| * اين اقدامات چه خطرهايي براي منافع ملي آمريكا در بر دارد؟ فكر ميكنيد چهره آمريكا در جهان مخدوش شده است؟
** منتقدان من خود آمريكايي هستند، اما آمريكاييهايي هستند كه به قول جرج واشنگتن <تمايلات احساسي> نسبت به كشوري ديگر دارند. او گفته است كه چنين <تمايلات احساسي> بسيار مخرب هستند و بايد از آنها پرهيز كرد. به عقيده من چهره آمريكا به دليل حمايتهاي بيدليل از اسرائيل مخدوش شده است و منافع آن لطمه زيادي ديده است.
تصور ميكنم جو ناشي از اين حمايتها در كشورهاي عرب و در كل جهان اسلام باعث حملات تروريستي عليه آمريكا؛ خصومت نسبت به منافع آمريكا و تمايل به ضربه زدن به اين منافع در جهان اسلام شده است.
* در ابتدا گفتيد كه براي ايجاد تغييراتي سمت رياست شوراي سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا را پذيرفتيد. منظور شما چه نوع تغييراتي است؟ و به نظر شما چه نوع تغييراتي اين سازمان لازم دارد؟
** در سالهاي اخير، موضوعات بدي درباره كيفيت كار و اعتبار سازمانهاي امنيتي و اطلاعاتي آمريكا وجود داشته است. افزون بر وجود پديده سرهم كردن اطلاعات كه به اشغال عراق منجر شد، درباره سوءاستفاده سياسي از اطلاعات نيز جنجال ادامه دارد.
بسياري از مردم در واشنگتن، اطلاعات اين سازمانها را ابزاري براي پيشبرد مقاصد سياسي و لفاظي ميدانند تا راهنمايي براي سياست گذاري.
بنابر اين كاري كه من ميخواستم انجام دهم اين بود كه واقعگرايي و عينيت را در اين سازمانها احيا كنم؛ البته نه با تحميل ديدگاه خودم كه ممكن است اشتباه باشد، بلكه با پرسيدن سوال دشوار، پيش از انتشار نتايج.
ميخواستم بپرسم چرا چنين و چنان گفته شده فقط براي آنكه ديگران چنين گفتهاند؟ يا آنكه به نفع آن، شواهدي وجود دارد.
آيا گزارشهاي اين سازمانها دليل اين است كه همه چنين باوري دارند يا واقعا شواهدي درباره اين گزارشها وجود دارد. چرا به اين نتيجه رسيدهايد، در حالي كه نتايج ديگران در اين باره متفاوت است؟
ميخواستم مكانيزمهايي ايجاد كنم كه اين سازمانها را از سياسي شدن دور كنم، اما خندهدار است كه خود من متهم شدم كه قصد دارم اين سازمانها را سياسي كنم. هيچ چيز بالاتر از حقيقت نيست.
* بسياري از منتقدان شما بر اين باورند كه نسبت به خاورميانه و حتي چين، نوعي احساس مثبت داريد، بنابراين نبايد هدايت سازمانهاي امنيتي را بر عهده داشته باشيد. پاسخ شما چيست؟
** فكر ميكنم آنان بر اين باورند كه تنها آن قسمت از تحليلهاي سازمانهاي اطلاعاتي درست است كه از نظر سياسي درست باشد و اگر تحليلهايي ارائه شود كه از نظر سياسي نامطلوب يا نامتعارف باشد، نبايد به آنها گوش كرد.
در پاسخ بايد بگويم كه اگر تنها محك درستي تحليلها، ديدگاههايي باشد كه پيش از ارائه اين تحليلها درست فرض شدهاند، پس اصلا چه نيازي به اين تحليلهاست و چرا بايد خود را به زحمت بياندازيم؟ چرا بيانيهاي سياسي صادر و بر مبناي آن عمل نكنيم؟
* آيا اين همان چيزي است كه اتفاق افتاده است؟
** در برخي مسائل اين اتفاق رخ داده است، يعني سازمانهاي اطلاعاتي را به جاي اينكه به سوي بازنمودن واقعيتها سوق دهند، به جهتي هدايت كردهاند كه هر چه مصرف كننده اطلاعات ميخواهد همان را ببافند و ارائه كنند.
* در مطلبي كه پيش از اين نوشته بوديد ابراز اميدواري كردهايد كه باراك اوباما در جهت منافع آمريكا گام بردارد، نه تحت فشارهاي گروههايي كه در جهت منافع كشوري ديگر عمل ميكنند. به نظر شما دولت فعلي آمريكا چه كاري بايد انجام دهد تا بتواند در اين جهت گام بردارد؟
** اگر بخواهم دقيق بگويم، فكر كنم گفته بودم اين تحول (درخواست از من براي كنارهگيري) در مورد توانايي تصميم گيري دولت اوباما شبهه ايجاد ميكند.
براي رفع اين شبههها چه بايد كرد؟ اين موضوع به عمل و تصميمگيري نياز دارد. فقط حرف زدن كافي نيست. به عقيده من دولت اوباما تازهكار است و هنوز كار خود را شروع نكرده است كه بتوان در باره آنچه ميتواند يا نميتواند در خاورميانه انجام دهد، قضاوت كرد.
تاكنون ما دو ابتكار دلگرم كننده را از رئيسجمهوري ديدهايم كه ماهيت هر دوي آنها آماده كردن زمينه براي گفتگوي بعدي است: يكي تصميم وي براي مصاحبه با العربيه بود و ديگري پيام نوروزي وي به مردم و دولت ايران كه با نام رسميش نام برده شده بود.
اين اقدامات به خودي خود مشكلات را حل نميكنند، اما نشاندهنده تمايل براي برقراري ارتباط و تلاش براي درك ديدگاه طرف مقابل است. اين پايه سياستي محكم است.
* مصاحبه اوباما با العربيه در واقع خشم زيادي را در جهان عرب برانگيخت و جامعه عرب ميگويند اين در واقع يك مصاحبه نبود؛ اين يك اقدام بود، اما فكر نميكنيد عمل بيش از حرف موثر است؟
** من گفتهام كه آنچه ميتواند اعتبار آمريكا را برگرداند فقط عمل است. تا به حال حرفهاي زيادي بدون عمل زده شده است. مثال خوب آن، به اصطلاح، روند صلح آناپوليس در اواخر دوره بوش است كه يا فريب يا يك افتضاح بود؛ نميدانم كدام آنها.
فكر كنم بوش تحت تاثير تبليغات خود <جوگير> شده بود و فكر ميكرد دارد كاري انجام ميدهد، اما سرانجام همه اينها پوچ بود.
* در باره پيام نوروزي اوباما به ايران و پاسخ مقامات ايران چه فكر ميكنيد؟
** به نظر من اين نوع رخدادها ماهيت تحركات پيش مذاكرهاي دارند و البته هر دو طرف روشن كردند كه سخنان پيش از مذاكره، خود مذاكره نيست، زيرا موضوعات مهمي بين دو كشور وجود دارد كه بايد ابتدا حل شود و هيچ كدام از دو كشور نميتوانند به تنهايي برنامهاي را در پيش گيرند و بايد برنامه هر دو طرف در نظر گرفته شود.
آنچه گفتم بسيار واقع بينانه است و اين گونه تحركات به خودي خود مشكلي را حل نميكند، اما راه را براي يافتن راهحلهاي بهتر تسهيل ميكند.
ادامه دارد ...
|