باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز سه شنبه 12 آذر 1387 كاربران برخط 354 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
بازگشت به سیاست موازنه(3)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
راهبردی جدید برای حضور قدرتمندانه آمریکا در خاورمیانه


مقاله حاضر به قلم مارتین ایندایک و تامارا کافمن وایتز به نقد راهبرد آمریکا در منطقه خاورمیانه می پردازد و سعی دارد تا راهکارهایی برای حضور مجدد قدرتمندانه آمریکا در خاورمیانه ارائه نماید. بخش سوم و پایانی این مقاله تقدیم می گردد.
 

ارسال كننده: مدير سايت

   ● نويسنده: مارتین - ایندایک / تامارا کافمن - وایتز

مترجم: مهدي - كاظمي

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از سایت مؤسسه بروکینگز، آوریل 2007

  ● صفحه اينترنتي مرتبط: http://www.opportunity08.org/files/fd.ashx?guid=149504aa-aeb0-4912-82d1-f8e06f164d99

 
 
توسعه توافقات امنیتی
تصمیم ایران برای ادامه برنامه هسته ایش هم اکنون باعث آمادگی اسرائیل برای انجام یک حمله پیش دستانه و نیز خواست همسایگان عرب آن برای برنامه ای مشابه شده است. اگر دیپلماسی برای متوقف کردن برنامه هسته ای ایران شکست بخورد، آمریکا ممکن است به انجام یک حمله پیش دستانه از هر نوعی متوسل شود. لیکن، چنین حمله ای در بهترین حالت تنها میتواند دستیابی ایران به سلاحهای هسته ای را به تأخیر بیندازد ؛ و این برای جلوگیری از یک مسابقه تسلیحاتی در منطقه اصلاً کافی نخواهد بود.
 رئیس جمهور آینده برای توسعه و گسترش توافقات امنیتی باید با متحدان منطقه ای آمریکا ( اسرائیل، مصر، اردن، و اعضای شورای همکاری خلیج فارس ) وارد مباحثات جدی شود ؛ توافقات امنیتی که به گسترش یک چتر امنیتی هسته ای برای این متحدان - در عوض تعهد آنها به اقداماتی که این ائتلاف مهم و حیاتی را تقویت میکند ( مثل حمایت مشهود و محسوس از برقراری صلح میان اعراب و اسرائیل، اصلاحات داخلی، و همکاریهای امنیتی ) – بینجامد. اهداف این توافقات عبارت خواهد بود از جلوگیری از وقوع یک مسابقه تسلیحاتی هسته ای و همچنین جلوگیری از حملات هسته ای ایران. اگرچه چنین چارچوب امنیتی ( شبه ناتو ) برای خاورمیانه در داخل آمریکا جدال برانگیز خواهد بود، اگر دیپلماسی هسته ای شکست بخورد این حرکت اجتناب ناپذیر است.
 
پیشبرد اصلاحات دموکراتیک
در طراحی یک راهبرد واقع گرایانه و منطقی جدید آمریکایی برای خاورمیانه، خلاص شدن از شر تلاشهای بی اثر دولت بوش برای پیشرفت دموکراسی در جهان عرب چندان دشوار نخواهد بود. روی هم رفته، رهبران سنی مذهب رژیمهایی که واشنگتن در پی لیبرالیزه کردن آنهاست، همانهایی هستند که تلاش و نقششان برای جلوگیری از هژمونی منطقه ای ایران ضروری است. حال چگونه ما میتوانیم اصرار کنیم آنها دست به اصلاحات سیاسی و اقتصادی بزنند که قطعاً به بی ثباتی رژیمهای آنها منجر خواهد شد ؟
 
