باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 28 اسفند 1388 كاربران برخط 87 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
اسلام و آزادی
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 

ارسال كننده: مهدی حجت

   ● نويسنده: عماد - احمد

مترجم: مهدي - حجت

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - تاريخ شمسی نشر 07/04/1388

 
 

اسلام نمونه کامل «دیگریِ» غیرقابل درک در غرب امروز است. با این حال وجوه مشترک بین اسلام و مسیحیت بیشتر از وجوه افتراق آنهاست. میراث جنگ های صلیبی در سال های دور به کار منافع و جاه طلبی های سیاسی تازه تر آمده که آن وجوه اشتراک را تحت الشعاع قرار می دهد. بدون شک تفاوت تئولوژیکی مهمی بین اسلام و مسیحیت وجود دارد و آن اینکه باور مسیحیان به الوهیت مسیح از نظر مسلمانان مردود است. با این حال مسلمانان مسیح(ع) را به عنوان پیامبری برجسته مورد تکریم قرار داده و مشروعیت جامعه مسیحی را به عنوان «اهل کتاب» تصدیق نموده اند. بعلاوه قرآن (که به باور همه مسلمانان کلام حقیقی خداوند است) می فرماید: «و با محبت تر از همه کس با اهل ایمان آنان را که می گویند ما نصارا (مسیحی) هستیم خواهی یافت، این دوستی نصارا نسبت به مسلمین بدین سبب است که برخی از آنها دانشمند و پارسا هستند و آنها تکبر و گردنکشی نمی کنند». (سوره مائده آیه 85) با در نظر گرفتن این واقعیت ها، تفاوت های تئولوژیکی بین این دو دین بزرگ، دلایل کافی برای خصومت ورزی های خشونت آمیز گذشته که اغلب بین این دو گروه رخ می داد و یا برای منازعات آینده که برخی پیشگویان به نظر می رسد به عنوان پیش بینی حتمی الوقوع در حال شکل دادن آن هستند، محسوب نمی شوند.

برای مسیحیانی که معتقدند دین آنها جامعه ای آزاد را موجب می شود، وجه مشترکی بین فهم شان از مسیحیت و اسلام وجود دارد و این از اهمیت بنیادی برخوردار است. این وجه مشترک عبارت است از ارزش آزادی انسان تحت لوای حکومت قانون. این ایده در تعالیم بنیادی اسلام بدون تردید وجود دارد. بعلاوه شواهد ضمنی وجود دارد مبنی بر اینکه تماس با اسلام در قرون وسطی موجبات آگاهی مسیحیان غرب از این عوامل اساسی در دین شان را فراهم نمود. این ایده برای مثال در منشور «رز ویلدر لین» Rose Wilder Lane راجع به اسلام در «کشف آزادی» و کتاب نگارنده «نشانه ها در آسمان ها» مورد اشاره قرار گرفته است. انقیاد عملی «حق الهی شاهان» به قانونی برتر در غرب معمولاً به ماگناکارتا [اولین سند حقوق مدنی مردم انگلیس که در 1215 میلادی به امضا رسید] برمی گردد. آیا اشراف تحت ستم شاه «جان» و تحت فشار قشون شاه ریچارد در سرزمین مقدس (فلسطین) نبودند که مشاهده نمودند صلاح الدین ایوبی به پیروی از اصول اسلام خود را تابع قانون اسلام نموده بود؟

در بیشتر دورانِ قرن هشتم تا قرن پانزدهم «تجارت جهانی» و «اقتصاد اسلامی» تقریباً مترادف بودند. مسلمانان آزادانه به تولید و انتشار آثار علمی از جمله آثار یونانی، ایرانی و هندی پیش از اسلام می پرداختند. خلاقیت مسلمانان در پیشرفت علمی و تکنولوژیکی آشکار بود که این امر پیدایش جبر، ابداع مثلثات مدور، کشف جریان خون و توسعه صنعت تصفیه شکر را شامل می شد. مسلمانان پلورالیسم را با رفتار مسالمت آمیز خود با گروه های غیرمسلمان به عنوان اقلیت های تحت حمایت جزء آیین کشورداری نمودند. امور داخلی آنها از طریق قوانین خاص خودشان اداره می شد تا حدی که حتی در دولت های سکولار مدرن نظیر آن مشاهده نمی شود. در حالی که مسیحیان تحت قلمرو مسلمانان در آیین های مذهبی خود اجازه استفاده از شراب را داشتند اما دادگاه عالی آمریکا سرخپوستان را از حق استفاده از مسکال (نوشابه الکی ساخته شده از گیاه کاکتوس مسکال) در آیین های مذهبی خود ممنوع کرده است.

دیدگاه اسلام در خصوص فطرت و اراده آزاد در درون خود ضرورت یک دکترین سیاسی لیبرال را به همراه دارد. در متافیزیک اسلامی این دنیا مکانی است که در آن اراده ما برای تسلیم در برابر اراده الهی مورد آزمون قرار می گیرد. لازمه این امتحان این است که انسان بین خوب و بد از آزادی انتخاب برخوردار باشد. این امر در تذکر مکرر قرآن به پیامبر اسلام (ص) مشاهده می شود. قرآن تنها وظیفه او را ابلاغ پیام روشن خداوند معرفی می نماید. او نباید مردم را وادار به پذیرش اسلام نماید، و یا از رد اسلام از جانب آنان محزون گردد. «خلق را به حکمت و برهان و موعظه نیکو به راه خدا دعوت کن و با بهترین طریق (با اهل جدل) مناظره کن (وظیفه تو بیش از این نیست) که البته خدا عاقبت حال کسی که از راه او گمراه شده و آنکه هدایت یافته بهتر می داند، و اگر به شما کسی عقوبت و ستمی رسانید شما باید به قدر آن در مقابل انتقام کشید و اگر صبوری کنید و از او درگذرید البته برای صابران اجری بهتر خواهد بود، و برای رضای خدا صبر و تحمل پیشه کن و بر آنها که ترک کفر نمی کنند غمگین مشو و از مکر و حیله آنان دلتنگ مباش که خدا از مکر و دشمنی خلق تو و دین تو را محفوظ می دارد، محققاً همانا خدا یار و یاور متقیان و نیکوکاران عالم است».(سوره نحل آیات 125 تا 128)

قرآن منبع اصلی شریعت اسلام به اطاعت و پیروی از پیامبر تنها «در امور معروف» فرمان می دهد (سوره ممتحنه، آیه 12) و به او هشدار می دهد که «تو وکیل و نگهبان آنها نیستی» (سوره زمر، آیه 41) «پس اگر برای مخالفت با دین حق به باطل احتجاج کنند بگو من خود و پیروانم را تسلیم امر خدا نموده ام و بگو با اهل کتاب و با امّیان آیا شما چون حق پدیدار شود ایمان آرید؟ اگر ایمان آرید هدایت یافته اند و اگر از حق روی گردانند بر تو چیزی جز تبلیغ دین خدا و اتمام حجت بر آنها نیست و خداوند به حال بندگان بیناست».(سوره آل عمران، آیه 20)

قرآن قاطعانه اعلام می دارد که «کار دین به اجبار نیست».(سوره بقره، آیه 256) خداوند خود به اعمال بد مردم رسیدگی می کند. «پس کیفر مکذبان و منکران قرآن را به من واگذار که ما آنها را از آنجا که نفهمند به عذاب سخت درافکنیم». (سوره بقره، آیه 44) «ای رسول به من واگذار کسی که او را تنها آفریدیم». (سوره مدثر، آیه 11)

تسلیم اراده انسان به انسان های دیگر–چه روحانیون و یا «اکثریت»- ناقض اصل بنیادی اسلام است. واژه «اسلام» در زبان عربی به معنی «تسلیم در برابر تنها خداوند» است. از این رو اطاعت و پیروی از حکام منوط است به اینکه دستورات و فرامین آنها عادلانه باشد. خلیفه اول مسلمین در خطابه آغازین خود و در تضاد با نگرش رهبران سیاسی پیش از اسلام اظهار می دارد: «بدون شک من به امیری شما برگزیده شده ام، اگر چه بهتر از شما نیستم. مرا یاری رسانید، در صورتی که در مسیر حق باشم، و به طریق راست برگردانید در صورتی که دچار اشتباه گردیده و از این مسیر منحرف گردم، حقیقت ملاک وفاداری و دروغ ملاک عهدشکنی است ... از من اطاعت کنید تا جایی که از خدا و پیامبر او اطاعت می کنم، و زمانی که از اطاعت خدا و پیامبر او سر باز زدم از من اطاعت مکنید». قرآن به دلیل اینکه انسان را موجودی عقلانی، مختار، جوینده و اخلاقی می داند، تجارت آزاد و پیشرفت اقتصادی را تشویق می نماید. قرآن اعتدال و میانه روی را به عنوان راه دستیابی به موفقیت در دنیا و آخرت توصیه می نماید. (سوره اعراف آیات 31 و 32، سوره کهف آیه 46، و سوره اسراء آیه 29) قرآن تصریح دارد که انسان می تواند و باید برای زندگی در این جهان مادی بدون قربانی کردن احساسات معنوی و اخلاقی خود تلاش نماید. قرآن مصرف معقول را مورد تشویق (سوره بقره آیه 168) و خساست (سوره فاطر آیه 29)، اسراف (سوره انعام آیه 141) و زیاده روی را مورد نکوهش قرار می دهد. خواست معیشت (سوره نساء آیه 5)، آسایش و رفاه (سوره شورا آیه 36)، حتی زیب و زیور (سوره کهف آیه 46) یا عدم سرگشتگی و بلاتکلیفی در آینده (سوره نساء آیه 9) در این جهان هیچگاه ناپسند تلقی نمی شود. مالکیت خصوصی مورد حمایت است. (سوره بقره آیه 188) انجام تعهدات توصیه (سوره بقره آیه 177 و سوره مائده آیه 1)، و قانون قرارداد به تفصیل بحث شده است. (سوره بقره آیات 282 و 283) تقلب و فریبکاری ممنوع (سوره 26 آیه 181) و معیارهای روشنی برای ارزشیابی ها و سنجش ها پیش بینی شده است. (سوره رحمن آیه 9)

این اصول توسط فقهای اسلام در قالب یک نظام سیاسی-اقتصادی بسط یافت که برای بیش از هفتصد سال بر بازارهای جهان حاکم بود و به آن رونق داد. در قرن چهاردهم تئوری اقتصاد اسلامی در اثر بی نظیر ابن خلدون تحت عنوان «مقدمه: درآمدی بر تاریخ» کاملاً به اوج خود رسیده بود. ابن خلدون در یک جمع بندی موارد زیر را کارکردهای مشروع حکومت می دانست: 1- دفاع از جامعه در برابر حملات دشمن، 2- اعمال قوانین بازدارنده در میان مردم برای جلوگیری از خصومت متقابل و دست درازی به اموال (بعلاوه بهبود امنیت راه ها)، 3- تشویق مردم به تلاش برای تحصیل منافع خود به بهترین وجه و ... نظارت بر امور عمومی مربوط به معیشت آنها و تلاش متقابل برای جلوگیری از تقلب و فریبکاری، 4- نظارت بر ضرب سکه برای جلوگیری از تقلب، 5- اعمال رهبری سیاسی.

به طرزی مطایبه گون توضیح اصول اقتصادی ابن خلدون که جامعه اسلامی را از حیث اقتصادی موفق نموده بود هنگامی رخ نمود که جامعه در حال رها کردن آنها بود. رهبران سیاسی که اکنون دچار فساد گردیده بودند، دخالت در اقتصاد را آغاز نموده، و به تدریج کاهش احترام به مالکیت خصوصی و آزادی فردی را بسط دادند. دانشمندان مسلمان که تا قرن سیزدهم اغلب مستقل از حکومت فعالیت می کردند، دیگر اجازه خلق اندیشه تازه و نوآوری (که اجتهاد خوانده می شد) نداشتند. نقطه اوج، به دنبال از دست دادن اسپانیا به غرب در حال زایش که اصلاح طلبان آن مفاهیم اسلامی را به دست آورده و در حال تجدید آن بودند رخ نمود. این دانشمندان غربی یا اصلاح طلبانی بودند که توجیه لازم برای نگرش جدید راجع به آزادی انسان را در شریعت اولیه و اصیل مسیحی می دیدند که کلیسا از آن منحرف گردیده بود، یا انقلابیونی که بین مذهب و آزادی مذهبی قائل به برخورد و ناسازگاری بودند. همزمان با شکوفایی غرب، جهان اسلام به وضعیت کنونی خود تنزل نمود. آزادی و اخلاقیات از یکدیگر جدایی ناپذیرند. تقوا و دینداری عملی ارادی است. انسان تنها زمانی می تواند خوب باشد که خود خوب بودن را انتخاب نماید. در اسلام فرمان ایجاد جامعه عادلانه (و بنابراین آزاد) یک الزام دینی است. کاربرد قوه قهریه صرفاً برای دفاع از حقوق است: «رخصت به جنگجویان داده شد زیرا آنها از دشمن سخت ستم کشیدند و خدا بر یاری آنها قادر است، آن مومنانی که به ناحق از خانه هاشان آواره شده و جز آنکه می گفتند پروردگار ما خدای یکتاست و اگر خدا دفع شر بعضی از مردم را به بعض دیگر نکند همانا صومعه ها و دیر و کنشت ها و مساجدی که در آن نماز و ذکر خدا بسیار می شود همه خراب و ویران می شد و هر که را خدا یاری کند البته خدا او را یاری خواهد کرد که خدا منتهای اقتدار و توانائیست». (سوره حج آیه 39 و 40)

ابن خلدون هم کنشی آزادی و اصول اخلاقی را اینگونه خلاصه می کند که: «آنهایی که بنا بر اراده آزاد خود و بدون هیچ گونه اجبار بر اساس قرآن و سنت عمل می نمایند دستار آزادی به سر دارند».


پی نوشت:

1. Rose Wilder Lane, The Discovery of Freedom (New York: Laissez-Faire, 1984).

2. Imad-ad-Dean Ahmad, Signs in the Heavens: A Muslim Astronomer’s Perspective on Religion and Science (Beltsville: Writers Inc., Intl., 1992).

3. Wali ad-Din Ibn Khaldun, Muqaddimah: An Introduction to History. Franz Rosenthal, trans. (Princeton: Princeton Univ. Press, 1968).

4. Ibid., v. II, p. 3.

5. Quoted by Haroon Khan Sherwani in Studies in Muslim Political Thought and Administration (Lahore: Ashraf, 1959).

 

 

    349 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   آزادي 
●   اسلام 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:07/04/1388
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب