| * تفاوتي که در عصر امام جواد(ع) شاهد آن هستيم با شرايطي که ساير امامان شيعه در عصر خود تجربه کرده اند چه تفاوتي داشته است؟
** اوضاع سياسي ائمه اطهار(ع) را مي توان در يک مقايسه کلي در چند دوره متفاوت ارزيابي کرد؛ در دوران امام علي(ع) و امام حسن(ع) اين بزرگواران فرصتي يافتند تا عهده دار مقام خلافت و امامت شوند اين مدت هر چند اندک بوده است، اما ويژگي اين دوره اين است که امامان شيعه امکان حکومت بر جامعه اسلامي را به دست آوردند. از دوران امام حسين(ع) تا امام باقر(ع) با شرايطي مواجهيم که مي توان از آن به دوران محدوديت شديد ائمه ياد کرد؛ دوراني که امام حسين(ع) و امام سجاد(ع) با سرکوب شديد دستگاه خلافت مواجه بوده اند. دوران ديگرعصري است که در آن تا حدودي محدوديتهاي گذشته از ميان برداشته مي شود و امکان برگزاري مجالس و کرسي هاي علمي فراهم مي آيد. امام باقر(ع) و امام صادق(ع) اين دوران را تجربه کرده اند. دوران امام کاظم(ع) نيز دوره اي است که علاوه بر فضاي باز علمي امکان فعاليتهاي سياسي هم وجود داشته است. ويژگي دوران امام موسي کاظم(ع) آن است که به دليل گسترش حضور شيعيان در اقصي نقاط جهان اسلام و فراهم گشتن فضاي باز براي آنها در فعاليتهاي سياسي نهاد وکالت توسط ايشان ايجاد شد. از زمان امام رضا(ع) مقطعي از تاريخ را شاهديم که ايشان هر چند تحت نظر هارون الرشيد بودند و در دوران مأمون عباسي نيز شرايط خاصي را دارند اما موضوع ولايتعهدي امام هشتم(ع) ويژگيهاي خاصي را براي نهاد امامت شکل مي دهد. از امام رضا(ع) تا دوران يازدهمين امام شيعيان ظاهراً ائمه بزرگوار ما ناگزيرند ارتباط نزديکي را با دستگاه خلافت داشته باشند به اين معنا که آنها مجبورند ارتباط مستقيم تري با نهاد خلافت رسمي جهان اسلام يعني بني العباس داشته باشند.
امام رضا(ع) در سال 200 هجري به خراسان و طوس وارد مي شود و با شروطي ناگزير به پذيرش ولايتعهدي مي گردد و از سويي مأمون نيز دختر خود ام حبيبه را به تزويج امام هشتم(ع) در مي آورد. اين سنت يعني ارتباط مستقيم دستگاه بني عباس با امامان شيعه به منظور کنترل آنها از ويژگيهاي ائمه پس از امام رضا(ع) است. امام هشتم(ع) و فرزندان ايشان به لحاظ صوري و ظاهري با دستگاه خلافت ارتباط دارند اما دستگاه خلافت آنها را کنترل مي کند.
* موضوع سن اندک امام جواد(ع) بحث انگيزترين مسأله اي است که همواره مطرح بوده است، مقدمات پذيرش اين مسأله چگونه از سوي امام هشتم(ع) مطرح مي شده است؟
** امام جواد(ع) هنگامي که پدر بزرگوار خود را در سال 204 هجري از دست مي دهند هشت سال بيشتر سن نداشتند و دوران امامت ايشان از همين سال آغاز و به مدت پانزده سال ادامه مي يابد. سن اندک امام مسأله اي است که علماي آن زمان آن را بهانه اي ساخت تا با کنايه هاي پياپي مأمون را خطاب قرار دهند که چگونه است که چنين کودکي را مورد تکريم و احترام قرار مي دهي.
