باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 26 اسفند 1388 كاربران برخط 60 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
پيام‌هاي زندگي يك عروس بهشتي
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 

منبع: روزنامه - اعتدال - تاريخ شمسی نشر 09/03/1388

 
 

در پي خواستگاري اميرالمؤمنين علي(ع) و موافقت فاطمه(س)، قرار بود نور وجود فاطمه(س) از خانه پدر به خانه همسر بتابد، همسري که در نورانيت همتاي او بود. در‌اين مراسم ويژه، پيام‌هايي نهفته است که هر يك چون ستاره‌اي بر سينه تاريخ مي‌درخشند و جايگاه بلند فاطمه را نشان مي‌دهند‌. اين پيام‌ها معياري براي اعمال و رفتار مسلمانان به شمار مي‌روند.

فاطمه ساده و بي‌هياهو از خانه پدر به خانه همسر مي‌آيد. خانه‌اي ساده و محقر که صفا و خلوص اهالي آن فرشتگان عرش را از خود بي‌خود کرده است. در‌اين مراسم، همه چيز هست بي‌آنکه کسي به زحمت و گناه افتد؛ از خواستگاري گرفته تا جهيزيه و لباس عروس و وليمه‌اي براي ميهمانان، از فقير و غني شادند در‌اين مراسم؛ اما از اسراف و گناه، خواسته‌هاي بي‌حد و مرز عروس از داماد، زحمت و سختي و چشم و هم‌چشمي خبري نيست.

عروس جهيزيه‌اش را از کشورهاي مطرح زمان خود (‌ايران ـ روم) تهيه نکرده است، بلكه با ساده‌ترين وسايل که ساخت زحمت‌کشان ديار خودش است، به خانه داماد مي‌رود. وسايلي به غايت ساده و تحقيقاً تنها حداقل‌هاي اجتناب‌ناپذير براي شروع زندگي محبوب‌ترين زنان، ‌بلكه محبوب‌ترين انسان‌ها نزد پروردگار!

عروس با لباسي نو، پاکيزه، زيبا[1]، ساده و ارزان به خانه همسر مي‌رود. و نه با لباسي گران‌قيمت و فاخر. [2]

از وليمه‌اين مراسم فقط ثروتمندان نمي‌خورند، بلکه براي مستمندان نيز در آن سهمي هست. [3]

همه صداي نيازمندي را مي‌شنوند و فقط عروس است که لباس عروسي خود را به او مي‌بخشد؛ [4] زيرا لباس کهنه و نو برايش يکسان است. عروس، دختر والامقام‌ترين مرد زمان است و داماد، با‌ايمان‌ترين، شجاع‌ترين و نخستين مرد مسلمان و‌اينها؛ نشان دهنده مقام بالاي فاطمه است، ولي فاطمه تمام‌اينها را براي خود مسئوليت‌آور مي‌داند، و نه مايه فخرفروشي.

فاطمه(س) در عمل راه را به مسلمانان تمام دوره‌ها نشان داده است و ترازويي است براي سنجش اعمال امت اسلام. او پيام‌هايي سعادت بخش بر امت پدر داده است که کافي است با گوش جان شنيده شود:

هرگز نسبت به اطرافت بي‌توجه نباش. آنجا که ديگران به خاطر منافع خود، نمي‌بينند و نمي‌شنوند، تو به خاطر خدا ببين و بشنو.

زندگي‌ات را بدون اسراف و گناه آغاز کن، آن گونه که ديگران در رفتار و روش تو رازهاي موفقيت و سعادت را بجويند و مردان و زنان‌آينده‌ساز را تربيت کن.

اين پيام‌ها؛ يعني نگاهي نو به همه چيز، نگاهي متفاوت و الگوساز.

وقتي همه در پي اشرافيت و تجمل و رفاه‌اند و آن را مايه تفاوت خود با ديگران قرار مي‌دهند، موقعيت و شأن اجتماعي براي تو مسئوليت‌آور باشد.

فاطمه از مردم است، با درد آنها آشناست، مثل آنان زندگي مي‌کند و همچون محروم‌ترين آنها به خانه همسر مي‌رود. پس تو نيز چنين باش.

و‌اين‌گونه، فاطمه که تا آن زمان مايه آرامش پدر بود، ساده و آرام، ولي پايدار و باوفا به خانه همسر مي‌رود و دومين مقام والايش؛ يعني همسر ولايت بودن را از آن خود مي‌کند.


پيام‌هاي فاطمه(س) در خانه همسر

اين بانوي نمونه، با اندوخته‌اي از ستايش و معرفت خداوند، اعتقاد محکم، صبر در برابر سختي‌ها آن هم در بالاترين مرحله، کوله‌باري از مهرباني، وفا، صميميت و عشق، با شناخت کامل از جايگاه همسر و بالاترين ميزان احساس مسئوليت و از همه مهم‌تر، نوري که تاريخ را تا پايان جهان روشن مي‌کند، به خانه علي آمد.

رفتار‌ها و گفتارهاي فاطمه در‌اين خانه، پرمعناتر و اثرگذارتر شده است و در‌اين خانه محقر ولي نوراني، هر روز در نقشي سرنوشت‌سازتر ظاهر مي‌شود.

فاطمه در‌اين خانه آن‌قدر نظافت مي‌کند تا لباسش از گرد و غبار آکنده مي‌شود. [5]

آن‌قدر دستاس مي‌چرخاند تا دستانش پينه مي‌بندد. [6] بسيار روزها که خود و فرزندانش غذايي براي خوردن ندارند يا خوراکشان در حد قرصي نان است. [7] زيراندازشان تنها پوست بز است. [8]

و پيامبر در برابر همه‌اين قناعت‌ها و دشواري‌ها، فقط حمد و ستايش بيشتر خداوند را به او سفارش مي‌کند. [9]

در وراي‌اين رفتارهاي زهرا(س) و توصيه‌هاي پيامبر رحمت، چه پيامي نهفته است؟!

بي‌شک در همه‌اينها اضافه بر آموزش ساده‌زيستي، قناعت، همسرداري، و به ويژه اهميت و شرافت نقش ارجمند "مادري" پيام‌هاي ديگري نيز نهفته است.

و آن پيام‌، اين است که زهرا، هم در برابر گذشتگان مسئول است و هم در برابر‌آيندگان.

در جامعه‌اي که مهم‌ترين ارزش در آن اشرافيت و برده‌داري است و بار زندگي ثروتمندان و رهبران، کمر زيردستان و ضعيفان را شکسته و هويت انساني آنها زير پا نهاده شده، در جامعه‌اي که زنان و دخترانِ ‌قدرتمندان خود را تافته جدا بافته از مردم عادي جامعه مي‌دانند؛ در شرايطي که مسلمانان از نظر اقتصادي در وضعيت دشوار به سر مي‌برند، فاطمه چه بايد بکند؟

آيا زندگي آرام و بي‌دغدغه را برگزيند و چشمانش را به روي همه‌اينها ببندد؟

فاطمه اما، هميشه دردآشناست. با مردم زندگي کرده و غم آنان را به جان ريخته است.

او در جايگاهي است که خود و همسرش در همان خانه محقر، قرار است آينده را بسازند و بايد به همه بياموزند که:

مهم نيست که هستي، مهم‌اين است که تفاوتي با ديگران نداري.

تن‌پروري روا نيست، حتي به‌اين اندازه که ساده‌ترين کارها را بر دوش ديگران اندازي؛ در شرايطي که ديگران گرسنه‌اند، تو حق سير خوابيدن نداري؛ بايد قانون تفاوت ميان ضعيف و قوي و دارا و ندار را بشکني و در عمل بياموزي که همه در انسانيت برابرند و ملاک برتري تقواست[10] و همان تقوا به تو اجازه دست اندازي به حقوق ديگران و برتري‌طلبي را نمي‌دهد.

نور فاطمه لحظه به لحظه با انسان همراه است و چنان راه را براي او روشن مي‌کند تا او را به کمال واقعي‌اش برساند.

زمان گذشته و اوضاع مالي مسلمانان اندکي بهبود يافته است. اکنون فاطمه مي‌تواند کمک کاري به خانه بياورد. [11] البته نه براي رهايي از زحمت خانه‌داري، بلکه براي رسيدگي بهتر به تربيت فرزندان و عبادت خدا.

زهرا در‌اين جايگاه نيز ثابت مي‌کند که به شايستگي به عنوان الگو و سرور زنان جهان برگزيده شده است. [12] او کارهاي خانه را با خدمت‌گزار خود، [فضه] تقسيم مي‌کند[13] و با‌اين سخن که "يک روز من به کارهاي خانه رسيدگي مي‌کنم يک روز تو" صميميت و دوستي را به بالاترين حد مي‌رساند.


نکته‌هايي از زندگي بانوي دو جهان

فاطمه(س) نمونه‌اي بي‌مانند از انسان كامل و فرشته الهي بر روي زمين بود.

او از نظر خانوادگي بهترين نسب را دارد. پدر بزرگوارش، محمد (ص) آخرين پيامبر الهي و اسوه تمام جهانيان و مادرش، بانوي بزرگواري چون خديجه است که فضيلت و تقوا در وجودش موج مي‌زند.

پيش از تولد فاطمه، جبرئيل به پيامبر چنين بشارت داد: "اي رسول خدا! (اين فرزند) دختري والامقام است و نسل و سلاله تو از او ادامه خواهد يافت. او مادر امامان و پيشوايان ديني است که بعد از قطع شدن وحي جانشين تو خواهند شد. " تولد زهرا(س) و احترام بي‌مانند پدر و مادرش به او، پندارهاي غلط و جاهلانه‌اي را که دختر را ننگي براي خود مي‌دانستند، باطل کرد.

برخي از نام‌هاي آن حضرت عبارتند از: صديقه، مبارکه، طاهره، زکيه، راضيه، مرضيه و زهرا.

فاطمه؛ به معناي جدا شده از پليدي‌هاست.

دوران کودکي فاطمه(س) همه زمان با اوج بحران‌ها و سختي‌ها بود. سه سال از حساس‌ترين دوران وي در "شعب ابي‌طالب" سپري شد و پس از پايان محاصره در شعب ابي‌طالب مرگ مادر، روح لطيفش را آزرده ساخت.

پس از مرگ مادر، زهرا در خانه همدم پدر و تسکين‌دهنده دردهاي او بود.

پيامبر خدا، فاطمه را به اندازه‌اي دوست ‌داشت که گاهي با جمله "فداهاابوها؛ پدرش فداي او باد"، علاقه عميق خودش را به او اظهار مي‌کرد و مي‌فرمود: "فاطمه پاره تن من است".

زهرا(س) براي علي آفريده شده بود و همتايي جز علي(ع) نداشت. از‌اين‌رو، وقتي علي(ع) از فاطمه خواستگاري کرد، رسول خدا(ص) فرمود: "عقد شما در آسمان بسته شده است".

زهرا(س) فضل و دانش را از سرچشمه وحي فراگرفت. در عبادت و عرفان سرآمد همه عابدان و عارفان بود. نيمه شب‌ها با اشتياق به عبادت معبود خود، از جا برمي‌خاست و نمازهاي شب او بسيار طولاني بود.

در سوره کوثر، سوره هل اتي لانسان و‌آيه تطهير و آيه مباهله، به گوشه‌هايي از شخصيت حضرت اشاره شده است.


پي نوشت:

[1]. زندگاني صديقه كبري حضرت فاطمه زهرا‏(س)، ص 107.

[2]. بحارالانوار، ج 43، ص 94.

[3]. همان، ص 130.

[4]. همان.

[5]. همان، ص 83.

[6]. همان، ص 82

[7]. همان، ص 240.

[8]. همان، ص 88.

[9]. همان، ص 28.

[10]. نك: "ان اكرمكم عند الله اتقكم".

[11]. نهج‌‌الحياه‌، صص 179 و 180.

[12]. همان، ص 260.

[13]. بحارالانوار، ج 43. ص 81. [14]. زنان اسوه در قرآن، صص 130 و142.




 

 

    138 بازديد     0 امتياز     0 نظر


افراد و مشاهير
●  حضرت فاطمه   

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:18/03/1388
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب