همزمان با اختراع رسانههايي نظير تلويزيون، سينما و کامپيوتر، بسياري از حاميان اين تکنولوژيها معتقد بودند که به جايگزين مدرني براي کتابهاي درسي دست يافتهاند. پس ازگذشت سالها از آغاز به کارگيري اين رسانهها در مدارس، ما تنها شاهد غرق شدن دانشآموزان در دنيايي از صداها و تصاوير غيرواقعي، تخيلي و مصنوعي هستيم که روز به روز آنان را از دنياي واقعي دورتر و دورتر مي کند. نويسنده که قريب دو دهه است به آموزش کامپيوتر به دانشآموزان و دانشجويان ميپردازد، اين نکته را که با بهرهگيري از چنين تکنولوژيهايي، فرزندان معصوم ما هيچ گاه قادر به درک ويژگيهاي طبيعت و روابط ارزشمند انساني نخواهند بود، لذا هيچ اهميتي نيز براي حفظ اين اکوسيستمهاي زيستي قائل نميشوند، تذکر مي دهد و مي پرسد، آيا رها کردن فرزندانمان در اسارتگاه اين تکنولوژيها و رويکرد رو به گسترش آنان به استفاده از سايتهاي مستهجن، موادمخدر، اسلحه و الکل را ميتوان غيرمرتبط با يکديگر دانست؟ سؤالي که اين کارشناسان، هيچ گاه تمايلي به پاسخ دادن به آن ندارند. |