باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز سه شنبه 12 آذر 1387 كاربران برخط 355 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
نظري در باب تاريخ
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
از مجموعه گفتار هاي سيد احمد فرديد


 
   ● نويسنده: محمد - مددپور

منبع: کتاب - ديدار فرهي و فتوحات آخرالزمان

 
 

خداي پس فردا و مهدي منتظر

به نام خداي پس فردا شروع مي‌كنم، به نام خداي لطف پس فردا، آن خدايي كه انسان پس فردا و آينده  مظهرش خواهد بود. آن خداي لطف پس فردا، خدايي كه اديان نوعاً «مهدي موعود» را مظهرش مي‌گيرند: «مهدي منتظر». توجه كنيد كه بنده هميشه در باب انتظار آماده‌گر صحبت مي‌كنم و تفكر آماده‌گر پس فردا كه آماده‌گر ظهور مهدي منتظر اديان و همه انسان‌هاست. من شخصاً اين وجه تسميه را خود مي‌گويم، مسيانيسم يعني اعتقاد به مهدويت اصلاً مبناي اديان است. روس‌ها قبلاً مسيانيست بودند و كتاب‌هاي بسياري در باب مسيانيسم نوشته شده است. شيعه اصرار دارد و مبناي تفكرش را آن قرار مي‌دهد. اما انتظار چيست؟ انتظار بازگشت خداي لطف در تاريخ و از آنجا انسان مظهر اسم ديگري قرار گيرد، من همواره بحث زمان و مكان باقي و مهدي منتظر را مطرح مي‌كنم.

منطق هرمنوتيك

بنده گاهي اوقات به منطق مي‌روم و گاه به انشاء و گاهي به علم. كار من تفصيل و اجمال است. گزارش يعني تفسير و تفصيل و اجمال كه هرمنوتيك است.

در اين باب سخن بسيار گفته‌اند. هرمس خداي اخبار است كه با هرمان مشترك است و اروپايي‌ها خيلي تحقيق كرده‌اند. شناسا يعني عارف و هرمس را شناسايي و علم مي‌دانند، منتهي يوناني‌ها او را خدا مي‌دانستند. هرمنوتيك عبارت از تفسير كتاب مقدس است و من زندآگاهي مي‌گويم. هرمنوتيك روشي است متفاوت با لوژيك سمبليك كه به زبان تكرار معلوم مي‌گويد، دُوري است كه به دُور نمي‌خورد؛ نمي‌گويد نادرست است يا نمي‌گويد به درد من نمي‌خورد. روش هرمنوتيك تكرار مكررات نيست و معلومات را زياد مي‌كند و بيخود نيست. بنابراين مطالبي كه من مي‌گويم به هم مربوط و زندآگاهانه و تكرار مكررات نيست.

مكر زمانه و زمان فاني و تعالي و حيرت

استيلا به يوناني همان تعبير دست‌اندازي است. انسان دست‌ مي‌اندازد و ماده را تغيير مي‌دهد. عقل امروز ممسوخ است. تاريخ يك وحدتي در هر دوره‌اي دارد كه مظهر اسمي است كه اين موجود امروزيِ منطقي و انفعالي مظهر آن است و بس. امروز بشر يك دفعه به انفعالات و يك دفعه به منطق و دفعه ديگر به قدرت و اراده مي‌رود و همه برمي‌گردند به نفس اماره. حافظ در مقابل اين موجود نفساني است كه مي‌گويد:

سحرگاهان كه مخمور شبانه

گرفته باده با چنگ و چغانه

نهادم عقل را ره توشه از مي

زشهر هستي‌اش كردم روانه

نگار مي‌ فروشم عشوه‌اي داد

كه ايمن گشتم از مكر زمانه

جهان امروز پايان مكر زمانه است. تمام بشر مكر زمانه را نمي‌خواهد. هيديگر در جايي از انسان امروز سخني دارد. او حيوان ناطقي است كه گرد خويش مي‌گردد و به گرد نفس اماره و خويشتن خويش، منهاي خدا.

