| 9- تعامل سازنده با مردم ایران
این راه حل، شباهت های زیادی با راه حل ایران دموکراتیک دارد ولی تفاوت هایی نیز در آن دو دیده می شود از جمله، روش قبلی بر ایجاد یک ایران دموکراتیک از طریق فشار از بیرون تأکید دارد ولی این روش تبدیل ایران به حکومت دمکراتیک را از طریق ارتباط با دولت و مردم ایران پی می گیرد زیرا: برای بسیاری از حامیان تغییر رژیم که خارج از ایران زندگی می کنند بر آن هستند که کنش متقابل با حکومت دینی در تهران نتایج معکوسی در پی خواهد داشت مثلا مخالفان بهبود روابط ایران و غرب اشاره می کنند که هرگونه ارتباط مستقیم با دولت ایران، سبب مشروعیت و پایداری رژیم ایران می شود و به دموکرات های ایران خیانت خواهد شد لذا این راه حل تأکید دارد: علی رغم تنش عمیق میان دو دولت آمریکا و ایران، هنوز ذخایر عظیمی از تمایل مردم ایران نسبت به آمریکا و برقراری روابط با آن وجود دارد که می تواند راهگشای تعامل سازنده بین دو کشور باشد بنابراین، ارتباط با مردم ایران به جای دولت ایران توصیه اکید راه حل تعامل سازنده است. به عبارتی، حضور و ورود شهروندان، تجار و کالاهای آمریکایی در ایران اثر عمده اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در جامعه ایران خواهد داشت. افزون بر این، تبدیل جامعه ایرانی به یک جامعه ایرانی – آمریکایی، از دموکراسی حمایت خواهد کرد. هنگامی که در این راستا، مذاکره بین ایران و آمریکا آغاز و ادامه پیدا کند دیپلمات های آمریکایی باید به طور شفاف و مکرر بیان کنند که آنها از نگرانی خود در خصوص نقض حقوق بشر را به بهای توافق بر سر کنترل تسلیحات چشم پوشی نخواهند کرد. باید هر دو موضوع هسته ایی و حقوق بشر به طور همزمان مطرح شود. اگر مذاکرات در نهایت موثر واقع شد و به آمریکا اجازه تاسیس سفارت در تهران داده شد، مقامات وزارت امور خارجه آمریکا باید در مقابل همه تلاش های دولت ایران برای ممانعت از تعامل آمریکا با مردم ایران، مقاومت کند. این موضوع، ارتباط وسیع تر میان تجار، رهبران مدنی، دانشگاهیان و مقامات منتخب متعهد به تغییرات دموکراتیک در ایران را فراهم می آورد، در نتیجه آرام و توام با امنیت و آرامش، شرایط بهتری برای ظهور طرفداران غرب، صلح و جنبش های دموکراتیک در داخل کشور ایجاد خواهد کرد. در این مسیر، دولت آمریکا باید بداند که در تلاش برای تعقیب یک توافق گسترده با ایران و کوشش برای یک تعامل وسیع با مردم ایران، چیزی را از دست نخواهد داد. (9)
10- خروج از NPT
جمهوری اسلامی تاکنون بر اساس اساسنامه آژانس و معاهده NPT عمل کرده و به همین دلیل، هرگز به لحاظ حقوقی در مسأله هسته ایی مشکل آفرین نشده است، بلکه آنچه که به نظر کشورهای قدرتمند تخلف تلقی می شود، نارسایی ها، کمبودها و پنهان کاری در این زمینه از سوی ایران است که البته ایران به اعتراف آژانس و بر طبق معاهده، همه آن ها را جبران کرده است ولی برخی از این قدرت ها خواستار رفتار ایران فراتر از مواد معاهده است و تاکید دارند عدم تمکین ایران از درخواست های غرب، تخطی از مقررات بین المللی و گشاینده مسیر ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت و یا باقی ماندن پرونده در آن می باشد ولی ایران معتقد است: حضور ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی و معاهده NPT صرفا به دلیل تامین منافع ایران است و ایران بر اساس آن نیز همچون سایر کشورهای عضو آژانس، حق دارد هر گاه که احساس کرد تداوم این حضور مغایر با منافع ملی و بر خلاف روح معاهده است، از آن خارج شود. البته ایران معتقد است: این حضور، مانع از پایمال شدن حقوق ملت ایران توسط قدرتمندان است ولی اگر ادامه عضویت در معاهده فوق به نفع منافع ملی نبود باید پارلمان ایران دولت را ملزم به خروج از NPT کند. البته ایران باید بداند که خروج از NPT خطرناك نيست. اين روش توسط كره شمالي مورد استفاده قرار گرفت و علي رغم اعلام مكرر آژانس بين المللي انرژي اتمي مبني بر عدم همكاري اين كشور با مقررات آژانس، شوراي امنيت فقط توصيه كرده است كه كره شمالي بار ديگر به NPT ملحق شود. روش خروج از NPT در ماده 10 مقررات آژانس آمده است. بر اين اساس، كشورهای عضو NPT در صورتي كه منافع ملي خود را در خطر ببيند مي توانند با يك ضرب الاجل 3 ماهه از اين قرارداد خارج شوند و مراتب را با ذكر دلايل خود به اعضاء و شوراي امنيت سازمان ملل منعكس نمايند. (10)
11- تعامل سازنده با ديگر كشورها در چارچوب آژانس
انتقادي كه به مذاكرات فعلی ایران با كشورهاي اروپايي وارد می شود آن است که اين مذاكرات از چارچوب آژانس خارج شده و در عرض با تلاش های آزانس قرار گرفته است اما برخلاف محتوای مذاکره و همکاری ایران با آژانس، مذاکره و همکاری با کشورهای اروپایی، رنگ و بوی سیاسی یافته است در نتیجه گاهاً به موافقت نامه ها و بيانيه هايي منجر مي شود خارج از اختيارات آژانس و به دور از واقعيات جاري جهانی است لذا: الف- جهت دهي به مذاكرات در چارچوب آژانس، ب- مشخص نمودن محل مناقشه (عدم انحراف فرآيند غني سازي اورانيوم در مقاصد غيرصلح آميز)، ج- منحصر ننمودن طرف هاي مذاكره در 3 كشور اروپايي و در عين حال تمايل به ادامه مذاكرات با آنان به منظور دستيابي به اعتماد متقابل البته با پيش فرض هاي بالا، د- تأكيد منطقي و مبتني بر عدالت و معنويت جمهوري اسلامي به صلح و آرامش پايدار در سطح منطقه اي و جهاني با مبازره با فقر، تبعيض، تروريسم و انحصارطلبي و يكجانبه گرايي، از نكات مهم و اساسي طرح هسته اي ايران برای تعامل سازنده با دیگر کشورهای در چارچوب آزانس است اما ابراز ناخرسندي مقامات غربي از مواضع عدالت طلبانه جهاني و طرح عدالت محور هسته اي ايران، نشان از نهادينه گشتن ظلم و تبعيض در سطوح مختلف نظام ناعادلانه جهاني است. (11)
12- حل معادله به روش ژاپنی
حل و فصل پرونده هسته ای ایران به روش ژاپنی، ممکن و میسر است. به این معنا که ژاپنی ها که در فن آوری رتبه دوم را بعد از آمریکا دارند، هر لحظه که اراده کنند قادر به ساخت بمب هسته ای هستند اما دست به چنین کاری نمی زنند، زیرا آمریکایی ها در آن کشور به نوعی حضور پایگاهی دارند و لذا مانع از روی آوری ژاپن به بمب هسته ایی می شود. این به معنای نظارت از درون به شیوه فیزیکی است. البته مفهوم دیگر راه حل ژاپنی این است که اگر همان بلایی که بر سر ناکازاکی و هیروشیما آمد بر سر تهران هم بیاید دیگر ایران جرأت نمی کند به سوی تسلیحات اتمی برود. بنابراین، اگر دولت ژاپن روزگاری بخواهند چنین کاری بکند فقط باید ماده نهم از قانون اساسی خود را تغییر دهند ولی به دلیل مخالفت های مردمی، سیاسی و بین المللی، این کار چندان، کار آسانی نیست و چنین تعدیلی در قانون اساسی آنان تقریبا غیر قابل انجام است. کشورهای دیگری همچون آلمان، کانادا، برزیل، آرژانتین هم چنین توانایی دارند ولی به دلایل مختلفی از ساخت بمب هسته ای امتناع می ورزند. حال ایران هم می تواند به جرگه این کشورها بپیوندد و در مقابل تأمین نیازهای منطقه ایی آمریکا و دیگر کشورهای غربی، خواسته های خود را محقق سازد. ظاهرا ایالات متحده دیگر ممانعت چندانی به دریافت خدمات ایران در عراق و منطقه ندارد، و اینجاست که مجال برای رسیدن به توافق با غرب مشابه توافق غرب با ژاپن فراهم می شود. با توجه به آن که در یکی از جدیدترین گزارش های البرادعی آمده است که ایران تا سال 2015 یا 2020 قادر به ساخت سلاح هسته ای نیست، فرصت کافی را برای توافق با آمریکا فراهم می آورد. (12)
13- نشست با بزرگان ایران(لویه جرگه ایرانی)
ایده نشست با نخبگان ایرانی به این معناست که دولت ایران نخبگان داخل و خارج کشور را فرا بخواند و یک گردهمایی با موضوع چاره اندیشی برای بحران هسته ایی برگزار کند. طراحان این ایده توصیه می کنند تعدادی از دعوت شدگان به این نشست از اعضای حاکمیت ایران باشند از جمله هشت مرجع کثیرالمقلد، روسای رییسجمهوران پیشین و دو نماینده از خانواده های دو شخص اول پیشین کشور. در این صورت ظرفیت راه کار مذکور برای ایجاد همبستگی ملی افزایش می یابد و امکان دستیابی به راه حل اجماعی را تسهیل می کند. اگر دولت ایران از برگزاری این نشست امتناع بورزد، خود نخبگان ایرانی داخل و خارج به این کار مبادرت ورزند. در این صورت، نشست بزرگان ایران زمین، پیام صلح ایرانیان را بهتر از دولت ایران به جهانیان صادر خواهد کرد. حتی بهکارگیری این راه کار از سوی نیروهای بیرون از حاکمیت به صدور شعار سیاسی پیام صلح خواهدانجامید و جهانیان را متقاعد می کند که ایرانی ها به دنبال صلح اند و نباید از ناحیه آنان احساس خطر نمایند. البته هرچه دایره این نشست بزرگتر باشد امکان نیل به راه حل ملی برای حل و فصل بحران هسته ایی ایران بیشتر خواهد بود. نیازی نیست که نشست بزرگان ایران زمین به آشتی ملی منجر شود اما اجماع آنان در باره راه حل بیرون رفت از بحران هسته ایی ایران ضرورت دارد. این اجماع باید بین نیروهای داخل با هم و این نیروها با دیگر نیروهای نخبه خارج از کشور صورت گیرد. فرض اساسی ایده نشست با بزرگان ایرانی آن است که همه ایرانیان چه مخالف نظام و چه موافق آن در مسأله هسته ایی ایران وحدت نظر دارند و همه آن ها خواهان یک ایران قدرتمند اند. (13)
14- تداوم تحریم اقتصادی علیه ایران
