عليرغم آنكه ريشه ارتباطات بين المللي را مي توان تا شكل گيري اولين اجتماعات بشري دنبال كرد ولي مطالعات علمي مربوط به آن قرن بيستمي،آمريكايي و به شدت تحت تاثير جنگ جهاني دوم وسپس جنگ سرد است.عوامل اصلي شكل گيري اين رشته در بستر سياست خارجي و جريانات عمليات رواني آمريكا به شرح زير است:
1.رشد تخاصمات سياسي و رقابتهاي بين المللي در جريان جنگ سرد
2.توسعه ديپلماسي و سازمانهاي بين المللي
3.رشد تعارضات ايدئولوژيك و كاربرد رسانه هاي جهاني براي اشاعه آنها
4.رشد كاربرد فناوريهاي جديد ارتباطي
5.گسترش روزافزون كشور-ملتها به عنوان بازيگران اصلي در صحنه بين المللي
6.ظهور آمريكا به عنوان قدرت مسلط جهاني در عرصه هاي سياسي،اقتصادي و ارتباطي
7.گسترش جريان حركت و جابجايي انسانها در سطح جهان بر اثر رشد توريسم،برگزاري كنفرانسها،افزايش نهادهاي آموزشي جهاني و تبادل استاد و دانشجو ميان كشورها
كريستوفر سيمپسون دربررسي ارتباطات بين المللي از منظر عمليات رواني به اين نتيجه رسيد كه بدون حمايت مالي ارتش، و آژانسهاي اطلاعاتي و تبليغاتي آمريكا در طول جنگ سرد، امكان نداشت مطالعات مدرن ارتباطي در وضع فعلي خود وجود داشته باشد ((Simpson,1994.يكي از معتبرترين شواهد اين ديدگاه، مورد مركز مطالعات بين المللي در دانشگاه ام آي تي است.
درجريان جنگ سرد مركز مطالعات بين المللي [1]در موسسه فناوري ماساچوست (MIT )شكل گرفت.اين مركز در دهه 50 و60 ميلادي به سرعت به يكي از مهمترين نهادهاي مطالعات ارتباطات بين المللي در آمريكا تبديل شد.هدف اصلي پژوهشهاي اين مركز بكارگيري تكنيكهاي اجتماعي براي كنترل نگرشها و رفتار انساني در مقياس توده با تاكيد بر تاثير وسايل ارتباط جمعي برتوسعه اجتماعي جهان سوم بود.در سال 1952 بنياد فورد مبلغ 875000 دلار براي اجراي يك برنامه تحقيقاتي در ارتباطات بين المللي پرداخت واين مركز تا سال 1956 تحقيقات وسيعي در باره اقناع،تبليغات تجاري،افكار سنجي،بسيج سياسي و نظامي ، گسترش عقايد و ديگر حوزه هاي مربوط انجام داد.ام آي تي در آن سالها بااستفاده وسيع از بودجه هاي دولتي و شبه خصوصي، رشته ارتباطات بين المللي را به سمت مطالعه اطلاعات و تبليغات با هدف افزايش شناخت و توانايي دولت در بكار گيري وسايل ارتباط جمعي در مقياس بين المللي جهت داد.اين مطالعات برآن بود كه اثرات تبليغي مي تواند در تلفيق با توسعه اقتصادي،كمكهاي نظامي ، آموزشهاي سياسي و حمايت آمريكا از دولتهاي دوست تقويت شود . تمام اين فرآيند تئوري توسعه نام گرفت. اين برنامه دانشي توليد كرد كه هم براي دانشمندان مفيد بود و هم سياستگذاران را راهبري مي كرد.بر اين اساس مواردي نظير تعارض ميان كرملين و دنياي آزاد ، همگرايي و واگرايي اروپا و رشد ناسيوناليسم در آسيا و آفريقا مورد توجه قرار گرفت.مطالعات انتقادي مولانا در مورد برنامه مطالعاتي ام آي تي نشان مي دهد كه در ديدگاه گروه طراحي پروژه يعني كساني چون جروم برونر [2]،والاس كارول [3]،هارولد لاسول [4]،پل لازرسفلد [5]،ادواردشيلز [6]،هانس اسپير [7]،ايتل دوسولاپول [8] وماكس ميليكان [9] ارتباطات بين المللي چيزي فراتر از مطالعه جريان فرامرزي اطلاعات از طريق ابزارهاي الكترونيك بود بلكه هدف مطالعه تبادل كلمات،احساسات و ايده هايي بود كه نگرشها و رفتارهاي افراد ملتهاي مختلف نسبت به يكديگر را تحت تاثير قرار مي داد. در اين هدف گذاري از يك سو بر ابعاد انساني و اجتماعي ارتباطات بين المللي در قالب نمادها و نشانه ها تاكيد و از سوي ديگر به بررسي شرايط اجتماعي توليد و دريافت تصاوير ذهني ملتها نسبت به يكديگر توجه شده است در نتيجه در پروژه هاي ام آي تي مطالعه زمينه هاي اجتماعي ،اقتصادي ، سياسي و فرهنگي جوامع ديگر در فرايند ارتباطات بين المللي لازم تلقي شد . توجه برنامه ام آي تي به جوامع ديگر- بنا به مصالح راهبردي- بيشتر معطوف به شناخت ارتباطات نخبگان [10] در جهان سوم بودزيرا تصور مي شد در جهان سوم- به علت فقدان مردم سالاري- توده ها نقش چنداني در تصميمات حياتي ندارند. از اين رو مواردي چون ميزان حسايت نخبگان نسبت به ارتباطات اجتماعي، پيشينه،ديدگاهها و نقش متخصصان در ارتباطات بين المللي تكنيكها و ساختار ارتباطات ميان نخبگان ، مذاكره به عنوان ابزار ارتباطات بين المللي ، فرايند ميانجيگري رسانه ها ميان نخبگان ارتباطي و توده ها ، مسئله رهبران افكار و چگونگي تاثير پذيري توده ها از آنان مورد توجه ويژه قرار گرفت و در مطالعات دوربرد نسبت به آينده نگري در جهان سوم اقداماتي انجام شد (Mowlana,1996:1-38).
شايد رشد گرايشهاي انتقادي در حوزه ارتباطات بين الملل را بتوان به عنوان واكنشي در قبال وابستگي شديد جريان اصلي اين رشته به حاكميت قدرت و سرمايه در غرب و به خصوص آمريكادانست ظهور متفكراني چون شيلر،گربنر، هاملينك، مولانا ، و ماتولار كه پرسشهاي اصلي خود را حول محورهاي مالكيت و كنترل در ساختار اطلاعات و ارتباطات بين المللي متمركز كرده اند پاسخي است به تغافل عمدي جريان اصلي از پرسشهاي اساسي و تاكيد آنان بر مدلهاي روانشناختي مبتني بر تحريك- پاسخ و مدلهاي توسعه اي كه بدون توجه به محتواي ارتباطات،افزايش مصرف رسانه ها را به عنوان شاخص توسعه توصيه مي كند(Alleyne,1995:1-18).
ارتباطات بين المللي از لحاظ نظري وامدار تلاشهاي پژوهشي مراكزي نظير دانشگاه ام آي تي و از لحاظ حرفه اي مديون جنگ دوم جهاني و جنگ سرد است . پخش بين المللي راديويي بوسيله قدرتهاي درگير در جنگ ، اولين نمونه هاي استفاده از فناوريهاي ارتباطات دوربرد در جهت اهداف راهبردي است.به عنوان مثال شوروي پخش برنامه به زبان انگليسي وآلماني را در نيمه دهه 20 ميلادي آغاز كرد و در دهه 30 برنامه هاي خود را به 50 زبان و گويش توسعه داد.انگلستان در سال1932 بي بي سي را تاسيس كرد. اين كمپاني اولين راديوي موج كوتاه بود كه به طور منظم 10ساعت در روز برنامه پخش مي كرد. كشورهاي ديگر هم بنا به تواناييهاي خود اين راه را دنبال كرده اند.
استفاده از وسايل ارتباطي مكتوب مانند كتاب و نشريات از موثرترين و ماندگارترين روشهاي ديپلماسي مبتني بر رسانه هاست و در ميان كشورهاي مختلف ، آمريكا از اين نظر پيشتاز است اين كشور دهها نشريه را در كشورها و به زبانهاي مختلف منتشر ميكند(Alleyne, 1995:96-112).
پي نوشت
[1] Center for International Studies
http://web.mit.edu/cis/
[2]JeromeBruner
[3]WallaceCarroll
[4]HaroldLasswell
[5]PaulLazarsfeld
[6]EdwardShils
[7]HansSpeier
[8]Ithiel de Sola Pool
[9] Max Millikan
[10] Elite Communication