رسانه جمعي چيست؟
اين روزنامه گزارش خود را با طرح سوالي در مورد چيستي و چگونگي اين رسانه شروع ميكند و مخاطب را با يك سوال كلي روبرو ميسازد. رسانه جمعي چيست؟
گزارشگر اين روزنامه در پاسخ به اين سوال مينويسد: وقتي تمام اقشار جامعه بدون در نظر گرفتن سطح سواد و معلومات، مخاطب يك رسانه قرار گيرند، اين رسانه ميتواند لقبي جمعي داشته باشد. به عبارت ديگر اگر رسانهيي تنها براي يك طيف خاص عمل كند و آن طيف اكثريت جامعه را به خود اختصاص دهد باز هم نميتوان به آن رسانه «جمعي» لقب داد. نگارنده در ادامه با ذكر مثالي از كشور ژاپن مينويسد: «در ژاپن به ازاي هر نفر 4 روزنامه منتشر ميشود كه در دنيا بيسابقه است. اما هيچ يك از اين روزنامهها نتوانستند خود را در قالب يك رسانه جمعي معرفي كنند حتي «يوميوري شيمبون»! اما شركت تجاري «زججح» براي نخستين بار با استفاده از يك تلويزيون يا مانيتور بزرگ كه آن را در مركز توكيو قرار داد نام خود را در فهرست دارندگان رسانه جمعي ؤبت كرد. از خصوصيات ديگر اين رسانه ميتوان به كم هزينه بودن آن براي مخاطب اشاره كرد. اگر براي هر روزنامه مجبور شويد 25 «سنت» بپردازيد (كه مسلما رقمي بيشتر از اين است) آنگاه خواهيد ديد كه چه رقمي در سال بابت خواندن آن روزنامه پرداخت كردهايد در حالي كه عموما ديدن يا شنيدن اخبار از چنين رسانههايي به عنوان مثال در سطح شهر براي شما خرجي نخواهد داشت.پس نخستين گام اين رسانه به نفع مخاطب است. اما اگر از اين آيتم بگذريم به پرطرفداري اين رسانهها ميرسيم كه بايد عنوان كنيم در كشوري مثل هنگكنگ بزرگترين رسانهها همان صفحات يا مانيتورهاي روي اتوبوسها يا ساختمانها هستند كه سالانه بيش از 100 ميليون نفر را به سوي خود جلب ميكند. جالب است بدانيد كه اين افراد حاضرند بهترين كالاي خود را از طريق اين رسانهها به دست آورند اما اگر چنين آگهيهايي را در روزنامه ببينند نسبت به خريد كالاي خود كمتر اقدام ميكنند كه اين مورد ميتواند يك آيتم منحصر به فرد باشد.»
نويسنده اين گزارش به موردي اشاره ميكند كه تيتر اول روزنامه «سانفرانسيسكو» در مارس 2003 بود. اين روزنامه در مطلبي با عنوان پرمخاطبترين رسانه خياباني نوشت: «اگرچه اين رسانه از قدمتي زياد در بين رسانهها برخوردار نيست اما براحتي ميتوانيد به آن يك رسانه جمعي اطلاق كنيد.» در ادامه اين گزارش اشارهيي به تبليغ فيلم جديد يكي از هنرپيشههاي امريكايي ميشود و نويسنده چنين ادامه ميدهد: «ما در آمارهايي كه گرفتيم به اين نتيجه رسيديم كه بيشتر مردم فيلم آدمكش هاليوودي را بر صحنه اين رسانه ديده و تبليغ آن را موؤر دانستهاند. به عبارت ديگر اگر قرار بود اين تبليغ تنها بر روي سايتهاي اينترنتي و شبكههاي تلويزيوني صورت گيرد شايد مخاطب كمتري را به سوي خود جلب ميكرد.»
هزينه كمأ نقطه قوت!
بسياري از كارشناسان مسائل تجاري بر اين باورند كه اين رسانه از هزينه گزافي استفاده ميكند. در حالي كه آن عدهيي كه ميخواهند مطلب خود را در چنين رسانهيي به گوش مردم برسانند به مراتب هزينه كمتري را ميپردازند. روزنامه روسيهژورنال درباره ليست هزينههاي اين رسانه چنين مينويسد: «در روزنامه نيويوركتايمز با قدمتي بيش از 150 سال سالانه هزينهيي در حدود 1 ميليارد دلار را براي كارهاي خود استفاده ميكند بنابراين آگهي و يا چاپ مطلبي در اين روزنامه براي مشتريان بسيار گران تمام ميشود. اين تمام كارآيي اين روزنامه معتبر 11 ميليون تيراژي است. اما در مقابل روزنامه لسآنجلس تايمز با بهرهگيري از اين رسانه جديد ميليونها نفر را در روز مخاطب خود قرار ميدهد كه همگي آنها از طريق چنين رسانهيي كالا و اطلاعات مورد نياز خود را تهيه ميكنند. ضمن آنكه هزينه آگهي در اين رسانه به مراتب پايينتر از تلويزيون و يا حتي روزنامه است.»
آيا هزينه كم ميتواند نقطه قوتي براي اين رسانه باشد؟ در پاسخ به اين سوال كافي است نگاهي به وضعيت مالي روزنامهها و حتي شبكههاي تلويزيوني بيندازيم. جايي كه روزنامه پرتيراژي مانند «هرالدسان» چاپ استراليا از مشتركان خود تقاضا ميكند آبونمان خود را براي سال آينده در همين سال 2003 پرداخت كنند! در همين روزنامه درباره رسانههاي خياباني ميخوانيد: «ما چند سال پيش به اين فكر افتاديم كه مطالب خود را از طريق اين رسانه به گوش مردم برسانيم اما به اين نتيجه رسيديم كه نميتوانيم هزينه اوليه احداث اين رسانه را تامين كنيم ولي بر اين باوريم، داشتن يك رسانه جمعي كه در يك خيابان روي يك ساختمان يا به روي چند اتوبوس نصب شده باشد به مراتب با ارزشتر از يك روزنامه 1 ميليون تيراژي است. آيا كل مردم سيدني يا «كامبرا» افرادي روزنامهخوان هستند؟ ولي ميتوانيم بگوييم كل افرادي كه از خيابانهاي سيدني ميگذرند به اين رسانهها توجه دارند.»
آيا قياسي در مورد اين هزينههزينه اين رسانه با روزنامه وجود دارد؟ پاسخ اين سوال را ميتوان از روزنامه روسيه ژورنال دريافت كرد. «هزينه درج مطلب يا آگهي در اين رسانه يك سوم آن در يك روزنامه است. به عبارت ديگر اگر شما واقعا دوست داشته باشيد مطلبي را در اين رسانه به كار بريد بهترين راه را در پيش گرفتهايد. آيا هزينه كمتر اين رسانه نميتواند تكيهگاهي مطمئن براي نسل آينده باشد؟ نسلي كه قطعا با مسائل مالي بيشتري درگير است. اما آيا اين رسانه نقاط منفي هم دارد؟
كيفيت پايين مطالب!
آري. چنين رسانه عظيمي يك نقطه ضعف بزرگ دارد و آن هم كيفيت پايين مطالب آن است.
جاي تعجب هم ندارد. مگر چند رسانه را ميتوان در دنيا پيدا كرد كه با داشتن مخاطب زياد، مطالب خوبي هم داشته باشد. اين رسانه از اين نقطه ضربه ميخورد. «هرالدسان» دراينباره مينويسد: «مطالب درج شده در اين رسانه تنها جنبه خبري دارد. يعني باري براي گزارش آن ديده نميشود. اگر چه در ساختار زيربنايي اين رسانه تعريفي از گزارش نشده است اما آنها ميتوانند با گزارشهاي خبري خود جا را براي درك بيشتر مردم باز كنند.» نخستين بار شركت سوني دراينباره دست به ابتكار يا در واقع نوعي ساختارشكني زد. آنها در اين رسانه خود كه اتفاقا مونيتوري روي اتوبوس بود گزارش كار سالانه خود را دادند كه با استقبال چشمان نكتهسنج ژاپنيها روبرو شد.
روزنامه «آساهي» درباره اين ابتكار مينويسد: «اگرچه سوني در سالهاي اخير بازار تجارت را به رقباي خود واگذار كرد ولي آنها در دهه 80 ميلادي براي نخستينبار روي اتوبوسها از مونيتورهاي رنگي استفاده كردند. طبق آمارهاي شركت سوني فروش اين شركت در سال 1982 با رشدي 2\2 درصد به 120 ميليون دلار تنها در خود ژاپن رسيد كه اين رقم تا چند سال بعد بدون رقيب ماند.اما از شركت سوني و آگهي آن چند اشكال گرفته شده كه عمده آن مربوط ميشد به نكات تجارتي و مفهومي در درج آگهي.» در حال حاضر اين رسانه با مخاطب قرار دادن بيشتر افراد جامعه در كشورهايي مثل امريكا، ژاپن، هنگكنگ...بيشترين تاؤير را در امر اطلاعرساني دارد. جايي كه روزنامهها تلاش ميكنند به اين مهم دست يابند!