| معروفترين زن طراح پوشاک دنيا يعني دونا کاران، يکي از افرادي است که تصميم گرفته استفاده از پوست سمور را متوقف کند. البته طراحان ديگري هم نظير جورجيو آرماني، بيل بلاس، کارولينا هيررا، اولگ کاسيني، کريستين لاکرويکس، کالوين کلين و ده ها نفر ديگر هم به اين جنبش پيوستهاند.
همه اين افراد، حمايت از سمورها را به عنوان يک مسئوليت اجتماعي پذيرفتهاند و البته اسامي اين ليست، همچنان در حال افزايش است.
يک سمور مادر، حيواني زيباست که با سرعت باد مي دود، با فرزندش بازي مي کند، مهربان و قوي و شجاع است و در نهايت، حيواني با زيبايي تمام ناشدني به حساب مي آيد... اما فردا او در دام تلهاي آهنين در حال چرخيدن به دور خويش است. يک پايش دراين تله غيرقابل فرار گرفتار آمده و او به آهستگي، در تنهايي و بدون ياور و کمک، گرسنه و در بيم و هراس، جان خواهد داد!!
چارلز داروين در سال 1863 ميلادي چنين گفته بود: «افراد اندکي مي توانند براي 5 دقيقه، به دام افتادن يک حيوان در يک تله و دست و پا زدن هاي مظلومانه وي در آن را تحمل نمايند»... و شايد بسياري با ديدن اين منظره براي اولين بار، تعجب کنند که چگونه عدهاي مي توانند در اين عصر متمدن، چنين صحنه هاي دلخراشي را به وجود آورند؟
بيترديد در اين روزگار، پوشيدن يک لباس دوخته شده از پوست سمور را تنها مي توان ناشي از جهالت و ناديدهانگاري حقايق و يا خوي وحشيانه يک فرد دانست! ما با خريد اين کالاها، به رشد صنعتي کمک مي کنيم که در حيات وحش و طبيعت، با به دام انداختن اين حيوانات نازنين در تله هاي آهنين ، آنان را به مرگي تدريجي و غمانگيز دچار مي نمايند. البته تعدادي از اين سمورهاي مادر که براي سرنوشت فرزندانشان نگرانند، به قيمت قطع شدن پاهايشان، از اين دام ها مي گريزند. (براي جلوگيري از اين کار، شکارچيان از دامهايي بهره مي برند که حيوان را در هوا آويزان مي کند و ديگر امکان فرار وجود ندارد و يا با قرار دادن اين تله ها در کنار و يا درون آب، باعث مي شوند که فرار حيوان، به خفه شدن وي منجر گردد.)
اين حيوانات بيدفاع به دام افتاده، يا در سرماهاي سخت زمستان يخ مي زنند و يا در زير آفتاب داغ تابستان مي سوزند و در نهايت هم در شرايطي که هيچ کس نمي تواند به آنان کمک کند، با حمله شکارچيان و مرگ روبهرو مي شوند. البته سمورهايي که زنده مي مانند، براي پرهيز از بدشکل شدن پوستشان مورد ضرب و شتم با چماق و مشت و لگد قرار مي گيرند، با دست خفه مي شوند و يا با فرو کردن سرهايشان در زير آب، جان مي بازند. فراموش نکنيد که ميليون ها سگ و پرنده و گربه و موش و سنجاب هم همه ساله در اين دام ها مي افتند، اما به دليل اينکه از نگاه شکارچيان، اين حيوانات آشغال محسوب مي شوند، بايد به مرگ تدريجي گرفتار شوند.
اما سمورهاي پرورشي چه سرنوشتي دارند؟ پرورشدهندگان اين سمورها، در مزارع خود براي کشتن آنها از جريان برق، مسموم کردن با گازهاي خفه کننده، خفه کردن با دست و يا آب، بريدن زبان، حلقآويز کردن و فرو کردن آهن هاي گداخته در مقعد اين حيوانات استفاده مي کنند... اين سرنوشت تلخ، در انتظار سمورهايي است که زماني طولاني را در قفسهايي تنگ و تاريک گذراندهاند!
پشم؛ کابوس گوسفندان
در مورد پشم گوسفندان بايد به چه نکاتي توجه نماييم؟
بدون مداخله هاي انساني، پشم گوسفند مانعي طبيعي در برابر نوسانات دما به شمار مي آيد. انسان ها با دستکاري اين ساز و کار طبيعي، تلاش مي کنند که پشم بيشتري به دست آورند. البته به دست آوردن اين پشم غيرطبيعي و پرپشت باعث مي گردد که همه ساله صدها هزار گوسفند به دليل قرار گرفتن در گرما و يا سرماي زياد، جان خود را از دست بدهند. گوسفند بدون پشم، حتي بيش از انسان نسبت به سرما حساس است! به علاوه، به دليل اينکه پشمچينان با توجه به پشم چيده شده خود، دستمزد مي گيرند، بدون دقت و با سرعت، علاوه بر پشم، گاهي پوست و گوشت اين حيوانات را هم مي کنند. يکي از شاهدان اين مزارع مي گويد: «من گوسفنداني را ديدم که نيمي از صورتشان را خون فرا گرفته بود و يا حتي به دليل چيدن بدون دقت پشمهايشان، خون از بينيهايشان سرازير بود.»
با ورود ماشين هاي رايانهاي پشمچيني، اين شرايط بدتر هم شده است. اين ماشين ها حتي به پشم هاي دم اين حيوانات هم رحم نمي کنند. پس از گذراندن يک دوره شش هفته اي سخت و طاقتفرسا، اين حيوانات بايد دوباره براي پشم چيني آماده گردند. براي رشد سريعتر، بايد اين گوسفندان در آغل هاي تنگ و بدون حرکت زياد نگهداري شوند تا پشمهايشان به سرعت رشد نمايد.
پر؛ فاجعهاي براي پرندگان
امروزه ما در بازارها شاهد عرضه پرهاي پرندگاني نظير غاز، اردک، شترمرغ و غيره هستيم. به علاوه شکار روزافزون اين پرنده ها به منظور استفاده از پر آنها جهت توليد متکا، پشتي، راحتي و پوشاک، سال هاست که ادامه دارد. اين اقدامات موجي از هراس و درد و استرس را به وجود مي آورد. اين حيوانات بايد بارها در عمر خود به اين عمل تن دهند. ما در حالي بر روي اين متکاهاي نرم جابهجا مي شويم که هر يک از اين پرها با سنگدلي از بدن يک پرنده کنده شده است. تعدادي از افراد فعال در اين بخش، روزانه 100 پرنده را پر مي کنند!... البته اين حيوانات بيگناه هر 5 هفته يک بار به اين کار تن مي دهند و سرانجام جهت کشتار به بخش سلاخي منتقل مي گردند. با اين شرايط اسفبار، ما چگونه راضي مي شويم که بر روي اين تشک ها و متکاهاي نرم، به راحتي به خواب شيرين برويم؟
چرم؛ فاجعه زيستمحيطي
ما در مورد چرم چه مي دانيم؟ آيا شما از کشتار گسترده حيوانات براي استفاده از چرم آنها اطلاع داريد؟ اين يک ويرانگري فاجعهآميز از بدترين نوع آن است. يک سوءاستفاده شرمآور! تجاوزي غيرانساني که از هر تراژدي ديگر دنياي امروز، تکاندهندهتر است. بايد از طبيعت و محيط زيست به دليل اين اقدامات عذرخواهي کنيم. آيا نبايد با نخريدن محصولات چرمي، از تداوم و گسترش اين هولوکاست در بازار جلوگيري کنيم؟
آيا تاکنون به اين موضوع فکر کردهايد که کفش ها، کمربندها، کيف ها و ساير محصولات چرمي شما، به چه بهايي تهيه شده است؟ و آيا مي دانيد، گوساله هاي 4 روزه براي توليد محصولات چرمي، سلاخي مي شوند؟ و مادرانشان از سرنوشت تلخ فرزندانشان هيچ چيزي نمي فهمند؟ البته ما شاهد عرضه محصولات ساخته شده از چرم اسب، کروکوديل، مار،کانگورو، لاکپشت، گورخر، شترمرغ و ساير گونه هاي جانوري در خطر انقراض نيز در ويترين هاي شيک فروشگاه هاي پوشاک هستيم. آيا مي دانيد، بخش مهمي از سودآوري بازار گوشت به فروش چرم وابسته است؟
در مورد مراحل آمادهسازي چرم، نکات ناگفته ديگري هم وجود دارد. چراکه در مراحل مختلف و طولاني اين محصول، از مواد شيميايي خطرناک و سمي زيادي بهره برده مي شود. به کارگيري فورماليد، پودر زغالسنگ، رنگ، سرب، سيانيد، به همراه سراريز نمودن گوگرد، اسيد، فضولات حيواني و موهاي زائد به منابع آب منطقه، بخشي از حقايق مربوط به توليد چرم است. مرکز کنترل بيماري هاي ايالات متحده اعلام نموده که ميزان ابتلا به سرطان خون در ميان ساکنان حاشيه کارگاه هاي توليد چرم، 5 برابر ساير افراد است. پژهشگران دانشگاه «واندربيلت» نيز دريافتهاند که افزايش ابتلا به بيماري هاي تنفسي، سرطان ها و ورم معده و روده در ميان اين افراد، درحد فاجعهباري مي باشد.
کرم هاي ابريشم؛ قرباني فخرفروشي انسان ها
ابريشم، فيبرهاي تنيده شده کرم هاي ابريشم است، توليدکنندگان ابريشم، کرم هاي زنده را در آب مي جوشانند تا بتوانند به اين الياف دست يابند. اين حشرات در اين مرحله احساس درد مي کنند. ما توصيه مي کنيم که به جاي مصرف ابريشم، از الياف نايلون، کتان و يا ريون استفاده نماييد.
براي نجات حيوانات در اسراييل، کاري کنيد
شهر تلآويو سال هاست که به عنوان مرکز خريد و فروش سمور شناخته مي شود. البته به دليل حضور فعال يهوديان در صنعت مد، آنان از اين تجارت سود زيادي نيز به دست مي آورند. آلبرت انيشتن نابغه يهودي فيزيک مي گويد: «در هر محصولي، يک مد جديد عرضه مي شود، هر چند اکثر مردم، از درک بيرحميهاي ظالمانه فراسوي اين محصولات بياطلاع هستند.»
چه بايد کرد؟
چندي پيش، بيش از 40 اسقف در کتابي مخالفت خويش را با خريد و پوشيدن لباس هاي سمور اعلام نمودند. پرفسور آندره لنيزي در مقدمه اين کتاب مي نويسد: «امکان ندارد که کسي ادعاي مسيحي بودن کند و ننگ پوشيدن پوست يک حيوان زنده را تحمل نمايد.» البته خوانندگان اين اثر مي توانند از نظرات اسقف اعظم ولز، اسقف اعظم ادينبورو و همچنين اسقف اعظم لندن هم اطلاع يابند.
به علاوه، من دريافتهام که کفش هاي غيرچرمي در فصل هاي گرم و نيمه گرم، در پيادهروها عملکرد بهتري دارند. براي بعضي از پوشاک ما نيز گزينه هاي جايگزين غيرچرمي وجود دارد. محصولات پلياستر به راحتي پاک مي شوند و رنگ هاي متنوعي هم دارند.
از سوي ديگر، ما بايد اعتراض خود را به نحوه کشتار بيرحمانه سمورها با استفاده از دود اگزوز خروجي خودروها به صاحبان اين صنعت نشان دهيم. تعدادي از اين سمورها در اين مرحله نمي ميرند و در حالي به هوش مي آيند که پوست آنها کنده شده است. شکستن گردن سمورها هم يکي از ديگر از روش هاي ديگر غيرانساني کشتن آنها به شمار مي رود.
آيا مي دانيد که اين کشتار و قتلعام هاي غيرانساني، به نابودي تنوع زيستي مي انجامد؟ و آيا زمان آن فرا نرسيده که از فرصت اصلاحات گسترده در صنعت مد، بهره ببريم؟ به علاوه، براي حفظ محيط زيست بايد کاري کرد و فراموش نکنيم که کشتن يک حيوان براي دوختن يک کت، يک گناه نابخشودني است. و ما حق اين کار را نداريم. و زنان ما هم بدون اين لاشه هاي سلاخي شده، بسيار زيباتر خواهند بود!
|