باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز سه شنبه 12 آذر 1387 كاربران برخط 303 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
سرعت تحول
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

   ● نويسنده: دانيل - بل

مترجم: احد - عليقليان

 
 

همچنان كه به قرن بيست‌ويكم نزديك مي‌شويم گفته مي‌شود كه «سرعت تحول» به گونه‌اي سرسام‌آور شتاب گرفته است. اين چيزي است كه رسانه‌هاي ملي و بين‌المللي و نيز بسياري از كتاب‌هاي پرطرفدار در زمينه‌ي تجارت و مديريت مي‌گويند. در واقع اين سخن را چندان مي‌شنويم كه مردم عادي احساس مي‌كنند كه لابد بايد حقيقتي در آن باشد. بسياري احساس خطر، يا دست‌كم سراسيمگي، مي‌كنند و براي اهل تجارت كه به ويژه مستعد تنش هستند «سرعت تحول» پديده‌ي نگران‌كننده‌اي است. اين است تصويري كه از ما مي‌خواهند به آن نگاه كنيم. اما آيا اين حقيقت دارد؟

همچنين گفته مي‌شود كه جامعه‌ي اطلاعاتي از راه رسيده است. تكنولوژي‌هاي جديد يكي پس از ديگري رواج مي‌يابند، براي همراهي با سرعت پديده‌ها ناچاريد به يادگيري نظريه‌هاي جديد و روش‌هاي نو ادامه دهيد. موجي از پي موجي ديگر مي‌آيد و ناگهان چنان كه گويي تحولي غافلگيرمان كرده باشد، خويشتن را در دنياهاي قشنگ نو مي‌بينيم. شماري از مردم حتي چنين استدلال مي‌كنند كه ما در تلاش براي به‌كارگيري تكنولوژي‌هاي نو و سازگاري با آن به تأخير فرهنگي ـ كه در عرصه‌ي تكنولوژي معادل تأخر زماني در پروازها و در نتيجه جت‌زدگي است ـ دچار شده‌ايم. آنان مي‌گويند كه تحول اجتماعي را ياراي همپايي با تحول تكنولوژيك نيست. ديگر منتقدان اجتماعي پرطرفدار استدلال مي‌كنند كه ما همگي در دام خطر از خود بيگانگي و بي‌ريشگي در جهان بيگانه‌ي ضدانساني و بهره‌مند از تكنولوژي پيشرفته گرفتار خواهيم شد مگر آن كه در برابر «سرعت تحول» ايستادگي كنيم.

با اين همه، اين بحث يكسره گمراه‌كننده است. نخست آن كه معناي دقيق «سرعت تحول» چيست؟ سرعت تحول چه چيزي؟ مسأله اساسي اين است كه اين اصطلاح فاقد يك سنجه ـ واحد اندازه‌گيري ـ است. شما مي‌توانيد مسافت يك مايل را در چهار دقيقه بدويد، يا اتومبيلتان را با سرعت 60 مايل در ساعت برانيد، اما وقتي از سرعت تحول سخن مي‌گوييم چه چيزي را اندازه‌گيري مي‌كنيم؟ حتي هنگام سخن گفتن از تحول تكنولوژيك، در بيشتر موارد روشن نيست كه دقيقاً چه چيزي اندازه‌گيري مي‌شود. پيشرفت تكنولوژي ممكن است استفاده‌ي كارآمدتر از سازمان‌هاي كار موجود باشد. پيشرفت تكنولوژيك شايد گذاشتن ماشين‌ به جاي انسان باشد. يا ممكن است تداول ناگهاني تكنولوژي‌هاي از پيش موجود باشد، شبيه به آنچه در پنج سال گذشته در اينترنت ديده‌ايم.

بسياري از نگراني‌هاي بي‌پايه را هوچيگري رسانه‌ها و نويسندگان كتاب‌هاي تجاري عامه‌پسند ايجاد كرده‌اند كه در جست‌وجوي فروش بيشتر، احساس مي‌كنند كه مجبورند رشته‌ي بي‌پاياني از نظريه‌هاي جديدتر و ظاهراً بهتر را عرضه كنند. بسياري از اهل تجارت در ايالات متحده و البته در ژاپن، قرباني اين پندار نادرستند كه براي همپايي با هر پديده‌ي نو ـ خواه تكنولوژي جديد، خواه جديدترين مدهاي روز مديريت ـ بايد سريع‌تر از هميشه بدوند.

توصيه‌ي من به كساني كه از تحول و به ويژه از تكنولوژي جديد احساس سراسيمگي مي‌كنند ساده است ـ فقط عقب بنشينيد و بينديشيد؛ آرام بگيريد و منتظر باشيد. شايد اين پيشنهاد، در روزگاري كه بسياري از مرشدان مديريت بين‌المللي پيوسته به شما هشدار مي‌دهند كه بايستي از همپايي با سرعت تحول اطمينان يابيد، البته در صورتي كه خود بتوانند از آن تعريفي به دست دهند، پيشنهادي بي‌پروا به نظر آيد؛ اما من قصد مزاح ندارم.

بيشتر مردم به اين مسأله توجه ندارند كه تكنولوژي، به ويژه در محيط رقابت، به سمت ساده‌سازي بيشتر گرايش دارد. تكنولوژي شايد زندگي ما را پيچيده كند، اما فرايند ساده‌سازي آن را قابل استفاده مي‌گرداند. تلفن را در نظر بگيريد. شمار كساني كه عملاً به پيچيدگي تكنولوژي به كار رفته در دستگاه تلفن مي‌انديشند اندك است، با اين حال ميليون‌ها نفر روزانه بدون زحمت از آن استفاده مي‌كنند. يا براي مثال اتومبيل را در نظر بگيريد. هشتاد يا نود سال پيش براي راندن اتومبيل عملاً مي‌بايستي مكانيك اتومبيل مي‌بوديد، ولي امروزه اين كار بسيار ساده است. فقط دكمه‌اي را فشار مي‌دهيد يا كليدي را مي‌چرخانيد و ماشين به كار مي‌افتد.

در نتيجه‌ي اين گرايش ذاتي تكنولوژي به سمت ساده‌سازي، بيشتر ابزارهايي كه در زندگي و كار روزمره‌ي خويش از آن استفاده مي‌كنيم بيش از پيش موجب راحتي كاربران شده است. نمونه‌ي بسيار مهم آن كامپيوتر است. كامپيوتر در دوران جنگ جهاني دوم عمدتاً براي انجام محاسبات سريع رياضي، كه براي برنامه‌هاي تسليحاتي ضروري بود، اختراع شد. در كامپيوترهاي اوليه براي رسيدن به سرعت لازم از لامپ‌هاي خلاء استفاده مي‌شد، اما اين لامپ‌ها بسيار داغ مي‌شدند و زود مي‌سوختند. نخستين كامپيوترها دستگاه‌هايي غول‌آسا، به بزرگي يك اتاق، تنها براي تعداد انگشت‌شماري از خبرگان قابل استفاده بودند.

پس از آن ترانزيستور از راه رسيد كه در دهه‌ي 1950 در آزمايشگاه‌هاي بل اختراع شد. مزيت ترانزيستور آن بود كه كوچك كردن اندازه‌ي كامپيوترها را ممكن مي‌ساخت. مينياتوري شدن اولين گام در جهت قرار دادن كامپيوتر در دسترس همگان بود ـ كه آشكارا فرايندي تكنولوژيك براي ساده‌سازي و افزايش راحتي كاربران بود. از اين تحولات نبايد هراس به خود راه داد چرا كه اكثر مردم وقتي مسائل را درست حلاجي مي‌كنند، بيش از آن كه به هراس بيفتند از اين پيشرفت‌ها سود مي‌برند.

بازگرديم به دهه‌ي 1950، زماني كه بحث شديدي در ميان انديشمندان اجتماعي درباره‌ي نقش و تأثير بالقوه‌ي كامپيوتر درگرفته بود. همگان را انديشه بر آن بود كه از آنجا كه دانش قدرت است، كامپيوتر و دسترسي به كامپيوتر به عاملي حياتي بدل مي‌شود كه ساختارهاي قدرت و جامعه را زير نفوذ خود مي‌گيرد. در آن روزگار كامپيوترها بسيار بزرگ و پرهزينه بودند و عمدتاً در دسترس اكثريت جامعه قرار نداشتند. بسياري از دانشمندان علوم اجتماعي، از جمله خود من، به طور جدي به اين موضوع مي‌پرداختند كه چگونه مي‌توان سيستمي ايجاد كرد كه كاربرد كامپيوتر را همگاني كند. ما مسأله را با توليد نيروي برق قياس مي‌كرديم. شمار اندكي از مردم ار مولدهاي برق برخوردار بودند، با اين همه از طريق شركت‌هاي خدمات عمومي به راحتي به برق دسترسي داشتند. با خود انديشيديم كه «بياييد همين كار را با كامپيوتر بكنيم.» مي‌شد يك مركز بزرگ كامپيوتري مانند شركت خدمات عمومي ايجاد كرد كه مردم از طريق خطوط و كابل‌ها در خانه‌ي خود يا در شركت‌ها به اين كامپيوتر مركزي دسترسي يابند.

با وجود اين، زماني كه افرادي طراحي جدي اين سيستم را آغاز كردند، اختراع ترانزيستور پيشاپيش قوانين بازي را تغيير داده بود. با ساده‌سازي‌اي كه ترانزيستور فراهم ساخته بود به يك باره صاحب ميني‌كامپيوتر شديم و پس از آن كامپيوتر شخصي از راه رسيد. ما اكنون از كامپيوترهاي كيفي و كامپيوترهاي كف دستي و حتي از تلفن همراه داراي صفحه‌ي نمايش جاسازي شده برخورداريم و به اينترنت دسترسي داريم، توان محاسباتي هر يك از كامپيوترهاي كوچك كاربرپسند كيفي امروزي اساساً برابر با توان كامپيوترهاي مركزي و بسيار بزرگ يا بيشتر از آنها است.

بنابراين وقتي مي‌گويم «عقب بنشينيد و بينديشيد» سخنم جدي است. تحول تكنولوژيك، يا سرعت آن، چيزي نيست كه ما را به هراس بيفكند. تحول در نوعي فرايند خودكار كه مهار آن به دست كسي نيست رخ نمي‌دهد. در واقع، اكثر شركت‌ها آگاهانه مي‌كوشند تكنولوژي را ساده كنند تا آن را در دسترس مردم قرار دهند. امروز شركت‌ها چگونه قادر خواهند بود كه هر گونه دستگاه تكنولوژيك جديد را بفروشند مگر آن كه مفهوم كاربرپسندي را مغتنم شمرند؟

 

آموختن از تاريخ

راه ديگر براي اجتناب از فريفته شدن يا سراسيمگي از گزافه‌گويي درباره‌ي سرعت تحول آن است كه از چشم‌اندازي تاريخي به مسأله بنگريم، يعني عقب نشستن و بررسي تصوير بزرگ‌تر. اجازه دهيد براي نمونه تحولات تكنولوژيكي را كه جوامع غربي ـ و بعدها البته ژاپن ـ از آغاز انقلاب صنعتي از سر گذراندند در نظر بگيريم.

شخصي كه در سال 1800 به دنيا آمده و تا سال 1860 زندگي كرده، استخراج زغال سنگ از لايه‌هاي عميق معدن را كه اختراع پمپ‌هاي بخار آن را امكان‌پذير ساخته بود، به چشم مي‌ديده است. در نتيجه صدها هزار نفر، كارگر معدن زغال‌سنگ شدند. مردم شاهد ظهور كارخانه‌هايي بودند كه در آنها براي هدر نرفتن نيروي بخار دستگاه‌هاي نساجي را در كنار هم قرار مي‌دادند. به اين ترتيب نيروي بخار اين امكان را فراهم آورد تا صدها و بعدها هزاران كارگر در كارخانه‌ها گردهم آيند و اين مسأله سازمان كار را براي هميشه دگرگون ساخت. يا تأسيس راه‌آهن را در نظر بگيريد كه با استفاده از زغال سنگ براي نخستين بار اين امكان را به آدمي داد تا سريع‌تر از حيوانات حركت كند، محدوده‌ي سفر را نيز به نحو چشمگيري گسترش داد؛ يا رواج كشتي‌هاي بخار را كه بعدها ميليون‌ها مهاجر را در سفرهايي كه تنها چند هفته طول مي‌كشيد از آن سوي اقيانوس به اين سو ‌آورد.

فردي كه در سال 1860 به دنيا آمده و تا سال 1920 زندگي كرده، اختراع برق را به چشم خود مي‌ديد كه سرشت شب و روز را دگرگون ساخت و نيز اين امكان را پديد آورد تا آسانسورها بتوانند در آسمان‌خراش‌ها تا ارتفاع پنجاه طبقه يا حتي بيش از آن بالا بروند؛ يا كاربرد گسترده‌ي نفت و فرآورده‌هاي نفتي را در نظر بگيريد كه براي نخستين بار اين امكان را به وجود آورد تا موادي چون پلاستيك كه در طبيعت يافت نمي‌شود ساخته شده و اختراع اتومبيل و هواپيما را سبب گرديد. يا تلفن را در نظر بگيريد كه اين فرصت را به مردم داد تا از فواصل دور با هم ارتباط برقرار كنند و تنها يك نمونه از تأثيرات آن تأثير ژرفي بود كه بر بازدهي كار پزشكان و از اين رو بر كل خدمات بهداشتي گذاشت. با اختراع تلفن مردم مناطق روستايي ديگر مجبور نبودند براي آمدن به شهر و احضار پزشك گاري و اسبي دست و پا كنند. با آمدن تلفن مي‌شد پزشك را از فاصله‌اي دور فراخواند و او به اين ترتيب قادر بود در كوتاه‌ترين زمان ممكن بيماران خود را تحت مراقبت قرار دهد.

درباره‌ي فردي كه در سال 1920 به دنيا آمده و تا 1980 زيسته چه مي‌توان گفت؟ كساني از ما كه در اين دوره زيسته‌اند با اتومبيل و كاميون، هواپيماي ملخ‌دار، سپس اختراع هواپيماهاي جت، تلويزيون و ارتباطات ماهواره‌اي، بمب اتمي و انرژي هسته‌اي، سلاح‌هاي ليزري و موشك‌هاي بالستيك بين قاره‌اي آشنا شده‌اند.

اين گشت و گذار سريع در تاريخ تكنولوژي 200 سال گذشته اين پرسش آشكار را مطرح مي‌سازد: آيا آشوب «شوك‌هاي آينده» كه افرادي كه در هر يك از اين دوره‌هاي 60 ساله‌ي ياد شده مي‌زيسته‌اند با آن روبه‌رو شدند كمتر از آشوب تحولاتي است كه در حيات نسل حاضر رخ مي‌دهد؟ بر چه پايه‌اي مي‌توان منطقاً استدلال كرد كه سرعت تحول امروز بيشتر و نگران‌كننده‌تر است؟

بنابراين آن چه امروز مي‌بينيم ارتباط چنداني با افزايش سرعت تحولات ندارد. شايد آنچه گاهي مردم را سردرگم مي‌كند، بيشتر تكثير بي‌پايان تكنولوژي‌هاي مختلف است. ما اين را به ويژه در مخابرات شاهد بوده‌ايم كه در آن انبوهي از تكنولوژي‌هاي مختلف براي ساخت وسايل ارتباطي جديد و راحت‌تر در يكديگر ادغام شده‌اند. شايد در وضعي قرار بگيريد كه مجبور باشيد چگونگي كاربرد اين وسايل جديد را اگر به كاري كه انجام مي‌دهيد مربوط باشد، فرابگيريد، ولي آنچه مهم است افزايش محصولات و كاربرد آنهاست، نه سرعت تحولات.

يكي از هدف‌هاي مشخص اين كتاب فرا رفتن از هوچپگري و پشت سر نهادن همه‌ي تكيه كلام‌هاي ژورناليستي است كه هر روزه با آن روبه‌رو مي‌شويم. ما به ابزارهاي عقلي نياز داريم تا هدف خود را از ميان آشفتگي تصورات قالبي به خوبي تشخيص دهيم و به مسايل واقعاً مهم برسيم. مطمئناً، چنان كه اميدوارم در سرتاسر اين كتاب نشان دهم، بحث تأثير متقابل تكنولوژي و تحول اجتماعي از اهميت بنيادين برخوردار است، اما اين بحث در مقايسه با گفتماني كه امروزه در بيشتر رسانه‌هاي گروهي به چشم مي‌خورد كاوشي دامنه‌دار تر و در واقع‌ گيراتر است.

 

مسأله سرنوشت‌ساز: تكنولوژي و تحول اجتماعي

آدمي هميشه به تكنولوژي وابسته بوده است. در واقع، همان طور كه در فصل بعد خواهيم ديد، تكنولوژي، يعني توانايي ابزارسازي، تا حدي همان چيزي است كه ما را از حيوانات متمايز ساخته و به اين گونه‌ي زيستي كنوني تبديل كرده است. اما درك اين نكته اهميت دارد كه تأثير تكنولوژي بر جامعه به نحو شگفت‌انگيزي در حدود 200 سال پيش با انقلاب صنعتي آغاز شد. در 200 سال اخير است كه تكنولوژي به مسأله‌اي كانوني در زندگي انسان تبديل شده است. در طي اين مدت تكنولوژي در مقياسي بسيار بزرگ‌تر از گذشته سرچشمه‌ي افزايش بهره‌وري و رشد استاندارد زندگي بوده است.

پيش از انقلاب صنعتي، استاندارد زندگي رشد اندكي داشت. بيشتر مردم در جوامع كشاورزي مي‌زيستند و ويژگي چنين جامعه‌اي بهره‌برداري از زمين بود و محدوديت‌هاي طبيعي كه بهبود استاندارد زندگي را دچار تنگنا مي‌كرد، بر آن جا حاكم بود. اما با تكنولوژي‌هاي جديد كه انقلاب صنعتي را پديد آورد و با پيدايش سرمايه‌داري صنعتي، مفهوم پيچيده‌تري از بهره‌وري پديد آمد. بنياد بهره‌وري اين انديشه است كه انسان مي‌تواند از دروندادهاي ثابت، برونداد بيشتري به دست آورد، يا حتي از طريق فرايند بهينه‌سازي با درونداد كمتر، برونداد بيشتري به دست آورد. پيش از آن كه مفهوم بهر‌ه‌وري اهميت يابد، ثروت يا با جنگ ايجاد مي‌شد يا با برده‌داري، غارت، يا ماليات گرفتن از كشاورزان و جز اينها. اما براي نخستين بار اكنون اين امكان به وجود آمده است تا با استفاده از تكنولوژي بتوان به شيوه‌اي صلح‌آميز به توسعه‌ي اقتصادي دست يافت.

اجازه بدهيد براي نشان دادن اهميت اين دگرگوني قدري از مسير اصلي بحث منحرف شويم. همه‌ي ما لئوناردو داوينچي، انسان فوق‌العاده مستعدي را كه در ايتالياي سده‌ي پانزدهم مي‌زيست مي‌شناسيم. لئوناردو داوينچي تابلوهاي شام آخر، موناليزا و بسياري ديگر از آثار هنري را كشيد. اما او مهندس نظامي و راه و ساختمان نيز بود و در احداث تأسيسات آب‌رساني دره‌ي پو در فلورانس ايتاليا كمك كرد. با نگاهي به دفترچه‌ي طرح‌هايش به ذهن بسيار نوآور و جست‌وجوگر او پي مي‌بريد، او هواپيما، زيردريايي، يخچال، ماشين خرمن‌كوب ـ دستگاهي كه گندم را درو و بسته‌بندي مي‌كند ـ را در ذهن خود مجسم كرده بود و آنها را فقط در ذهن مجسم نكرده بود بلكه عملاً طرح‌هاي جامعي در اين خصوص كه چگونه مي‌تواند به تصوراتش جامه‌ي عمل بپوشاند كشيد. او طرح قالب‌ها، الگوها و ديگر اجزاي مكانيكي اين دستگاه‌ها را كشيد تا تصوير شگفت‌انگيزي از آنها ارائه دهد. اما يك چيز اساسي وجود داشت كه حتي لئوناردو نيز قادر به تصور آن نبود؛ او نمي‌توانست تصوري از منبع انرژي لازم براي راندن اختراعات شگفت‌آورش داشته باشد.

تنها چند قرن بعد كه مهندسي اسكاتلندي به نام جيمز وات ماشين بخار را اختراع كرد، يك منبع نسبتاً قدرتمند انرژي مهار گرديد. برطبق حكايتي، وقتي وات كودك بود، كتري آبي روي اجاق ديد كه از آب جوشان آن بخاري بيرون مي‌آمد كه درپوش آهني كتري را از جا بلند مي‌كرد. وات انديشيد «چه جالب ـ بخار مي‌تواند منبسط شود و چيزي به سنگيني درپوش آهني كتري را بلند كند. او بعدها كوشيد تا محفظه‌اي بسازد كه در درون آن بخار تحت فشار قرار مي‌گرفت و بعدها به عنوان نيروي محرك ماشين‌آلات به كار رفت. از بركت كوشش‌هاي وات ما اكنون راه‌آهن داريم و توليد صنعتي در مقياس كلان را آغاز كرده‌ايم.

بنابراين پيشرفت تكنولوژيك را مي‌توان براي ايجاد مجموعه‌اي از بروندادهاي اقتصادي به كار برد. در اين زمينه، تكنولوژي اساساً مجموعه ابزاري است كه گسترش اختيارات انسان را فراهم ساخته و اين نيز خود مبناي شيوه‌ي جديد توليد ثروت از طريق افزايش بهره‌وري قرار گرفته است.

گسترش توانايي انسان به ما هم قدرت آفرينندگي و هم قدرت ويرانگري را، در مقياسي كه در تاريخ بشر هرگز سابقه نداشته، داده است. اين موضوع را به وضوح در قرن بيستم ديده‌ايم، قرني كه مشخصه‌ي آن نبوغ خلاقه شگفت‌انگيز انسان و ويراني نفرت‌انگيز جنگ‌هاي جهان‌گستر بوده است. بهره‌برداري از محيط زيست نمونه‌ي ديگري است از اينكه چگونه مي‌توان تكنولوژي را هم براي آزاد ساختن قواي سودمند طبيعت و هم براي نابودي كامل طبيعت به كار برد.

بناراين امروز پرسش بنيادين تنها اين نيست كه آيا مي‌توانيد «پا به پاي تحولات پيش برويد» يا «با سرعت كافي بدويد»، بلكه اين است كه به كجا مي‌خواهيد برويد و چگونه؟ نگراني ما نبايد اين باشد كه آيا «فرهنگ» ـ اصطلاحي كه غالباً تعريف ناقصي از آن داده مي‌شود ـ از تحول تكنولوژيك عقب افتاده است يا خير. اين ديدگاهي گمراه‌كننده نسبت به پرسشي بسيار مهم است. آن چه شخص بدان نياز دارد مجموعه‌اي منطقي از داوري‌ها و برخي اصول راهنما براي دست زدن به ارزيابي‌هاي معقول درباره‌ي مزايا و كاستي‌هاي تكنولوژي‌هايي است كه اكنون در ابتداي راه خود قرار دارند. اين مسأله، وقتي به چگونگي برخورد با دو حوزه‌ي تعيين‌كننده‌ي تكنولوژي امروز ـ تكنولوژي‌ و بيوتكنولوژي ـ مي‌رسيم، دقيقاً مصداق پيدا مي‌كند.

اگر اهل تجارت باشيد ممكن است در حوزه‌ي منافع آني و شخصي خود احساس نياز به روش بهتري براي كاربرد تكنولوژي اطلاعات كنيد. ممكن است از آن چه برخي اضافه‌بار اطلاعات مي‌نامند، بهراسيد و شايد درباره‌ي مزاياي فرضي صنعت كامپيوتر كه گونه‌اي جديد نرم‌افزار را هر شش ماه يك بار و سخت‌افزار را تقريباً با همان سرعت توليد مي‌كنند، شك كنيد. اميدواريم كه اين كتاب برخي روش‌ها را براي غلبه بر اين نگراني‌ها نشان دهد و به خواننده براي «تسلط» بر تكنولوژي جديد كمك كند، نه اين كه احساس كند فقط «خدمتگزار» آن است.

بيوتكنولوژي نمونه‌ي مهم ديگري است از تكنولوژي كه در آن به معيارهاي بهتري نياز داريم؛ مجموعه‌ي معقولي از داوري‌ها براي روزگار آينده. با پتانسيل جديد مهندسي ژنتيك براي شبيه‌سازي، براي دستكاري در ساختارهاي ژنتيك و براي درمان احتمالي بيماري‌هاي انساني در مرحله‌ي جنيني، بيوتكنولوژي آشكارا پيامدهاي پزشكي و اخلاقي گسترده‌اي خواهد داشت. در فصل پاياني به بررسي مشروح‌تر اين مسأله بازخواهيم گشت؛ در اينجا به اين نكته بسنده مي‌كنيم كه وقتي در مورد چنين مسائل محوري مهمي براي آينده‌ي بشر بحث مي‌كنيم، پيداست كه صرف «سريع‌تر دويدن» فايده‌اي ندارد، بلكه نگاه آرام، متعادل و فراگير به رابطه‌ي ميان تكنولوژي و پديده‌هاي نوظهور در زندگي جامعه‌ي مدرن ضروري است.

 

    225 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   تكنولوژي (204)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:07/04/1383

تاريخ شمسی نشر:07/04/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب