| طرح مسأله
برنامه هسته ایی ایران تبدیل به یک بحران شده است. دلایل زیادی وجود دارد که بحرانی بودن آن را تأیید می کند از جمله:
- برنامه هسته ای ایران با سیاست منطقه ایی و جهانی آمریکا مغایرت دارد.
- تکرار تجربه عراق و افغانستان در ایران به دلیل رویکرد هسته ایی ایران محتمل است.
- موقعیت بنیاد گرایی اسلامی مخالف غرب با قوت گیری ایران در عرصه هسته ایی افزایش می یابد.
- ایدئولوژی سیاسی حاکم در ایران در پی توانمندی های هسته ایی این کشور در دولت های هوادار آمریکا گسترده می شود.
- توازن قوا در منطقه به زیان اسرائیل رقم می خورد.
- جامعه جهانی به مفهوم غرب و هواداران آن، در تمامی سطوح و با اجماع تمامی اعضاء به صورت استراتژیک بر احتمال حرکت قطار هسته ای به سمت مسیر تسلیحاتی تاکید و تنها بر سر چگونگی روش ها و اهرم های بازدارنده و آستانه تحمل توانایی ها و مهارت های هسته ای ایران، اختلاف نظر دارند.
سئوال و فرضیه
با عنایت به آنچه در مقدمه آمده، سئوال اصلی پژوهش حاضر عبارت است از: با توجه به تبدیل برنامه هسته ایی ایران به یک بحران بین المللی، راه یا راه های بیرون رفت از آن چیست؟ با توجه به سئوال مذکور، فرضیه این خواهد بود که: اولا، راه های مختلفی برای بیرون رفت از این بحران وجود دارد، ثانیا، راه حل یا راه حل های سیاسی کم هزینه تر است و منافع طرفین منازعه را بیشتر تأمین می کند لذا این مقاله می کوشد تمامی حالت ها و راه های ممکن در سرنوشت و حل بحران هسته ای ایران را بیان و در نهایت، تمامی گزینه ها را از دریچه منافع ملی و مصالح دینی ایران، ارزیابی کند و در این راستا، راه حل نهایی را ارائه کند.
راه ها ی ارائه شده برای حل بحران هسته ایی ایران
راه حل هایی فراوانی برای بیرون رفت از بحران هسته ایی ایران از سوی شخصیت ها، سازمان ها و کشورها از آغاز تاکنون به میان آمده که در عین تنوع می توان مهم ترین آن ها را در راه حل های زیر به تصویر کشید:
1- توقف فعالیت های غنی سازی اورانیوم
این گزینه شامل تعطیل کردن کامل فعالیت های غنی سازی در تمامی سطوح، اعم از آزمایشگاهی، نیمه صنعتی و صنعتی در داخل و حتی متوقف سازی غنی سازی در خارج از کشور است. هواداران این گزینه استدلال می کنند با توجه به مخاطرات تشدید فشار های بین المللی بر ایران و احتمال جدی انزوای جهانی ایران، عقل و منافع ملی ایجاب می کند، فناوری غنی سازی اورانیوم تا جلب اعتماد جامعه جهانی، تعلیق شود و در ازای آن، سیاست ها و مجازات ها علیه ایران معلق می گردد، یعنی راه حل تعلیق در برابر تعلیق.
این راه حل، پشتیبانی آژانس جهانی انرژی هسته ای، حمایت کشورهای غربی، غیرمتعهد ها و کشور های عربی از ایران را پشت سر خود دارد. این تصمیم، اگر چه نوعی شکست برای ایران و پیروزی برای آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان به شمار می رود، منتهی خطرات جنگ و نابود شدن زیر ساخت های اقتصادی، صنعتی و نظامی ایران را بر طرف می کند، همچنین، به نگرانی از بی ثباتی اجتماعی به واسطه تشدید تحریم ها و افزایش آسیب پذیری حکومت در ایران، پایان می دهد.
معتقدین به این شیوه بر آن اند، دور شدن شبح تیره جنگ از سر ایران که در پی توقف غنی سازی اورانیوم صورت می گیرد، باعث رهایی منافع ملی ایران از مخمصه جدی جنگ می شود ولی از زاویه دیگر، وادار کردن ایران به تعلیق غنی سازی، ممکن است دستاوردی برای حقوق بشر در ایران نداشته باشد چون در این حالت، یک نگرانی جدی وجود دارد که حکومت ایران با رهایی از بحران خارجی و با فراغ بال، به قلع و قمع نیروهای اجتماعی مستقل و مخالف با خود بپردازد و فشار بر مردم را افزایش دهد و نیز بر این نکته پای می فشارند.
احتمال وقوع این حالت در کشور، با توجه به مواضع مقامات موثر حکومت از قبیل رهبری، رئیس جمهور، فرماندهان ارشد سپاه دور از انتظار نیست.
خلاصه این که ايران مي تواند به منظور جلوگيري از انزوا و تحريم و تحت فشارهاي جهاني، ضمن عقب نشيني از مواضع خود، غني سازي اورانيوم را متوقف نمايد تا از امتيازهاي بين المللي بهره گيرد از جمله:
1- تسهيل و تسريع روند الحاق كامل ايران به سازمان تجارت جهاني
2- جذب هر چه بيشتر سرمايه گذاري خارجي
3- انعقاد قراردادهاي تجاري وسیع تر با ساير دول خارجي
4- حفظ روابط سياسي با كشورها و سازمان هاي بين المللي در بالاترين سطح
5- امكان بيشتر ائتلاف با ساير كشورها و تعقيب بهتر منافع ملي
6- ابهام زدايي از فعاليت هاي هسته ایی ايران
7- تامين بیشتر امنيت ملي داخلی
8- پرهيز از جنگ احتمالی
9- مصون نگاهداشتن تاسيسات هسته اي از تعرضات احتمالي.(1)
2- غنی سازی محدود و خشک
این گزینه شامل غنی سازی در سطح آزمایشگاهی و نیمه صنعتی و یا تزریق گاز خشک و خنثی به سانتریفوژهااست. گفته می شود پیامد انتخاب این گزینه، مشابه حالت قبلی است، منتهی در این حالت، حکومت در ایران آبرومندانه تسلیم می شود، بدون آن که در ظاهر از مواضعش عقب نشینی کرده باشد. همچنین، ابعاد پیروزی جامعه جهانی بر ایران نیز به طور نسبی کم رنگ می گردد. البته همانند برخی از دوره های گذشته، چنانچه موضع شورای امنیت سازمان ملل متحد و اصرار کشور های صاحب قدرت دنیا بر تعطیلی کلیه فعالیت های مربوط به غنی سازی اورانیوم ادامه یابد، احتمال وقوع این حالت کمتر می شود، ولی این احتمال هم وجود دارد که: با توجه به سابقه ایران در مخفی نگاه داشتن برنامه های هسته ای از چشم آژانس جهانی انرژی اتمی، مجددا تاسیسات مخفی ایجاد کند و یا پس از خروج بازرسان آژانس، غنی سازی در سطح محدود را به میزان مورد نیاز برای تسلیحات اتمی گسترش دهد. غنی سازی محدود شکل های دیگری هم یافته است از جمله: بر مبنای غنیسازی خشک (بدون تزریق گاز به سانتریفیوژها)، ایران همچنان اجازه خواهد داشت تا تاسیسات غنی سازی اورانیوم فعلی خود را فعال نگاه دارد، ولی باید تعهد بسپارد که تا پایان مذاکرات بر سر بسته مشوقهای پیشنهادی گروه 1+5 از تزریق گاز هگزا فلورید اورانیوم (UF6) به داخل این دستگاه ها خودداری نماید.
