باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز دوشنبه 2 فروردين 1389 كاربران برخط 99 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
تــاريـخ بيش از اسطوره موفق نيست
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ
درباره «رابطه اسطوره‌شناسي و باستان‌شناسي»


 

منبع: روزنامه - ایران - تاريخ شمسی نشر 09/03/1388

   ● سخنران: شروين - وكيلي

خبرنگار: ناژين - صفوي مقدم

 
 

آخرين نشست بينارشته‌اي ساليانه انجمن علمي گروه باستان‌شناسي دانشگاه تهران روز شنبه دوم خرداد با موضوع «رابطه اسطوره‌شناسي و باستان‌شناسي» و با سخنراني دكتر شروين وكيلي برگزار شد.

دكتر وكيلي ـ استاد دانشگاه ـ بحث از اسطوره و باستان‌شناسي را با طرح پرسش‌هاي تأمل‌برانگيزي چون: اثر باستاني چيست و چه چيزي را به ذهن متبادر مي‌كند؟ چه عامل يا عواملي باعث مي‌شود يك اثر، دوره يا شيء باستاني محسوب مي‌شود؟ چه چيزي رخدادي را برجسته و داراي ارزش باستان‌شناختي مي‌كند؟ و آيا يك فرد در زمان حال مي‌تواند داراي ارزش باستان شناختي باشد؟ آغاز كرد و براي پاسخ به اين پرسش‌ها به قولي از ميشل فوكو ـ جامعه‌شناس و فيلسوف عصر حاضر ـ استناد كرد و گفت: از نظر فوكو، «علم باستان‌شناسي به معناي تبارشناسي يك ريشه است و همچنين باستان‌شناسي امري است كه تااكنون بايد ادامه يابد.» پس وظيفه ما كه در اكنون ايستاده‌ايم اين است كه از بيرون و با ديد حال حاضر به اتفاقات باستاني بنگريم.

ايشان با هدف خلع جايگاه معمول تاريخ و اسطوره‌شناسي درصدد ايجاد جايگاه والاتري براي آنها برآمد و گفت: معناي مورد اتفاق اكثريت از تاريخ، مجموعه رخدادهايي كه در گذشته روي داده، است اما آيا ممكن است كه مورخ تاريخ رخداد زمان حال خود را بنويسد و به گذشته نقبي نزند؟ بايد بدانيم كه ديدن آثار تاريخي باعث يافتن هويت جديد و حس تاريخي نو در شخص شده، آدمي را در چارچوب تاريخي جديدي قرار مي‌دهد. همچنين كشف آثار جديد تاريخ نيز شخصيت و روحيه تاريخي جديدي به فرد مي‌بخشد. مانند تمام رويكردها و نگاه‌ها كه نسبت به علوم و مكاتب مختلف در طول تاريخ تغيير كرده، تفسير تمدن غربي درباره شخصيت‌هاي تاريخي و اشيا و آثار باستاني، در جريان گذار به عصر نوزايي تغيير كرده است. مي‌توانيم از خود بپرسيم كه چه عاملي باعث شده تا برخلاف توجه زياد آلماني‌ها به تاريخ ايران، مورخان اسپانيايي يا ايتاليايي، بحثي در تاريخ ايران نداشته باشند؟ شايد به دليل قرابت هويتي كه آلمان‌ها با ايراني‌ها فرض مي‌كردند و حتي ايراني‌ها را اجداد خود مي‌دانستند، نياز داشتند تا هويتي را براي خود تعريف كنند. دكتر وكيلي افزود: ما ايرانياني كه پيشينه باستاني درخشاني داريم و در يك جامعه باستاني زندگي مي‌كنيم، نياز داريم كه پرسش‌هايي در مورد روايت‌هاي موجود ايجاد كنيم زيرا پاسخ اين پرسش‌هاست كه هويت ما را مي‌سازد. در واقع ميان تاريخ و باستان‌شناسي دعوايي بر سر هويت وجود دارد كه اين هويت در داستان‌ها و اشياي تاريخي مستتر است و با چينش و رده‌بندي صحيح اشياي باستاني است كه ما مي‌توانيم به اين حقايق دست يابيم. علم مدرن، علم رده‌بندي اشياست. در واقع ساختار موزه، شيء باستاني و آدمي كه آن را توليد مي‌كند ساختاري متصل به هويت است و مادامي كه از يك شيء باستاني سخن مي‌گوييم بايد از هويت آن نيزصحبت كنيم. به نظر مي‌رسد در مورد هر رخداد باستاني تفسيرهاي مختلف و روايت‌هاي موازي وجود دارد كه با نگاه بيروني به آن درك مي‌كنيم كه به ازاي هر شبكه از اين رخدادهاي تاريخي تفاسير متعدد موجود است و معيار مشترك همه اين تفاسير، هويتي است كه آنها توليد مي‌كنند كه مي‌تواند سنجيده يا ناسنجيده باشد. اولين بار كه كشور ايران به وجود آمد، دودمان هخامنشي بر آن حكومت مي‌كرد. داريوش سياستمدار و سردار در كنار كوروش يكتاپرست سلسله‌اي به نام «هخامنش» نياي فرضي خود ساختند كه در اولين متن هخامنشي كه كتيبه بيستون است نيز، داريوش به جد مشتركشان اشاره كرده است. در حقيقت هخامنشيان يك اسطوره است اما اسطوره‌اي موفق كه همين موجب ماندگاري و پيوستن به تاريخ شده است. دكتر وكيلي تاريخ را اسطوره موفق دانست و در ادامه گفت: باستان‌شناسي دستمايه عالي‌اي است براي اسطوره‌اي كه اكنون مي‌توانيم بيافرينيم.

نمونه ديگر آن اسطوره سوشيانس (ناجي) است كه همزمان با حكومت كوروش وجود داشته و كوروش با بهره‌گيري از آن؛ در ميان مردم و نيز در تاريخ با نام ناجي شهرت يافت. همانطور كه ذكر شد نوشتن اسطوره درست به معناي تاريخ است. تاريخ و اسطوره در نقاطي با يكديگر تركيب مي‌شوند كه اين تركيب معمولاً در حال انجام مي‌گيرد و اگر با دانايي صورت پذيرد، يك اسطوره موفق در نتيجه تاريخ به وجود مي‌آيد. كوروش برخلاف پادشاهان زمان، پس از حمله به كشورهاي همسايه و اسير كردن شاهان آن دولت‌ها، آنان را نمي‌كشت بلكه تبعيد مي‌كرد. او با اين انتخاب خود روايتي انجام داده، اسطوره‌اي ساخت بنابراين با نكشتن تبديل به سوشيانس‌ـ كسي‌كه مي‌آيد و نجات مي‌دهد ـ مي‌شود. اين سياست و روايت موفق با تكيه بر اسطوره، تاريخ را مي‌سازد. در واقع هر داستاني در مورد خودما نيز كه باشد، هم يك خُرده تاريخ و هم يك خُرده اسطوره است. تاريخ و شيء باستاني ـ همانطور كه فوكو توقع داشت ـ فقط در اكنون وجود دارد به اين معنا كه موزه‌اي قابل تصور نيست كه اشياي باستاني كه در حال حاضر وجود ندارد، در آن موجود باشد. پس هر شيءاي مي‌تواند باستاني باشد به شرط آن كه به درستي به اسطوره و تاريخ پيوند خورده باشد. انديشيدن به امر باستاني نيز نبايد يك امر باستاني باشد بلكه بايد انديشه‌اي از منظر امروز باشد و اين در مورد اسطوره و تاريخ نيز صادق است.

دكتر وكيلي سخنان خود را با اين جمله تكميل كرد و به پايان رساند: روايتي كه باارزش‌تر و درازمدت‌تر باشد به تاريخ تبديل مي‌شود.




 

 

    172 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   اسطوره 

دسته
●  متن / گفتمان

رسته :3

تاريخ ارسال:17/03/1388
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب