باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز سه شنبه 12 آذر 1387 كاربران برخط 305 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
روش شناسي نيوتن(1)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
سخنرانی سعید زیباکلام در دانشگاه تهران


متن پیش رو حاصل نوشتاری سخنرانی دکتر سعید زیباکلام استاد گروه فلسفه دانشگاه تهران با عنوان: "روش شناسی نیوتن" است که اردیبهشت ماه سال جاری در تالار کمال دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران ایراد شد. بخش اول این سخنرانی تقدیم می گردد.
 

ارسال كننده: مدير سايت

   ● سخنران: سعيد - زيبا كلام

خبرنگار: سعید - بابایی

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 
مقدمه
 سخنراني كه امروز ارایه می کنم حاصل يك پروژه تحقيقاتي تقريباً دو ساله است كه در دو بخش تهیه شده است. امروز به دلیل ضیق وقت بخش اول آن را ارائه مي دهم.
هدف من از اینکه نیوتون را مورد روش شناسي قرار دهم این بود که كاوش كنم و ببينم روش نيوتن در كاوش هاي طبيعت شناختانه اش چه بود.(در مجموع روش علمي نيوتن چه بود؟)
من با شناخت و مطالعاتي كه از انقلاب علمي قرن هفدهم داشتم كه بسيار هم مهم است، تصور مي كردم بتوانم روش شناسي نيوتن را ظرف يك مقاله به اتمام برسانم. اما وقتي وارد منابع و آثار شدم و شروع كردم به نوشتن، اين مقاله به 3 مقاله تبديل شده و اصل ماجرا هم به يك كتاب تبديل شده است. من امروز به يكي از بخش هاي مورد نظر مي پردازم.
"نيوتن در اصول" (اصول رياضي و فلسفه طبيعي ) و "روش شناسي اصول نيوتن"عناوین دو مقاله اي است كه درباره روش شناسي نيوتن به آن مي پردازم.
 
اگر مي خواهيد چيزي از فيزيك دانان نظري درباره روش هايی كه به كار مي گيرند دريابيد من به شما توصيه مي كنم كه محكم به يك اصل بچسبيد:"به حرف هاي آنها گوش ندهيد و توجه خود را به اعمال آنها معطوف كنيد." {نقل قول از آلبرت انيشتن}
تمام استادان و عالمان علوم طبيعي و فني مهندسي، پزشكي و شاخه هاي آن، علوم اجتماعي و علوم انساني اعم از دانشگاهي يا حوزوي بي هيچ ترديدي بر اين باورند كه فيزيكدانان آشناترين و داناترين عالمان نسبت به روشي هستند كه غلط يا درست، مطلوب و ممدوح همگان است. ليكن انيشتن غير از این فكر مي كند.
سخن فوق نخستين جمله انيشتن در سخنراني معروف هربرت اسپنسر اوست كه تحت عنوان: درباره روش فيزيك نظري در سال 1933 ايرادشده است.
انيشتن یک فيزيكدان است. بنابراين امكان دارد به نظر برسد او چگونه مي تواند چنين قضاوتي داشته باشد. اما بايد از طرفي خاطر نشان كرد كه او دانشمندي فيلسوف نیز بوده است. مروري بر جميع آثارش آشكار مي كند او به ميزان قابل توجهي با فلسفه آشنا بوده است. پروفسور جرالد فورتون این فلاسفه و دانشمند فیلسوفان را چنین ذکر می کند: افلاطون، اسپینوزا، یونگ، جان استوارت میل، امپر، کیرشوف، هلم هوت، هرش، ماخ و کارل کرلسون.
 به گفته صریح انیشتن، او تحت تأثیر برخی از آثار و مکتوبات فلاسفه بوده است. شاید قابل قبول باشد فیزیک دان برجسته ای بر فراز انیشتن بتواند خود را از اقلیم یا پارادایمی که در آن تعلیم و تربیت یافته خارج کند و سپس به آنچه که هم کسوتان خودش عامل و قائل هستند بصیرتمندانه نگریسته، میان اقوال و اعمال آنها به وضوح هیچ سازگاری و همخوانی نبیند، یا همسازی بسیار اندکی ببیند. گرچه این خروج از پارادایم کار سهل، ساده و متداولی نیست لیکن شدنی و ممکن است.
شایسته است قضاوت سنجیده انیشتن درباره همسازی قول و فعل فیزیک دانان و بلکه دانشمندان طبیعی را مورد تأمل و تحقیق قرار دهیم. این شایستگی از آن روست که به نظر می رسد این عدم سازگاری منحصر به فیزیک نظری و یا حتی علوم طبیعی نیست. به طوری که اگر در حوزه علوم اجتماعی یا انسانی و به ویژه در فلسفه به قدر کافی غور و تدقیق کنیم متحیر خواهیم شد که چقدر میان آنچه عالمان این حوزه ها می گویند با آنچه انجام می دهند تفاوت، بلکه تعارض وجود دارد.
داستان این تفحص و تحقیق و قصه حیات بخش و حیرت زای آن خصوصاً در باب فلسفه به پژوهش مستقل نیاز دارد. اما آنچه در این موضع بدان خواهیم پرداخت حوزه ای است که عموماً پنداشته می شود باید الگو و اسوه سایر معارف باشد: علوم طبیعی.
برای این منظور آثار علوم طبیعی نیوتن و به ویژه دو اثر بسیار معروف و مبنایی اش یعنی: "اصول ریاضی فلسفه طبیعی" و "علم الابصار" او را مورد کاوش قرار می دهیم.
 سوال آغازین من در این مقاله این است: روش علمی نیوتن چیست؟
روشن است این سوال حاوی دو وجه و منظر است.
 اول اینکه: نیوتون در باره روش کارش چه گفته است؟
 دوم اینکه:روش علمی نیوتن در عمل چه بوده است؟
 به عبارت دیگر برای پاسخ دادن به سوال روش علمی نیوتن چیست؟ باید به دو سوال بالا پاسخ داد. همانطور که در مقاله روش شناسی اصول نیوتن متذکر شدم، برای استخراج و بازسازی روش علمی نیوتن هر یک از دو اثر بزرگ او را جداگانه مورد طرح، بازسازی، ارزیابی و تحلیل قرار می دهم. سپس در مقاله سومی تحت عنوان: روش علمی نیوتن چیست؟ مجموعه نتایج حاصله را مورد بحث و بررسی تحلیلی قرار می دهم.
همان طور که در طبع نخست اصول را (مقصود از اصول از اینجا به بعد اصول ریاضی فلسفه طبیعی است) مبنای ارائه چهار چوب کلی اصول قرار دادیم در مورد "علم الابصار" هم به همان نحو عمل خواهیم کرد. طبع نخست علم الابصار که به زبان انگلیسی در سال 1704 انتشار یافت حاوی سه دفتر و مجموعه معروفی از پرسش هاست. دفتر اول درباره انعکاس و انکسار نور، تشکیل تصویرها، تولید طیف ها توسط منشورها، خواص نور رنگی و ترکیب نور سفید بحث می کند. دفتر دوم عمدتاً مصروف تولید رنگ ها در آنچه ما پدیدار تداخل می نامیم شده است.
در دفتر سوم، نیوتن آزمایش هایی را درباره دفرکشن مورد طرح و بحث قرار می دهد. در آخرین بخش کتاب پرسش هایی مطرح می شود که نیوتن انواعی از فرضیه ها را نه فقط درباره نور بلکه درباره موضوعات بسیار زیادی در فیزیک و فلسفه طرح و بحث می کند.
نظر به اینکه کاوش ما روش شناختی و معطوف به بازیابی روش علمی نیوتن در علم الابصار است، به نظر می رسد بتوان به این مقدار درباره چهار چوب کلی اثر اکتفا کرد. بنابراین به اولین طبع علم الابصار می پردازیم (1704).
 
روش علمی در علم الابصار 1704
همانطور که قبلاً به اختصار توصیف شد، علم الابصار شامل سه بخش و مجموعه ای از پرسش هاست. نخستین طبع علم الابصار به انگلیسی در سال 1704 منتشر شد. مجموعه پرسش های آن شامل 16 پرسش در حوزه نور است. این پرسش ها نه تنها به هیچ وجه مستقیماً متعرض مباحث روش شناختی نمی شوند که هیچ دلالت روش شناختی خاصی هم ندارند. اما آنچه به شدت قابل توجه است، نخستین جمله متن کتاب (بخش 1 دفتر اول ) است:
 "هدف من در این کتاب تبیین خواص نور توسط فرضیه نیست بلکه طرح و اثبات آن خواص توسط استدلال و آزمایش است"
آنچه که این جمله کاملاً روش شناختی را به شدت قابل تأمل می کند این است ک نه تنها نیوتن هیچ توصیفی درباره اهمیت و شأن صدور آن نمی دهد که درباره عبارت کلیدی آن از قبیل:" تبیین توسط فرضیه و اثبات توسط استدلال و آزمایش" به کمترین توضیح هم بسنده نمی کند.
روشن است که تبیین توسط فرضیه نه سبز بلکه سیاه است. یعنی هیچی معلوم نیست و از آن بیشتر سیاه تر و ظلمانی تر، اثبات توسط استدلال و آزمایش است. حال آنکه منتزع است که بلافاصله پس از طرح این قبیل اصول راهبردی و تأثیر گذار بر مطالب و مباحث یک اثر مفاهیم و عبارات محوری آنها اگر به مفهوم سازی و نظریه پردازی دست بدهند، تشریح و توضیح بشود.
نیوتن موضع روش شناختی خود را با آن یک جمله آغاز و با همان جمله هم تمام می کند. در هیچ جای دیگر کتاب (حدود 400 صفحه) متعرض تحلیل و توضیح آن نمی شود.
 اما آنچه اعلام موضع روش شناختی را به شدت قابل تأمل می کند این است که نیوتن در اواخر بخش سوم دفتر دوم علم الابصار فرضیه ایی را مطرح می کند:
"هر پرتو نوری که تحت تأثیر ارتعاشی قرار گیرد، میل دارد متعاقباً به راحتی منعکس یا منتقل شود."
 نیوتن سپس اضافه می کند: "خواه این فرضیه صادق باشد یا کاذب من در اینجا بررسی نمی کنم. "
برنارد کوهن (cohen) پس از موضع گیری روش شناختی نیوتن در دفتر اول، متوجه این دو گانگی شده و متذکر می شود که نیوتن نه تنها در دفتر دوم چنین اظهارات روش شناختی نمی کند که میل به انتقال و انعکاس راحت مفاهیم مربوطه که با استقراء و آزمایش اخذ نشده اند را مطرح می کند.
با توجه به اینکه این گونه دو گانگی های قول و فعل برای هر دانشمند و فیلسوفی امکان دارد، به گمان من می توان از یک مورد نقض اصول روش شناختی اعلام شده به سهولت اغماض کرد.
 با این حال به نظر نمی رسد که این اغماض مشکلی را حل کند. زیرا "روبرت هول" از مورخان به نام انقلاب عملی قرن 17، متذکر امر فراگیر و ژرفی می شود که اگر چه یک مورد ناهمسازی میان قول و فعل نیوتن را مرتفع می کند، لیکن همزمان روش علمی نیوتن را دچار پیچیدگی ژرف تری می کند.
روبرت هول قائل است که نیوتن در علم الابصار از اثبات قضایا به مدد استدلال و آزمایش صحبت می کند، لیکن در سخنرانی های دانشگاهی اش در سال های 1670 تا 1672 همین مطالب را (در علم الابصار ) جهت تحقق خواست خود برای ایجاد یک نظریه پیچیده ریاضی درباره پدیدارهای نوری و نه صرفاً توصیف آثار مشاهده شده به شیوه ای نسبتاً بسیار بسیار هندسی تر بیان کرده بود.
به عبارت ساده تر، آنچه امروزه نیوتن قائل است که می خواهد با آزمایش اثبات کند، حدود 30 سال پیش با شیوه ای هندسی اثبات کرده بود.
 اما پیش از آنکه ارزیابی و قضاوت نهایی روبرت هول را طرح و ارزیابی کنیم، مناسب است مشخص شود که به جز استثنائات بسیار کوچک؛ علم الابصار 1704 هیچ مطلب جدیدی نسبت به آنچه که نیوتن بیش از 30 سال پیش تر کامل کرده بود نداشت. استثنائات قلیل هم مربوط به اوایل دهه 80 قرن 17 یعنی پیش از انشتار اصول در 1687 است.
به عبارت دیگر علم الابصار 1704 چیزی جز سخنرانی ها و رساله های کوتاهی که نیوتن عمدتاً در دهه 70 نوشته بود، نیست. با این تفاوت که در آن دوران، یعنی پیش از انتشار اصول 1687 (اولین انتشار اصول ) و مواجهه با سیلی از انتقادات قابل توجه منتقدان نامدار و موثر، نیوتن به گواهی تمام آثارش و شامل اصول 1687، اولاً: به هیچ وجه گریزان از فرضیه سازی نبود. ثانیاً: برای اقناع و یا اثبات آراء خود نه تنها به هیچ وجه نیازی به توسل به آزمایش نمی دید، بلکه به سهولت متوسل به ریاضیات می شد.
این سخن البته به این معنی نیست که نیوتن آزمایش های متعددی به ویژه در حوزه نور انجام نداده و یا در حوزه مکانیک و دینامیک (حوزه اصول) از شواهد تجربی سود نبرده که البته برده است. معروفترین آن؛ آثار "کیلر" است که مورد استفاده او واقع شد. خود نیز مشاهداتی ولو اندک نداشته است.
 اما ارزیابی تحلیلی قضاوت روبرت هول:
وی تغییر شیوه ریاضی سابقاً اعمال شده در سخنرانی های دانشگاهی به شیوه آزمایشی اعلام شده در علم الابصار 1704 را این طور تعیین می کند:
 "تغییر اسلوب از سخنرانی های نوری به علم الابصار همچون از دفتر سوم اصول به نظام جهانی نتیجه یک سیاست است، نه محصول تغییری در محتوا یا روش."
به گمان من این سخن روبروت هول که تغییر اسلوب محصول تغییر در محتوا نیست، سخنی سنجیده است. زیرا به نظر می رسد در باره اینکه محتوای علم الابصار تفاوت عمده ای با سخنرانی های نوری ندارد، میان علم شناسان اتفاق نظر وجود دارد. هیچ علم شناسی در این زمینه حتی به یک مورد اختلاف نظر هم اشاره نکرده است.
به عبارت ساده تر تغییری در محتوای علم الابصار نسبت به سخنرانی های نوری روی نداده است که تغییر اسلوب را بتوان اساسا به آن نسبت داد. (یعنی محتوای این دو مکتوب تغییری نکرده است ) اما در مورد روش، بحث قدری پیچیده تر است.
زیرا به رغم سیاست اعلام شده اجتناب از تبیین به مدد فرضیه در علم الابصار، نیوتن در این اثر رسماً و علناً هم فرضیه سازی کرده و هم از فرضیه در تبیین بهره جسته است.
 بنابراین به نظر می رسد در مورد فرضیه سازی و تبیین به مدد فرضیه، تغییر روشی برخلاف سیاست اعلام شده جدید رخ نداده است.
یعنی قبلاً در سخنرانی های نوری و اصول 1687 فرضیه سازی می شده و از فرضیات برای تبیین پدیدار ها استفاده می شده است. حال گفته شده که این کار ر ا نمی کنم، اما در عمل تغییری حاصل نشده است. برای توضیح بیشتر این بحث ظاهراً متعارف، ابتدا لازم است تمایزی ایجاد شود. برای این کار لازم است مقصود از مفهوم اسلوب را توضیح دهیم.
کارهای تاریخ نگاری، چه فلسفی و چه علم، فوق العاده ظریف و پیچیده اند. یعنی معنای مفهومی مثل اسلوب در قرن 17 و 18 و یا 16 دقیقاً معنای مورد نظر اسلوب در قرن کنونی نیست.
 به نظر می رسد منظور روبرت هول از اسلوب باید شیوه صورت بندی و ارائه و اعلام آراء و اندیشه ها باشد. اما درباره مفهوم تمایز هم باید این گونه توضیح دهم.
اینکه تغییر اسلوب مولود چه علل و عواملی است یک سوال است و اینکه آیا روش اعمال شده نیوتن تغییر کرده است یا نه سوالی دیگر.
روبرت هول ابداً متعرض سوال دوم نمی شود. زیرا اساساً متفتن آن نشده و خودش را تنها پاسخگوی سوال اول می داند.
سوال اول این است که تغییر اسلوب مولود چه علل و عواملی است؟ روبرت هول می گوید: مولود تغییر سیاست است نه تغییر در محتوا و روش.
لیکن به نظر من پاسخ به سوال دوم اولاً به خودی خود مهم است. ثانیاً روشن کننده مسیر پاسخ به سوال اول است. به نظر من همه شواهده و قرائن بر این موضوع دلالت دارند که شیوه و روش کاری نیوتن هر گونه که هست، تغییری نکرده است.
 نیوتن هوشمندانه و از سر مصلحت اندیشی های مقتضی و متناسب با موضوع و موضع و موقع، هم فرضیه سازی می کرده و هم به مدد آنها پدیدارها را تبیین می کرده و هم در مواردی همچون علت گرانش و آن هم تا مدتی بر فرضیه سازی استناد می کرده است. نیوتن هم به مدد ریاضیات قضیه ای را اثبات می کرده و هم آنجا که به مدد شواهد تجربی اثبات قضیه ای را ممکن می دانسته، متوسل به نتایج آزمایشگاهی هم می شده است.
 آنجا که می توانست ثقل قضیه یا فرضیه ای را احراز و اثبات کند این کار را می کرد و آنجا که نمی توانست، یا عجالتاً شیوه ای برای اثبات به نظرش نمی آمد خیلی راحت آن را به همان صورت رها می کرد.
به عبارتی بسیار موجز، نیوتن با توجه به شرایط و اقتضاء موضوع و امکانات موجود مفهومی – نظری، ریاضی و آزمایشی هر آنچه را که مناسب تشخیص می داد انجام داده است.
اما روبرت هول کاملاً محق است سوال کند: پس سخن صدر(اول) علم الابصار به چه معناست: "هدف من در این کتاب تدوین خواص نور توسط فرضیه نیست، بلکه طرح و اثبات آن خواص توسط استدلال و آزمایش است."
مقصود از این جمله چیست و چرا پیش تر مثلاً در سخنرانی های نوری دهه 70 و یا در اصول 1687 از این قبیل اعلام مواضع روش شناختی بسیار صریح و راهبردی هیچ خبری نمی توان یافت؟ و این تغییر در اسلوب صورت بندی و اعلام آراء نیوتن معلول چه عواملی است؟
به این سوال دقت کنید: نه روش تغییر کرده و نه محتوا. پس چه اتفاقی ظرف این 30 سال (ظرف طبع اول علم الابصار ) افتاده که نیوتن می گوید: آزمایش؛ اثبات. فرضیه سازی هم نمی کنم؟
پاسخ خیلی ساده این است که: شیوه و روش کاری که نیوتن درباره پدیدارهای طبیعی به کار می بسته تغییری نکرده است. در نتیجه نه فقط محتوا که روبرت هول متذکرش شده است؛ که روش نیوتن هم تغییر نکرده تا بتوان تغییر اسلوب صورت بندی و اعلام آراء نیوتن را معلول آن دانست.
 پس چه چیزی تغییر کرده است؟ باید گفت که اسلوب بیان تغییر کرده است. حال چه اتفاقی افتاده که نحوه بیان عوض شده است؟ آنچه تغییر کرده زمینه اجتماعی بسیار پیچیده فکری یا نظری است که پس از انتشار اصول در سال 1687 به وجود آمده است.
آنچه باید مورد توجه تام قرار گیرد این است که میان انتشار اصول 1687 و علم ا لابصار 1704، 17 سال فاصله وجود دارد.
 به علاوه اصول در یک خلاء کامل ارزشی- مفهومی- نظری متولد نشد. نیوتن نه یک ماشین فوق العاده پیچیده یا یک ابر رایانه فوق مدرن بلکه یک انسان بود. به تمام معنایی که از انسان در همه جا می شناسیم یا باید بشناسیم. اما اکثراً نمی شناسیم.
اصول 1687 (چاپ اول) در زمینه و زمانه ای مملو از عالمانی متولد شد که معتقد به آراء و اندیشه و جهان بینی به نام "فلسفه مکانیکی" بودند . عالمانی که گرانبار از تعلقات ذو مراتب پنهان و آشکار ارزشی- مفهومی- نظری بوده، لاجرم به نقد و جرح و تعدیل و تقبیح و تحسین اصول 1687 پرداختند.
نیوتن هم نه ماشینی عالم، بلکه انسانی عالم است. بنابراین بیشتر به مجموعه این واکنش ها به رغم اکراه شدید و معروفش از تعامل، مناقشه و معارضه؛ حساس و تأثیر پذیر بود. او فوق العاده از مناقشه و مباحثه پرهیز می کرد.
با توجه به این زمینه محتوم و گریز ناپذیر اجتماعی، فکری و فلسفی بسیار پیچیده فکری و اندیشه ای است که می توان و باید تغییرات علم الابصار 1704 نسبت به سخنرانی های نوری و اعلان تأمل انگیز صدر این کتاب (که چند بار قرائت شد) که بعداً در هیچ جای دیگر تکرار نمی کند، مورد بررسی و دقت نظر قرار داد. تا جایی که بعد از آن همان کارهای سابق را انجام می دهد.
به این صورت که می گوید: هدف من در این کتاب ارائه فرضیه نیست، بلکه اثبات و... .
موافق این تبیین می توان نتیجه گرفت که تغییر عمده و جدی نه در محتوا و نه در روش صورت نگرفته، بلکه نیوتن سیاست یا شیوه جدیدی را در صورت بندی، بیان و ابلاغ نظراتش اخذ کرده تا از بیشترین میزان مقبولیت و کمترین مقدار مناقشه و معارضه برخوردار باشد. اینک با هم ملاحظه خواهیم کرد طبع بعدی علم الابصار چه تغییرات افزون تری به خودش دیده است.
 
ادامه دارد ...
 

    948 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   خدا (96)

افراد مرتبط
●  نیوتون   ایزاک(3)

دسته
●  متن / گفتمان

رسته :1

تاريخ ارسال:16/03/1386

تاريخ شمسی نشر:00/02/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب