| وسایل ارتباط جمعی
در جهان امروز، وسایل ارتباط جمعی، روزنامه، رادیو، تلویزیون، و سینما با انتقال اطلاعات و معلومات جدید و مبادله افکار و عقاید عمومی در راه پیشرفت فرهنگ و تمدن بشری نقش بزرگی بر عهده گرفته اند، به طوری که بسیاری از اندیشمندان، عصر کنونی زندگی انسان را "عصر ارتباطات" نام گذاشته اند. فراوانی جمعیت، تمرکز گروه های وسیع انسانی در شهرهای بزرگ، شرایط خاص تمدن صنعتی و پیچیدگی وضع زندگی اجتماعی، وابستگی ها و همبستگی های ملی و بین المللی، ناامنی ها و بحران ها، تحول نظام سیاسی و اجتماعی، دگرگونی مبانی فرهنگی، ترک سنت های قدیمی و مخصوصاً بیداری وجدان اجتماعی، همه از جمله عواملی هستند که روز به روز نیاز انسان به آگاهی از تمام حوادث و وقایع جاری محیط زندگی را بیشتر می کنند؛ تا جایی که پیشرفت وسایل ارتباط جمعی و توسعه اقتصادی و اجتماعی و تحکیم مبانی دموکراسی و تفاهم بین المللی، لازم و ملزوم یکدیگر شده اند.(22) بدون تردید انسان معاصر را تنها با آموزش نظری در مدارس نمی توان به عنوان یک فرد کاملاً آگاه وارد صحنه زندگی کرد، بلکه باید به موازات آموزش مدرسه ای، از طریق وسایل ارتباط جمعی، اخبار و اطلاعات محیط زندگی و افکار و عقاید و رفتارهای عمومی را نیز در اختیار او گذاشت.
رسانه ها در جهان امروز حقایقی هستند که به دلیل ماهیت خود در بسیاری از سطوح سیاسی و اجتماعی تأثیرگذارند. در جوامع مدرن، رسانه ها از مهم ترین ابزارهای کنترل اجتماعی تلقی می شوند(23) و از این نظر می توانند به شدت در موضوع ثبات سیاسی – اجتماعی دخالت کنند. روزنامه ها از چنان اهمیتی برخوردارند که چون سرود ملی، پرچم، واحد پول و تصویر رئیس کشور سمبول هویت کشور محسوب می شوند. پراودا، لوموند، تایمز، نیویورک تایمز و سایر روزنامه ها در دکه روزنامه فروش ها در نوع خود یک سازمان ملل محسوب می شوند.(24)
اهمیت روزافزون رسانه ها در سازوکار تحولات اجتماعی – سیاسی از ماهیت این ابزار ناشی می شود، زیرا اطلاعات در جهان معاصر از منابع قدرت قلمداد می شوند. امروزه نقش اطلاعات در سازوکارهای تصمیم گیری از اهمیت بالایی برخوردار است و همین نقطه تلاقی "رسانه" و "قدرت" را شکل می دهد. جایگاه ابزار رسانه مخصوصاً در طلیعه قرنی که اطلاعات به مثابه منبع اولیه و مهم قدرت مطرح می باشد، از حساسیت بالایی برخوردار است. همزادی رسانه و اطلاعات و تلاقی این مفاهیم با قدرت و نقش مستقیم و غیر مستقیم رسانه در شکل دهی به هنجارهای اجتماعی، عمومی و ارزش های فردی، معادله مهم و تازه ای را در جهان معاصر رقم می زند که نتیجه آن به طور قطع در امنیت ملی کلیه واحدهای سیاسی تأثیرگذار است. اگر در برداشتی وسیع، امنیت را پویایی و پایداری ارزش ها و هنجارها در اشکال انتزاعی و انضمامی آن بدانیم، با توجه به تأثیر مستقیم و غیرمستقیم اطلاعات و تأثیر پنهان و آشکار رسانه در شکل دهی و تحول ارزش ها و هنجارها، به راحتی می توان از آثار ناشی از تولد رسانه های تازه بر امنیت ملی سخن گفت. این ارتباط در صورتی که در چارچوب الگویی خاص به تعریف درآید، پویایی و بالندگی هر دو عامل یعنی رسانه و امنیت را در پی خواهد آورد.
مهم ترين ويژگی رسانههای جمعی، "نهادی بودن" آنها است؛ به اين معنا که پيام درون يک نظام منسجم ارتباطی و با هدف اثرگذاری بر آگاهیهای مخاطب، تهيه و ارسال میشود. بايستی به اين نکته توجه کرد که پيام مورد نظر يک وسيله ارتباط جمعی با چه هدفی و با توجه به چه نوع رسالت و مأموريتی مطرح شده است.
در هر يک از رسانهها مجموعهای از کارکردهای قابل تصور است که "هارولد لاسول" در تحقيقات خود در سال 1967 سه کارکرد عمده برای رسانهها برشمرد:(25)
1) نظارت بر محيط: به معنی جمعآوری و توزيع اطلاعات در مورد رويدادهای محيط اطراف، هم در داخل و هم در خارج يک جامعه خاص و اين امر تا اندازهای، نظير آن چيزی است که عموماً به مثابه اداره و هدايت اخبار مورد نظر قرار میگيرد.
2) همبستگی بخشی از جامعه در واکنش به محيط: همبستگی در اينجا شامل تفسير اطلاعات مربوط به محيط و توصيه در مورد نحوه رفتار در واکنش به اين رويدادها است. اين فعاليت تا حدودی به عنوان ويرايش يا تبليغ سياسی شناخته میشود.
3) انتقال ميراث اجتماعی از نسلی به نسل ديگر: لاسول میگويد انتقال فرهنگ معطوف منتقل کردن اطلاعات، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی از نسلی به نسل ديگر يا از اعضای يک گروه به تازه واردهای آن گروه است. اين امر عموماً به مثابه فعاليت آموزشی شناخته میشود.
دیپلماسی رسانه ای
"ديپلماسي رسانهاي"(26) به صورت عام به معناي بكارگيري رسانهها براي تكميل و ارتقاي سياست خارجي است. "راما پراساد" محقق امريكايي آن را به عنوان نقشي كه رسانهها در فعاليت هاي ديپلماتيك ميان كشورها بازي ميكنند، تعريف كرده است. براي تشريح ديپلماسي رسانهاي از واژههاي خاصي مانند ديپلماسي روزنامهاي، ديپلماسي راديو و تلويزيون، ديپلماسي ماهوارهاي و ديپلماسي اينترنتي(27) نيز استفاده ميشود.(28)
ديپلماسي رسانهاي در سياست خارجي هر كشور به دو صورت تحقق مييابد:
1ـ به شکل مديريت سازمان هاي ديپلماتيك رسمي كشور؛
2ـ به صورت خودجوش و در راستاي سياست هاي كلان كشورها.
در شيوه اول، دولت ها يا اقدام به تأسيس رسانههاي ويژه ديپلماسي ميكنند و يا اينكه رسانههاي موجود را به انجام اقداماتي در راستاي سياست هاي خارجي خود موظف ميكنند. تأسيس راديوهاي برونمرزي مانند VOA و BBC از نوع اول است و در نوع دوم با سانسور خبرها، محدودكردن خبرنگاران و غيره در حوزههاي خارجي به منويات خود دست مييابند. باني هدايت رسانهها در امر ديپلماسي كشور آمريكا در زمان جنگ جهاني اول "ودرو ويلسون"، رئيسجمهور وقت بود كه در هنگام ورود به جنگ، كميتهاي به نام "كميته كريل" را براي هماهنگي بين وزارتخانه های دفاع و امور خارجه با مطبوعات وقت تأسيس كرد. البته اوج ديپلماسي رسانهاي مربوط به پس از جنگ جهاني دوم است ولي ريشه تاريخي آن به جنگ جهاني اول بازميگردد. يادآوري اين نكته لازم است كه در اين شيوه، برنامهريزي دستگاه حاكمه براي هماهنگي تمامي بخش ها با رسانهها ضروري است و در صورت عدم برنامهريزي، شكست آن قطعي خواهد بود.
شيوه دوم همگامي و همراهي رسانهها با اهداف و سياست هاي خارجي كشور متبوعشان است. در اين شيوه هرچند كه رسانهها دستورات خاصي از طرف حكومت دريافت نميكنند ولي به علت بلوغ و همچنين مسئوليتپذيري حرفهاي در جهت سياست هاي كلان نظام خود در سطح جهان عمل ميكنند و چون مستقل از دولت و حاكميت هستند، تأثيرگذاري آنها بيشتر است.
تأثیر دیپلماسی رسانه ای در ایجاد عملیات روانی از بعد خارجی
رسانه ها یکی از مهم ترین ابزارها برای اعمال جنگ روانی چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ به شمار می روند؛ جنگ روانی هم یکی از مهم ترین راهکارهای امروزی برای تأثیرگذاری بر امنیت ملی یک کشور می باشد.
هدف از ديپلماسي رسانهاي در عمليات رواني فراملي، ايجاد تنفر و دشمني نسبت به حاكميت کشور هدف، اعمال فشارهاي سياسي، فرهنگي و نظامي از سوی كشورهاي ديگر عليه كشور هدف، ايجاد رغبت و علاقه در مخاطبان كشور هدف نسبت به كشور كارگزار و مشروعيتبخشي و توجيه اعمال و رفتار كارگزاران عمليات رواني يا ديپلماسي رسانهاي است.
براي دسترسي به اين اهداف، رسانهها مهمترين ابزار اين عرصه به شمار ميروند. نخستين حوزه ديپلماسي رسانهاي برخلاف انتظار، كشور مبدأ است. به اين مفهوم كه كارگزار عمليات رواني در مرحله اول بايد افكار عمومي كشور خود را همراه و همگام سازد تا بتواند در عمليات پيشبيني شده موفق باشد؛ آمريكا در مبارزه عليه عراق در يك فرايند زماني سعي کرد افكار عمومي آمريكائیان را با حمله به عراق موافق سازد.
در مورد کشوری که آماج عملیات روانی رسانه ای قرار می گیرد باید عنوان کرد که این عملیات در دو بخش تلاش می کند تا امنیت ملی یک کشور را تحت تأثیر قرار دهد: حاکمیت و افکار عمومی شهروندان.
كارگزاران عمليات رواني در مورد شهروندان كشور آماج، چند هدف ميتوانند داشته باشند:
1- بد بين ساختن آنها نسبت به حاكميت
2- بالا بردن توقعات آنها نسبت به حاكميت
3- ايجاد بحران هاي ساختگي (آجيتاسيون يا شورشگري)
4- ترويج فرهنگ هايي كه مغاير منويات حاكميت است
5- منجي نشان دادن خود.(29)
برای دستیابی به این اهداف از رادیو، ماهواره و اینترنت بیشترین استفاده را می نمایند. برای مثال جنگ روانی که رادیو صدای آمریکا در مورد ایران به راه انداخته، قابل توجه می باشد و کاملاً در راستای سیاست های آمریکا است.
عملیات روانی در مورد حاکمیت یک کشور حساس تر و مشکل تر است چون حاكميت ها به نسبت شهروندان و ديگر زمینه ها از اطلاعات و آگاهي بيشتري برخوردار هستند و كمتر با شيوههاي معمول تحت تأثير قرار ميگيرند. لذا كارگزاران عمليات رواني براي اين نشانگاه ها از تمهيدات و ترفندهاي پيچيدهتري بهره ميگيرند. نخستين ترفند، توليد و انتشار اطلاعات كذب و تحريف شده است. در صورتي كه حاكميت اين اطلاعات را باور كند باعث ايجاد تصويري غلط از واقعيت و طبعاً برنامهريزي هاي غيرمنطقي در راستاي آن خواهد شد. دومين شيوه در ديپلماسي رسانهاي ارسال ايميل هاي مخصوص براي مسئولان است كه دو خاصيت دارد: نخست، با تهديد و تطميع باعث دودلي و كمكاري مسئولان ميشوند و دوم، حاكميت را نسبت به مسئولان خود بدگمان و ظنين ميسازند، لذا اعتماد و اطمينان در حاكميت نسبت به يكديگر متزلزل می شود و اين جو سازماني، كارايي حاكميت را به حداقل كاهش ميدهد.
سومين تمهيد استفاده از رسانههاي بينالمللي است، به اين نحو كه با انتشار اخبار كذب و تحريف شده از كشور هدف در سطح جهان، حاكميت آن به چالش كشيده ميشود و به اين ترتيب حاكميت مربوطه، انرژي فراواني را براي رفع اين گونه شبهات در سطح فراملي صرف ميكند. برای مثال در قضیه مسئله هسته ای ایران، رسانه های غرب تلاش وسیعی کردند تا با استفاده از دیپلماسی رسانه ای، انحراف هسته ای ایران را به افکار عمومی جهانی بقبولانند و همچنین این عمل باعث شد تا بخش زیادی از تفکر در سیاست خارجی ایران صرف حل و فصل مسئله هسته ای و همچنین درگیر این موضوع شود.
به طور کلی باید گفت هر كشوري كه از امكانات و تجهيزات رسانهاي قوي و برنامهريزي كارآمدي برخوردار باشد در امر عمليات رواني فراملي نيز نسبت به كشور فاقد اين دو مؤلفه، موفقتر است و توان اجرای ایده ها، اهداف و برنامه های خود را دارد.
تأثیر رسانه ها بر امنیت ملی در بعد داخلی
1- تغییر و تحول خواست های شهروندی
رسانه ها می توانند به شیوه های گوناگون با ایجاد تغییرات در گستره و یا اولویت خواست های شهروندی، نقش تعدیلی یا شتاب دهنده ایفا نمایند. رسانه ها با اجرای کارویژه هایی همچون بررسی و نقد، تحقیق و تفحص و یا اطلاع رسانی مناسب می توانند تصورات تازه ای را از زندگی و سیاست نزد خود ایجاد کنند که دولت ها را موظف به برآورده سازی آنها می نماید. بدیهی است در صورت کاستی نظام سیاسی برای همراهی با این جریان، شکاف بین خواست ها و کارویژه ها بیشتر می شود و ثبات سیاسی و امنیت ملی به مخاطره می افتد.(30)
رسانه ها می توانند با نظارت مؤثر خود بر امور و رفتارهای سیاسی در کشور، نقش تعدیلی خود را با تحدید و یا حتی کاهش میزان خواست های مختلف شهروندان به نمایش گذارند، بدین ترتیب که می توانند توقعات را با بیان واقعیات تعدیل نمایند. بدیهی است کاهش یا حفظ سطح خواست ها در جامعه می تواند شکاف بین خواست ها و کارویژه ها را کم سازد و یا حداقل از تعمیق آنها مانع گردد.(31) رسانه هاي بين المللي در گزارش هاي تحليلي خود براي تأثيرگذاري بر مخاطب همزمان با پيوند زدن موضوعات مختلف مي كوشند با بهره گيري از شيوه هاي القاي غيرمستقيم، موضوع و نهاد مورد نظر خود را به عنوان الگو به مخاطب معرفي كنند.
به عنوان مثال، راديوهاي آمريكا با معرفي و تبليغ الگوهاي مطلوب خود (مانند معرفي هنرپيشه هاي هاليودي، خوانندگان لس آنجلسي و افرادي كه پس از انقلاب از ايران مهاجرت كرده اند و مصاحبه هاي پي در پي با آنها) درصددند زمينه همانندسازي نوجوانان و جوانان ايراني با اين الگوها را ميسر سازند.
2- تغییر و تحول در کارویژه های دولتی
رسانه ها با نظارتی که بر عملکرد دولتمردان، نهادهای دولتی و بررسی و نقد آثار ناشی از آن دارند، می توانند تأثیرهایی مشابه آنچه برای خواست های شهروندی گفته شد، در حوزه کارویژه های دولتی داشته باشند. رسانه ها می توانند با بیان کاستی ها و ضعف های مدیران اجرایی و نقد سیاست های به اجرا درآمده، ترتیبی در پیش گیرند تا برنامه های دولتی متناسب با روند خواست های موجود در جامعه گردند. کم و زیاد شدن وزارتخانه ها، اداره ها، نهادها و بنیادها و یا تغییر در سیاست های کلان دولتی در زمینه تأمین نیازمندی های اولیه مردم و اصلاحاتی از این قبیل می تواند بر شکاف خواست ها و کارویژه ها غلبه نمایند و آن را به حداقل ممکن برساند و زمینه بی ثباتی را از بین ببرد. "اندی بارتن" از این عملکرد به مثابه فرآیند تأسیس دولت خوب یاد می کند که در پی اصلاح عملکردها و نهادها حاصل می شود.(32) همچنین رسانه ها با توجه به رسالت اطلاع رسانی شان می توانند تصویر مردم از میزان کارآمدی دولت را دستخوش تحول سازند. بنابراین هرچه این تصویر مثبت تر و خوش بینانه طراحی شود، شکاف بی ثباتی در جامعه کمتر می شود و زمینه بروز تهدید به امنیت ملی و زمینه بروز بی ثباتی سیاسی از بین می رود. به همین خاطر است که در بعضی از کشورهای پیشرفته در هر وزارتخانه، دفتری ویژه خبرنگاران مقیم آن وزارتخانه تأسیس می شود تا روند اطلاع رسانی هرچه سریع تر و دقیق تر انجام گیرد و از این طریق تصورهای مردم از تلاش پیگیر دولت بهبود یابد.(33)
3- تغییر و تحول در انسجام ایدئولوژیک
نحوه برخورد رسانه ها با باورها و اعتقادهای شهروندان و کارگزاران تأثیر بسزایی در نتیجه معادله ثبات سیاسی در هر جامعه دارد. هرگونه برخوردی که در نهایت به بی اعتمادی مردم به ارزش ها و روی گردانی آنها شود، می تواند تلاش های رسمی دولت را از ارزش واقعی اش عاری سازد و حتی دولت های کارآمد را با خطر بی ثباتی و ناامنی مواجه کند. بالعکس تقویت انسجام ایدئولوژیک و طرح مناسب و متناسب با زمان باورها، می تواند به جبران کاستی های احتمالی کمک نماید و ثبات و امنیت را در جامعه حفظ نماید.(34)
4- تغییر و تحول در الگوی ثبات سیاسی
رسانه ها می توانند در کنار سایر بازیگران سیاسی، با تلاش در زمینه تحقق الگویی تازه از ثبات سیاسی به کل جامعه خدمت نمایند. به عبارت دیگر، چه بسا جامعه در ظاهر به خاطر حاکمیت الگوی ثبات سیاسی ایستا و یا کاذب، نوعی ثبات سیاسی را بیازماید، اما چون این الگوها پایدار نیستند، رسانه ها می توانند با اعمال حق نظارت خود، نارسایی آنها را به نمایش گذارند و زمینه خروج از این الگوها و حاکمیت الگوی ثبات سیاسی پویا را فراهم سازند. در این حالت است که فعالیت هایی از قبیل بررسی، نقد و تجزیه و تحلیل خواست ها و کارویژه ها به منظور شتاب بخشیدن به هر دوی آنها، مثبت ارزیابی می شود. به طور کلی اگر در جامعه ای ثبات سیاسی وجود داشته باشد، امنیت ملی آن جامعه هم حفظ خواهد شد و تهدید داخلی و خارجی نمی تواند باعث برهم زدن امنیت ملی آن کشور شود.
نتیجه گیری
در جهان کنونی، اجرای سیاستهای حکومتها و دولتها بدون توجه به افکار عمومی میسر نیست. رسانهها به مثابه حلقه واسط دولت و افکار عمومی نقش اساسی در نضج گیری اراده سیاسی حکومتها ایفا میکنند و موفقیت و شکست هر طرح تا حد زیادی به نحوه عملکرد رسانهای آن وابسته است.
امنیت در قرن بیستم بارها تغییر ماهیت داده و از جنبه اولیه نظامی خویش به جنبه اقتصادی، فرهنگی و اطلاعاتی تغییر کرده است؛ به طوری که در برهه های مختلف، هر یک از این جنبه ها اهمیت بیشتری داشته اند. در قرن بیستم دو ابرقدرت جهت تأمین امنیت خویش جنگ سرد را در پیش گرفتند تا اینکه در نهایت اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید و جهان از حالت دو قطبی خارج شد. فروپاشی شوروی جنبه اقتصادی امنیت را بیشتر مطرح کرد و کشورها بیشتر در جهت پیشرفت اقتصادی خویش حرکت کردند. دولت های بزرگ غربی برای نفوذ در درون دولت های جهان سوم بویژه دولت های مخالف، سیاست تهاجم فرهنگی را با راه اندازی شبکه های گوناگون شنیداری و دیداری و همچنین رسانه های نوشتاری در پیش گرفتند. این دولت ها سعی کردند تا از این طریق جنگ روانی حیرت انگیزی را علیه مخالفین خویش اعمال نمایند. آزادی رسانه ها در کشورهای غربی یکی از ملزومات اصلی حکومت دموکراتیک محسوب شد تا جایی که مطبوعات را رکن چهارم دمکراسی نامیدند. نکته مهم، نهادینه بودن ابزارهای دموکراسی در حکومت های غربی است. مطبوعات در بیان خواسته های مردم به دولت و حمایت مردم از دولت، نقش ویژه ای را در کشورهای غربی ایفا می کنند. امروز میان امنیت ملی یک کشور و رسانه های جمعی آن، یک رابطه دوسویه برقرار است و این البته منوط به این است که دولت به رسانه ها به عنوان ابزارهای براندازنده توجه نکند بلکه آنها را به عنوان منتقد بنگرد و رسانه ها نیز به رسالت واقعی خویش عمل کنند نه اینکه کارکرد خویش را تا حد ابزاری کاهش دهند. همچنین امروزه نمی توان نقش رسانه های بیگانه را در ارتقا یا تضعیف امنیت ملی یک کشور انکار کرد. این مسئله تا حدی تأثیرگذار شده که حتی بر آن جنگ رسانه ای نام نهاده اند. تأثیری که رسانه ها در ایجاد عملیات روانی در بعد داخلی و خارجی اعمال می کنند یک امر کاملاً بدیهی و در حال پیشرفت است. راه اندازی شبکه های مختلف رسانه ای در غرب برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی مردم ایران و البته مردم جهان نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران مؤید این امر است که غرب راه تهاجم فرهنگی را با استفاده از دیپلماسی رسانه ای برای تأثیر گذاری بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران برگزیده و سرمایه گذاری هنگفتی نیز در این زمینه انجام داده است.
پی نوشت:
1. مهری، عباس، بررسی مفهوم امنيت ملی و تاثير آن در توسعه پايدار، فصلنامه مطالعات دفاعی استراتژيک، شماره 15، زمستان 1381، ص 77
2. ربيعی، علی، مطالعات امنيت ملی، دفتر مطالعات سياسی و بين المللی، 1383، ص 11
3. برژينسکی، در جستجوی امنيت ملی، ترجمه ابراهيم خليلی، نشر سفير، 1369، ص 12
4. قاضی، ابوالفضل، حقوق اساسی ونهادهای سياسی، جلد اول، دانشگاه تهران، 1370
5. Bahador Aminian , Evaluation of National Security Concept , Rawalpindi , 1991, p.2
6. Securitization
7. Desecuritization
8. گفتگو با باری بوزان، آشنايی با مکتب کپنهاک در حوزه مطالعات امنيتی، فصلنامه مطالعات راهبردی، سال سوم، شماره 3، 1379، ص 12
9. ربيعی، علی، پيشين، صص33-32
10.
11. Military Security
12. National Power
13. Political Security
14. ماندل، رابرت، چهره متغير امنيت ملی، پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1377، ص 149
15. بوزان، باری، مردم، دولتها و هراس، پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1378، صص 144-143
16. Economical Security
17. ساندرز، ديويد، الگوهای بی ثباتی سياسی، پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1380، ص 119
18. Social Security
19. ماندل، رابرت، پيشين، صص108-107
20. Environmental Security
21. Cultural Security
22. نصيری، قدير، مکتب کپنهاک: مبانی نظری و موازين علمی، فصلنامه مطالعات دفاعی و امنيتی، سال نهم، شماره 33، زمستان 1381، صص 50-49
23. معتمدنژاد، کاظم، وسايل ارتباط جمعی، انتشارات دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی، جلد يکم، ص 9
24. افتخاری، علی اصغر، ثبات سياسی رسانه ای، به نقل از: جمعی از نويسندگان در: رسانه ها و ثبات سياسی، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1380، ص 84
25. www.qudsdaily.com/archive/1387/html/2/1387-02-05/page21.html.
26. Media Diplomacy.
27. E-Diplomacy.
28. بختور، محمدرضا؛ ديپلماسي رسانهاي (قسمت اول)؛ روزنامه همشهري 18/3/1381، ش 2743، ص 6
29. سبیلان اردستانی، حسن، دیپلماسی رسانه ای و عملیات روانی، ر.ک.به:
http://hasanardestani.persiangig.com/document/7.doc
30. آنتونی اسميت، ژئوپولتيک اطلاعات، فريدون شيروانی، انتشارات سروش، 1369، ص 65
31. Clinton W.David , Two Faces of National Interests , Louisiana State University Press, Baton Rouge and London , 1994 , (Note: 7)
32. افتخاری، علی اصغر، همان
33. Barton , Andy , Good Compliant = Good Government , Public Management , may 1997
34. ووگل، آر.اف، ژاپن کشور شماره 1، شهيندخت خوارزمی و علی اسدی، نگارش، 1371، صص74-73
|