در اينجا لازم است به دو نکته که از سوي علماي اهل تسنن و نيز تشيع در خصوص سن کم امام(ع) مطرح شده است اشاره کنيم. دانشمندان شيعي مي گويند هنگامي که علي بن جعفر بن محمد يعني پسر امام صادق(ع) با امام جواد(ع) روبرو مي شوند به گونه اي غيرمتعارف به تکريم و احترام ايشان مي پردازد و حتي جاي خود را به آن حضرت مي سپارد و به احترام ايشان بر مي خيزد. اين رفتار براي برخي از مصاحبان علي ابن جعفر قابل درک نيست، اينکه چگونه پيرمردي که خود اهل فضل و دانش است و کرسي بحث و گفتگو را اداره مي کند نسبت به کودکي اينچنين احترام مي کند. علي ابن جعفر پس از مواجهه با پرسش منتقدان مي گويد: اين خواست و مشيت الهي بوده است که چنين کودکي را در اين سن به امامت برساند در حالي که من پيرمردي سالخورده ام و اين نشان عظمت اين کودک و توجه خداوند متعال به ايشان است. اين مسأله نشان مي دهد که شيعيان نيز نسبت به اين مسأله سؤالاتي را داشته اند. در جريان مناظرات و جلسات پرسش و پاسخي که برگزار مي شود از امام جواد(ع) سؤال مي کنند و ايشان به داستان نبوت انبيايي اشاره مي کند که در سن کودکي و قبل از آن به مقام نبوت رسيده اند. در ميان اهل تسنن نيز چنين ديدگاهي وجود داشته است. مأمون عباسي مي کوشد با اعمال سياستهاي خاص خود امام(ع) را تحت کنترل خود قرار دهد و به اين منظور دختر خود ام الفضل را به عقد امام جواد(ع) درآورد. علماي اهل تسنن و خاندان بني العباس به مأمون شکايت مي کنند که چگونه دختر خود را به عقد ايشان درآورده اي. در اين شرايط است که مناظره امام جواد(ع) با يحيي ابن اکثم بزرگترين دانشمند و فقيه سني مذهب آن زمان مطرح مي شود که امام(ع) پاسخهايي را ارايه مي دهد که وي پيش از آن نمي توانست تصور چنين پاسخهايي را در ذهن داشته باشد؛ به عنوان مثال يحيي ابن اکثم براي آنکه امام(ع) را مورد آزمون قرار دهد از ايشان در خصوص حکم کسي که در حال احرام به شکار مي رود سؤال مي کند. امام(ع) تفسيرهايي نظير اينکه آيا او در هنگام شکار در داخل و يا خارج حرم بوده است، زمان شکار شب و يا روز بوده است، آيا وي آزاد و يا بنده بوده است، کودک و يا بزرگسال بوده است و... مطرح کرده و خود براي هر يک پاسخهايي را عنوان مي کند و به اين وسيله شگفتي حاضران در مجلس را نسبت به خويش بر مي انگيزد و به اين ترتيب يحيي ابن اکثم نيز به علم و دانش وافر امام جواد(ع) پي مي برد. اين مسأله شگفتي عالمان آن زمان را نسبت به علم و دانش امام بر مي انگيزد.
* اين مسأله چقدر با تحقق امامت امامان بعدي در ارتباط است؟
** من معتقدم سن اندک امام جواد(ع) و دو امام ديگر که در سن کودکي به امامت مي رسند مقدمه اي براي عصر غيبت است. اينکه امام جواد(ع) در 8 سالگي و امام هادي(ع) در 9 سالگي عهده دار منصب امامت شيعيان مي گردند مقدمه اي براي امامت امام عصر(عج) در پنج سالگي است ضمن آنکه اين مسأله از تدبيري الهي حکايت مي کند تا ائمه بني الرضا(ع) در کودکي مقدمات پذيرش عصر غيبت کبري را براي شيعيان آماده و فراهم سازند.
* به نظر شما مهمترين مشکل امام جواد(ع) در اين دوره چيست و امام با اين مشکل چگونه مواجه مي شود؟
** ببينيد، ويژگي دوران امام جواد(ع) حاکميت بني العباس است. سفاح نخستين خليفه بني عباس با اين شعار به خلافت رسيد که مي خواهد برخلاف خلفاي پيش از خود رضايت اهل بيت پيامبر(ص) را به دست آورد. عهد خلافت مأمون دوراني است که وي با ويژگيهاي شخصي خود مي کوشد نوعي نهضت علمي ايجاد کند تا به اين وسيله شخصيت امام رضا(ع) در برابر علماي مکاتب و مذاهب مختلف مورد ترديد قرار دهد. در همين دوره است که نهضت ترجمه شکل گرفته است. در اواخر قرن دوم و اوايل قرن سوم هجري حدود 200 سال از تمدن اسلامي مي گذرد و بسياري از مسلمانان از اقصي نقاط مختلف وارد شده و شبهاتي را نيز با خود آورده اند. در فضايي که نهضت علمي اين دوره شکل گرفته است مأمون مي کوشد با اقتدار تمام بر جهان اسلام حکومت کند.
* به نظر مي رسد امام جواد(ع) در همان سالهاي نخست ورود مأمون به بغداد مرکز خلافت عباسي تلاش مي کند تا از مأمون فاصله بگيرد. اين فاصله گرفتن براي چيست؟
** حضور امام در مدينه امکان مديريت جهان شيعه را توسط ايشان محدود مي کرد و هواداران ايشان را مورد تهديدهاي دستگاه خلافت عباسي قرار مي داد. براي همين مسأله است که پس از فرا خواندن امام جواد(ع) به بغداد در سال 204 هجري ايشان کمتر از يکسال تلاش مي کند بغداد را به سوي مدينه ترک کند. امام مي کوشد شيعيان را از سيطره حکومت دور کند و حتي به شيعيان خود مي گويد که ما مطيع و مؤيد دستگاه خلافت عباسي نيستيم و براي همين منظور فعاليتهاي خود را از حوزه دستگاه عباسي دور مي کند. در سال 220 هجري که معتصم برادر مأمون به خلافت مي رسد معتصم بار ديگر امام جواد(ع) را به بغداد فرا مي خواند و در همان سال امام(ع) را در بيست و پنج سالگي به شهادت مي رساند.
* دستگاه خلافت عباسي هر از گاهي شعار تبعيت از اهل بيت هم سر مي دهد امام(ع) با اين مسأله چگونه برخورد مي کنند؟
** بله همانطور که اشاره کرديد دوران خلافت امام جواد(ع) دوراني است که امام(ع) تلاش مي کند در برابر شعار تبعيت و محبت بني العباس به اهل بيت(ع) که شعار کاذبي بوده است حقايق بسياري را منتشر کند و نشان دهد که اهل بيت(ع) چه کساني هستند. اين مسأله همان گامي است که امام رضا(ع) در حديث سلسلةالذهب در نيشابور به آن اشاره مي کند که در زير سايه اهل بيت خواهي کاذب بني العباس اهل بيت دوستان واقعي را نشان دهد. فعاليت عمده امام جواد(ع) در مدينه معرفي مکتب تشيع واقعي است.
گرچه امام(ع) در اين دوران کوتاه نتوانست شاگردان زيادي را پرورش دهد اما تعداد اين شاگردان بيش از 110 نفر ذکر شده است که در مقايسه با شاگردان امام صادق(ع) و امام باقر(ع) که هزاران شاگرد بوده است اندک است و حتي تعداد احاديث مطرح شده از سوي ايشان از 250 حديث فراتر نمي رود و همين نشان مي دهد که اين دوران، دوران خاص، پرفراز و نشيب و در عين حال پربرکتي براي امام جواد(ع) و شيعيان واقعي آن جامعه بوده است.
|