تشویق و ترغیب میانه روها برای انجام اصلاحات
تجربه های تلخ گذشته به ما یاد میدهد که اعمال فشار روی رادیکالهای منطقه تهدیدات آنها را رفع نمیکند ؛ بلکه به کرات مشخص شده که سرکوبی در یک کشور اغلب موجب مهاجرت افراطیون به بهشتهای امن تری می شود که از آنجا میتوانند ضربات وحشتناک تری را وارد کنند. جاذبه رادیکالیسم اسلامی با توجه به رکود و رنج موجود در بسیاری از جوامع عرب امروز، در ایدئولوژی مقاومت انقلابی آن قرار دارد. باید در نظر داشت که ایدئولوژی به یک تصور جایگزین مثبت از آینده نیاز دارد، به همین دلیل باید این موضوع را در افکار عمومی این کشورها جا انداخت که میانه روی، صلح، و مدارا منافع و فرصتهای بیشتری – نسبت به مقاومت و خشونت – را در اختیار آنها قرار میدهد.
 برای به حاشیه راندن تکفیری ها و افراطیون، تصویر فوق الذکر باید دورنماهای تحقق آرزوها و خواستهای فلسطینیان را پوشش دهد. این تصور همچنین باید فرصت شکل دادن به آینده را در اختیار اکثریت عظیمی از اعراب خارج از فلسطین نیز قرار دهد. اما این آرزو تنها از طریق انجام اصلاحات دور از دسترس سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به واقعیت می پیوندد که متضمن ایجاد یک قرارداد جدید اجتماعی میان دولتهای عربی و شهروندان آنها باشد.
 رهبران عرب از جانب رشد اسلام افراطی در درون جوامعشان به شدت احساس تهدید میکنند. فساد، بی کفایتی، و قوم و خویش پرستی فراگیر در رژیمهای میانه رو عرب به رکود اقتصادی و ناتوانی فزاینده این رژیمها برای ارائه خدمات اساسی دولتی به جمعیت در حال رشدشان منجر شده است. در مقابل، اسلام گرایان با سرمایه گذاری روی این نقاط ضعف اساسی دولتها، از طریق شبکه ها و مؤسسات خیریه خود خدمات رفاهی و اجتماعی لازم برای نیازمندان را فراهم میکنند. علاوه بر این، دهه هاست که اسلام گرایان و جنبشهای اسلام گرا در اردن، مصر، و دیگر دولتهای متحد آمریکا بطور مستمر از طریق حمله به انفعال و بی ارادگی این رژیمها در مواجهه با سیاستهای – منفور – آمریکا و اسرائیل پایه های محبوبیت خود را محکم کرده اند. این جنبشها از موفقیتهای آشکار "سید حسن نصرالله" و "محمود احمدی نژاد" در این راه بهره برداری میکنند. همچنین انتقادات اسلام گرایان منطقه در مورد ناکارآمدی های رژیمهای عرب در امور داخلی و خارجی شان، منعکس کننده ادعاهای ایران و حزب الله است.
 در چنین محیطی تلاشهای ایالات متحده برای تشویق و تحریک رهبران عرب در مورد نیاز به اصلاحات باید پایان یابد، که این کار چندان هم دشوار نیست. رهبران عرب بطور فزاینده بدین نکته واقف میشوند که اکثریت جوان بیقرار و مورد سوء استفاده قرار گرفته در جهان عرب امروز در حال ترکیب با یک مشکل بسیار بزرگ دیگر است: تقاضای بیرحمانه یک اقتصاد جهانی شده برای تولید انتظارات بیشتر. اکنون بیش از نیمی از جمعیت جهان عرب را جوانان تشکیل میدهند. اگرچه حکام فعلی هنوز میتوانند نهادهای سیاسی را اداره کنند، اما بدلیل استفاده بیش از حد از منابع دولت برای جلب حمایت و پشتیبانی، و بکارگیری زیاد نیروهای امنیتی در موارد متعدد، توانایی و ظرفیت آنها برای شرکت در این بازی را با چالش روبرو میکند. با استفاده فزاینده از عامل سرکوب، آنها ریسک بیگانگی بیشتر حامیان کنونی خود را بالا میبرند. همچنین بدلیل وابستگی شدید به حمایتهای نظامی و اقتصادی ایالات متحده، آنها تصویر خود بعنوان حامیان منافع اسلام و اعراب را لکه دار میکنند.
 اکنون اگرچه رژیمهای عرب معتقدند بهترین راه برای فرونشاندن تهدیدهای مخالفان و اپوزیسیون های اسلام گرای داخلی، تلاش برای حل و فصل منازعات منطقه ای در نقاطی مثل عراق، لبنان، و فلسطین است، اما باید به آنها ثابت کرد که ابتدا باید در راه رسیدگی به خواستها و شکایتهای داخلی شان حرکت کنند. در حالی که ایالات متحده باید با آنها در زمینه حل منازعات منطقه ای همکاری کند، رئیس جمهور بعدی باید در درک هرچه سریعتر این نکته مهم به آنها کمک کند که بهترین عامل مقاومت در مقابل تلاشهای بی ثبات کننده جنبشهای اسلام گرا عبارت است از بازسازی و بازیابی قرارداد اجتماعی تضعیف شده میان شهروندان و دولت.
 
اصلاح پایه های مشارکت
برای نجات حکام عرب از این شرایط دشوار، ونیز برای تداوم و تأثیر بیشتر اقدامات در مقابل محور افراطی منطقه، همکاری اعراب و ایالات متحده باید بر یک بنیان جدید مشارکت میان آمریکا، دولتهای میانه روی عرب، و شهروندان عمدتاً میانه روی آنها – یک مشارکت طراحی شده برای ایجاد یک آینده بهتر برای مردم خاورمیانه – قرار گیرد.
 