زساقي كمان ابرو شنيدم

كه اي تير ملامت را نشانه

نبندي زان ميان طرفي كمروار

اگر خود را ببيني در ميانه

مانند رژيم‌هاي كنوني و سياست امروزي كه با انقلاب دروني انسان‌ها براي خودآگاهي و دل‌آگاهي كه در غرب آغاز شده مخالفت مي‌كنند.

در باب تعالي، در غرب مسأله ترانساندانس و تعالي صحبت كرده‌اند، ولي در اينجا خبري از تعالي نيست. بشر امروز در دو منجلاب افتاده است. يكي بازرگاني غربي و ديگري مهندسي غربي. اين مهدي نهضت آزادي چه گناهي كرده كه افتاده ميان جرز ديوار انساني كه ممسوخ است!! و دچار خودبيني منطبق بر حلول و اتحاد است. جوانان امروز تعالي‌طلب‌اند. در برابر اينها كساني هستند كه غرب‌زده مضاعف‌اند. اين آدم‌ها بدتر از آن كساني‌اند كه منكر خدايند. از يك طرف دروغ مي‌گويند و از طرف ديگر دروج زده‌اند: «الذين كذبوا بايات الله سنستدرجهم من حيث لايعلمون». اينها به آيات خدا هم دروغ مي‌بندد.

برو اين دام بر مرغي دگر نه

كه عنقا را بلند است آشيانه

راز درون پرده زرندان مست پرس

كاين حال نيست زاهد عالي‌مقام را

بارها گفته‌ام جهان جهان زهد است. زهد از حق به باطل، نه از باطل به حق. اين مليت‌بازي در آخرالزمان چيست؟

برو اين دام مرغي دگر نه

كه عنقا را بلند است آشيانه

كه بندد طرف وصل از حسن شادي

كه با خود عشق‌بازد جاودانه

اينها فكر مي‌كنند. عنقا را شكار كرده‌اند، يعني خداوند را، آن متعالي را كه غايب است، اما اينها دفاع از غضب الهي مي‌كنند و خدا منتقم است و انتقام از نامردان روزگار خواهد گرفت. حافظ را تفسير كنم، همه از او مي‌گويند و خيلي‌ها مثلاً گفته‌اند «از همه اويي» غلط است و «همه از اويي» صحيح است. وحدت وجود وحدت نيست و وحدت شهود صحيح است. همه از اويي است زيرا عنقا متعالي از وجود و زمان است. پس همه از ذات غيبي اوست. پس تعالي كه طرح شد، همه از ذات غيبي او هستند. صمد معني «متعالي» مي‌دهد كه فارسي آن همايوني مي‌شود. مرتبه‌ي خدا همايوني است. ببينيد ذات همايوني چقدر پايين آمده كه نام پست‌ترين موجودات را همايوني مي‌گذاريم. هر كس بيشتر در گنداب فرو رفته بود مقام همايوني داشت، اين برمي‌گردد به زماني كه خدا همايون بود. طاغوت آمده جاي همايون را كه لازمه رسيدن به او گذر از حلول و اتحاد است گرفته، اما خدايي كه در فلسفه اثبات مي‌شود متعالي نيست و اين اغلب فراموش مي‌شود واقعيت غرب مسأله ديگري است.

وجود ما معمايي است حافظ

كه تحقيقش فسون است و فسانه

نمي‌توان با عقل و منطق قادر شد، از انسان پرسيد و از عهده‌ي جواب پرسش از انسانيت انسان برآمد. يك موقع با لطف مي‌توان، اما با منطق نمي‌توان از پس فردا سخن گفت. با وضعيت امروز مي‌توان اين سخن را گفت كه پس فردا نزديك است.

مستضعفان و مستكبران و مكر ليل و نهار

قال الذين كفروا لن نومن … الا ما كانوا يعلمون (سوره سبا 31 ـ 33). مطابق اين آيات، كساني كه كفر ورزيدند در روز قيامت دو دسته‌اند. يك دسته مستضعفان‌اند و عده‌اي مستكبران، مستضعفان مي‌گويند شما مستكبران مانع شديد كه رو به خدا باشيم. مستكبران جواب مي‌دهند كه خودتان باعث شديد، سرانجام هر دو دسته مكر زمان را موجب حرمان و غربت خود از حق مي‌دانند. پس آنچه موجب تفاوت ميان مستكبران و مستضعفان شده همان زمان و مكان فاني است و بقيه الهي كه فراموش شده. شب و روز نشان دهنده‌ي زمان و مكان فاني است، يعني ماده باعث گمراهي بشر شده است. زمان باقي و بقيه الله و ساحت اقدس كه فرو بسته و امام زمان كه در ساحت قدس مستور است. مستكبر و مستضعف در عهد امروز هر دو به آخرين زمان ليل و نهار مي‌روند.

نگار مي‌ فروشم عشوه‌اي داد

كه ايمن گشتم از مكر زمانه

تاريخ بشر تاريخ نهايت مكر زمانه است. مكر زمانه مستلزم استضعاف و استكبار است، از يك طرف برتري جوياني‌اند و از طرف ديگر سلطه‌پذيراني پيدا مي‌شوند. يك زماني مي‌گوييم خدا اكبر است ولي گاهي خود را جاي خدا قرار مي‌دهيم و بشر امروز اساساً استكبار دارد و به ديالكتيك هم مي‌رود. چون تضاد طبقاتي نشانه‌ي مكر زمانه و حوالت تاريخي نيست‌انگارانه و خودبنيادانه در موقف و ميقات بشر امروز است. بشر امروز موقفي دارد كه اسم لطف حق است، اين زمان آخرين زمانه‌ي مكر زمانه است. مستكبرين حافظ وضعيت موجودند. بشر امروز منتظر وقت جديدي است كه زمان و مكان باقي است. بنده زمان باقي را مي‌خواهم و در طلبش تلاش مي‌كنم.

مراد هيديگر از ساحت اقدس و قدس از ساحت اسلام زمان باقي است كه براي بشر فروبسته و ما در آستانه باز شدن و فتوح اين ساحت هستيم كه عبارت از زمان باقي است، اما هنوز اصالت را به زمان فاني مي‌دهيم. اين زمان با نفس اماره‌ي بشر قرين است. اساساً امروز در غرب و شرق هر دو مهدويت را به زباني مطرح مي‌كنند و اين مسأله يعني ظهور مهدي اساس اديان است. مسيحياني هستند كه تمايل به چپ دارند و مي‌خواهند با رژيم‌ها مبارزه كنند؛ در ميان كاتوليك‌ها و پروتستان‌ها هستند. اينها كمترند، در غرب مسائل زيادي مطرح شده، كاتوليسم با دفاع از فلسفه‌هاي قرون وسطي و مقابله با امپرياليسم، دفاع از اتحاد دولت و دين مي‌كند. ولي اين نه چنان است كه هيچگونه مقابله نباشد.

امروز علوم انساني واكسن است و در اين آخرالزمان در بحران است. اينها هم نهايتشان دفاع از سياست آخرالزمان تاريخ است. يهودي‌هاي امروز مرگ را فراموش كرده‌اند و سقط مي‌شوند. اينها تولد ثاني ندارند. بشر دارد به جايي مي‌رود كه از روابطي كه دارد بميرد و زنده شود و برود به واقعيت مظهر پس فردا. امروز ديگر متافيزيك تمام شده و در بحران است و بايد برود و نابود خواهد شد. تمام فلسفه‌هاي امروز مظهر كل‌اند. اصالت با كل است. هگل يك كلي دارد كه به آن رفته و آن باطل است. تفكر سير از باطل به حق است، وقتي تفكر تمام مي‌شود حق نيز مي‌رود، پوپر كلي دارد كه پلوراليسم كل اوست. امروز ما مي‌خواهيم از كل باطل بالكل بگذريم. اين حوالت تاريخي شيطاني انسان برود و مهدي موعود و عيسي مسيح (ع) بيايند و هر كدام كه باشند مظهر اسم لطف خدايند و براي تمام بشر ظهور مي‌كنند و حوالت بشر عوض مي‌شود و اين استيلاطلبي نابود و هرچه مستضعف و مستكبر هستند مي‌روند.
 

    261 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   آخرالزمان (86)

افراد مرتبط
●  امام زمان   (128)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :2

تاريخ ارسال:00/03/1383

تاريخ شمسی نشر:00/03/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب