| اينترنت، تازهترين دستاورد بشري و آخرين عضو خانواده تكنولوژي است كه حدود چهل سال است قدم به عرصه زندگي انسان امروز گذاشته و در شئون مختلف زندگي بشر، تا حدود زيادي دخيل شده است. امروزه بسياري از افراد، از پژوهشگران، محققان و حتي دانشآموزان گرفته تا تجار و بازرگانان و حتي زنان خانهدار، بسياري از امور خود را به وسيله اين ارمغان بزرگ تكنولوژي، انجام ميدهند به طوري كه استفاده از اينترنت، طي سالهاي اخير رشد زيادي يافته است. در جهان امروز ما، با رشد تكنولوژي، كاهش هزينه استفاده از اينترنت و همچنين كاهش قيمت يارانه، بهرهگيري از ابزارهاي كامپيوتر در جامعه بينالمللي و به تبع آن در كشور ما، وضعيتي به وجود آمده كه امكان حذف اينترنت و كامپيوتر از زندگي بشر، غير ممكن به نظر ميرسد. حال اينترنت، با اين ميزان اهميت و جايگاه رفيع در مبادلات مادي و معنوي بشر، در كشور ما چه جايگاهي دارد؟ ضريب نفوذ اينترنت در كشور ما چقدر است؟ چه عواملي باعث افزايش يا كاهش ضريب نفوذ اينترنت در كشور ما ميشود؟ و اصولاً دولت كارآمد و توسعهخواه، چه نقشي را در اين روند بازي ميكند؟ متن زير، در مقام پاسخ به سؤالات پيش گفته برآمده است.
ورود اینترنت به ایران
اينترنت، اندكي پس از عمومي شدن استفاده از آن در جهان (اواخر دهة 1980 و اوايل دهة 1990)، قدم به ايران گذاشت. از آن زمان كه براي اولين بار، پژوهشگران ايراني در مركز تحقيقات فيزيك نظري و رياضي به اين شبكه جهاني متصل شدند، تا به اكنون كه افزايش كيفيت اينترنت در كشور، از لوازم توسعه همه جانبه ما محسوب ميشود، اين نكته بر متخصصان امور واضح و مبرهن بوده است كه اينترنت، ابزار دست ساخته انسان براي سامان بهتر امورش است؛ ابزاري كارا براي انسان عصر جديد.
در ايران نيز، به عنوان كشوري نيازمند توسعه، توجه خاصي به اين ابزار جهاني شده است؛ به طوري كه در طي ده سال اخير، استفاده از اينترنت رشد انفجارگونهاي پيدا كرده است. ضريب نفوذ اينترنت نيز به همين ميزان افزايش فراواني يافته است. اما ضريب نفوذ اينترنت چيست؟
ضریب نفوذ اینترنت در ایران
ضريب نفوذ اينترنت به معناي نسبت كاربران اينترنت به كل جمعيت كشور است. بر طبق تعريفي كه شركت فناوري اطلاعات دربارة معناي كاربران اينترنت به عمل آورده است، كاربران كسانياند كه در طول هفته، حداقل 2 ساعت از اينترنت استفاده كنند. به عبارت ديگر، تعداد اين كاربران، اگر بر جمعيت 70 ميليوني ايران تقسيم شود، ضريب نفوذ اينترنت در كشور بدست ميآيد. متأسفانه به دلايل مختلف، هيچ گونه آمار موثق و مطمئني در مورد تعداد دقيق كاربران و ضريب نفوذ اينترنت در كشور وجود ندارد. آنچه كه در برخي محافل رسمي و غير رسمي، عنوان ميشود تخمينهاي فردي يا جمعي است كه كارشناسان يا مسئولان منتشر ميكنند. مهمترين مركز بينالمللي براي ارائه آمار جهاني و منطقهاي در مورد مباحث مربوط به اينترنت، اتحادية جهاني ارتباطات (ITU) است. بر طبق آخرين گزارش اين مركز، ضريب نفوذ اينترنت در ايران، 5/27 درصد است كه از متوسط جهاني (19 درصد) بالاتر است. جدول زير به خوبي مؤيد جايگاه ايران از اين نظر، در ميان 14 كشور خاورميانه (به غير از تركيه) است:
ردهبندي منطقه درصد نفوذ اينترنت
رژيم صهيونيستي 6/57
امارات 4/38
كويت 6/32
قطر 32
ايران 5/27
لبنان 2/24
بحرين 2/22
عربستان 17
اردن 2/13
فلسطين 5/10
عمان 10
سوريه 8/7
يمن 2/1
عراق 1/0
مجموع منطقه 4/17
اما مقايسه تطبيقي اين آمار با كشورهاي منطقه و غرب آسيا، نشاندهندة رتبه (Ranking) پايين ايران از نظر شاخص ضريب نفوذ اينترنت است. بر اين اساس، هر چند ايران از نظر تعداد كاربر اينترنت (به دليل جمعيت بالاي آن) در منطقه غرب آسيا در جايگاه اول ايستاده است اما از نظر ضريب نفوذ، در جايگاه پنجم قرار دارد و كشورهايي مانند امارات، كويت و قطر بالاتر از ايران هستند. اين در حالي است كه طبق سند چشمانداز ملي كشور، بايد در سال 1404، جايگاه اول فناوري را در منطقه داشته باشيم. هر چند در طي سالهاي گذشته تلاشهاي فراواني در اين حوزه صورت گرفته است اما متأسفانه هنوز نتوانستهایم به جایگاه اول در منطقه نزدیک شویم. به نظر میرسد که با توجه به سرعت شتابان کشورهایی مانند امارات ( مخصوصاً دبی) و کویت در این مسیر و توسعه کیفی برنامهریزی شده در این کشورها، نیاز به عزمی ملی است تا بتوان در این مسیر رقابت آمیز که در آن، زمان کمیابترین کالا محسوب میشود، با موفقیت به جایگاه اصلی خود در منطقه برسیم. اما به راستی چرا این تحول، به گونهای کیفی در ایران اتفاق نیفتاده است؟ وضعیت کشور در سایر عرصه¬های این حوزه چگونه است؟ چه چیزی میتواند تا این عزم ملی برای توسعه کیفی در این حوزه را ایجاد کند؟
اینترنت، ابزار دولت توسعه¬گرا
نگاهی به تحولات و سیاستگذاریهای انجام شده در طی سه سال گذشته مؤید این امر است که دولت نهم، در حوزه اینترنت با درک نسبی مبنی بر اهمیت آن، سعی در افزایش کمی (تعداد کاربران) به جای افزایش کیفی (پهنای باند اینترنتی کشور، ارتباطات بر اساس ماهواره به جای فیبر نوری (یا حداقل غلبه اینترنت ماهوارهای) و ...) داشته است. مطالعات مختلف نشانگر این امر است که حتی در حوزه افزایش کمی نیز در مقایسه با کشورهای منطقه، علیرغم پیشرفتهای زیاد، نتوانستهایم جایگاه مناسبی را به دست آوریم(به جدول مراجعه کنید). به عبارت دیگر، عدم طرحریزی سیاستهای مناسب در این حوزه باعث شده است هم در حوزه کمی و هم در حوزه کیفی نتوانیم به اهداف سند چشمانداز نزدیک شویم. بنا بر گزارش سازمان توسعه و همکاری اقتصادی(OECD)، تجارت الکترونیک در سطح جهان توانسته است تا سال 2007 به بیش از یک هزار میلیارد دلار برسد. جایگاه ایران در این حوزه نیز بسیار نامناسب است. این حجم از تبادلات اقتصادی در محیط اینترنتی، تنها زمانی میتواند سرمایههای سیال در جهان را به سوی کشور روانه کند و ایران نیز از مزایای تجارت جهانی بهره ببرد که با مدیریت کارآمد دانش محور و توسعهگرا، و برنامهریزی در جهت تشخیص حوزههای بیشتری از عرصه تجارت الکترونیک جهانی، امکان توسعه سریعتر کشور فراهم آید. تا به حال، برنامهریزیهای به گونهای بوده است که ما تنها مصرف کننده این فرایند به حساب میآمدیم. از اینرو، شرکت در مبادلات تجاری جهان در این حوزه، در پناه دولتی به وقوع میپیوندد که توانسته باشد با درک اهمیت این ابزار، درک جایگاه کشور و لزوم بسیج امکانات در جهت توسعه کیفی کشور، سهم ما را از مبادلات الکترونیک در دنیا ارتقا دهد. متأسفانه در زمینه حضور در مجامع بینالمللی مدیریت اینترنت، نیز طی سالهای گذشته از جایگاه مطلوبی برخوردار نبودیم؛ این در حالی است که برخی از کشورهای کوچک عربی با ایجاد لینکها و ارتباطات قوی، در این زمینه جایگاههای مناسبی را به دست آوردهاند. امارات (دبی) سرآمد این عرصه است. در حال حاضر، دبیIT منطقه محسوب میشود. حضور موثر ایران در ارتباطات جهانی، در حقیقت حضور در بخشی از تصمیمگیریهای جهانی است؛ حضور ناگریز اما فرصتی تاریخی.
تمام این موارد، واقعیتهایی هستند که در صورتی که در چارچوب علمی و واقع¬بینانه قرار گرفته و برای دستیابی به شرایط مطلوب، برنامهریزی صحیحی صورت گیرد میتواند کشور ما را در مسیر توسعه همه جانبه قرار دهد. اینترنت، ابزار دولت توسعهگرا در مسیر توسعه کشور است. از اینرو، دولت توسعهگرا با برنامهریزی صحیح میتواند تا ابتدا این عرصه را به رشد کیفی برساند و در وهله بعد، با استفاده از این ابزار در دهکده جهانی شده امروز، منافع ملی ما را تحقق بخشد. منافع ملی ما حکم میکند تا با حضور مؤثر در حوزه مبادلات تجاری الکترونیکی بینالمللی و استفاده از ابزارهای نوین تکنولوژیک هم به جایگاه اول در منطقه دست یابیم و هم از فرصتهای جدید برای توسعه کشور استفاده کنیم. ما برنامه¬ها و افق¬های خوبی در این حوزه داریم (برنامه چهارم توسعه و سند چشم¬انداز). ظهور دولت توسعهگرا، گام اول در مسیر اجرایی کردن بندهای سند چشم¬انداز کشور در این حوزه است.
تجربه کشورهای جنوب شرقی آسیا نشانگر این حقیقت است که تنها در لوای یک دولت تحولخواه و توسعهگرا است که عزم ملی برای توسعه کشور فراهم میآید. دولت توسعهگرا، دولتی است که با برنامهریزی مدون و بسیج تمام امکانات کشور در جهت توسعه ملی، هر آن چیزی را که در کشور وجود دارد و هر آن تحولی که در داخل و خارج روی میدهد را در مسیر توسعه کشور به کار میگیرد. به عبارت دیگر، هر چیز در مسیر زندگی بهتر شهروندان ایرانی به کار گرفته میشود.
ما در عصری زندگی میکنیم که شهره به نام «دهکده جهانی» است. در این دهکده جهانی، اینترنت مهمترین ابزار تلقی میشود. از اینرو، توسعه کمی و کیفی این حوزه، ابزارهای حکمرانی در عصر جهانی شدن را فراهم میآورد. سند چشمانداز ملی ما نیز بر توسعه دانش محور تأکید دارد. ظهور دولت توسعه¬گرا، کمیاب¬ترین عامل ما ¬یعنی زمان و مهمترین نیاز ما یعنی توسعه را محقق می-کند.
|