این پیشنهاد به ایران امکان خواهد داد که کلیه فرآیندهای تحقیقاتی مرتبط با چرخه سوخت را بدون استفاده از اورانیوم دنبال کند. این طرح و ایده نخسین بار و در جریان دیدار آقای لاریجانی از سوئیس مطرح شد که با مخالفت ایالات متحده و تروئیکای اروپایی مواجه گردید. استدلال مطرح شده برای مخالفت با طرح این بود که توافق بر سر آن می تواند فرآیند جاری در شورای امنیت را مختل سازد که درصدد است با تشدید تدریجی تحریم ها تهران را به شفاف نمودن کامل برنامه هسته ای اش متقاعد سازد. دولت سوئیس این طرح را علی رغم مخالفت برخی کشورهای بسیار مهم غربی، همچنان پیگیری می کند.(2)
3- طرح چهار وزیر اروپایی
چهار وزیر اروپایی شامل فيليپ دوست بلازی وزير امور خارجه فرانسه، يوشکا فيشر وزير امور خارجه آلمان، خاوير سولانا نماينده عالی سياست خارجی اتحاديه اروپا، جک استراو وزير امور خارجه بريتانيا در خصوص برنامه های هسته ای ايران توصیه کرده اند: ایران برای بازسازی اعتماد از دست رفته، مجموعه فعاليت های مربوط به غنی سازی و بازيابی سوخت هسته ای را طی دورانی که مشغول مذاکره برای يافتن راه حلی درازمدت و قابل قبول طرفين است، متوقف کند با تأکید بر این نکته که هيچ کسی قصد ندارد ايران را از توليد الکتريسيته توسط انرژی هسته ای محروم کند یا حقوقی را که در پيمان عدم گسترش سلاح های هسته ای (NPT) برای ايران و هر کشور ديگری به رسميت شناخته شده است را از آن کشور بگیرد. اين توافق نه تنها چشم انداز راه حلی دراز مدت برای معضل هسته ای در اختيار می گذارد، بلکه راه های روابط مستحکم تر ميان اروپا و ايران از جمله در زمينه های سياسی و امنيتی و همين طور همکاری های اقتصادی و علمی را می گشاید. این طرح نگران آن است که اگر ايران همچنان به غنی سازی ادامه دهد آسيای مرکزی و خاورميانه که از حساس ترين نقاط جهان اند، در معرضِ خطر عدم ثبات قرار می گيرند. حکومت های ديگر نيز، در پی توسعه توانايی هسته ای خود بر می آيند. پيمان عدم گسترش سلاح های هسته ای (TNP) و همينطور همه ی تلاش ها برای تبديل خاورميانه به منطقه ای عاری از سلاح های کشتار جمعی، شديدا صدمه خواهد ديد.
این چهار وزیر در طرح خود تأکید کردند: از سرگيری غنی سازی اورانيوم، جامعه بين المللی را به چالش می طلبد در حالی ایران باید توجه داشته باشد اگر پيمان عدم گسترش سلاح های هسته ای (TNP) مشتمل بر حقوق است، در کنار آن شامل الزامات بسيار روشنی هم هست. آن ها به ایران پيشنهاد کردند که به همکاری تن دهد و در صورتِ ايجاد دشواری ای برای هر کدام از نیازهای هسته ایی خویش، تضمين مداوم دريافت مواد مورد نيازش را داشته باشد. اگر ايران همچنان به راهی که امروز در پيش گرفته ادامه بدهد، خطر گسترش سلاح های هسته ای بسيار بالا خواهند بود. چهار وزیر از جهان نیز خواستند: همه اعضای جامعه بين المللی متحد بمانند زیرا بحران هسته ایی ایران، چالشی است در مقابل همه جهان. (3)
4- تداوم برنامه غنی سازی اورانیوم و پذیرش آن از سوی جامعه جهانی
این حالت شامل تداوم غنی سازی اورانیوم در داخل خاک ایران خواهد بود. محدود ترین شکل آن به صورت کنسرسیومی مشترک با آمریکا، اروپا و روسیه و تندترین شکل آن، تداوم وضع فعلی است که از سوی ایران دنبال می شود. در این طرح و راه حل تأکید می شود: غنی سازی از طریق کنسرسیومی بین المللی در داخل خاک ایران مورد توجه ویژه حکومت ایران است و در مذاکرات دبیران شورای امنیت ملی ایران با طرف های اروپایی به کرات بیان شده است. تبعات و ابعاد مثبت و منفی این رویداد، مشابه وضعیت توقف فعالیت های غنی سازی اورانیوم است با این تفاوت که نتیجه برد- برد را برای حکومت ایران و بازی باخت- باخت را برای جامعه جهانی به ارمغان می آورد. به علاوه، در این حالت، مرز بین استفاده صلح آمیز و استفاده نظامی از تکنولوژی هسته ای بسیار شکننده می شود. این نکته قابل توجه است که: انحراف احتمالی برنامه های هسته ای به سمت نظامی که از سوی بخش هایی از حکومت ایران به صورتی غیر علنی پشتیبانی می شود، خطری جدی برای منافع ملی و حقوق بشر در ایران خواهد بود. مجهز شدن حکومت ایران به سلاح اتمی، در شرایطی که نظارت جهانی بر آن وجود ندارد، مانع جدی دیگری پیش روی دموکراسی در ایران قرار می دهد و نیز، باعث شتاب مسابقه تسلیحات اتمی در منطقه می شود و ثبات و امنیت جهانی را مورد خطر قرار می دهد. در این شرایط، بمب اتمی ابزار گروکشی و باج گیری ایران از جهان خواهد شد و در ثانی، با توجه به فقدان مدیریت قوی در امور محرمانه در حکومت ایران، امکان دست یافتن گروه های تروریستی نیز به بمب اتم ساخته شده از سوی ایران وجود خواهد داشت. خلاصه این که تداوم غنی سازی در زمینه صلح آمیز، مورد تأیید ایران و برخی از کشورهای نزدیک به سیاست های ایران قرار دارد اما مخالفان جهانی این سیاست، برای بازداشتن ایران از ادامه غنی سازی به آثاری که ادامه غنی سازی و نتایج آن برای منطقه و جهان دارد، اصرار می ورزند. (4)
5- راهكار جعبه سياه، نوع دیگری از کنسرسیوم
كارشناسان و صاحب نظران دانشگاه MIT براي حل و فصل پرونده هسته اي ايران، پيشنهادی را مطرح كرده اند اما اين پيشنهاد هم مستلزم در نظر گرفتن شرط و شروطی برای طرفين منازعه مي باشد. بر اساس اين طرح، پيشنهاد شده است كه يك شركت سهامي بين المللي غني سازي اورانيوم در خاك ايران تأسيس شود تا از اين طريق، ایران به آرزوي دیرینه خود در خصوص غني سازي اورانيوم در خاك خود دست یابد. به علاوه، براي برآورده شدن خواسته كشور هاي غربي مبني بر دور نگه داشتن ايران از فن آوري سانتريفيوژهاي پيشرفته كه قابليت استفاده در ساخت بمب هاي هسته اي را دارند، از سانتريفيوژ هاي اروپايي استفاده شود كه در درون جعبه هاي سياه مهر و موم شده نگهداري مي شوند. در اين حالت، ايران و كشور هاي اروپايي به طور مشترك در اين کنسرسیوم سهم خواهند داشت. چين و روسيه نيز مي توانند چنين حقي را داشته باشند.
در چنين وضعيتي، ايران ديگر قادر نخواهد بود به سمت استفاده نظامي از انرژي هسته اي گرايش پيدا كند، زيرا به طور دايم از طرف كشور هاي اروپايي تحت مراقبت شديد قرار خواهد داشت. اين اقدام نه تنها ايران را از غني سازي يك جانبه و مستقل اورانيوم برحذر مي دارد، بلكه راه را براي گفت وگو هاي دوجانبه و چندجانبه و همچنين اقدامات اعتمادساز هموار مي سازد. بدين ترتيب، به جاي برگزيدن روش مقابله نظامي با برنامه هسته اي ايران كه البته با ريسك هاي امنيتي عديده اي همراه خواهد بود، همه طرف هاي درگير، ضمن كنار گذاشتن خصومت هاي ديرينه، راه حل آبرومندانه اي را براي حل و فصل اين بحران برمي گزينند كه از يك طرف، آباداني و شكوفايي ايران را در پي دارد و از طرف ديگر، نگراني هاي جامعه بين الملل در مورد احتمال رویکرد هسته ایی نظامی ایران را به طور كامل برطرف مي سازد. ایران با این پیشنهاد مخالف است زیرا الف- فن آوری هسته ایی این کشور را وابسته به غرب می کند و نیز، دست غرب را برای فشار آوردن بر ایران، حتی در مسائل غیرهسته ایی باز نگه می دارد. ب- غرب قابل اعتماد نیست و این مسأله در تاریخ ایران نشانه های فراوانی برای تأیید دارد. (5)
6- ایجاد بانک سوخت هسته ایی
به اعتقاد برخی، بهترین فرمول برای بیرون رفت از بحران هسته ایی ایران، تضمین بین المللی برای تامین سوخت نیروگاه های ایران در یک روند مذاکراتی است. این پیشنهاد نخستین بار توسط پولنتس رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس آلمان مطرح شد. پولنتس معتققد است تاسیس یک شرکت چند ملیتی بین ایران و چند کشور دیگر برای غنی سازی در خارج از ایران می تواند راهگشا باشد و این راه حل می تواند موقتی باشد تا اعتماد جامعه بین المللی به ایران جلب گردد. در یکی از قطعنامه های پارلمان اروپا به نوعی دیگر به همین راه حل اشاره شده است. در این قطعنامه از جامعه جهانی خواسته شد تا بر اساس طرح مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی برای ایجاد بانک سوخت هسته ای، تامین سوخت را برای کشورهای دارنده نیروگاه هسته ایی تضمین کنند تا از خطر گسترش سلاح های اتمی کاسته شود. خاویر سولانا در تأیید این نگاه بر آن است که در دنیایی که تمایل رو به افزایشی برای انرژی اتمی وجود دارد، غرب باید راه هایی پیدا کند تا به کشورها اطمینان دهد که می توانند سوخت هسته ای را بدون این که خودشان نیازی به غنی سازی داشته باشند، تهیه کنند. این طرح به حل مسأله حقوق بشر در ایران هم اشاره دارد و از فشار ایران بر اقلیت های قومی و مذهبی و همین طور نهادهای جامعه مدنی از جمله گروه های زنان و سندیکا ها انتقاد کرده و از مقامات ایران خواسته است چه در قوانین و چه در عمل، شکنجه را محو کند. این قطعنامه همچنین گفته است از ایران انتظار دارد برگزاری آزاد و منصفانه انتخابات را تضمین کند. قطعنامه پارلمان اروپا عقد توافقنامه همکاری تجاری با ایران را نیز به بهبود وضع حقوق بشر و همکاری کامل ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی برای تضمین صلح آمیز بودن برنامه اش موکول کرده در حالی که ایران مسأله هسته ایی خود را یک مسأله فنی می داند که دستگاه های تخصصی چون آژانس باید در باره آن اظهار نظر کنند، همچنین ایران بر آن است چنانچه اروپا و آمریکا بخواهند حقوق بشر را به مسأله هسته ایی ایران گره بزنند در غرب هم مسائل فراوانی حتی در زمینه حقوق بشر وجود دارد که می توان آن را به هر راه حلی در این باره پیوند زد. (6)
7- راه حل روسی
تمرکز مخالفت غرب به ويژه آمريكا در بحران هسته ایی ایران بر توسعه سانتريفيوژهاي ويژه غني سازي اورانيوم قرار دارد كه ايران مدعي است به آنها براي تأمين سوخت نيروگاه هاي هسته اي خود نيازمند می باشد. آنچه غربی ها را نگران می کند آن است که اين سانتريفيوژها استفاده دوگانه دارند و نیز، به آساني قابل مخفي كردن است. روسیه برای رفع نگرانی خود و غرب از این مسأله، پيشنهاد تأسيس يك كنسرسيوم ايراني - روسي را مطرح کرد كه بر اساس آن، سوخت مورد نياز نيروگاه هاي هسته اي ايران در خاك روسيه غني سازي و آماده بهره برداري و سپس براي مصرف به مقصد نيروگاه هاي هسته اي ايران بارگيري و بعد از مصرف، مجدداً زباله سوختي به روسيه بازگردانده شود. براساس اين طرح، از سانتريفيوژ هاي روسي براي غني سازي استفاده می شود و دانشمندان هسته اي ايران هيچگونه تماسي با اين سانتريفيوژ ها نخواهند داشت. اين طرح با وجود گفت وگو هاي فراوان ميان تهران و مسكو به بن بست رسيد، زيرا تهران بار ها بدقولي مقامات روسي در زمينه راه اندازي به موقع نيروگاه هسته اي بوشهر را تجربه كرده است، به همين دليل، ایران اصرار مي ورزد كه فرآيند غني سازي بايد در داخل خاك ايران و با استفاده از سانتريفيوژ هاي ايراني صورت بگيرد كه البته اروپا و آمريكا تاكنون با اين طرح موافقت نكرده اند. به نظر مي رسد طرح روسيه مي توانست در صورت اضافه شدن برخي بندهاي اعتمادساز به آن، منافع طرفين منازعه را تأمين نمايد كه از آن ميان، مي توان به موارد ذيل اشاره كرد:
- تأمين كنندگان اصلي و بين المللي سوخت هسته اي بايد يك كنسرسيوم تجاري تشكيل دهند كه در صورت بروز اختلال در تأمين سوخت هسته اي نيروگاه هاي ايران از طرف روسيه، فوراً وارد عمل شوند و كمبود به وجود آمده را مرتفع نمايند.
- آمريكا، روسيه و ساير كشور هاي جهان مي توانند اورانيوم غني شده كافي در اختيار يك بانك سوخت هسته اي تحت كنترل آژانس بين الملل انرژي هسته اي قرار دهند تا سوخت مورد نياز ايران را در مواقع ضروري تأمين كنند.
- ضروري است ايران و ساير قدرت هاي هسته اي جهان با همكاري يكديگر يك ذخيره سوخت هسته اي حداقل سه ساله - شبيه ذخاير استراتژيك نفت آمريكا - در داخل خاك ايران براي تأمين سوخت ايجاد كنند تا از اين طريق، نگراني ايران از بابت تأمين تضمين شده سوخت هسته اي، كاملاً برطرف گردد ولی هیچگاه این توفقات صورت نگرفت. (7)
8- تحریم سیاسی و دمکراتیزه کردن ایران
در این راه حل، تحریم از فاز اقتصادی به سیاسی ارتقاء می یابد و منتقل می شود و در آن تلاش می شود که همزمان با مشروعیت زدایی از حکومت به پشتیبانی از دموکراسی خواهی و نیروهای مدنی در جامعه ایران پرداخته شود. مزیت این تحریم از نگاه طراحان آن، ممانعت از آثار مخرب جنگ و تحریم اقتصادی گسترده و تقویت دموکراسی و حقوق بشر در داخل ایران است، ولی در شرایط کنونی جامعه ایران، نیروهای اپوزیسیون فاقد ظرفیت مناسب برای ایفای چنین نقشی اند و از سوی دیگر، شرایط جهانی و موازنه قوا با چنین نگرشی فاصله دارد و ساختار حقوق بین المللی نیز، از پتانسیل بالایی در این زمینه برخوردار نیست. بنابراین و در مجموع، علی رغم فایده مندی این رویکرد، امکان پذیری آن محل تردید است اما در صورت تحقق آن یک ایران دموکراتیک شکل می گیرد. به عبارتی دیگر، راهبرد عده ایی دیگر در حل بحران هسته ایی ایران، حمله نظامی یا حتی تحریم نیست، بلکه به جای آن تعامل کامل با رژیم ایران و ارتباط با جامعه ایرانی است که در نهایت ایجاد دموکراسی را تسهیل می نماید.
این رویکرد، بر پایه دو مفروض پیش بینی شده است: نخست، یک ایران دموکراتیک سیاست های امنیت ملی و خارجی متفاوتی از رژیم کنونی دنبال خواهد کرد، سیاست هایی که برای غرب سودمند است یا دست کم آسیب جدی به آمریکا و متحدانش و درنهایت مردم ایران وارد نمی سازد. دوم، تعاملات سازنده با ایران به خصوص جامعه ایران، سبب پیشرفت در اهداف خلع سلاح ایران و دموکراتیزه کردن آن خواهد شد. به بیان دیگر، برخی معتقدند که یک ایران دموکراتیک، سودای هسته ای شدن را در سرنخواهد داشت. چرا یک رژیم دموکراتیک ایرانی، تهدید کمتری از رژیم کنونی برای آمریکا و متحدانش است؟ البته سیاست های خارجی و امنیت ملی یک ایران دموکراتیک را نمی توان با قاطعیت پیش بینی کرد ولی نمونه های دموکراتیک شدن، سبب پایان بخشیدن به برنامه سلاح های هسته ای در کشورهایی نظیر برزیل، اوکراین و آفریقای جنوبی شده است.
به بیان دیگر، رهبران ایران، به دنبال سلاح های هسته ای به منظور جلوگیری از حمله آمریکا هستند. تاکید ایران در خصوص حق لاینفک برای تکنولوژی هسته ای زیر عنوان پیشرفت علمی واقعی قرار دارد. در همین حال، عنصری از پرستیژ با الحاق به باشگاه هسته ای جهان و تمایل برای تبدیل شدن به قدرت مسلط در خلیج فارس نیز وجود دارد. این عوامل تا اندازه ای در ایران دموکراتیک هم مورد تاکید قرار خواهند گرفت اما یک ایران دموکراتیک از سوی آمریکا یا اسراییل تهدید تلقی نمی گردد و می تواند حتی متحد آن دو باشد. افزون بر این، یک ایران دموکراتیک یک کشور بیشتر مسئول و با عملکرد عقلانی خواهد بود و پیش از آن که خواهان تسلط بر منطقه از طریق سلاح های باشد از طریق اقتصادی و همگرایی اجتماعی با غرب توصیف می شود. (8)
ادامه دارد ...
|