| جایگاه غرب در سیاست خارجی مدودوف
بخش مهمي از سياست خارجي روسيه را مناسبات و روابط با كشورهاي غربي به خصوص اتحاديه اروپا و ايالات متحده آمريكا شكل ميدهد. به نحوي كه در تحليل سياست خارجي روسيه نميتوان وزن و حجم مناسبات مسكو با غرب را كم اهميت تلقي نمود. در اين بين روابط روسيه و اتحاديه اروپا همواره با موانع و فراز و نشيبهاي متعددي روبرو بوده است، به نحوي كه آنها بهرغم توافق در بعضي مسائل دوجانبه، هنوز در بيشتر مسائل اساسي، انتقادهاي زيادي نسبت به يكديگر دارند. براين اساس روسيه، اتحاديه اروپا را سازمان قدرتمندي تلقي ميكند كه هم ميتواند به منافع روسيه تعدي كند و هم به آن سود رساند. اتحاديه اروپا نيز در استراتژي ميانمدت خود، روسيه را به عنوان يك وسيله و ابزار در تعقيب جهان چندقطبي و سيستم امنيت جمعي اروپايي در نظر ميگيرد. از اين رو به نظر ميرسد عدم اعتمادي كه از زمان حيات اتحاد جماهير شوروي ميان اتحاديه اروپا و روسيه وجود داشت، اينك جاي خود را به روابطي پيچيده داده است.
از سوي ديگر روابط روسيه و ايالات متحده آمريكا نيز با فراز و نشيبها و پيچيدگيهاي خاص خود همراه بوده است، به نحوي كه گاهي دو كشور را تا آستانه بروز جنگ سردي جديد نيز پيش برده است (جنگ گرجستان). با اين حال اگر چه تصور يك جنگ سرد جديد براي توصيف روابط جديد روسيه و غرب، سادهانگارانه است، اما بايد توجه داشت كه روسيه با نگاهي واقعگرايانه در برابر غرب صف كشيده است و به عنوان يك بازيگر قدرتمند در عرصه سياست بينالملل عمل ميكند، به نحوي كه نه غرب ميتواند روسيه را ناديده بگيرد و نه روسيه روابط خود را با غرب خدشهدار خواهد ساخت. از اين رو در حال حاضر روسيه در چند جبهه با غرب دچار كشمكش است. احساس نگراني نسبت به گسترش ناتو به شرق، همكاري اروپا با ايالات متحده در جهتدهي به سیاست كشورهايي چون گرجستان، اوكراين، صربستان و مونتهنگرو، نصب سامانه دفاع موشكي آمريكا در اروپا، استقلال كوزوو، مسأله مالكيت بر بخشهايي از قطب شمال و خروج روسيه از پيمان منع سلاحهاي متعارف از جمله مسائل و مشكلاتي هستند كه در روابط مسكو و غرب خودنمايي ميكنند. با اين حال به نظر ميرسد روسيه خواستار مذاكرات جديتر در خصوص روابط خود با اتحاديه اروپا است. چرا كه روسيه بزرگترين شريك بازرگاني اتحاديه اروپا محسوب ميشود و نيمي از صادرات اين كشور راهي كشورهاي اروپايي ميگردد. ضمن آنكه روسيه حدود يك چهارم گاز طبيعي مورد نياز اتحاديه اروپا را تأمين ميكند و از اين منظر نيز درآمد قابل توجهي نصيب مسكو ميشود. به همين سبب علي رغم انتقادهايي كه در روابط روسيه و اتحاديه اروپا وجود دارد، به نظر ميرسد كه روسيه در وهله اول اروپا را به عنوان شريك خود ميشناسد، اما در عين حال با انتقاد از برخي سياستهاي يكجانبهگرايانه اين اتحاديه، سياستهاي چالش برانگيز را موجب بروز مشكلات در سازوکار عملكردي اتحاديه اروپا تلقي ميكند.