حمایت کامل و همه جانبه از اصلاحات
اصلاحات تنها از طریق تمایل و رضایت کامل رژیمهای عرب برای انجام تغییرات ضروری رخ خواهد داد. واقعیت این است که هیچ جایگزینی برای اصلاحات وجود ندارد. اما نقش آمریکا در این میان باید عبارت باشد از کاهش دادن خطرات و هزینه های انجام این اصلاحات اساسی – بسیار دیرهنگام – از طریق ارائه مشوقهای مادی، کمک به رفع موانع، و گفتگو.
• با کمک اقتصادی به مصر – برنامه ریزی شده برای سال 2008 – این کمکهای جدید میتواند مشوقهایی را برای دولتهای عرب آماده و متمایل برای تحمل ریسک و هزینه های اصلاحات فراهم آورد.
• فعالان و سیاستمداران دموکرات در جهان عرب از یک "بوسه مرگ" آمریکایی نمیترسند، بلکه از این موضوع بیشتر در هراسند که مبادا واشنگتن روزی آنها را به حال خود رها کند. همانند موارد کره جنوبی و فیلیپین، دولت ایالات متحده باید بطور محسوس از جنبشهای دموکراتیک، در عین حفظ روابط رسمی مستحکم با رژیمهای عرب، حمایت کند.
 
آزمایش میزان تمایل اسلام گرایان به میانه روی
در شرایط کنونی، اولین نفع برندگان هرگونه گشایش سیاسی جدید، جنبشهای اسلام گرا خواهند بود. اما حتی در چنین شرایطی، آزادیهای سیاسی گسترده تر به صداهای غیر اسلامی نیز اجازه ظهور و مطرح شدن میدهد ؛ در ضمن جنبشهای اسلام گرا نیز مجبور به روشن کردن برنامه های سیاسی خود خواهند شد. در این صورت، اگر این جنبشها از اقدامات و دیدگاههای افراطی طرفداری کرده و یا دست به استفاده از خشونت یا دیگر ابزارهای غیر دموکراتیک بزنند، به سرعت به اهداف مشروع اقدامات دولتی تبدیل خواهند شد. در عین پشتیبانی از چنین روندهایی، ما هرگز نباید به بهانه برخورد با اسلام گرایی رادیکال، دست این رژیمها را برای سرکوبی تمام نارضایتی ها باز بگذاریم. ایالات متحده میتواند از اقدامات تند و خشن علیه جنبشهای مخالف داخلی حمایت کند، اما تنها در صورتی که این جنبشها بی مسئولیتی سیاسی خود را به اثبات رسانده اند، و البته آلترناتیوهای میانه رو نیز وجود دارند.
در خاورمیانه، ترویج اعتدال گرایی و میانه روی برای ساخت دموکراسی ضروری و حیاتی است، و ترویج دموکراسی نیز برای ایجاد میانه روی. اگر در طول زمان، این تصور ایجاد شود که گشایش های محدود سیاسی تنها پوششی برای خودکامگی و اتوکراسی است، آنگاه میانه روها بی اعتبار شده، و محبوبیت رادیکالها افزایش خواهد یافت.
 
تمرکز روی قویترین متحدان
ساخت دموکراسی و میانه روی و اعتدال همگی به تمرکز روی تلاش برای پیشرفت دموکراسی در جوامعی ( مثل متحدان قدیمی ما مصر، اردن، و مراکش ) نیاز دارد که حکومتهایی قوی و مستعد و نیز جنبشهای اسلامگرای نسبتاً آرامی دارند. ( جنبشهای اسلامگرا در این کشورها در طول سالیان متمادی از مخالفت خشونت آمیز فاصله گرفته و بطور قابل توجهی تغییر تاکتیک داده اند و اکنون عمدتاً در درون خطوط قرمز تعیین شده توسط دولتها فعالیت می کنند. اما همزمان با تقویت صداها و جریانهای افراطی در منطقه و نیز از دست رفتن مشروعیت دولتهای عرب، اسلام گرایان مذکور وسوسه های بیشتری را برای فشار وارد کردن به مرزهای نارضایتی صلح آمیز تجربه می کنند. البته چارچوب کار آنها و سیاستهای بلند مدت دولتها همچنان تحت کنترل باقی میماند، اما تحولات منطقه ای انگیزه اسلامگرایان محلی برای رادیکالیزه کردن ایدئولوژی و عملشان را افزایش میدهد. ) در چنین جوامعی، ملاحظات فوری امنیتی هم برای حکومت و هم برای شهروندان از اهمیت کمی برخوردار است، استدلالها و تفکرات افراطی در ضعیفترین حالت نگه داشته شده اند، و اسلامگرایان در عوض توانایی ایفای یک نقش عمومی و مهم در سیاست و جامعه، از بیشترین انگیزه برای میانه روی و اعتدال برخوردارند. در این جوامع، رژیمها برای تحمل آزادی بیان و اجتماعات از قدرت کافی برخوردارند، و شهروندان نیز برای انتخاب و تعدیل آلترناتیوهای رادیکالیسم اسلامی آزاد هستند.
 در دولتهای ضعیفتر مثل لبنان، فلسطین، و عراق، اولویت کاری بیشتر از ارتقاء سطح دموکراسی، باید تمرکز روی ساخت دولت باشد. در این جوامع، تنها هنگامی که امنیت عمومی توسط نهادهای دولتی بیطرف و قابل اعتماد تأمین و تضمین شود، جنگ طلبی و خشونت رادیکالهای محلی باعث تضعیف ادعاهای این گروهها در مورد منافع عمومی میشود.
 ایالات متحده باید منصف و استوار در کنار متحدان عرب قرار گرفته و به بیان انتظارات خود درباره اولویتها، سیاستها، و راهکارهای اصلاحات در چارچوب روابط دوجانبه ( بعنوان پیش شرطی برای همکاریهای بلند مدت، قابل اعتماد، با ثبات میان اعراب و ایالات متحده بپردازد. آمریکا باید برای خنثی نمودن پیامدهای مضر هرج و مرج در عراق و بلند پروازیهای ایران، به دولتهای عرب تضمینهای امنیتی متعددی بدهد ؛ از دولتهای عرب نیز انتظار میرود خود را با سرمایه گذاری ایالات متحده از طریق ایجاد تغییرات ضروری، به منظور ایجاد ثبات داخلی، هماهنگ نمایند.
 
نتیجه گیری
رئیس جمهور بعدی با خاورمیانه ای روبرو خواهد شد که یک وجه آن خستگی، آشفتگی، و استیصال آمریکا بدلیل حضور و درگیری در این منطقه حساس است. خروج از این منطقه نیز به هر شکلی که باشد، برای منافع امنیتی آمریکا هم در داخل و هم در سراسر جهان پیامدهای منفی را بدنبال خواهد داشت. برای محافظت از این منافع، ایالات متحده مجبور است یک دیپلماسی منطقی پشتیبانی شده توسط تضمینهای امنیتی و تهدید به استفاده از زور را براه انداخته و از آن در خدمت یک راهبرد طراحی شده برای محافظت از متحدان، رویارویی با رقبا، و پیشرفت یک منطقه صلح آمیزتر و با ثبات تر، با حکومتهایی که به مردم خود پاسخگو هستند، استفاده کند.
 رویارویی با این چالش ماندگار و طولانی به خلاقیت و ابتکار، انعطاف پذیری، و یک تمایل آشکار برای همکاری با شرکایی که اهدافشان همیشه با اهداف ما هماهنگ و سازگار نیست، نیاز خواهد داشت. به بیان دیگر ما مجبور خواهیم بود به نفع یک نوع واقعگرایی عملگرا – که ارزشهای آمریکایی را با منافع واشنگتن متناسب و متوازن می کند، ویژگی مهم رهیافت دولت بوش یعنی ترکیب شوم و احمقانه سادگی و حماقت، و ایدئولوژی را کنار بگذاریم.
 
درباره نویسندگان:
مارتین ایندایک:
سفیر سابق ایالات متحده در اسرائیل و معاون وزیر خارجه در امور خاور نزدیک، در دوران کلینتون است. او اکنون مدیر و محقق ارشد مرکز مطالعات خاورمیانه ای "سابان" در مؤسسه "بروکینگز" است. وی در موضوعات سیاست ایالات متحده در خاورمیانه، روابط آمریکا و اسرائیل، و فرایند صلح اعراب و اسرائیل یک کارشناس برجسته به شمار میرود. ایندایک مدتی نیز بعنوان دستیار ویژه پرزیدنت کلینتون و همچنین مدیر عالی خاورمیانه در شورای امنیت ملی آمریکا خدمت کرده است.
 
تامارا کافمن وایتز:
محقق برجسته مرکز مطالعات خاورمیانه "سابان" و مدیر طرح تحقیقاتی "دموکراسی و توسعه اعراب" در این مرکز است. او همچنین یک کارشناس برجسته مسائل مرتبط با فرایند صلح اعراب و اسرائیل نیز به شمار میرود. وی مدتی را نیز در بخش اصلاحات جهان عرب در شورای روابط خارجی ایالات متحده فعالیت نموده است.
 

    597 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا (50)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   آمريكا (349)
●   خاورميانه (225)
●   كشورهاي عربي (125)

عناوين مرتبط
●  بازگشت به سیاست موازنه(2) 

دسته
●  

رسته :1

تاريخ ارسال:15/03/1386

تاريخ شمسی نشر:15/03/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب