| نشست هفتگي شهر كتاب مركزي، سه شنبه 8 ارديبهشت سال جاري به بررسي و نقد كتاب «تخيل مكالمهاي» اثر باختين كه به تازگي با ترجمه رويا پور آذر به بازار آمده اختصاص داشت.
ميخائيل باختين(1975-1895) يكي از افراد مهم و به گفته تودورف، از بزرگترين نظريه پردازان ادبي ـ فلسفي قرن بيستم است. قسمت عمده آثار او مربوط به دوران جواني – دهه20-بود اما سرانجام در دهه 70 است كه به شهرت مي رسد. آنچه در ذيل مي آيد، گزارشي است از اين نشست كه طي آن خانم روياپورآذر-كارشناس ارشد ادبيات انگليسي و ادبيات نمايشي- به عنوان مترجم اين كتاب به شرح اجمالي چهار مقاله موجود در اين اثر و دكتر امير علي نجوميان-استاد ادبيات انگليسي دانشگاه شهيد بهشتي- با نقدي نزديك به فلسفه به تشريح مفهوم رمان از منظر باختين، و دكتر فرزان سجودي-زبانشناس و نشانه شناس- به بررسي رويكرد دگر مفهومي يا دگر زباني در ارتباط با چند صدايي و تك صدايي از نگاهي ديگر پرداختند.
● چهار وجه تفكر باختين
بنا به اظهارات رويا پور آذر چهار مقاله موجود در اين كتاب از نظر كمي و كيفي متفاوتند.
مقاله اول: حماسه و رمان
به گفته مترجم كتاب هدف باختين در اين مقاله بررسي وجوه تمايز حماسه و رمان نيست بلكه همچنان كه در زير عنوان آن نيز ذكر كرده، هدف، گامي است به سوي روش شناسي مطالعه رمان و پاسخ به سؤالاتي از قبيل اينكه: ويژگي رمان چيست كه آن را از ديگر ژانرهاي ادبي متمايز ميكند. باختين، حماسه را به عنوان نماينده ژانرهاي ادبي در مقابل رمان انتخاب ميكند:
مقاله دوم: درباره پيشينه گفتمان رمانگرا
باختين در اين مقاله تفاوت رمان ها را در جنس گفتمان ارائه شده در آن ميداند. از نظر او نكته محوري در رمان، موضوع بازنمايي، شخص متكلم و گفتمان ماست. در رمان همواره با نقل قول گفتاري(اعم از مستقيم- نيمهمستقيم و غير مستقيم) روبهروييم. مثل نوري كه از يك فضا وارد يك فضاي ديگر شده، دچار انكسار ميشود. وقتي قرار است گفتاري در رمان يا هرگونه ادبي حتي گفتار شفاهي نقل قول شود، به دلايل مختلف در نيات و مقاصد اوليه گوينده اول انكسار به وجود مي آيد.
مقاله سوم: طرح مسئله پيوستار زماني و مكاني
باختين مسئله پيوستار زماني و مكاني را ابزاري براي بررسي متون ادبي مي داند. او از نقد سلحشورنامه هاي عاشقانه يوناني شروع ميكند كه با عشق آغاز و با ازدواج تمام مي شود. در واقع مقولات زمان و مكان هيچ اثري در روند روايت يا قهرمانان و شخصيت هاي داستان ندارد. باختين در اين مقاله، انگاره را يك مقوله پيوستار محوري مي داند كه در آن رابطه انسان با زمان و مكان تعيين كننده اين پيوستار است.
باختين درمقاله چهارم، از مكالمه بحث كرده، آن را ايجاد كننده فضايي مناسب براي تقابل و تضارب آرا ميداند و تقريباً چيزي مانند بحث حضور ديگري در سوژه را مطرح ميكند و اينكه به نظر باختين، الزاماً حضور صداها و ايدئولوژي هاي مختلف در يك كار، كار را چند صدايي نميكند. مؤلف مانند رهبر اركستر موسيقي، بعضي صداها را بارزتر و بلندتر ميكند. مكالمه در چنين فضاي سازآرايي شدهاي مجال بروز مي يابد.
● توصيف و پرسش از باختين
دكتر فرزان سجودي در مقام توصيف و پرسش از باختين، ابتدا او را به عنوان بنيانگذار زبانشناسي اجتماعي از سوسور به عنوان بنيانگذار زبان شناسي ساختارگرا متمايز دانست و در ادامه گفت: نظريه انتقادي بسيار قوي در حوزه ادبيات و اجتماع در تمايز حماسه و رمان فراتر ازبحث سبك شناسي آن، بحثي است در دفاع از دموكراسي. چون آنچه باختين درباره حماسه ميگويد يعني توليد متوني كه در جايي از زمان ايستادهاند و در واقع و به قول باختين، جايي در زمان ندارند چون هميشه متعلق به گذشته آرماني مطلق اند. اين آرمانگرايي و گذشته مطلق كه حماسه در آن متولد ميشود برابر است با تك صدايي مشخصي كه جهاني را براي مخاطبان خود به صورت منجمد شده اما براي هدفي پويا به تصوير ميكشد. به اعتقاد دكتر سجودي، ما از طريق اين قهرمان پروري فاقد زمان و اين حماسهسازي، هرگز در فضاي تعاملي-گفتوگويي و چند صدايي معاصر قرار نميگيريم. چنان كه در گفتمانهاي جهان سومي، اين تعلق به دنياي آرماني و اسطوره سازي، به وفور به چشم ميخورد. بر اساس گفتههاي دكتر سجودي، باختين از مرزهاي يك منتقد ادبي فراتر مي رود و به جامعه چند صدايي وارد مي شود. وي در ادامه واسازي را راهي براي شنيدن صداهاي شنيده نشده يا كمتر شنيده شده در متن دانست و گفت: واسازي، به صداهاي مختلف فرصت شنيده شدن را ميدهد. و براي مثال رمان بوف كور صادق هدايت را نام برد و اظهار كرد كه رمان بوف كور عرصه يك صداي مقتدرانه مردانه است اما از طريق واسازي است كه صداي پوشيده يك زن، به عنوان صداي ديگر متن شنيده ميشود.
● باختين، انديشمند چند صدايي
دكتر نجوميان در ابتداي بحث خود، باختين را فيلسوف، زبانشناس، نظريهپرداز ادبي و سياسي دانست و مهم ترين بحث او را مكالمه ذكر كرد و گفت: به اعتقاد باختين معنا تنها زماني باقي ميماند كه با معناهاي ديگر همراه شود. در واقع اين تفسير فلسفي باختين است.
باختين در جاي ديگر ميگويد: تفكر حقيقي درون يك ذهن ايزوله شده شكل نميگيرد بلكه در يك ذهن اجتماعي شكل ميگيرد. طبق اظهارات دكتر نجوميان، اينجاست كه بحث فلسفي «ديگري» با نظريه مكالمه ديگري پيوند مي خورد. در واقع ديگري، ايجاد كننده مكالمه است و هيچ چيز به تنهايي در جهان چيزي نيست. مكالمه به معناي گشتن و جستوجوي حقيقت در مقابل با يك تك گويي رسمي است. باختين 3 عامل مهم را در مكالمه برميشمرد: 1. فرستنده 2. مخاطب يا گيرنده 3. رابطه اين دو با هم. او رابطه را اساس مكالمه ميدانست و ميگفت كه مكالمه بازتاب ارتباط بين فرستنده و گيرنده است نه خود عمل گيرنده و فرستنده. نجوميان اين بحث فلسفي را معبري براي رسيدن به بحث زبان دانست و تصريح كردكه درك صحيح زبان ما براي خودمان فقط در صورت آگاهي از زبان ديگري امكانپذير است. باختين در اينجا از پيكار بين زبانها و احياي متقابل آنها به معناي همنشيني و كنار هم بودن زبانها سخن ميگويد. بحث نهايي دكتر نجوميان پيرامون رمان از ديد باختين بود. به گفته ايشان، براي باختين ادبيت، رمانگرايي است و اين رمانگرايي جايگزين آن زبان شناسي ايزوله فرماليستي ميشود و اينكه باختين رمان را گونهاي ميداند كه مكالمه در آن بيشترين شكل را دارد. مسير نگاه او نسبت به رمان و مكالمه مسير معمولي نيست. باختين رمان را انتخاب نكرده كه ويژگيهاي آن را توضيح دهد بلكه بالعكس؛ در واقع او ويژگيهايي را مطرح ميكند و آنها را رمان مي نامد. نتيجهگيري نجوميان از اين بحث پايان بخش اين جلسه بود. وي گفت: باختين رمان را به عنوان نامي براي مكالمهگرايي خود انتخاب كرده و با رماني كه مدنظرماست تفاوت دارد و به نظر من مشكل ما با باختين اين است كه او باري را كه روي رمان ميگذارد، بسيار بزرگ تر از تحمل خود رمان است.
|