در واقع آنچه باعث نگراني كرملين از روابط با كشورهاي اروپايي ميشود، استفاده كشورهاي اروپايي از امكانات ساير كشورهاي عضو اتحاديه در جريان مناقشات دوجانبه با روسيه است. به عبارت ديگر كشورهاي اروپايي تمايل دارند در روابط و مناقشات دوجانبه خود با روسيه، از همبستگي موجود در اتحاديه اروپا به نفع خود استفاده كنند و اين موضوع باعث افزايش نگرانيهاي مسکو شده است. علاوه بر اين روسيه از تكيه اروپا به ايالات متحده آمريكا در خصوص تضمين امنيت این قاره نيز ناراضي است و به كرات از نقشه آمريكا براي استقرار تأسیسات دفاع موشكي در اروپا انتقاد كرده است. به همين سبب روسيه در جستجوي يك پيمان امنيتي جديد در سراسر قاره اروپا برآمده است. چنان كه مدودوف نيز اين امر مهم را در نشست مشترك روسيه و اتحاديه اروپا در سيبري مطرح نمود.
مهمترين مسألهاي که از زمان به قدرت رسیدن مدودوف مطرح بوده، آغاز مناقشه با گرجستان است. اما در مورد اين که مدودوف واقعاً چقدر در اين تصميمگيري نقش داشته است، ترديدهاي زيادي وجود دارد. زماني که اين مناقشه در جريان بود، بيشتر پوتين در تلويزيونها در حال هدايت عمليات ارتش روسيه عليه گرجستان دیده می شد. يكي از دلايل اصلي اقدام روسيه به دخالت نظامي در اوستياي جنوبي را ميتوان ناشي از تمايل اين كشور به تثبيت مجدد جايگاه سياسي خود در حوزه اتحاد شوروي سابق از يك سو و فهماندن عدم امكان ناديده گرفتن ملاحظات و منافع روسيه به ويژه در اين حوزه به كشورهاي غربي دانست. روسيه با اقدام قاطع خود در پي آن برآمد كه به غربيها و به ويژه آمريكا بفهماند كه روسيه بيش از اين انقباض ژئوپوليتيكي خود را بر نخواهد تافت و براي تأمين منافع خود در اين زمينه حتي به اقدام نظامي نيز متوسل خواهد شد. بر اين اساس اقدام نظامي روسيه عليه گرجستان و اشغال بخشي از خاك اين كشور را ميتوان بخشي از تلاش عملي در راستاي تحقق همين دكترين ارزيابي كرد (هرچند طرح اين اولويتها بعد از جنگ روسيه – گرجستان صورت گرفته است).
مخالفت با انقباض منافع ژئوپوليتيكي روسيه در منطقه قفقاز و مقابله با يكهتازيهاي آمريكا در حوزههاي نفوذ ساير كشورها در مقام قدرت برتر جهاني از جمله موارد قابل انطباق اقدام روسيه در اوستياي جنوبي با دكترين سياست خارجي مدودوف است.(57) از آنجا كه بسياري از روسها از جمله زمامداران فعلي اين كشور همچنان با ديدگاههاي ژئوپوليتيكي اقدام و رفتار ميكنند، لذا اقدام نظامي روسيه در اوستياي جنوبي را نيز ميتوان، فعلي از سوي اين كشور در راستاي حفظ منافع خود در مناطقي دانست كه اين كشور در آنها براي خود منافع ويژهاي قائل است و همچنان كه از سوي برخي مقامات روسيه از جمله شخص مدودوف اعلام شد، اقدام روسيه در اوستياي جنوبي تلاشي براي حفاظت از جان و شأن شهروندان اين كشور در اين منطقه بود.
به طور کلی به نظر می رسد ميرسد مدودوف به دلايلي چند قادر به پيگيري سياست خارجي مستقل نخواهد بود و تا حدودي خطوط اصلي سياست خارجي پوتين بهويژه در موضوعات راهبردي از جمله سياست «ابرقدرت انرژي»، خلع سلاح، روابط راهبردي با آمريكا و موضوعات امنيتي را به دلايلي چند به سياق سابق دنبال خواهد كرد. دليل اول، احتمال زياد نفوذپذيري مدودوف از پوتين در فرايند تصميمسازيهاي خارجي است كه اين امكان با توجه به احتمال حضور مستقيم پوتين در روند سياستگذاريها (با عنايت به موافقت رسمي وي با پيشنهاد مدودوف مبني بر پذيرش پست نخستوزيري دولت آينده) و سابقه اعتماد، دوستي و تعامل مثبت پوتين و مدودوف به طور جدي قابل بررسي است. دليل دوم اينكه عدم تخصص مدودوف و نزديكان او در طيف ليبرال به پيچيدگيهاي حوزه سياست خارجي بهويژه موضوعات «سخت» (امنيتي و راهبردي) او را مجبور ميكند به واسطه ماهيت و ويژگيهاي خاص سياست خارجي روسيه كه درگيري در موضوعات «سخت» را براي اين كشور الزامي ميكند، از تخصص و تجربه پوتين كمك بگيرد. (58)
یک تحقیق علمی که اخیراً توسط آژانس کانادایی «گلوب اسکن» برای سرویس روسی بی بی سی انجام شده نشان می دهد که تنها ۱۵% مردم روسیه معتقدند که مدودوف قدرت واقعی را در دست دارد. این رقم تنها سه درجه بالاتر از رقم مرکز لوادا در مسکو است که تحقیق خود را در ماه فوریه گذشته منتشر کرد. هر دو این منابع آماری نشان می دهند که حدود ۵۰% مردم روسیه فکر می کنند ولادیمیر پوتین و دیمیتری مدودوف قدرت را به شکل مساوی میان خود تقسیم کرده اند. (59)
نتیجه گیری
نخبگان روسیه بر اين نكته تأكيد دارند كه حضور مسكو در عرصه خارجي نبايد صرفاً به اجرا، بلكه به شكلدادن و مديريت روندهاي منطقهاي و بينالمللي نيز معطوف شود. همان طور که لاواروف وزیر خارجه روسیه گفت: «از اوايل سالهاي 2000 پايههايي پي ريزي شدند كه به روسيه امكان بازپرداخت بدهيها، احياي كارآيي قدرت دولتي، تحكيم تماميت ارضي كشور و تبديل كردن اقتصاد روسيه به يكي از 10 اقتصاد اول جهان را داده است. نتيجه توسعه داخلي ما به طور طبيعي به رشد امكانات مالي – اقتصادي و سياسي روسيه در صحنه بين المللي مبدل شده است. ديپلماسي روسي از مباني مستحكمي برخوردار شده است. ما از همين زاويه به جهان امروز مينگريم و همراه با كشورهاي ديگر در قبال آينده جهان احساس مسئوليت ميكنيم.
اعتقاد دارم كه جهان به روسيه كارآمدي احتياج دارد كه قبل از همه بتواند از خود مواظبت كند. روسيهاي لازم است كه «تأمين كننده امنيت» باشد، به حفظ تعادل در سياست اروپايي و جهاني كمك كند و در حل و فصل مسايل بشری سهم فكري و عملي خود را ايفا نماید. روسيه هم اكنون به همین صورت ساخته ميشود.
براي منطقه اروپايي – آتلانتيك مشاركت سهجانبه ايالات متحده، روسيه و اتحاديه اروپا ميتواند مفيد باشد. در چارچوب اين «مثلث» اروپا در بعضي زمينه ها به ايالات متحده نزديكتر است ولي در بعضي زمينههاي راهبردي با روسيه مشتركات بيشتري دارد. از جمله مي توان به موضوع توسل به زور، انواع ديگر اجبار، حكم اعدام و برخورد با حقوق بين الملل اشاره كرد.
ما با وجود تفاوتهاي موجود بايد سعي كنيم بزرگ ترين ضريب مشترك را بيابيم. اگر كسي خيال ميكند كه بازدارندگي اجتنابناپذير است، اين «كنسرت سهگانه» بهترين شيوه برطرف كردن شبهات متقابل از طريق تقويت اعتماد متقابل است كه به دور از رويارويي است و هزينه ای ندارد. مي توان اين نوع همكاري را به عنوان شيوه ملايم مديريت روند دستهجمعي «فرود نرم» ايالات متحده به واقعيات جهان چندقطبي و در حال جهاني سازي واقعي تلقي كرد. شايد زمان آن رسيده باشد كه تعبير جديد اصل «اروپايي – آتلانتيك» كه شامل حال روسيه هم باشد، ارائه شود.
روسيه از اين به بعد نيز با استفاده از تمامي امكانات خود در جهان امروز، به ايفاي نقش متوازن كننده در امور جهاني ادامه خواهد داد. ولي اجازه نخواهيم داد كه ما را به هيچ گونه رويارويي بكشانند و نيز عضو ائتلافات «مقدس» عليه هيچ كس نخواهيم شد. روسيه در زمان خود سعي كرده بود به قول داستايفسكي «اختلافات اروپايي را آشتي دهد». بعد از پايان جنگ هاي ناپلئون، به اصطلاح «كنسرت» (ائتلاف) قدرتهاي اصلي اروپايي تشكيل شده بود كه صلح قاره اروپا را تأمين ميكرد. ولي تلاشها در جهت بازدارندگي در قسمت شرقي اروپا (به اصطلاح «مسأله شرقي») اين معماري امنيت اروپايي را ويران كرد. روسيه در مراحل بعدي اجازه داد كه آن را به ائتلافاتي بكشانند كه نهايتاً موجبات بروز جنگ جهاني اول را فراهم كرد. به عبارت ديگر، در آن زمان روسيه نتوانسته بود خود را بالاتر از تضادهاي اروپايي قرار دهد. ولي ما نهايت تلاشهاي خود را به عمل خواهيم آورد تا در سياست اروپايي يا جهاني، به اين هدف برسيم. اين امر همچنين به معني امتناع از شركت و حمايت از سازمانهايي است كه تبلور و تجسم اين اختلافات هستند.» (60)
«فعاليت كشورها در زمينه سياست خارجي به يكي از جنبههاي مهم توسعه ملي تبديل ميشود. در اين رابطه تلاش ديپلماتيك ما بايد نه تنها به وسيله موفقيتها در زمينه ثبات بين المللي بلكه با اهرمهاي وزين مالي و اقتصادي تقويت شود. جهان در مرحلهاي قرار دارد كه در عمل تمام ساختار معماري امنيت جهاني نوسازي ميشود. اما عدهاي كماكان از زاويه پيشداوريهاي گذشته به روسيه مينگرند و اين كشور نيرومند و در حال رستاخيز را به عنوان خطر تلقي ميكنند. عدهاي حاضرند ما را حتي به احياي تمايلات سلطهگرانه جديد و – همان طور كه اخيراً شنيديم – به شانتاژ تخيلي انرژتيك متهم كنند. ما راه ديگري پيشنهاد مي كنيم. سياست خارجي بايد بر اساس اصول حقوق بين الملل و استانداردهاي واحد و جامع ارزيابي شود.» (61)
از سوي ديگر، روابط بين روسيه و ايالات متحده براي ثبات راهبردي اهميت خاصي دارد ولي در اين زمينه تغييرات زيادي لازم است: «براي اينكه تحولات مثبت باشند، سياستمداران دو كشور بايد اين «قضيه بديهي» را ياد بگيرند كه مشاركت بين قدرتهاي جهاني مانند روسيه و آمريكا، مي تواند فقط بر اساس برابري و احترام متقابل برقرار شود.» همانطور که مدودوف در اولین سخنرانی عمومی خود برای مردم روسیه در مورد رابطه با ایالات متحده گفت «روابط دو کشور به دنبال برخی تنش ها از جمله جنگ روسیه و گرجستان دچار عقبگردهایی شد.»
رئیس جمهوری روسیه در سخنرانی خود همچنین آمریکا را به خاطر بحران در گرجستان سرزنش کرد و گفت «جنگ روسیه و گرجستان بر سر اوستیای جنوبی نتیجه «غرور و خودبینی» سیاست خارجی آمریکا بود.» (62)
به طور کلی مدودوف به همکاری بیشتر با اروپا علاقمند است و در این راستا اقدام هایي صورت داده که به عنوان مثال پيشنهاد تدوين يک معاهده امنيتي جديد براي اروپا از جمله اين موارد است. اما اين پيشنهاد که در برلين اعلام شد، آنقدر مبهم بود که غرب توجه خاصي به آن نکرد. مدودوف در جريان نشست گروه 20 در لندن نشان داد که مناسبات اش با اوباما بد نيست. در همان زمان بود که دو کشور روسيه و آمريکا بر سر لزوم از سرگيري مذاکرات کنترل تسليحات به توافق رسيدند و اوباما نيز دعوت مدودوف براي ديدار از روسيه در ماه جولاي (تیر 1388) را پذيرفت تا فصلي جديد در روابط دو کشور شکل گیرد. باید دید که در دیدار آینده اوباما و مدودوف در روسیه چه خواهد گذشت. نکته مسلم این است که روسیه تلاش می کند خود را به عنوان یک قدرت بزرگ شرقی معرفی کند که در جهان غرب و در سیاست جهانی هم تأثیر غیر قابل انکاری دارد. به نظر می رسد فدراسیون روسیه برای تأمین منافع ملی، هویت خود را فراموش کرده است. آیا روسیه مدودوف می تواند در سیاست خارجی خود ثبات را تجربه کند؟
پی نوشت:
1. جك سي پلانو و روي آلتون، فرهنگ روابط بينالملل، مترجم حسن پستا، تهران، انتشارات فرهنگ معاصر، ص 2
2. Alex Pravda, “The Public Politics of Foreign Policy”, in Internal Factors in Russian Foreign Policy, edited by Neil Malcom, Alex Pravda, Roy Allison and Margot Light, Oxford: Oxford University Press, 1996, p. 212
3. Moshe Haspel, “Law Making and Decree Making in the Russian Federation: Time, Space, and Rules in Russian National Policy Making”, Midwest Political Science Association, Spelman College Chicago, April 2006, p. 51
4. لئونيد ملچين، يوگني پريماکف: زندگي يک دولتمرد، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي، 1379، ص 260
5. Coit D. Blacker, Russia and the West,ed. By M.Mandelboum, in The New Russian Foreign Policy , New York , Council on Foreign Relations Books,1998 , p. 170
6. Andrei Kortunov , Russia ,The Near Abroad and the West, ed.,by Gail Lapidus , , in The New Russia, London, Oxford, Westview Press, 1994.p.149
7. Pyung Kyun Woo, Russian National Interests and Foreign Policy, Pasific Focus.Vol.17,No.1,Spring2002,P.89
8. جهانگير کرمي، سياست خارجي روسيه: مشکل تعريف منافع و رفتارهاي متناقض، فصلنامه مطالعات آسياي مرکزي و قفقاز، شماره 41، بهار 1382، ص 50
9. J. Valdez , The West and Russian Foreign Policy, ed., by A. and K. Davisha , in the Making of Foreign Policy in Russia,London: M.E. Sharpe ,1995 , PP.91 -92
10. Blacker, Op.cit., p.170
11. Aron, Leon and Jensen, Kenneth , The Emergence of Russian Foreign Policy , Washington , D.C , U.S Institute of Peace Press, 1994,p.20
12. جهانگير کرمي، پيشين، ص 53
13. الهه کولايي، سياست و حکومت در فدراسيون روسيه، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، 1378، ص 268
14. Leon Aron and Kennet Jensen , Op.cit.,p.11
15. Natalya Narochnitskaya, Russia Belonges to Neither thr East Nor the West , International Affairs ,Vol.72, January 1994 , pp. 33-39
16. Blacker,Op.cit.,p.96
17. Gurazhdeh
18. طبق اين مقررات، دولتهاي عضو سازمان بايد قبل از جابجايي واحدهاي نظامي با بيش از 9 هزار نفر، اين سازمان را مطلع نمايند.
19. الهه کولايي، پيشين، ص 263
20. جهانگير کرمي، پيشين، ص 57
21. همان
22. الهه کولايي، تحول در سياست خاورميانه اي روسيه، فصلنامه مطالعات آسياي مرکزي و قفقاز، شماره 18، تابستان 1376، ص132
23. ناصر ثقفي عامري، مباني رويکردها و سياستهاي راهبردي در روسيه، فصلنامه آسياي مرکزي و قفقاز، شماره 29، بهار 1379، ص 11
24. A. Pushkov, The Primakov Doctrine and a New European Order , International Affairs (Moscow) , Vol.4 , No.2 , 1998
25. Arirl Cohen, The Primakov Doctrine: Russia ,s Zero- Sum Game with the United State ,FYI,No.167, December15,1997
26. موسي الرضا وحيدي، سياست خارجي روسيه در درياي خزر، فصلنامه مطالعات آسياي مرکزي و قفقاز، شماره 32، زمستان 1379، ص 78
27. موسي الرضا وحيدي، پيشين، ص 318
28. Richard sakwa,Russian politics and society, london,routledge,2002,p.355
29. The Alliance\'s of Strategic Concept , Washington D.C.: 23-24 April , 1999 , http// www/nato.org/int/1999
30. Dmitri Trenin, Russian security and foreign policy under putin, http://www.carnegie.ru/en/pubs/media/72804.htm?search=undefined&open=&isFound=0
31. S. Mohsin Hashim, “Putin’s Etatization Project and Limits to Democratic Reforms in Russia”, Communist and Post-Communist Studies, Vol. 38, 2005, p. 25
32. دکتر آرمین امینی، سياست خارجي روسيه؛ واهمگرايي در راستاي ثبات هژمونيک، www.iras.ir
33. Richard sakwa, Putin’s foreign policy: transforming the east , in Russia between east and west, ed by Gabriel Gorodetsky, Rutledge, p.174
34. Natash kurt, nato expansion as a factor in russo-chna relations, paper presented PSA special group conference, SSEES,university of Lolondon, 5 February 2000
35. Andrei Piontkovsky, East or West: Russia’s Identity crises in foreign policy,january 2006, http://fpc.org.uk/fsblob/681.pdf
36. همان
37. Andrei Piontkovsky,Op.cit.
38. Alex Pravda, Putin,s foreign policy after 11 September: radical or revolutionary , in Russia between east and west, ed by Gabriel Gorodetsky, p.39
39. .Ibid.
40. ibid.
41. Op.cit, p. 41
42. Andrei Piontkovsky, Op.cit.
43. Dmitri trenin , Russian security and foreign policy under putin, http://www.carnegie.ru/en/pubs/media/72804.htm?search=undefined&open=&isFound=0
44. Ibid.
45. Richard sakwa, Putin’s foreign policy: transforming the east , in Russia between east and west, ed by Gabriel Gorodetsky, Rutledge, p.177
46. Alexandr Yanov, open letter to colleagues in the west, Johnson’s Russia list,no.3410,26july,1999
47. sergei karaganov, strategy for russia:agenda for president-2000,moscow,2000
48. مردي که «امور» را به دست دارد؛ نه «قدرت» را،
http://www.8am.af/index.php?option=com_content&view=article&id=3736
49. “Russian Foreign Policy – Multi−Vector Nature as a Way of Avoiding The hard choice”, Russia 2005. Report on Transformation, Chapter 6, p. 139 www.forum-ekonomiczne.pl/docs/reportRu2006 chapter06.pdf
50. شعیب بهمن، شرق و غرب در سياست خارجي روسيه، http://www.ettelaat.com/new/index.asp
51. سمینار سفرا به سبک روسی، http://www.rusiran.com/archives/002824.shtml
52. Pavel Felgenhauer, "Midvale’s Plans for Military Rearmament", The Jamestown Foundation, Volume 5, Number 190 October 3, 2008
53. ."President Outlines Foreign Policy Priorities" Moscow News, №28, 18/07/2008
54. شعيب بهمن، سياست خارجي روسيه: نگاه به شرق - حركت به غرب، موسسه مطالعات روسيه، آسياي مركزي و قفقاز (ايراس)، 5 تير 1387
55. شعیب بهمن، شرق و غرب در سياست خارجي روسيه، http://www.ettelaat.com/new/index.asp
56. همان
57. Ryan O\'Donnell and Sally McNamara, "The Return of History: Confronting the Russian Bear after the Georgian War", The Heritage Foundation, 9 September 2008
58. علیرضا نوری، پيشبيني سياست خارجي روسيه در دوران مدودف، ر.ک. به: http://hamshahrionline.ir/News/?id=42979
59. رئيسجمهور واقعي روسيه، پوتین یا مدويدیف؟، http://www.iras.ir/Default_view.asp?@=6800&T=%20????%20
60. سخنرانی سرگی لاواروف، رویکرد جدید سیاست خارجی روسیه: برای اطلاعات بیشترر.ک. به: روسیران، پایگاه خبری تحلیلی ایران و روسیه
61. معماري سياست خارجي، برای اطلاعات بیشتر، ر.ک. به: روسیران، پایگاه خبری تحلیلی ایران و روسیه
62. انتقاد شدید روسیه از سیاست خارجی آمریکا، ر.ک. به: http://norooznews.ir/news/9453.php
|