتری خواهد داشت؛ بیماری، پیری و مرگ هم مطرح است. در برخی کشورها مهاجرت به کاهش پیامدهای منفی کاهش جمعیت کمک کرد. در روسیه اغلب مهاجران از جمهوری های سابق اتحاد جماهیر شوروی در آسیای مرکزی و در چین و افغانستان هستند. با این وجود، همان طور که رشد بیگانه ستیزی و نژادپرستی در روسیه در حال رخ دادن است، اغلب روس ها مخالف مهاجرت غیر اسلاوها هستند. حکومت روسیه قادر نیست بحران جمعیتی و بهداشتی موجود را از بین ببرد. در سال 2004 مراقبت بهداشتی کمتر از 6 درصد تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داد. روسیه در سال 2007 قصد داشت که 2/10 میلیارد دلار روی طرح های اولویت ملی پرزیدنت پوتین صرف کند اما تا به حال برای بهبود وضعیت بخش بهداشت عمومی روسیه ناکام مانده اند.(15)
سال 2008 میلادی از سوی پوتین به عنوان سال خانواده نام گرفت و تمام دستگاه های دولتی موظف شدند برنامههای تشویقی خود را برای افزایش جمعیت و جلوگیری از بحران کاهش جمعیت ارائه کنند.
نگرانی از کاهش جمعیت تا سال 2030 میلادی سبب گردید تاکنون برای تشویق والدین به فرزندآوری، مبلغ یازده هزار دلار به عنوان «سرمایه گذاری مادر» به والدینی که فرزندشان متولد شود پرداخت شود و تا رسیدن هریک از فرزندان متولد شده به سن هفت سالگی، ماهانه دویست دلار هزینه نگهداری، سلامت و بهداشت نیز به والدین پرداخت شود. اگرچه اکنون تمایل والدین به فرزند دارشدن – در مقایسه با دهه نود میلادی که بحران اقتصادی روسیه تمایل آنان به فرزند دار شدن را کاهش داده بود – بیشتر شده ولی نگرانی دولت همچنان باقی است، چه آن که هزینههای روزمره زندگی و گرانی روسیه که پایتختش برای سومین سال پیاپی به عنوان گران ترین پایتخت جهان شناخته شده، ممکن است این تمایل را بازستاند و بحران جمعیتی همچنان مسئله ای لاینحل باقی بماند. از این رو ترویج آموزههای شرقی به عنوان یک راهکار جدی در تمایل به حفظ کانون خانواده و افزایش زاد و ولد، اتخاذ گردیده است و اکنون به منظور تشویق افراد به تشکیل خانواده، حفظ خانوادههای تشکیل شده، و افزایش تمایل به فرزند دارشدن، تبلیغات وسیعی صورت میپذیرد و دولت بر این باور است که باید هرچه زودتر این بحران را مدیریت کند.(16)
ادامه دارد ...
|