این گزینه دامنه گسترده ای از تحریم محدود در حوزه های نظامی، هسته ای و موشکی تا تحریم همه جانبه و هوشمند تجاری، اقتصادی و بانکی را در بر می گیرد و البته از سوی مخالفان هسته ایی ایران مطرح و دنبال می شود. انتهای این گزینه راه حل کره شمالی است. برآیند آراء در شورای امنیت سازمان ملل متحد و سیاست مسلط در آمریکا و اسرائیل آن است که تحریم اقتصادی فزاینده و تدریجی را ابزاری موثر برای انصراف ایران از بلند پروازی های هسته ای می دانند. تحریم ها اگر در سطح کنونی باشد تاثیر چندانی بر اقتدار حکومت نخواهد گذاشت اما با تشدید مشکلات اقتصادی در داخل کشور می تواند به صورت غیرمستقیم نارضایتی ها را گسترش دهد و شکاف بین ملت و دولت ایران را عمق بخشد. اصولا اگر تحریم های اقتصادی کوتاه مدت بوده و یا چشم انداز روشنی را در آینده نوید دهد، می تواند با تحمل و صبر مردم همراه شود اما اگر این تحریم ها جنبه فرسایشی و طولانی مدت پیدا کند در کنار تضعیف حکومت، زیر ساخت های اقتصادی و صنعتی را نیز نابود می سازد. نتایج ویران گر این نوع تحریم ها، واکنش اعتراضی مردم را بر خواهد انگیخت و نیاز امنیت و معیشت را در سبد عمومی بر دموکراسی و آزادی برتری خواهد داد. گسترش دامنه تحریم های اقتصادی به ممانعت از فروش و خرید انرژی از سوی ایران به شرطی که لطمه ای به ترانزیت انرژی در دنیا نزند و بازار انرژی از نظر جهش قیمت ها مهار شود، تاثیری مهلک و کوبنده بر حکومت ایران خواهد داشت. در مجموع تحریم هدفمند اقتصادی فی نفسه هم حکومت و هم مردم را تحت فشار قرار خواهد داد.
معتقدین به تداوم تحریم های اقتصادی بر این باورند که تصمیم گیران اصلی در تهران به غلط می پندارند که نسبت به تحریم اقتصادی آسیب پذیر نیستند و یا وجود منافع و روابط تجاری گسترده با چین، اتحادیه اروپا و روسیه، مجال گسترش تحریم ها به فاز تجاری را نمی دهد، در صورتی که آمریکا و اسرائیل به صورت مستقل از شورای امنیت سازمان ملل متحد، در مسیر دستیابی ایران به اعتبارات بانکی بین المللی و سرمایه گذاری خارجی در صنایع انرژی و استراتژیک، سنگ اندازی می کنند و تا کنون پیشرفت قابل توجهی در این زمینه داشته اند و برخی از بانک های معتبر جهانی از پذیرش تعهدات اسنادی بانک های ایرانی سر باز می زنند و تولیدکنندگان و تجار داخلی مجبور به پرداخت هزینه های گزاف بیمه های اعتباری هستند که گاها به ده درصد مبلغ معامله می رسد. بدیهی است این افزایش قیمت نابجا، تاثیری مخرب در عملکرد اقتصادی دولت در داخل خواهد داشت. با توحه به شرایط کنونی، احتمال رخداد این گزینه که از سوی کشورهای مخالف فعالیت هسته ایی حمایت می شود، بالا است. (14)
15- جنبش منع سرمایه گذاری
در دهه 1980 جریان بینالمللی منع سرمایهگذاری در آفریقای جنوبی نقش بسیار مهمی در روی کارآمدن اکثریت سیاهپوست پس از چندین دهه حاکمیت اقلیتهای سفیدپوست داشت. در نتیجه، برخی از فعالان سیاسی و اقتصادی معتقدند آمریکا میتواند از استراتژی مشابهی برای مهار کشورهای مخالف استفاده کند. آنها این استراتژی را به ویژه در مورد ایران و برنامه هستهاییاش کارساز میدانند. به اعتقاد شرمن، رئیس کمیته عدم تکثیر و تروریسم مجلس نمایندگان آمریکا، عدم سرمایهگذاری باید بخشی از استراتژی آمریکا برای منزوی کردن کشورهای مخالف باشد. برخی از نمایندگان مجلس آمریکا می گویند: به نظر میرسد که ما بسیاری از مردان و زنان مان را برای دفاع از کشور تجهیز کردهایم اما هنوز از سلاحی که به مراتب قویتر از نیروی نظامی است، استفاده نکردهایم و آن قدرت بازارهای مالی آمریکاست. آن ها میگویند ما میتوانیم با سلاح سرمایهگذاری با دشمنان مان بجنگیم. در واقع، برای پیش بردن جنبش عدم سرمایهگذاری برخی از نمایندگان کنگره آمریکا خواستار تدوین قوانین جدید از جمله لایحهای هستند که براساس آن افرادی که ارتباطات تجاری خود را با کشورهایی مثل ایران قطع میکنند با بخشش مالیاتی مورد تشویق قرار بگیرند. (15)
16- جنگ محدود
این راه حل همان حالتی است که در عراق پس از اشغال کویت در سال 1991 روی داد. نابودی تاسیسات زیربنایی اقتصادی، صنعتی و نظامی، ایجاد بحران اقتصادی، گسترش فقر و تولید ناهنجاری های اجتماعی و اخلاقی، تعطیلی فضای آزاد سیاسی، تشدید اختناق، گسترش اقدامات تروریستی علیه ایران و در یک کلام پاشیده شدن خاک مرگ بر جامعه ایران.پیامد های تباه کننده این حالت خواهد بود که تصویری تمام منفی را برای منافع مردم ایران مجسم می کند. در این حالت، دنیا با صرف هزینه ای گزاف، مهر پایان بر ماجراجویی هسته ای ایران خواهد زد. باید توجه داشت که در صورت پافشاری مقامات ایران بر غنی سازی اورانیوم و عبور سریع و رشد فزاینده برنامه های هسته ای ایران از آستانه تحمل شورای امنیت، امکان وقوع جنگ محدود علیه ایران افزایش می یابد. البته تاريخ ثابت كرده ايران يك كشور شجاع و دلاوراست. یعنی پيشينيه ايران نشان مي دهد كه اين كشور به شدت در برابر جنگ خارجي مقاوم بوده است لذا چنانچه به اين كشور حمله اي صورت گيرد، ريسك هاي غيرمنتظره اي دامن طرفين دعوا را خواهد گرفت. جنگ محدود علیه ایران گاه به معنای حمله به تأسیسات هسته ایی ایران خواهد بود مشابه همان اقدامی که در دهه 1980 از سوی اسرائیل علیه تأسیسات هسته ایی عراق صورت گرفت. هم اینک نیز اسرائیل با پشتوانه چنین تجربه ایی، گاه و بی گاه طرح حمله مشابه ایی را برای انهدام تأسیسات هسته ایی ایران مطرح می کند. (16)
17- جنگ براندازانه
این راه حل که مشابه تجربه افعانستان و عراق است، مهار برنامه هسته ای ایران را با استفاده از خشونت دنبال می کند. اگرچه نظریه پردازان دموکراسی، گذار دمکراتیک از طریق جنگ و خشونت را منتفی نمی دانند و نمونه هایی چون ژاپن و آلمان غربی را به عنوان شاهد، طرح می کنند، منتهی هزینه های سنگین جنگ، تجربه تاریخی مقاومت ایران در برابر اشغال نظامی، هراس از تجزیه ایران و کشیده شدن شعله های آتش تروریسم و بی ثباتی در ایران، چشم انداز روشنی برای بهبود اوضاع را پس از جنگ براندازانه به تصویر نمی کشد، اما از سوی دیگر، امکان چنین راه حل و رویکردی منتفی نیست. با توجه به تبلیغات مدافعان آمریکایی جنگ عراق و افعانستان، واهمه اکثر کشور های منطقه و جهان در مورد نقش مخرب حکومت ایران در دامن زدن به آشوب و تنش آفرینی، شدت یافتن نارضایتی از حکومت در میان مردم، حساس شدن جامعه یهودی های دنیا به خاطر انکار مستمر هولوکاست از سوی ایران و شعار نابودی اسرائیل از سوی محمود احمدی نژاد، بعید نیست که ادعای تهدید بودن حکومت ایران برای صلح و امنیت جهانی همه گیر شود و حالتی هژمونیک در عرصه بین المللی پیدا کند. در این صورت، گزینه جنگ همه جانبه از جمله جنگ براندازانه در دستور کار قرار خواهد گرفت.
حمله نظامى گسترده آمريكا به زيرساخت هاى هسته اى ايران مى تواند صدمات قابل توجهى به برنامه هاى هسته ایی ايران وارد آورد. طراحان جنگ براندازانه ادعا می کنند راه اندازی جنگ براندازانه علیه ایران، براى دولت مردان محافظه كار ايرانى گران تمام خواهد شد و شهروندان ايرانى در اين صورت، تصويرى از اين دولت مردان محافظه كار به عنوان افرادى كه در ايجاد تعادل روابط خود ناتوان هستند و كشور را هدف حملات نظامى آمريكا قرار داده اند، خواهند داشت. انتخاب اين گزينه البته مستلزم آن است كه ايالات متحده به اين يقين برسد كه هيچ گزينه ديگرى جز اعلان جنگ به ايران وجود ندارد. در اين شرايط، بديهى است كه اقدام آمريكا به صورت فراگيرى در سطح جهان محكوم خواهد شد. با توجه به اثبات نادرستى اطلاعات آمريكا در مورد عراق و تسليحات كشتارجمعى اين كشور، اثبات دست يافتن ايران به بمب هسته اى از سوی آمریکا بسيار دشوار است مگر اينكه تهران خود با انجام اقدامى چون آزمايش هسته اى اين امر را تسهيل كند. بايد اين احتمال را نيز در نظر داشت كه هر چند حمله به ایران مى تواند به برنامه هاى هسته اى ايران صدمه بزند، اما در نهايت به مصمم تر شدن اين كشور براى دستيابى به تسليحات هسته اى منجر خواهد شد. خسارات نظامی حمله بر ایران برای آمریکا هم زیاد خواهد بود. حمله یک جانبه به ایران آسیب بیشتری به مواضع و جایگاه ایالات متحده در جهان وارد خواهد ساخت. در نهایت، چنین حمله ای دستاویزی برای افرادی در جهان اسلام، از جمله افرادی در ايران خواهد بود که آن را جنگ صلیبی کنونی بوسیله مسیحیان- یهودیان غرب علیه شرق تلقی کنند. دولت ایران همواره تهدید کرده است که در پی چنین حمله ای، شبه نظامیان عراق و لبنان و سایر نقاط خاورمیانه را برای حمله به نیروهای آمریکایی و منافع این کشور درجهان و از جمله در عراق بسیج خواهد کرد. تردیدی وجود ندارد که این امر می تواند شامل افغانستان گردد. (17)
18- جنگ داخلی برای تغییر رژیم
این راه حل، گزینه بسیار افراطی و تندی است که از سوی برخی از مخالفان نظام جمهوری اسلامی ارائه شده و آن عبارت است از تغییر رژیم از طریق خشونت و درگیری و از طریق حمله یک نیروی مبارز خارجی مورد حمایت، مانند سازمان مجاهدین خلق که از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران حمایت می کند. ایده دیگر، حمایت از جنبش های لیبرال ملی یا اقلیت های قومی است. این گروه ها فاقد هرگونه ظرفیت برای سرنگون کردن رژیم ایران هستند. این سناریوها نامعقول و مضحک به نظر می رسند. همچنین غیرممکن است که بتوان چنین حمله ای را از نظر اخلاقی یا قانونی توجیه کرد. تداوم تهدید به حمله نظامی برای سرنگونی رژیم ایران، تنها سبب تقویت تندروهای هوادار رژیم ایران خواهد شد. هیچ نیرویی در این کشور آماده به دست گرفتن سلاح برای این هدف نیست. در حقیقت فعالان دموکراسی و گروه های حقوق بشر از پذیرش حمایت های مالی از سوی دولت آمریکا، حتی از سازمان های غیردولتی آمریکا اکراه دارند. آنها از این که به آنها برچسب آلت دست آمریکا زده شود نگران هستند. شرایط داخلی که کمک های خارجی را به نیروهای مخالف در صربستان، گرجستان و اوکراین طی انقلاب های رنگین سالهای 2000 تا 2004 میلادی اعطا کرد، در ایرانِ امروز وجود ندارد. (18)
ادامه دارد ...
|